* در ماههای اخیر شاهد گرم شدن دوباره روابط ایران و روسیه بعد از یک رکود دو ساله هستیم، رکودی که به هر حال بعضا با تنش یا تحکم مقامات دو کشور علیه یکدیگر روبهرو بوده، ابتدا بفرمایید چرا روسها در دو سال گذشته به یکباره تصمیم گرفتند از جمهوری اسلامی فاصله بگیرند.
** اجازه میخواهم ابتدا این نکته را ذکر کنم که هدف من در این گفتوگو، این نیست که اشتباهات محاسباتی یا رفتاری روسیه نسبت به ایران را توجیه کنم بلکه مایلم در راستای منافع ملی، قضاوت ما نسبت به روابط با روسیه، واقعبینانه شود تا ما ناخودآگاه به دام غرب و اسراییل – که به دنبال تخریب روابط ایران و همسایگان و منزوی کردن جمهوری اسلامی ایران هستند – نیفتیم. اما در پاسخ به سوال شما من فکر میکنم دو عامل در اینکه فضای روابط ما دچار رکود شد بسیار موثر بود، عامل اول مساله ریست روابط روسیه و آمریکا بود.
در واقع، آن زمان رویکرد روسیه این بود که بتواند مشکلات جدی خود با غرب را با اعتمادسازی حل و فصل کند؛ مسایلی مثل کاهش تسلیحات هستهای، عضویت در W.T.O و مساله سپر دفاع موشکی. این موضوعات برای روسیه کلیدی بود و تصور روسها این بود که اگر رفتار اعتمادسازانه و نرم در مقابل غرب داشته باشند، طرف غربی هم در حل این مسایل به روسیه کمک خواهد کرد. در نتیجه اولویت سیاست خارجی روسیه این بود که بتوانند به یک تفاهمی با غرب برسند تا این سه موضوع مهم را از جلوی پا بردارند.
موضوع دیگر هم بحث فعالیتهای هستهای ما بود که متاسفانه در سایه تبلیغات و گزارشات اطلاعاتی کذب سیا، موساد، اینتلیجنت سرویس و حتی بعضی از کشورهای عربی، این توهم برای روسها به وجود آمده بود که ما به دنبال دستیابی به سلاح هستهای هستیم و در نتیجه چون آنها به نوعی از طریق دریا با ما همسایه هستند احساس ناامنی و نگرانی میکردند بنابراین روابط دو کشور تحت تاثیر این دو واقعیت قرار گرفت و دیدیم که همانطور که گفته شد بعضا روابط دو کشور دچار تنش هم شد.
* از این دست تغییرات آنی روسها در روابط خود با کشورهای مختلف جهان که مورد اشاره قرار گرفت کم نیست که همین امر نیز سبب شد بسیاری در داخل کشور بر این موضوع تاکید کنند که تلاش جمهوری اسلامی برای ایجاد یک اتحاد استراتژیک با روسها تلاشی کماثر است.
** من نمیدانم شما بر چه اساسی به این نتیجه رسیدهاید که ایران به دنبال اتحاد استراتژیک با روسیه بوده و سپس این اقدام را تلاشی کماثر تلقی کردهاید. از قضا همواره ایران یک موضع مستقل و مقتدر داشته و من بر اظهار شما مبنی بر اینکه ما همواره روسیه را بهعنوان یک متحد فرض کردهایم شاهدی نمیبینم. مثلا در قضیه اشغال افغانستان توسط شوروی، ایران موضع محکمی را علیه اقدام آن کشور گرفت. پس از فروپاشی شوروی هم، موارد متعددی بوده است که دو کشور با هم چالش داشته و ایران موضعی مستقل و خلاف این کشور اتخاذ کرد.
