* این روزها همه از جریان انحرافی سخن میگویند. اسفندیار رحیم مشایی را لیدر این جریان معرفی میکنند. جدای از اینکه مشایی که بوده و در حال حاضر بهدنبال چه اهدافی است آنچه که این روزها بهنظر میرسد از اهمیت برخوردار باشد بهنظر شما این گمانه جای تامل ندارد که طرح بحث جریان انحرافی خود یک بحث انحرافی برای منحرف کردن افکار عمومی و ایجاد خطای دید برای خواص و سیاسیون کشور است؟
** بر اساس احتمالات و ظن و گمان نمیتوان و نباید نظر داد و قضاوت کرد، بلکه باید بر اساس اطلاعات یقینی و قطعی اظهارنظر کرد. آنچه درباره جریان موسوم به«انحرافی» مسلم است این است که آقایان مشایی و احمدینژاد عقایدی درباره مسائل فرهنگی دارند که با مبانی اسلامی و آرمانهای انقلاب اسلامی سازگار نیست.
* مانند تمایل به باستانگرایی؟
** بله تمایل آنها به باستانگرایی و زندهکردن ایران قبل از اسلام و صحبت از«مکتب ایران بهجای مکتب اسلام» و زیاد مطرحکردن کوروش و منشور کوروش و پرداختن افراطی به آیین نوروز یکی از این عقاید است و همان سیاستی است که رژیم شاه برای اسلام زدایی از ایران دنبال میکرد. البته پرداختن به تمدن ایران قبل از اسلام با همه نقاط مثبت و منفی آن بهعنوان یک واقعیت تاریخی اشکالی ندارد، اما اینها از این کارها هدف سیاسی دارند. به تعبیر رهبر انقلاب چرا به افتخارات ایران و تمدن بزرگ بعد از اسلام نمیپردازید.
* مسائل دیگری هم هست که مدعای مدعی عقاید انحرافی این آقایان باشد؟
** بله، همانطور که رئیسجمهور در مصاحبه تلویزیونی خود اعلام کرد، اعتقاد نداشتن به وظیفه دولت اسلامی در امر به معروف و نهی از منکر و مسائلی مانند نظارت بر پوشش اسلامی جامعه نمونه دیگر عقاید انحرافی و نادرست آقایان مشایی و احمدینژاد است و این در حالی است که فقها اجماع دارند
که آن مرتبه از امر به معروف و نهی از منکر که مستلزم اعمال قانون است وظیفه دولت اسلامی است. بخشی از وضع ناهنجار فرهنگی ما ناشی از این عقیده این دو نفر است که متاسفانه سکان اجرایی کشور در دست آنهاست. این تفکر آنها شبیه تفکر دولتهای سکولار است که میگویند ما در قبال اخلاق و رفتار و عقاید مردم مسئولیتی نداریم.
* آقای مطهری جریان جدیدالتاسیسی مانند جبهه پایداری که اعضای اصلی آن همکاران شما در مجلس هستند مدعی این مسئله هستند که ماجرای جریان انحرافی از آقای احمدینژاد جداست و ما حامی رئیسجمهور منهای مشایی هستیم. بهنظر شما این ادعا تا چهمیزان قابلقبول است؟
** این دو نفر هم از یکدیگر جداییناپذیرند و عقایدشان عین هم است و اینکه افراد و گروههایی مانند جبهه پایداری میگویند انحرافات، ناشی از مشایی است و ما احمدینژاد را قبول داریم اما مشایی را نه، یه طنز بیشتر نیست.
*یکی از مهمترین مسائلی که از سوی اصلاحطلبان در سالهای اخیر همواره پررنگ شده است مرتبط با احیای فعالیتهای انجمن حجتیه است. بهنظر جنابعالی روحانیتگریزی در دولت فعلی را که برخی مدعی هستند در این دولت وجود دارد را میتوان نفوذ پررنگ عناصر انجمن حجتیه و آنوسیها در کشور دانست؟
** مشکل اینها این است که احساس خودکفایی در شناخت اسلام دارند و در نتیجه احساس بینیازی از روحانیت به عنوان کارشناس دین و مرجع اسلامشناسی دارند. در نتیجه اهمیتی برای مراجع تقلید و بهطور کلی روحانیت قائل نیستند و خودشان بر اساس شرایط روز و مصالحی که تشخیص میدهند تصمیم میگیرند و از این جهت شباهتی به گروههای منحرف قبل از انقلاب دارند.
* آقای دکتر مسئله دیگری که بهنظر میرسد طی سالهای اخیر در فضای سیاسی ایران شدت گرفته است این مسئله است که جریانی در کشور سعی دارد تا آنجا که میتواند عناصر منتقد وضع فعلی کشور را به بیرون از مرزها روانه کند و در این میان با استفاده از رسانههای تحت مدیریت خود بیشترین بهره را از این اقدام ببرد.
