تیمور علی عسگری/ رابط پارلمانی مجمع تشخیص مصلحت نظام
عالمان دینی و مبارزان واقعی دوران انقلاب چهرههای بافضیلت و گرانقدری هستند که در راه پیروی از پیر مراد و رهبر راحل و سفرکرده خودشان به قلههای معرفت و آزادی دست یافتند. آنان با ایمان آگاهانه و استقامت و پایداری، سردمداران ظلم و جهل و ریاکاری را تحقیر و طلسم دغلکاری آنها را در هم شکستند و در مصاف با دشمن و عوامل مزدور آن، از جان و آبروی خودشان فروگذار نشدند. اراده و تصمیم عارفانه و عاشقانه این بزرگ مردان خدامحور و نوعدوست، تجلیگر اندیشه ناب دینی و اصولگرایی در میدان عمل است و تدبیر حکیمانه آنان مصداق روشن و بارز سیاستورزی اسلامی بوده و هست.
انسانهای صغوه و برگزیدهای که در عصر کنونی و در مسیر پیروی از اهل بیت رسول خاتم (ص) نماد «الرّاسِخُونَ فِى الْعِلْمِ» محسوب گشته و پیشینه، حال و آینده آنها تجربه گرانسنگی برای انسانهای آزاده و طالب حق و حقیقت است. جمع شناختهای از این ابرار و نیکان به مثل حضرات آیات بهشتی، مطهری و باهنر شربت شهادت نوشیدند و «فَمِنْهُمْ مَّن قَضَى نَحْبَهُ» را به تصویر کشیدند و به مراد خودشان رسیدند و جمعی دیگر از این مردان مرد، خون دلها خوردند و در میان ما باقی ماندند و مصداق «وَ مِنْهُمْ مَّن یَنتَظِرُ» هستند. اینان انسانهای بزرگ، ارزشمند، با اصل و نسب و دارای عزت نفسی هستند که قدرشناسی از آنها ضرورتی انکارناپذیر است. یکی از چهرههای شناخته شده که به علم و فقاهت، دلسوزی و شجاعت، تدبیر و سیاست، برنامهریزی و آیندهنگری معروفیت دارد، آیت الله هاشمیرفسنجانی است.
کمتر کسی است که پیشینه مبارزات و خدمات ارزشمند او را بتواند انکار کند. مبارزات سیاسی و استراتژی جهادی او در کنار امام خمینی (ره) زبانزد همگان بوده و هست. او کسی است که مکتب تشیع را در شهر خون و قیام قم، بر مبنای اصول فکری امامان شیعه (علیهم السلام) و افکار بلند امام خمینی (ره) راهاندازی کرد و مقابله با شاه و طاغوت و خط عدم سازش با دربار شاه را سرلوحه کار خود قرار داد. آغازین روزهای مبارزاتی او و دوستانش برخلاف روال رایج حوزههای علمیه دستگیری به بهانه سربازی، توقیف اجباری و فشار روحی در پادگان نظامی شاه در تهران را در پی داشت.
اقدامی که به جهت مصادف شدن با ماه محرم و عاشورای حسینی، آشنایی نظامیان با فلسفه قیام عاشورا و نهضت الهی سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) را باعث گشت و پس از آن هم دستگیری و تعقیب و گریزهای پی در پی و شکنجههای طاقتفرسای ساواک شاه، نتوانست اراده عاشقانه و آهنین او را در هم بشکند و او توانست به قهرمان مبارزات اسلامی و مجاهد نستوه، معروفیت یابد. تفسیر راهنمای قرآن کریم، کتابهای سرگذشت فلسطین و امیرکبیر، تنها بخشی از آثار فکری و قلمی او در قبل از پیروزی انقلاب اسلامی است. رادمردی که حضورش در هر نقطه از ایران، عوامل حکومت شاه را در دهشت و وحشت قرار میداد.
در کنار مبارزه عملی با طاغوت و روشنگری فکری و سیاسی در میان مردم، برای گشایش در زندگی بسیاری از همفکران و مبارزین به ویژه روحانیت و کمکرسانی به خانواده کسانی که در بند طاغوت بودند، سر از پا نمیشناخت. نکته ای که رهبر معظم انقلاب اسلامی در خطبه نماز جمعه آن هم در فضای ملتهب سیاسی پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری، بدان تأکید فرمود و اعلام کرد: «در مورد آقای هاشمی باید بگویم که او همه سرمایه و مکنت خدادادی خودش را صرف انقلاب کرد و در مورد ایشان دچار توهم نشوید». نظر به روحیه تشکیلاتی و کار جمعی که در او وجود داشت، پس از پیروزی انقلاب اسلامی با تأسیس حزب جمهوری اسلامی در کنار دیگر همفکرانش آقایان بهشتی، باهنر، خامنهای و موسویاردبیلی، ساماندهی و مدیریت سیاسی کشور را عهدهدار شد و به یاری امام خمینی (ره) و انقلاب همت گماشت.
