میثم تهرانچی / M.Tehranchi1404@yahoo.com
Tarof.blogfa.com
ساعاتی پس از اعلام خبر برنامه تحریم نفتی ایران توسط اتحادیه اروپا در 23 ژانویه 2011، قیمتهای بازار جهانی نفت رو به افزایش گذاشت و در ابتدای راه تردیدهای بسیاری را در خصوص موفقیت آن به عنوان عاملی برای تحت فشار قراردادن ایران با خود همراه داشت. طبق تصویب این اتحادیه، تحریم نفتی ایران از سوی اتحادیه مذکور بهصورت فازبندی شده تا اول جولای (11 تیرماه 1391) اجرا خواهد شد. اجرای این تحریم در حالی صورت میگیرد که اتحادیه اروپا با بحران مالی سختی مواجه است. این مشکلات، سال جاری میلادی را به یکی از سختترین سالها از نظر اقتصادی بدل کرده است.
پیشتر مسئولین ایران نیز بهصورت متقابل تمهیداتی را در مواجهه با برنامه تحریم نفتی اتحادیه اروپا ارائه داده بودند؛ از جمله امکان محدود نمودن عبور و مرور کشتیها در تنگه هرمز و عدم تضمین امنیت کشتی های غیر متعارف در حال عبور در تنگه هرمز از سوی ایران است.
تحریم نفتی ایران بهصورت فازبندی و درطول زمان 6 ماه به تصویب رسیده است تا آنکه کشورهای مذکور بتوانند در مدت زمان منبع جایگزینی برای نفت خود بیابند که این خود میتواند از عدم آمادگی برخی از اعضا برای اجرای تحریم حکایت نماید. ترس از تبعات تحریم نفتی ایران بر اقتصاد اتحادیه اروپا، بخصوص برای کشورهایی چون یونان، ایتالیا و اسپانیا که بیش از 68 درصد از واردات نفت این اتحادیه را از ایران به خود اختصاص میدهند، بخشی از عوامل این تردیدها میباشد. برخی از کشورهای اروپایی پیش از این مخالفت خود را با تحریم ایران اعلام نموده بودند که از آن جمله میتوان ایتالیا را نام برد . ماریو منتی، نخست وزیر ایتالیا، پیشتر مخالفت دولت خود را در خصوص تحریم نفتی ایران ابراز داشته است1. تحلیل برخی از کارشناسان درخصوص دلایل ورود اتحادیه اروپا به بازی تحریم ایران در شرایط بد اقتصادی کنونی، حکایت از آن دارد که این چاله ای است که ایالات متحده برای تضعیف رقبای خود (اتحادیه اروپا) و تضعیف یورو در برابر دلار به کار برده است و این اتحادیه را مجبور و ترغیب به ورود به آن نموده است. اما چیزی که در خصوص تحریم نفتی ایران از اهمیت بالایی برخوردار است، بررسی وابستگی کشورهای عضو این اتحادیه به نفت ایران و عدم همراهی بزرگترین مصرف کنندگان نفت ایران با تحریم نفتی است. مطابق آمار صادرات نفت خام ایران2 در سال 2011(جدول شماره 1) ، 27 کشور اتحادیه اروپا تنها 18درصد از صادرات نفت خام و میعانات گازی ایران را به خود اختصاص دادهاند و کشور هایی چون ایتالیا، اسپانیا و یونان 13تا 14 درصد از نیاز نفت خود را از ایران تامین می کنند؛ این درحالی است که سهم بیشتر صادرات نفت ایران به دیگر کشورهای جهان اختصاص دارد: چین 22 درصد، ژاپن 14 درصد، هند 13 درصد، کره جنوبی 10 درصد، ترکیه7 درصد و سایر کشورها 16 درصد.
برخی از مقامات دولتهای کشورهایی چون چین، ژاپن، هند، کره جنوبی، ترکیه و برخی دیگر که عمدهترین واردکنندگان نفت از ایران میباشند، صراحتاً بیان داشتهاند که با تحریم نفتی ایران مخالف هستند و امکان جایگزینی نفت ایران را ندارند3.