برای مثال اصلاحطلبان را از منتقد به مخالف و از مخالف به معاند مبدل میسازند و در نهایت با اعلام اینکه اصلاحطلبان منافقند، خواستار اشد برخورد با این افراد میشوند و ازسویی با بهرهگیری از مهرههایی که دارند برای این افراد حکم صادر میکنند. با این رفتار است که ریزش نیروهای انقلابی افزایش پیدا میکند و رویشهای ناشناختهای خلق الساعه وارد فضای سیاسی کشور میشوند. این رفتارها تا چه میزان برای نظام سیاسی کشور خطرناک است؟
** معاندسازی برای نظام یک آفت است که متاسفانه اکنون بهوسیله افراد فرصت طلب در حال اجرا است. وضع فعلی ما شبیه وضع انقلاب مشروطه است که عدهای از راه رسیدند و سنگ انقلاب را بیشتر به سینه زدند و با شور و حرارت بیشتری شعارهای انقلاب را سر دادند و کم کم انقلابیون راستین و اولیه را از میدان خارج کردند و در نتیجه مشروطه به یک استبداد خشن منتهی شد. امروز هم عدهای که برای انقلاب اسلامی زحمتی نکشیدهاند و قدر این انقلاب را نمیدانند
و بسیاری از آنها سنشان اقتضا نمیکند که تاریخ این انقلاب را درست درک کرده باشند مدعی هستند که ما انقلابیون راستین هستیم و بقیه یا از مردودیناند یا از خواص بیبصیرت یا فتنهگر، در نتیجه بسیاری از انقلابیون راستین و اولیه را به حاشیه راندهاند و همچنان به کار خود ادامه میدهند تا سرشان به سنگ بخورد. برای توجیه کارشان هم به شبیهسازی با تاریخ صدر اسلام میپردازند که فلانی مانند طلحه است و فلانی مانند زبیر و دیگری مانند عایشه و از این قبیل.
* عناصر این جریان به دنبال چه اهدافی هستند؟
** اینها در واقع فرصت طلبانی هستند که صرفا دنبال قدرتند. سوابق آنها هم نشان میدهد که از تقوای درستی برخوردار نیستند و صرفا دنبال هوای نفسشان هستند. با اینها باید مبارزه کرد و چهره واقعیشان را برای مردم آشکار کرد. متاسفانه چون اینها در پشت نقاب دفاع از ولایت فقیه پنهان میشوند بخشی از مردم عوام، فریب اینها را میخورند.
باید به جامعه آگاهی بخشی کرد. به تعبیر شهید آیتالله مطهری انقلاب فرزندخور نیست بلکه این غفلت رهبران و نخبگان جامعه از رخنه فرصتطلبان است که باعث میشود فرزندان انقلاب به حاشیه رانده شوند. در همین راستا به نظر میرسد که این جریان در تلاش است تا آیتالله هاشمیرفسنجانی را از فضای سیاسی ایران حذف کند و برای رسیدن به این خواسته خود نشان داده که حاضر است دست به هر اقدامی بزند.
* به نظر شما این جریان توان حذف آقای هاشمی را از بسترهای قدرت را دارد؟به واقع آقای هاشمیرفسنجانی چرا تا این میزان برای این جریان حائز اهمیت است که انواع و اقسام روشهای جنگ روانی و تبلیغاتی را بر علیه ایشان استفاده میکنند. ایشان که به نظر میرسد آقای هاشمی بیست سال پیش نیستند.
** اینها قادر به حذف آقای هاشمی از انقلاب نیستند. ایشان پایگاه اجتماعی خوبی دارد و مردم قدردان خدمتگزاران خود هستند. علت هجوم روانی و تبلیغاتی به ایشان ترس از اوست. شاید نخستین کسی که آقای احمدینژاد را شناخت و احساس خطر کرد و نحوه مدیریت وی بر کشور را خطرناک توصیف کرد آقای هاشمی بود. البته اگر ایشان از نقاط مثبت دولتهای نهم و دهم نیز چیزی میگفت موفقتر بود. امروز هم تا زمانی که ایشان به صحنه سیاسی برنگردد و مثلا اقامه جمعه نکند بحران سیاسی اخیر تمام نمیشود، چون نقطه نظرات ایشان عادلانه و واقع بینانه است.
* به واقع این جریان در نهایت خواهد توانست که روحانیت را از سپهر سیاسی و حکومتی ایران حذف کند؟
**البته به برکت اصل ولایت فقیه بعید است که بهراحتی بتوانند روحانیت را از سیاست و حکومت حذف کنند. روحانیت باید اصلاح از درون را انجام دهد و نقصهای خود را برطرف کند. اینکه برخی از مراجع تقلید و علمای بزرگ درباره بسیاری از انحرافات و بد رفتاریها سکوت میکنند بهضرر روحانیت است.