درعین حال موضوعاتی که منافع ما و روسها در یک جهت بوده است، به مراتب بیشتر بوده است. مثلا در بحث خاورمیانه، اشغال افغانستان و عراق توسط غرب، مبارزه با مواد مخدر و افراطگرایی و تروریسم، عدم حضور پایگاههای خارجی در خزر، قفقاز، آسیای میانه و...، همه این موضوعات، حوزههای حساس امنیتی برای جمهوری اسلامی بوده که میبینیم مواضع روسها کاملا منطبق با مواضع ما یا نزدیک به ما بوده است. بنابراین به نظر من این فرض که رویکرد جمهوری اسلامی ایران در رابطه با روسها مبتنی بر ایجاد یک اتحاد استراتژیک است فرض درستی نیست.
ما هرجا منافعمان ایجاب کرده با این کشور همکاری کردیم، هرجا هم منافعمان ایجاب نکرده مواضع مستقلی گرفتیم. اما به دلیل اینکه مواضع مشترک زیادی داشتهایم، شاید اینگونه تلقی شده که ما به دنبال یک اتحاد استراتژیک هستیم. خوانندگان محترم به این امر واقفند که روابط دو کشور در شرایطی به سمت اتحاد استراتژیک پیش میرود که یک پیمان بسته شود وگرنه اگر دو کشور با هم یک پیمان راهبردی نداشته باشند طبعا در مراوداتشان میببینند چه چیزی منافعشان را تامین میکند، چون روابط بینالملل کشورهای غیرایدئولوژیک، مبتنی بر منافع ملی است.
ما نیز در شرایطی که ایدئولوژی یا منفعتمان ایجاب کند با آنها همراهی خواهیم داشت و در جاهایی هم که ایجاب نکرده مواضع خاص خود را داشتهایم. در شرایط کنونی نمیتوان از روسها این انتظار را داشت که در موضوعات مختلف براساس منافع ما و خلاف منافعشان عمل کنند. البته ناگفته نماند که اعتقاد من این است که رسیدن به یک توافق استراتژیک با روسیه، به نفع هر دو کشور و به نفع منطقه است و امیدوارم که به این سمت برویم.
* اشاره کردید که نباید انتظار داشت که روسها خلاف منافعشان عمل کنند، آیا تاخیر مکرر و بدقولیهای روسها در راهاندازی نیروگاه بوشهر هم مبتنی بر منافع ملی کشورشان بود؟
** از قضا تاخیر طولانی در راهاندازی نیروگاه بوشهر، نه به نفع اقتصادی روسها بود و نه به نفع حیثیت فنی روسها. بعد از حادثه چرنوبیل و فروپاشی شوروی، روسها نیاز داشتند تا صلاحیت فنی خود را در ساخت نیروگاه، به جهانیان ثابت کنند و بتوانند بازارهای جدید بیابند. ارزیابیهای کارشناسی حاکی از این است که تاخیر در راهاندازی نیروگاه عمدتا ناشی از عوامل زیر بود: 1- وقتی روسها قرارداد را امضا کردند براساس زمانبندی ساخت نیروگاههای متعارف خود، تعهد دادند. اما از آنجا که ما نمیخواستیم سرمایهگذاری انجام شده در بوشهر، بلا استفاده بماند، از آنها خواستیم که در همان سایت آلمانها این پروژه را انجام دهند.
خوراندن طراحی روسها به طراحی آلمانها و اعمال تغییرات در تاسیسات، یکسال و نیم، پروژه را به تعویق انداخت. 2- مشکلات بروکراتیک در دو طرف، مانع از انجام به موقع پرداختها میشد و عدم پرداختها، موجب توقف مقطعی پروژه و سپس بالارفتن هزینههای پروژه میشد. 3- و نهایتا مهمترین عامل تاخیر، تحریمهای غرب بود. مثلا توربین نیروگاه، باید در کارخانه شهر خارکوف اوکراین ساخته میشد اما این کشور زیر فشار آمریکاییها از این اقدام سرباز زد و روسها ناچار شدند با انتقال ساخت توربین به شهر سنپترزبورگ، براساس طراحی جدید، توربین مورد نیاز نیروگاه بوشهر را بسازند.