کشور تاثیر گذاری چون روسیه نیز مخالفت خود را با هرگونه تحریم نفتی ایران اعلام نموده است. همچنین ژاپن که از متحدان آمریکا محسوب می شود، موضوع تحریم ایران را در دست بررسی دارد و هنوز تصمیم قاطعی در این خصوص اتخاذ نکرده است. اتحادیه اروپا برای کاستن ریسک و تبعات مواجهه با ایران در پی کسب اجماع جهانی برای تحریم ایران می باشد. در این حالت باید دید که کشورهایی چون چین، ژاپن، هند، کره جنوبی، ترکیه و ... که درحال حاضر بخش عمدهای از نیاز نفت خود را از ایران تامین میکنند، در قبال کسب چه منافعی حاضر خواهند بود تبعات نفت گرانقیمت را برصنعت روبه رشد خود تحمل و از صادرات سومین صادر کننده نفت اوپک چشم پوشی نمایند. به نظر نمیرسد منافع چشمگیری در تحریم نفتی ایران برای کشورهای مذکور وجود داشته باشد که موجبات همراهی آنان با تحریم ایران را فراهم نماید. باید این نکته را نیز در نظر داشت که کشورهای فوق بخش عمدهای از تولیدات خود را به کشورهای آمریکا و اعضای اتحادیه اروپا صادر میکنند که با افزایش قیمت نفت قیمت کالاهای صادره نیز افزایش خواهد یافت که این موضوع فشار مضاعفی بر اقتصاد ورشکسته غرب تحمیل می نماید. این رهیافت برآن است تا گزارههای مختلف و محتمل ایران را در مقابل تحریم نفتی اروپا مورد بررسی قرار دهد.
* عکسالعملهای محتمل ایران در قبال تحریم نفتی چیست؟
** سناریوی اول: طبق تصویب اتحادیه اروپا در 23 ژانویه مقرر گردیده است اجرای تحریم نفتی علیه ایران در دوره زمانی حدود 5 ماه و بهصورت تدریجی صورت گیرد. دو دلیل عمده تحریم نفتی بهصورت تدریجی و در دوره زمانی عبارت است از : 1- امکان کنترل افزایش قیمت نفت در این پنج ماه توسط این اتحادیه 2- آمادگی کشورهای واردکننده نفت اتحادیه برای جایگزینی نفت و عقد قرارداد با دیگر تولید کنندگان نفت جهان.
در این سناریو محتمل است ایران از 18 درصد صادرات نفت خود صرف نظر کند و مجلس مصوب نماید 18 درصد از نفت ایران به اروپا فروخته نشود و منابع حاصله از این حجم از صادرات نفت در بودجه کل کشور از منابع دیگری تامین گردد. کاهش تولید نفت ایران و تحریم نفتی ناگهانی اتحادیه اروپا توسط ایران موجب افزایش بی سابقه قیمت نفت خواهد شد و ایران می تواند با فروش کمتر نفت معادل درآمد گذشته را داشته باشد. در این صورت، کشورهای این اتحادیه که به نفت ایران نیاز دارند زمان کافی برای جایگزینی نفت مناسب ایران را پیدا نخواهند کرد. تحریم نفتی اتحادیه اروپا توسط ایران، اتحادیه اروپا را در وضعیت شکننده اقتصادی کنونی، با مشکلات زیادی روبهرو خواهد نمود. در اجرای این سناریو قیمت نفت به شدت بالا رفته و برنامههای تحریمی این اتحادیه به هم خواهد ریخت. مطابق نظر کارشناسان، بیشترین فشار اقتصادی ناشی از تحریم های اقتصادی علیه ایران ناشی از تحریم بانکی ایران است که خود موجب گردیده ایران نتواند پول ناشی از فروش نفت خود را از کشور های خریدار دریافت نماید. اجرای تحریم نفتی اتحادیه اروپا توسط ایران می تواند ابزاری به منظور فشار بر این اتحادیه و دیگر کشور ها برای لغو تحریم بانکی باشد. ایران درصورت کاهش تولید و عرضه نفت خود معادل 18 درصد صادرات به اروپا می تواند ذخایر داخلی خود را برای گام های بعدی حفظ نموده و این خود میتواند یکی از عوامل جدی افزایش قیمت نفت وگاز باشد. در واقع، اروپا با وضع این تحریم، خود و بسیاری از کشورهای درحال رشد را از دسترسی به قیمت ارزان نفت تحریم میکند.