به تعبیر شهید آیتالله مطهری پرچم اصلاحات باید در دست روحانیت باشد تا روشنفکران غربزده پرچمدار اصلاحات اجتماعی نشوند. در پاسخ به سئوال شما فرضا روحانیت از سیاست و حکومت حذف شود، انقلاب در مدت کوتاهی مسیر خود را عوض خواهد کرد و در دامان غرب خواهد افتاد.
* آقای مطهری یکی دیگر از مسائلی که بسیاری از خواص دلسوز کشور طی سالهای گذشته به آن تاکید داشتهاند، عدم دخالت نیروهای نظامی و بهویژه سپاه در سیاست است. جنابعالی هم در روزی که سردار رستم قاسمی بهعنوان وزیر نفت از سوی آقای احمدینژاد به مجلس معرفی شد در مخالفت با حضور سردار قاسمی در مقام وزارت نطق کردید.به واقع آسیب های ورود سپاه به حوزه سیاست و اقتصاد چیست؟ اگر سپاه پاسداران از مسئولیتهایی که برایش تعریف شده خارج شود و خدایی ناکرده تبدیل به حزبی نظامی- سیاسی شود چه آفتهایی را این اقدام بهدنبال خواهد داشت؟
** روشن است که سپاه باید کار خود را که ماهیت نظامی دارد انجام دهد. البته سپاه وظیفه حفظ انقلاب اسلامی و دفاع از آرمانهای آن را نیز دارد ولی این به این معنا نیست که پستهای اقتصادی و سیاسی را نیز در اختیار بگیرد و در نتیجه تبدیل به یک قدرت نظامی، اقتصادی و سیاسی شود و مثلا در هر انتخاباتی نظر بدهد که ما با فلان کاندیدا موافق هستیم یا نیستیم.
اینها باعث انحراف و فساد و تفرقه سپاه میشود و با فلسفه وجودی سپاه منافات دارد. بلکه وظیفه حفظ و دفاع از آرمانهای انقلاب اسلامی به این معنی است که اگر گروهی مانند مجاهدین خلق یا فرقان یا چریکهای فدایی خلق پیدا شد که اعلام قیام مسلحانه کرد، سپاه وظیفه مقابله دارد.
* آقای دکتر یکی دیگر از موضوعاتی که بهنظر میرسد در روزهای پایانی مجلس هشتم باید مورد ارزیابی قرار بگیرد، عملکرد مجلس هشتم است. شما بهتر از من آگاهید که این روزها در محافل بسیاری از فساد تعدادی از نمایندهها و وابستگیشان به مراکز فساد و ثروت سخن بهمیان میآید.جدای از صحت و سقم این اخبار بهعنوان نمایندهای که افکار عمومی عنوان مدرس مجلس هشتم را به او اعطا میکند و استقلال و عدم وابستگیاش برای همگان به اثبات رسیده است میخواهم بپرسم که با توجه به تجربهای که طی این سالها در پارلمان بهدست آوردهاید به واقع بیماری امروز مجلس ایران کجاست؟
** اکثر قریب به اتفاق نمایندگان مجلس رفتار سالمی داشتهاند. بیماری امروز مجلس ایران نداشتن استقلال است که بخشی از آن ناشی از برداشت غلط از اصل ولایت فقیه است و بخش دیگر ناشی از ترس از رد صلاحیتها بهخاطر عقیده و اظهارنظر است. نماینده نباید ترسی از اظهارنظر داشته باشد و باید بتواند مطابق قانون اساسی درباره همه امور کشور نظر بدهد و انتقاد کند. در واقع مجلس ما نیاز به روحیه دارد و این روحیه را تعدادی از نمایندگان حر و آزاده میتوانند در مجلس ایجاد کنند.
* آقای مطهری در ماجرای طرح سوال از رئیسجمهور، بهنظر میرسد مشکلات بسیاری را پیش روی خود داشتید. این مسئله در اظهارنظرهای نمایندگانی که این طرح را نیز امضا کرده بودند بهنوعی قابل رویت بود. گویا فشار زیادی به نمایندگان طرح سوال از احمدینژاد وجود داشته است که شما نیز به آن در گفتوگویی اشاره کرده بودید. این فشارها بیشتر از جانب دولت اعمال میشد یا حامیان دولت؟
** از دو جهت روی امضاکنندگان فشار بود. هم از طرف دولت، یعنی معاونت پارلمانی رئیسجمهور و معاونین وزرا که در مجلس رفت و آمد دارند و هم استانداران و فرمانداران که بعضا فشارهای عجیبی برای بازپسگیری امضاها وارد میشد. در بعضی از موارد که برای من نقل میکردند در طول این چند ماه کارهای عجیب و غریبی صورت میگرفت تا نماینده سوال خود را پس بگیرد. مثلاً تهدید به متوقف کردن پروژههای عمرانی حوزه انتخابیه یک نماینده میکردند.