ساخت توربین در سایت جدید در روسیه، بیش از یکسال، پروژه را به عقب انداخت. تامین بسیاری از سیستمهای مورد نیاز نیروگاه که طبق قرارداد باید از غرب تامین میشد مثل دستگاههای کنترل الکترونیکی، سیستمهای خنککننده و... موجب تعویق مکرر پروژه میشد.
* به هرحال شواهد و قراین نیز میتوانند به ملاک قضاوت تبدیل شود. در موضوع نیروگاه هستهای بوشهر شاهد بودیم در دورانی که روابط تهران – مسکو سرد و شکننده شده بود عملا این نیروگاه به برگ بازی برای بهبود روابط روسیه با غرب تبدیل شد، موضوعی که روسها هم هیچگاه آن را پنهان نکردند. بر این اساس با وجود چنین رویکردی چطور میشود به روسها اعتماد کرد؟
** باتوجه به عللی که در تاخیر راهاندازی نیروگاه عرض کردم، اینکه از تاخیر در راهاندازی نیروگاه بوشهر نتیجه بگیریم که روسیه شریک مطمئنی نیست، به نظرم قدری غیرواقعبینانه است. به نظر شما، چرا همان افرادی که سعی میکنند روسیه را شریک غیرمطمئنی جلوه دهند، آلمانها را که بعد از انقلاب اسلامی، بدون هیچ دلیلی، نیروگاه را نیمه تمام گذاشته و میلیاردها مارک هزینه به کشور ما تحمیل کردند، شریک نامطمئن نمینامند؟
در حالی که آن زمان نه علیه جمهوری اسلامی قطعنامهای صادر شده بود، نه اصلا مشکل خاصی با اروپا به وجود آمده بود و روسها، بهرغم وجود چهار قطعنامهای که غرب برای ما دست و پا کرده بود، پروژه را تمام کردند. یا فرانسویها را که بهرغم تعهدشان، به ما قطعات یدکی هواپیما نمیدهند و جان مردم عزیزمان را به خطر میاندازند، شریک نامطمئن خطاب نمیکنند یا انگلیسیها و کاناداییها که از تحویل دارو به بیماران خاص امتناع کرده و مرتکب اقدامی غیرانسانی میشوند را زیر سوال نمیبرند!؟
بحث نیروگاه بوشهر به نظر من برخلاف آنچه که گفته میشود گواهی بر این است که میشود با روسها کار کرد، نمیگویم که اعتماد دایمی و بیقید و شرط کنیم ولی بحث این است که میشود با روسها کارهای بزرگ اقتصادی با وزن سیاسی کرد. شما میدانید که زمان شاه نیز، غرب حاضر نشد برای ایران ذوبآهن بسازد و شورویها در آن موقع وارد کار شدند و ذوبآهن را ساختند.
در دوران پس از انقلاب اسلامی هیچ کشوری حاضر نشد که نیروگاه بوشهر را بسازد و فقط روسها پای کار آمدند. در نتیجه میبینیم که نه تنها غرب اجازه نداد که این نیروگاه توسط آلمان ساخته شود بلکه بعدها هم در مسیر راهاندازی آن پیش پای روسیه سنگاندازی بسیاری کردند. خلاصه آنکه من معتقدم این سیاست غرب است که تلاش میکند روسیه را شریک نامطمئن جلوه دهد تا ما به دست خود، منافعی که از همکاری با روسها میتوانیم به دست آوریم را رها کنیم.
* یعنی شما معتقدید که جمهوری اسلامی ایران در قراردادی که با روسیه برای احداث نیروگاه بوشهر داشت متضرر نشد و همین امر هم امروز منجر به بروز یک نگاه راهبردی در روابط دو کشور شده است.