مطابق نظر کارشناسان، تنها نوع نفتی که امکان جایگزینی نفت ایران را دارا است نفت روسیه میباشد. اتحادیه اروپا برای انعقاد قرارداد و تامین نفت خود از این کشور باید نکات مختلفی را مدنظر قرار دهد. در صورتی که ایران اتحادیه اروپا را تحریم نفتی نماید، کشور های این اتحادیه زمان لازم برای انعقاد قرارداد و خرید نفت بدون وقفه از روسیه را ندارند.
روسیه نمیتواند در طولانیمدت نفت مورد نیاز کشورهای این اتحادیه را تامین نماید . نکته دیگر آنکه سابقه روسیه در برخورد با اتحادیه اروپا نشانگر آن است که این اتحادیه نمیتواند برای شاهرگ حیاتی انرژی به روسیه اطمینان نماید و این کشور چون گذشته میتواند هر لحظه که تمایل داشته باشد صادرات نفت به اروپا را متوقف نماید. همچنین بحث قیمت خرید نفت از روسیه حائز اهمیت است. دو عامل موجب افزایش قیمت نفت روسیه برای این اتحادیه خواهد شد: اول آنکه روسیه در فرض ذکر شده منحصراً تامین کننده نفت جایگزین ایران برای اتحادیه اروپا میشود که این خود از عوامل این افزایش قیمت است و دوم، کسری نفت ایران در بازار و شوک ناشی از آن افزایش قیمتی را به دنبال خواهد داشت.
برخلاف تمایل آمریکا و اروپا، روسیه با صادرات نفت خود به اروپا از تاثیرگذاری بیشتری در معادلات بین المللی برخوردار خواهد شد و اروپا مجبور خواهد بود برای برآوردن نیاز انرژی خود بیش از پیش به روسیه متکی شود. در خصوص اثرگذاری تحریم های اتحادیه اروپا برایران باید به نکته دیگری نیز اشاره نمود. سابقه مردم و دولت ایران حاکی از آن است که در مقابل تحریمها مقاومت و انعطاف پذیری بالایی دارند و تهدیدهای خارجی همواره به اتحاد درونی ایران کمک شایانی نموده است. در وضعیت تحریمهای بانکی، ایران با مشکلات زیادی برای ورود پول ناشی از فروش نفت خود به کشور مواجه بوده است و رقم بالایی از پول ایران در بانک های کشورهای خریدار نفت قرار دارد؛ اما وضعیت ایران به بحران نرسیده و مردم به زندگی خود ادامه میدهند.
سناریوی دوم: یکی دیگر از عکسالعملهای ایران در قبال تحریم نفتی از سوی اتحادیه اروپا محدودیت عبور و مرور در تنگه هرمز است. ابتدا باید دید ایران توانایی محدود نمودن تنگه هرمز را دارد و در صورت بسته شدن تنگه چه تبعاتی گریبانگیر طرفین و حتی کشورهای به ظاهر بیطرف خواهد شد؟
به اعتقاد بسیاری از کارشناسان، ایران توانایی محدود کردن عبور و مرور تنگههرمز را دارد و بر اساس "دکترین امنیت به هم پیوسته"4 از زمان جنگ نفتکش ها تهدیدات خود را عملیاتی خواهد نمود.
رئیس ستاد مشترک آمریکا، "مارتین دمپسی"، (در گفتگو با شبکه سی بی اس) گفت: ایران از توانایی بستن تنگه هرمز بهعنوان یک شاهرگ حیاتی برخوردار است اما این برای مدتی خواهد بود و آمریکا اقدامات متقابل برای بازکردن آن را انجام خواهد داد. وی گفت: در واقع ایرانی ها سرمایه گذاری کرده اند و توانایی آن را دارند تا تنگه را موقتاً ببندند و ما هم سرمایه گذاری کردیم و تضمین می کنیم که اگر چنین اتفاقی رخ دهد آن را می توانیم باز کنیم. دریادار علی فدوی، فرمانده نیروی دریایی و دیگر فرماندهان سپاه و ارتش بارها و بارها به مصمم بودن ایران برای بستن تنگه هرمز در صورت تحریم نفتی ایران اذعان داشتند.