امام خطاب به ملت ایران فرمودند: «بدخواهان بدانند، هاشمی زنده است چون نهضت زنده است» و در ادامه فرمودند: «نمیتوانند شخصیت انسانی مطهری و هاشمی را ترور کنند و من به آقای هاشمی فرزند برومند اسلام تبریک میگویم که در راه هدف تا نزدیک شهادت به پیش رفت و سلامت و ادامه خدمت ایشان را از خدای متعال خواستارم». از تاریخ ترور فیزیکی در سال 1358 تاکنون سال 1389، علیرغم دشمنیها و ترور شخصیتی و انسانی عدهای فرومایه و افراطی، با دعای امام خمینی (قدس سره) و گوسفند قربانی کردن آن مرد ملکوتی و الهی برای سلامتی آیت الله هاشمیرفسنجانی، خدمات سازنده و گرهگشایانه ایشان استمرار پیدا کرده و انشاءالله ادامه خواهد یافت. هم چنان که از آن روز تاکنون، دهها و بلکه صدها برگ زرین خدمت صادقانه در کارنامه پرافتخار ایشان به ثبت رسیده که مهمترین آنها توفیق اداره درست مجلس خبرگان رهبری و انتخاب رهبر معظم انقلاب اسلامی به عنوان خلف صالح امام خمینی (ره) است.
آزادی کشور از فتنه منافقین و لیبرالها، اداره و فرماندهی جنگ تحمیلی، بازسازی خرابیهای ناشی از جنگ و تقویت زیرساختهای کشور، مقابله با متحجرین و عبور دادن نظام از بحرانهای داخلی و خارجی، بخش دیگری از این خدمات است. آن هنگام که دوران هشت سال ریاست جمهوری ایشان پایان یافت و رقابت انتخاباتی بین سه چهره روحانی دیگر آقایان ناطقنوری، ریشهری و خاتمی برای تصاحب قوه مجریه جریان داشت، مقام معظم رهبری فرمودند: «از این سه چهره مطرح برای ریاست جمهوری، هر کدامشان انتخاب شوند، برایم فرقی نمیکند.
البته برای من هیچ کس هاشمیرفسنجانی نخواهد شد». این فرموده مقام معظم رهبری در روزهای پایانی ریاست جمهوری آیت الله هاشمیرفسنجانی بر اثربخش بودن شخصیت ایشان دلالت دارد. کسانی که از انتخابات نهم ریاست جمهوری تاکنون بر ناقوس مخالفت و تخریب علیه آقای هاشمی نواختهاند. بعضی از آقایان و نامزدها یا طرفداران آنها با محاسباتی، حرفهایی نسبت نظام زدند که واقعبینانه نبود.
خیلی از مثبتات، از کارهای بزرگ نظام نادیده گرفته شد و سیاهنمایی شد و پیشرفتهای عظیمی که به وسیله دولتها در این سالها به وجود آمده بود، ندیده گرفته شد. اینها از روی غفلت بود لکن بعضی از تخریبها از روی غفلت نبود، تعدادی از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری مورد تخریب قرار گرفتند. تخریبها غیرمنصفانه و ناجوانمردانه بود. حتی شخصیت موجهی مثل آقای هاشمیرفسنجانی که شخصیت محترم و باسابقهای است از دم این تخریبها در امان نبود. غافل از این که آیتالله هاشمی رفسنجانی بارها ثابت کرده است که بر سر انقلاب و رهبری با هیچ جریانی اهل معامله و کنار آمدن نیست. قدرت به او اعتبار نمیبخشد.
او سرمایه معنوی نظام است که با تمام توان خودش را وقف نظام کرده است. کنار رفتن ایشان حتی از بعضی نمادهای قدرت رسمی که در گذشته نیز پیش آمده از شخصیت او چیزی نمیکاهد. مردم و به ویژه نخبگان میدانند که اگر ایشان در خانه خودش بنشیند و یا در قم مشغول تدریس و فقاهت باشد، باز هم هاشمی نظام و انقلاب است و به تنهایی خودش یک اتاق فکر اثرگذار برای مردم، رهبری و انقلاب محسوب میگردد و چه بسا که بازگشت او به حوزه خلأ فکری، اندیشه حکومت و فقه حکومتی را پر خواهد کرد. چیزی که در اظهارات اخیر خود ایشان به عنوان تمایل قلبی خودشان مطرح شده است. در هر حال هاشمی هر جا که باشد هاشمی نظام و انقلاب است.