** بله، همینطور است. من معتقدم در کلیه همکاریهای اقتصادی ما با روسیه، ما منافع زیادی داشتهایم. در همکاریهای هستهای و تسلیحاتی نیز، ما علاوه بر منفعت اقتصادی، منفعت سیاسی / امنیتی هم کسب کردهایم. در مورد وجود نگاه راهبردی، باید عرض کنم که اگرچه زمینههای همکاری راهبردی بین دو کشور وجود دارد، اما همکاری راهبردی مستلزم عقد پیمان راهبردی است، که متأسفانه ما در حال حاضر چنین پیمانی را نداریم. چون چنین قراردادی نیست. بالطبع دو کشور در موضوعات مختلف، منافع خود را مدنظر قرار میدهند.
مثلا وقتی که در روابط روسیه با گرجستان منازعاتی بروز پیدا کرد و روسیه گاز خود را به روی گرجستان بست، از دید روسها، بدترین رفتار این بود که یک کشور، فشار را از روی گرجستان بردارد و به او گاز دهد، که ما به دلیل مسایل انسانی، این کار را کردیم یا در اجلاس اوپک گازی، با رأی وزیر نفت وقت ایران، دبیرخانه اجلاس، به جای استقرار در روسیه، به قطر منتقل شد و این برای روسیه که بزرگترین تولیدکننده گاز دنیاست، یک شوک بود. در چنین شرایطی آیا روسیه نمیتواند بگوید شما نامردی کردید و شریک نامطمئنی هستید؟ از این اتفاقات در روابط ایران و روسیه زیاد افتاده است.
* همکاری براساس مشترکات یک بحث است ولی احساس نیاز و اتکا یک بحث دیگر. چرا با این وجود جمهوری اسلامی ایران همچنان روی این کشور یا کشور دیگری مثل چین سرمایهگذاری میکند؟
** اولا من معتقد نیستم که ما در سیاست خارجی خود، به کشوری متکی هستیم. بسط روابط سیاسی بر اساس منافع دو طرف، عین سیاستمداری است نه اتکا. در موضوع صدور قطعنامهها هم، اگر ما خودمان را جای روسیه بگذاریم احتمالا ما هم همین کار را میکردیم، روسها هیچوقت به ما نگفتند که ما در بحث هستهای طرفدار شما هستیم یا اینطور نبوده که در ابتدا گفته باشند که به قطعنامه رای نمیدهیم و بعد رای دادند. شما کجا یک چنین چیزی را دیدهاید؟
* معمولا در تمام قطعنامهها روسها ابتدا با صدور و اعمال آن مخالفت کردند؟
** آنچه که روسها با آن مخالف بودهاند تندروی غربیها در محتوای قطعنامه بوده، نه خود قطعنامه. روسیه در قطعنامه سوم و چهارم تلاش کرد که زهر قطعنامهها را بگیرد و آن رویکردی را که غرب داشت تعدیل کند و مانع از نظامی شدن قطعنامه شد. این در حالی است که روسها همیشه به صراحت گفتهاند که ما از هستهای شدن شما و دستیابیتان به تکنولوژی غنیسازی نگرانیم و مسلح شدن ایران به سلاح هستهای را یک خطر امنیتی دانستهاند.
به هر حال این یک واقعیت است که هر کشوری چنانچه در کنار خودش یک همسایه اتمی داشته باشد احساس خطر میکند. این اصلی پذیرفته شده در توازن قوا، در صحنه بینالمللی است. در نتیجه آنها به دنبال مهار دستیابی ما به توان هستهای بودهاند و ابزاری هم که تاکنون در اختیار داشتهاند همین ساختارهای بینالمللی بوده است.