ایران به عنوان سومین صادر کننده نفت جهان، روزانه 2 میلیون و 100هزار بشکه نفت به جهان صادر5 میکند که جایگزینی این مقدار صادرات برای کشورهای تولید کننده نفت کار آسانی نیست. یادآور میشود قیمت نفت در بازار جهانی که پیش از جنگهای عراق و افغانستان تا مرز8 دلار کاهش یافته بود، در خلال جنگ و حتی پس از آن سیر صعودی وحشتناکی داشت تا جایی که به مرز 150 دلار در هر بشکه رسید؛ یعنی رشدی معادل 1875درصد. یک سوم محموله های نفتی که از طریق دریا جابه جا می شود، از طریق این تنگه است و طبق نظر کارشناسان6، در صورتی که تنگه هرمز یک ساعت مسدود شود، قیمت نفت به بیش از 2برابر افزایش خواهد داشت. باید به این ارقام افزایش گاز و کالاهای تجاری منطقه و دهها مورد دیگر را نیز اضافه نمود . بهنظر میرسد در صورت تحریم یکطرفه نفتی از سوی اتحادیه اروپا و انسداد تنگه هرمز از سوی ایران غرب بهجز مباحث اقتصادی باید فشارهای سیاسی زیادی را از طرف دیگر کشورهای جهان در قبال این حماقت تحمل کند. به گفته برخی کارشناسان، در صورت بسته شدن تنگه هرمز امکان مداخله نظامی و جنگ وجود دارد، اما به دلیل تبعات زیاد اقدام نظامی برای منطقه و جهان احتمال اقدامات نظامی ناچیز به نظرمی رسد، چرا که هیچ کشوری مایل نیست دست به چنین کار خطرناکی بزند، آن هم هنگامی که رشد جهانی به احتمال زیاد رو به کاهش است. براین اساس بعید به نظر می رسد که اروپا دست به تحریم نفتی ایران بزند.
دریادار "جاناتان گیرنرت"، رئیس عملیاتهای نیروی دریایی آمریکا، پس از سخنرانی خود در "مرکز امنیت آمریکای نو" در واشنگتن در پاسخ به پرسشی گفت:" اگر بپرسید که چه چیزی من را شبها بیدار نگه می دارد، می گویم مسائلی است که در تنگه هرمز وجود دارد."7
در شرایط کنونی، کشورهای اروپایی با مشکلات اقتصادی واجتمایی پیچیده ای روبهرو هستند. حیات اقتصادی آنها به مویی بسته است و بهنظر نمی رسد تحمل حتی 5 دلاری افزایش قیمت نفت را داشته باشند. یونان و ایتالیا در بدترین وضعیت اقتصادی تاریخ خود قرارگرفتهاند وانگلستان که روزی آفتاب در مستعمراتش غروب نمیکرد، امروز درسرازیری ورشکستگی، با سرعت رو به سقوط است.
در شرایطی که حتی پس انداز یک سنت برای آنها مهم و حیاتی است، باید سیاستهای جنگ طلبانه آمریکا را تحت فشار و تهدید بالاجبار و با بی میلی دنبال کنند. ماجراجویی و سیاستهای استعماری آمریکا تا کنون منافع زیادی را از این کشورها نابود کرده و یا به جیب رقبای سیاسی و اقتصادی آنها سرازیر نموده است تا آنجا که امروز در شرایطی بحرانی در مقابل تصمیمی بزرگ قرارداده شده اند. امکان نجات آنها در این شرایط درصورت تشدید بحران نفتی و افزایش لجام گسیخته قیمت نفت بسیار بعید به نظر می رسد. احتمال اینکه ایران نفت خود را تمام و کمال و با قیمت بیشتری بفروشد زیاد است واین دقیقا نتیجهای است معکوس که از طرفی باعث افزایش درآمد ایران خواهد شد و از طرفی ورشکستگی اروپا را در پی خواهد داشت.