البته اخیرا با توجه به ارجاع طرح به کمیسیونها این فشارها کمتر شده است. از طرف بعضی اعضای هیئت رئیسه مجلس هم برای پس گرفتن امضاها روی نمایندگان فشار بود. من برای جمع کردن امضا با بیش از 90 درصد نمایندگان صحبت کردم. وقتی که صحبت میکردم، میدیدم خیلی از آنها مثل من فکر میکنند و همان حرف ما را میزنند و کار را تایید میکردند.
اوایل که فضا خیلی سنگین بود، برخی از نمایندگان میگفتند اگر ما این طرح را امضا کنیم دفتر ما را در شهرستان به هم میریزند یا در نماز جمعه علیه ما شعار میدهند یا شیشههای دفتر را میشکنند. یعنی یک رعبی میان نمایندگان وجود داشت اما به تدریج و با افزایش تخلفات و خصوصاً بعد از خانهنشینی رئیسجمهور فضا بازتر شد و خیلی از نمایندگان هم به حرف من رسیدند، تا جایی که پیش من میآمدند و میگفتند شما چطور از قبل توانستی اینها را بشناسی؟!
* مقوله ولایت فقیه بهعنوان رکن اساسی نظام سیاسی ایران همواره محل چالشهای بسیاری میان سیاسیون و گروههای سیاسی بوده است. مسئلهای که چند باری هم باعث شده تا جنابعالی درباره برداشت صحیح و غیر صحیح نسبت به مقوله ولایت فقیه صحبت کنید. از دیدگاه جنابعالی تعریف حقیقی و ناب از مقوله ولایت فقیه چیست و چهکسانی با تعریفهای نادرست بهدنبال مخفی شدن زیر عبای رهبری هستند وچگونه میتوان این جریان نفاق را افشا کرد؟
** ولایت فقیه ولایت مکتب و ایدئولوژی است، ولایت اسلام و فقه است نه ولایت شخص. یک حکومت ایدئولوژیک در رأس آن باید یک مکتب شناس قرار داشته باشد و این یک بدیهی عقلی است. مهم نحوه اجرای آن است که درست پیاده شود. برای این امر هم مجلس خبرگان رهبری پیش بینی شده که باید به وظایف خود عمل کند.
طبیعی است که عدهای از این اصل مانند بسیاری از مقولات دیگر مثل آزادی سوءاستفاده کنند و به بهانه دفاع از ولایت فقیه اهداف خود را دنبال کنند. مردم باید اولا برداشت درستی از ولایت فقیه داشته باشند تا مصلحان را به جای معاندان دفع نکنند و ثانیا فریب فرصتطلبان را که پشت این اصل پنهان میشوند و اهداف شخصی را دنبال میکنند نخورند.
* چندی است که تعدادی از چهرههایی که نسبت به وضع فعلی کشور انتقاد دارند اقدام به نامهنگاریهای انتقادی به رهبری نظام کردهاند. بهنظر جنابعالی این اتفاق کار درستی است یا خیر؟اگر کار درستی است باید از چه ادبیاتی استفاده شود؟
** اصل نامهنگاری را درست میدانم و حق هر شهروندی است که از مقام رهبری حضورا یا به وسیله نامه سوال کند، اما ادبیات نامهها باید مودبانه و محترمانه باشد و باید بهگونهای عمل شود که ابهت و اقتدار رهبری شکسته نشود، چون این مطلب که از رهبر فرمان و از مردم اجرا و به سر دویدن، نعمت بزرگی است که در سایه اصل امامت و ولایت فقیه بهدست آمده و غربیها از آن وحشت دارند.
رهبر انقلاب هم نشان دادهاند که به سوالات و انتقادات با رویباز پاسخ میدهند و بارها اعلام کردهاند که رهبری هم انتقادپذیر و پاسخگوست. منتها گاهی مریدها و اطرافیان یک شخصیت کار را خراب میکنند چون تمایل به بتسازی و عدم پاسخگویی آن شخصیت دارند. ضمنا ما باید مسائل را با هم مخلوط نکنیم. ممکن است کسی سئوالی و حتی انتقادی از رهبری داشته باشد و در عینحال مطیع ایشان باشد.
* آینده نظام سیاسی ایران با توجه به شرایط داخلی و خارجی را چگونه ارزیابی میکنید؟
** اگر در داخل همه با هم متحد باشیم غربیها هیچکاری نمیتوانند بکنند، اما اگر روند دو سال گذشته ادامه داشته باشد و بخواهیم همه منتقدان را از قطار انقلاب پیاده کنیم و با معترضان برخورد خشن داشته باشیم متاسفانه باید کمی نگران بود.