میخواهم عرض کنم رفتار آنها در حمایت از قطعنامههای شورای امنیت علیه ایران، از دید منافعشان غیرمنطقی نبوده است. البته ما مستمرا تلاش کردهایم و بارها به آنها گفتهایم که شما فریب اطلاعات غلط و فضاسازی غربیها را خوردهاید و به این دلیل نیز به این تصور اشتباه رسیدهاید که ایران در فعالیت هستهایاش به دنبال اهداف نظامی است و با گسترش رایزنیها توانستیم به آنها ثابت کنیم که رویکرد غرب به پرونده هستهای ما، سیاسی است. برهمین اساس نیز اخیرا آقایان پوتین، مدودف و لاوروف صریحا اعلام کردهاند که اقدامات غرب علیه ایران، با هدف ضربه زدن به ایران است و به حرف ما رسیدهاند که غرب، هدفش کنترل و مهار هستهای نبوده، بلکه براندازی نظام ماست.
* همکاریهای ایران و روسیه خیلی تنگاتنگ بوده است. چرا پیش از این تلاش نشده بود که برای روسها روشنگری شود که اهداف جمهوری اسلامی در حوزه هستهای صلحآمیز است؟
** با احترام تمام باید عرض کنم که شما مکررا چیزهایی را فرض میگیرید که واقعیت بیرونی ندارد. اینکه رابطه ما تنگاتنگ بوده، صحت ندارد. همانطور که در سوال اول گفته شد در طول دو، سه سال گذشته، روابط ما دچار رکود بوده. تقریبا وزرای خارجه دو کشور، بیش از دو سال، مسافرت به کشور مقابل نداشتند. طبعا به چنین روابطی نمیتوان گفت روابط تنگاتنگ. در عین حال، ما در ردههای میانی مرتبا تماس داشته و استدلالهای خود را بیان میکردیم ولی فضاسازیهای طرف مقابل، چه در قالب آژانس و چه در قالب رسانههای جهانی و چه در چارچوب مذاکرات دو و چند جانبه، آنقدر سنگین بود که خلاف آن به مخیله روسها خطور نمیکرد.
* به هر حال مقامات ایرانی بیش از هر کشور دیگری با روسها رفت و آمد دارند، این را قبول دارید یا خیر؟
** اخیرا بله، ولی اولا در گذشته چنین نبوده و ثانیا روسیه کشور بزرگ و موثری است که مسایل متعددی فیمابین ما مورد مذاکره قرار میگیرد. مثلا برخی از سفرها، در قالب اجلاس شانگهای یا خزر یا افغانستان میباشد نه در راستای موضوع هستهای یا روابط دو جانبه. شاخصهای اقتصادی هم حاکی از سطح روابط پایین است. وزن تعاملات اقتصادی ایران و روسیه در اقتصاد طرف مقابل حدود نیم درصد است که این بسیار ناچیز است.
بنابراین ما نمیتوانیم ادعا کنیم که همکاریهای جدی و چشمگیری با روسیه داشتهایم. از قضا روسها مدعیاند که ایران معمولا کارهای اقتصادی بدون هزینه سیاسی را با دیگران انجام میدهد اما حوزههایی که دارای هزینه سیاسی است را به آنها واگذار میکنیم، مثلا در حوزه خرید تسلیحات نظامی. ظاهر این نوع همکاریها درآمد اقتصادی است ولی این نوع همکاری به دنبال خود هزینه سیاسی ـ بینالمللی هم دارد.
* البته در همین حوزه هم کم بدقولی نکردهاند، مثلا برای خرید سامانه موشکی اس 300.
** بله. اگر بخواهیم صرفا نیمه خالی لیوان را ببینیم حرف شما درست است. اما اگر بخواهیم واقعبین باشیم، دو نکته را باید مدنظر قرار دهیم. اول اینکه، از بعد از انقلاب اسلامی، غرب، همیشه دشمنان ما را تا بن دندان مسلح و تجهیز کرد و همواره ما را در تحریم قرار داد. در حالی که روسها در سالهایی که ما صنایع نظامی قوی نداشتیم، نقش موثری در تجهیز ما ایفا کردند. دوم اینکه واقعیت این است که زمانی که باید روسها سامانه اس 300 را تحویل میدادند، چهار جریان بینالمللی به سمت آنها یورش آورده و آنها را به انحای مختلف تهدید یا تطمیع کردند.