اتفاقات روی داده اخیر کاملا مشخص است که آمریکا در پی آرامش سیاسی ونفتی منطقه است واز افزایش اخیر قیمت نفت بهشدت اجتناب میکند. نجات بسیار مبهم ملوانان ایران وتبلیغات شدید روی آنها و خبرهای تقاضا برای مذاکره با ایران، همگی برای آرام کردن جو بحران نفتی اخیر منتج از تصمیم غرب بر تحریم نفتی ایران است. ایران در مقابل، باید معکوس عمل کند و با تبلیغ درباره تبعات تحریم نفتی ایران و مذاکره با کشورهای منطقه، همیشه این موضوع را داغ و در تیتر اول روزنامه های جهان و ایران نگه دارد.
* آیا عربستان میتواند کسری ناشی از تحریم نفتی ایران را جبران نماید؟
** عربستان اعلام نموده است که درصورت تحریم ایران کسری ناشی از تحریم نفتی ایران را جبران میکند. علی النعیمی، وزیر نفت عربستان، در مصاحبه اختصاصی با شبکه سی ان ان تصریح کرد عربستان آماده است تا در صورت تحریم نفتی ایران ظرف مدت چند روز جای خالی آن را در بازارهای جهانی پر کند . بر اساس این گزارش وی تاکید کرد عربستان می تواند به راحتی ظرفیت تولید نفت خام خود را تا 12 میلیون بشکه در روز افزایش دهد. این ادعا در حالی مطرح می شود که به دلیل تفاوت مشخصات فنی نفت دو کشور ایران و عربستان، کشورهای دریافت کننده نفت ایران در مدت زمان کوتاهی امکان تغییر فنی لازم در پالایشگاه های خود برای استفاده از نفت عربستان را ندارند. نزدیکترین نفت معادل نفت ایران نفت روسیه است؛ اطلاعات حاصله حاکی از آن است روسیه نمی تواند از جهات سیاسی و... کشور صادر کننده مطمئنی به جای ایران باشد.
از طرفی دیگر درصورت تحریم ایران و بروز مناقشه تنگه هرمز، این سئوال مطرح است عربستان در صورت امکان افزایش تولید جهت جایگزینی نفت ایران، نفت تولیدی خود را از چه طریقی صادر خواهد نمود؟ این مسیر جز تنگه هرمز نخواهد بود. اگر تنگه هرمز در کنترل ایران قرار بگیرد و یا توسط این کشور بسته شود، در خوشبینانه ترین سناریو تنها حدود 3 میلیون از 17 میلیون بشکه نفت صادره از این منطقه می تواند از طریق خط لوله نفتی بین عربی که حدود 2 هزار کیلومتر طول دارد از طریق خاک عربستان سعودی به دریای سرخ انتقال یابد.
با این وجود هیچ گونه راه جایگزینی برای انتقال 18 درصد از گاز طبیعی مایع مصرفی در دنیا که از قطر و امارات متحده عربی صادر می شود وجود ندارد. در واقع بر اساس آمارهای موجود حداقل 88 درصد نفت عربستان سعودی، 90 درصد نفت ایران، 98 درصد نفت عراق، 99 درصد نفت امارات متحده عربی و 100 درصد نفت کشورهای کویت و قطر از تنگه هرمز عبور میکند که در مجموع میتوان گفت 90 درصد صادرات نفت تولید کنندگان خلیج فارس توسط تانکرهای نفتی از این مسیر عبور می کند. بر این اساس تنها در سال 2007 روزانه 15 کشتی نفتکش حامل نفت خام به جز تانکرهای حامل فرآوردههای نفتی و گاز مایع از تنگه هرمز عبور کردهاند و سالانه به طور کلی 12 هزار کشتی نفتی و تجاری از تنگه هرمز تردد کردهاند که سهم هر روز از این تعداد 32 کشتی بوده است و البته آمار امروز به مراتب بیش از این ارقام است.