این چهار جریان عبارتند از آمریکا، اروپا، رژیم اشغالگر فلسطین و برخی از اعراب. روسها در شرایطی قرار گرفتند که باید در ازای صد میلیون دلار سود، روابط سیاسی و اقتصادی خود را، با چهار جریان فوق به خطر بیندازند، لذا ترجیح دادند که خود را درگیر با این چهار جریان نکنند. در عین حال به غرب فهماندند که بمباران نیروگاه بوشهر یا خاک ایران را تحمل نخواهند کرد.
* پس به همین راحتی به دلیل اینکه روسها با وجود اینکه با ما قرار داشتند چون قراردادهایش با آمریکا به خطر میافتاد از کنار سامانه موشکی اس300 گذر کردیم؟
** به نظر شما باید چه میکردیم؟ باید به روسیه اعلام جنگ میدادیم؟ ما قراردادی داشتیم که طرف مقابل به هر دلیلی حاضر به انجام آن نشد. طبق قرارداد، ما حقوقی داریم که پای آن ایستادهایم و آن را دنبال خواهیم کرد. طبعا روسیه با لغو قرارداد، اشتباه کرد و به بازار خود هم در ایران و هم در دنیا، صدمه زد. به نظر من نباید این موضوع، زیاده از حد هم بزرگنمایی شود. چون این تلقی را ایجاد میکند که ما بدون این سامانه، قدرت دفاع از خود را نداریم.
* اشاره داشتید که روسها با لغو قرارداد خود به بازار خود در ایران صدمه زد. شما فکر میکنید واقعا برای روسها اهمیتی هم دارد.
** به هر حال این یک حقیقت انکارناپذیر است که اگر ما با روسیه مثلا سالانه صدمیلیارد یورو همکاری اقتصادی غیرهزینهدار مانند همکاریهای نفتی، کشاورزی، صنعتی و معدنی، داشتیم، این کشور برای آنکه این حجم قرارداد را از دست ندهد مجبور بود پای تعهد خود در قرارداد اس300 باقی بماند.
* پس ادعایی که روسها مطرح کردند که تحویل سامانه موشکی S300 نقض تحریمهای شورای امنیت سازمان ملل است بهانه بود؟
** به نظر من بهانه بود.
* و این کشور در راستای تامین منافع ملیخود و جلوگیری از لغو همکاریهایش با سایر کشورها قرارداد فروش سامانه موشکی S300 را لغو کرد.
** من تحلیلم این است.
* گفته شده بود که در این رابطه جمهوریاسلامی شکایتی را علیه روسها به مجامع بینالمللی ارجاع داده است. این شکایت به کجا رسید و چه سرنوشتی برای آن متصور هستید.
** این پرونده همچنان مفتوح است. با این حال همیشه در پیگیریهای حقوقی بینالمللی آنقدر فرآیندهای رسیدگی طولانی میشود که بهتر است طرفین قبل از صدور حکمی به دنبال مصالحه و توافق باشند. چون اگر رسیدگی به یک پرونده مثلا پنج سال طول بکشد جز هزینه برای طرفین چیزی ندارد، ولی اگر واقعا بشود با مذاکره به جمعبندی رسید خیلی منطقیتر است. یعنی تفاهم سریعتر و کمهزینهتر، با منافع طرفین انطباق دارد. بنابراین ضمن آنکه آن شکایت همچنان در جریان است در عین حال رایزنیها برای آنکه بتوانیم موضوع را یکجوری حل و فصل کنیم نیز در دستور کار قرار دارد.