در عین حال شرکت بینالمللی بیمه لویدز در گزارشی اعلام کرده است بسته شدن تنگه هرمز به معنای توقف نود درصد صادرات نفت کشورهای منطقه خلیج فارس و توقف معاملات تجاری بسیاری از این کشورها خواهد بود.
این شرکت در گزارش خود با اشاره به اینکه 90 درصد صادرات نفت و 50 درصد کلیه معاملات تجاری این کشورها از طریق تنگه هرمز صورت میگیرد یادآور شده است: بسته شدن تنگه هرمز باعث توقف همه معاملات امارات، کویت، قطر و تقریبا همه صادرات عراق و نیز 88 درصد صادرات نفت عربستان خواهد شد. در نتیجه بستن تنگه هرمز و یا تحت کنترل گرفتن رفت و آمد در این تنگه تأثیری جدی بر بازارهای جهانی انرژی و همین طور بازارهای آشفته بورس خواهد داشت. چنانکه "پاتریک کلاوسون "پژوهشگر مسائل خاورمیانه در موسسه راستگرای خاورنزدیک واشنگتن در ضمن نشستی در کمیته نیروهای مسلح مجلس نمایندگان آمریکا گفته است: "با توجه به عبور 40 درصد نفت مورد نیاز جهان از این شاهراه حیاتی ، اگر این تنگه برای مدتی طولانی بسته شود، اقتصاد جهانی سقوط خواهد کرد."
* آیا آمریکا امکان بازگشایی تنگه هرمز و ورود به جنگ با ایران را دارد؟
** بستن تنگه هرمز توسط ایران و اقدام آمریکا برای بازگشایی آن به معنای رودر رویی و جنگ تمام عیار ایران و آمریکا است. باید برآورد نمود که طرفین چقدر آمادگی ورود به چنین جنگی را دارند و تبعات این جنگ تمام عیار برای طرفین، منطقه و جهان چیست؟
در سالهای پس از انقلاب اسلامی، ایران به دلیل اینکه دارای ایدئولوژی فراگیر با رهبریت یکپارچه است توانسته در عرصههای مختلف بخصوص در علوم نظامی رشدی غیر قابل تصور داشته باشد. ایران به دلیل حضور در جنگ هشتساله و دارابودن دو ساختار نظامی متفاوت ارتش و سپاه از تجربه و توان نظامی بسیار بالایی برخوردار است که بسیاری این تواناییها به دلیل طبقهبندی اطلاعاتی افشا نشده است. از حیث دیگر نیروهای نظامی ایران در منطقه خود و برای حفظ بقاء میجنگند و مرگ را شهادت و پیروزی میدانند به همین جهت از انگیزه و ریسک پذیری بسیار بالایی برخوردار هستند. در واقع تلاش نظامی آمریکا برای بازگشایی تنگه هرمز به معنای مقابله ایران با آمریکا با تمام قوا و بدون تردید است.
اما باید بررسی نمود آمریکا و متحدانش چقدر آمادگی رودر رویی با ایران در منطقه میباشند؟
* چرا آمریکا و غرب درحال حاضر امکان تقابل با ایران را ندارند؟
** نوامبر سال 2012 (آبان ماه 1391) زمان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری آمریکا است یعنی حدود 10ماه دیگر، در رکود اقتصادی و بیکاری که گریبانگیر آمریکا و مردم این کشور است. مردم آمریکا به دنبال یک معجزه میگردند که بتوانند به قوای اقتصادی قبل باز گردند و اوباما برای اینکه بتواند 10ماه دیگر رای بیاورد باید تلاشهای بسیار از خود بروز دهد تا سطح مقبولیت خود را افزایش دهد. ازطرفی اعتراضات ناشی از جنبش وال استریت مشکلات داخلی آمریکا را مظاعف نموده است.
آیا اوباما حاضر است بشخصه فارغ از تمامی تبعاتی که یک جنگ بر اقتصاد و سیاست کشورش دارد در این فاصله کوتاه تا انتخابات دارد وارد جنگی فاجعه بار شود و به دلیل این تصمیم در انتخابات دور بعد رای نیاورد؟
با توجه به اعلام رئیس جمهور آمریکا مبنی بر کاهش بی سابقه بودجه نظامی ایالات متحده در طول 10 سال به میزان 489 میلیارد دلار و بدهی به بیش از 15 تریلیون دلاری ایالات متحده آمریکا که در نوامبرسال 2011 توسط وزارت خزانه داری آمریکا اعلام شد آیا نشانه هایی از آمادگی این کشور برای ورود به جنگ جدیدی وجود دارد؟ به نظر میرسد حمله نظامی منافع و امنیت ملی آمریکا را تأمین نخواهد کرد. تقابل نظامی با ایران منجر به بی ثباتی در منطقه در شرایطی کنونی می شود در وضعیتی که آمریکا نیروهای نظامی خود را از عراق خارج و قصد دارد تا سال 2014 از افغانستان خارج نماید.
* آیا امکان اجماع جهانی برای حمله به ایران وجود دارد؟ آیا روسیه حاضر خواهد بود عمق استراتژیک خود در برابر آمریکا که ایران است را از دست بدهد؟ آیا آمریکا حاضر است به جنگی چنین فاجعه بار بدون اجماع جهانی و تقسیم هزینهها و تبعات وارد شود ؟
** با توجه به اینکه کمربند نفتی خاورمیانه که بیشترین ذخایر نفتی جهان (ایران، قسمت شرقی عربستان سعودی، بحرین و مناطق جنوبی عراق) واقع شده است حوزه سکونت شیعیان است آیا با بروز جنگ میان ایران و آمریکا امکان به خطر افتادن تجهیزات نفتی کشورهای صادر کننده وجود دارد؟
در صورت بسته شدن تنگه هرمز صنعت، اقتصاد، بورس اروپا و غرب در وضعیت بحران زده کنونی چند روز توان مقاومت را خواهند داشت؟ آیا با برآورد لطماتی که به اقتصاد کشورهایی چون چین، ژاپن، کره، ترکیه و ... وارد خواهد شد این کشورها برای تحریم ایران به اجماع جهانی خواهند رسید و یا تمامیتلاش خود را میکنند که ایران به مرحله تحریم و مسدود نمودن تنگه هرمز نرسد؟
آیا در شرایط کنونی اعراب آمادگی همراهی با آمریکا و غرب برای تحریم نفتی ایران هستند؟ درصورتی که وقوع تحریم نفتی ایران و بسته تنگه هرمز و جنگ اعراب از صادرات نفت و امنیت محروم میشوند این خود موجب فرار سرمایهها از کشورهای عربی است ؟
در وضعیت بیداری اسلامی و انقلابات کشورهای عربی، درگیری ایران با غرب وآمریکا چقدر میتواند در روحیه انقلابی کشورهای عربی بخصوص عربستان تاثیر بگذارد و تحولات منطقه موجبات عدم تسلط کشورهای عربی در کشور خود باشد؟ آیا شرایط داخلی کشورهای عربی به نحوی هست که بتوانند این دوره بحرانی را بدون سرنگونی و تغییر حکومت سپری کنند؟ هزینه حمله به ایران برای همسایگانه ایران و حوزه خلیج فارس و اروپا و دیگر کشورها را چه کسی پرداخت میکند؟
چرا فرمانده ارتش چین بیان میدارد که درصورت حمله غرب به ایران حتی اگر جنگ جهانی چهارم هم رخ دهد ما با ایران هستیم؟
* چرا رهبر معظم انقلاب، ایران وضعیت جنگ بدر و خیبر میداند؟
** جنگ بدر و خیبر جنگ پیروزی سپاه اسلام در برابر جبهه کفر است. جنگ خیبر که بین مسلمانان و یهودیان رخ داد، در آن حضرت علی در قله خیبر را از جا میکند و یهودیان در آن جنگ دچار شکست سختی از مسلمانان میشوند. آیا جهان غرب و اسرائیل در سرازیری سقوط در برابر ایران هستند؟