* پول خرید سامانه موشکی S300 را از روسها پس گرفتید؟
** بله، پول و سود بانکیاش را پس گرفتیم.
* روند بهبود مناسبات تهران – مسکو پس از حدود دوسال وقفه در ماههای اخیر براساس طرحی از طرف روسها کلید خورد. طرحی موسوم به «گامبهگام». این طرح چه ویژگی داشت، تا چه حد میتوانست تامینکننده منافع جمهوریاسلامی باشد و اکنون در چه شرایطی قرار دارد؟
** این طرح ویژگیهای مهم و خوبی داشت. یکی از ویژگیهای طرح این بود برخلاف رویکرد 1+5 که فهرستی از خواستههای بلندبالا را در ازای هیچچیزی طلب میکرد، این طرح رویکردش این بود که بهازای هر گامی که ایران برمیدارد بخشی از تحریمها علیه ایران برداشته شود و مهمتر اینکه حقوق مسلم ایران در بحث هستهای به دلیل اینکه ما NPT را امضا کردهایم به رسمیت میشناخت، چیزی که باز غرب اساسا قایل به آن نبود. بنابراین مبنای منطقی طرح قابل قبول بود.
در هر حال این طرح برای جامع شدن، نیازمند مذاکرات بیشتر است و اکنون نیز به نظر من در مسیر خوبی قرار دارد و طرفین در حال مذاکره جدی روی این طرح هستند. براساس انتقاد و نظراتی که ما نسبت به طرح اولیه داشتیم، روسها تغییراتی هم در طرح اولیه دادهاند. به نظر میرسد رویکرد روسیه این است که موضوع هستهای ایران، هر جور شده حل شود چرا که این کشور به این استنباط رسیده است که غرب کمکم موضوع هستهای ایران را بهانهای برای ایجاد بحران در خاورمیانه تبدیل کرده است.
* طرح گام به گام قرار است که مذاکرات سیاسی هستهای ایران را از بنبست خارج کند. این در حالی است که یک پای مذاکرات سیاسی هستهای ایران غرب است. ولی غرب تاکنون چراغ سبزی به آن نشان نداده و موافقت نکرده است، این طرح مبنای مذاکرات سیاسی هستهای ایران قرار گیرد. با این شرایط چطور گفتوگوهای تهران و مسکو بر سر طرح گام به گام همچنان ادامه دارد؟
** به هر حال قرار نیست ما هر آنچه که غرب میخواهد تحمیل کند را بپذیریم. مهم این است که در این قضیه روسیه و چین یکبار دیگر متقاعد شوند که ایران واقعا بهدنبال حل مساله هستهای است. اگر بعد از اینکه یک توافقی بین ایران و روسیه و چین حاصل شد و روسها باور کردند که ما در مسیر حل موضوع هستیم و غربیها نپذیرفتند به نظرم در آنجا باید مدعی روسها باشند.
چرا که هم خودشان، هم ما و هم چینیها، وقت گذاشتیم و نیتمان را و صداقتمان را نشان دادیم. به نظر من، چه با ادامه مذاکرات با 1+5 و چه با پرداختن به طرح آقای لاوروف ایران حسننیت خود به جهانیان را نشان داده و میدهد که قصد مخفیکاری ندارد و با هر فرمولی هم که منطقی باشد و حقوق ما را به رسمیت بشناسد وارد مذاکرات میشود و هیچ فرمولی را پیشاپیش مردود و طرد نمیکنیم.
* آیا در مذاکرات درباره طرح گام به گام چینیها هم حضور دارند.
** نه، ولی روسها، نتیجه بحثها را به اطلاع چینیها میرسانند. چینیها هم از اصل ایده استقبال کرهاند.
* فکر میکنید این طرح وارد مدار گفتوگوهای سیاسی هستهای قرار خواهد گرفت؟
** به نظر من با توجه به نیت مثبت روسیه برای حل موضوع هستهای ایران، این طرح میتواند محوری برای حل مساله قرار گیرد بهخصوص بعد از اصلاحاتی که اعمال خواهد شد. اما اینکه بعدا واکنش غرب چه باشد را نباید پیشاپیش قضاوت کنیم. باید بگذاریم این طرح آماده و توسط روسها به غربیها عرضه شود. اگر غربیها صادق باشند آنها هم کمک میکنند که طرح پیاده شود.
* اصلا چرا روسها طرح گامبهگام را مطرح کردند؟ چه منافعی را آنها در قبال ارایه این طرح دنبال میکنند.
** به نظر من روسها به این نتیجه رسیدند که غرب به دنبال ایجاد بحران در ایران است. لذا با طرح این موضوع میخواهند این بهانه را از دست غربیها بگیرند. ایجاد بحران در ایران یعنی ایجاد بحران در روسیه. اکنون به پشتوانه ایران است که جنوب روسیه امن است. اگر اتفاقی در ایران بیفتد قطعا روسیه هم تاثیر خواهد پذیرفت و در منطقه قفقاز روسیه مسایل حادی بهوجود خواهد آمد. بازگشت آرامش و امنیت در منطقه، آرامش و امنیت برای روسها به ارمغان خواهد آورد.
* یعنی روسها در پس این طرح به دنبال منافع اقتصادی نیستند؟
** میتوانند به دنبال آن هم باشند، حداقل ظرفیتهای بالایی که در صنایع مختلف، در نفت، گاز، در معدن، مخابرات، کشاورزی میتواند بین ما و روسها فعال شود و الان به دلیل فضای تحریم خیلی این حوزهها فعال نیستند. بله میتواند این موضوع هم مطرح باشد. ولی روسها آنقدر پولدار هستند که 15-10میلیارد دلار تبادلات در مقایسه با ابعاد امنیتی قضیه یعنی حفظ امنیت و بازگشت آرامش به منطقه خیلی برایشان چشمگیر نباشد.
* به عنوان آخرین سوال، ما در خبرها داشتیم که در مسائل انتخابات اخیر روسها از ایران در خواست کمک کردند آیا چنین خبری صحت دارد و اگر بوده در چه سطحی بوده؟
** یا شوخی بوده یا خواستهاند هم چهره ایران را مخدوش کنند و هم چهره روسیه را. نه ایران قصد دخالت در امور سایر کشورها را دارد و نه روسها آنقدر ضعیف هستند که موضوعی به این کمارزشی را بخواهند با کمک کشور دیگری حل کنند. در پایان مایلم چند نکته را ذکر کنم. روسیه امروز، نه روسیه تزاری است و نه اتحاد جماهیر شوروی. لذا ما نباید صرفا از دریچه تاریخ به روسیه امروز نگاه کنیم. روسیه امروز، مانند جمهوری اسلامی ایران، کشوری است با سابقه فرهنگ و تمدن و ادبیات غنی. با مردمی خونگرم و شرقی. اکثریت روسها، برای ایران، احترام خاصی قایلند و از ایران قدیم و ایران معاصر به بزرگی یاد میکنند. روسیه برخلاف غرب، نه با اسلام مشکل دارد و نه با جمهوری اسلامی ایران.
اسلام جزیی از تاریخ و فرهنگ آن کشور است و جمهوری اسلامی کشور مستقلی است که مانع از هجوم غرب به جنوب روسیه میشود. روسیه به تنهایی ظرفیتهای یک قاره را دارد. لذا با توجه به وجود مسیر دریایی بین ما، زمینههای بسیاری برای همکاریهای اقتصادی، وجود دارد. من توصیه میکنم که روسیه جدید را بشناسیم و با توسعه همکاریهای علمی، فرهنگی اقتصادی، سیاسی و...، از ظرفیتهای عظیم آن در همه ابعاد، بهرهمند شویم. همکاری تنگاتنگ دو قدرت مستقل و مقتدر منطقه، موجب توسعه، ثبات و آرامش منطقه ژئوپلیتیک ما خواهد شد.