نوشته: کارل کستر/عضو پروژه اروپایی عدم تکثیر هستهای در هلند
ترجمه نیلوفر قدیری
در بسیاری از سخنرانیهایی که آوریل گذشته در کنفرانس پیمان عدم تکثیر هستهای یا NPT در نیویورک ارائه شد، اشارات اندکی به گامهای ضروری و مورد نیاز برای پیش رفتن به سوی خلع سلاح هستهای شده بود. مثلاً دولت کانادا فقط اشارهای کوتاه به سیاست هستهای ناتو کرد. این سیاست بسیار عجیب است زیرا میان تعهدات کشورهای ناتو درباره خلع سلاح هستهای و ادامه اتکای دکترین رسمی ناتو به تسلیحات هستهای تناقض آشکاری وجود دارد. برای نمونه، در بیانیه پایانی نشست وزیران ناتو در کمیته برنامهریزی دفاعی و گروه برنامهریزی هستهای که اول دسامبر سال 2003 در بروکسل برگزار شد آمده است:
«قوای هستهای مستقر در اروپا و متعهد به ناتو همچنان رابطهای ضروری و سیاسی و نظامی میان اعضای اروپایی و آمریکای شمالی ناتو ایجاد میکنند. آنها براساس فضای امنیتی حاکم در حد آمادگی به سر میبرند. ما نقش قوای مستقل هستهای انگلیس را در بازدارندگی و امنیت کلی متحدان تحسین میکنیم و بر ارزش این توانایی تأکید مینماییم:»
دیپلماتهای ناتو به طور مرتب، این اتکا و وابستگی را در سطح حداقل میخوانند. حقیقت آن است که از طریق 150 تا 180 بمب سنگین آمریکایی تأمین میشود که در پایگاههای هوایی در شش کشور عضو ناتو گسترده شدهاند. این شش کشور بلژیک، هلند، آلمان، یونان، ترکیه و ایتالیا هستند. در مواقع جنگ این بمبها از واحدهای متعلق به آمریکا در این پایگاهها به هواپیماهای تاکتیکی ناتو منتقل میشوند و هواپیماها توسط خلبانهایی از همین شش کشور به پرواز در میآیند.
در مواقع صلح، خدمه این هواپیماها برای پرتاب این سلاحها آموزش میبینند. اگر چه همه کشورهای عضو ناتو در تهیه طرحهایی برای استفاده از این بمبها مشارکت دارند.
نکته عجیب و گیجکننده اصلی درباره تعهدات کشورهای ناتو به NPT از یک سو و ادامه آرایش تسلیحات هستهای از سوی دیگر، در پارگراف 32 گزارش دسامبر سال 2000 دیده میشود. این سند شامل سیزده گام به سوی خلع سلاح هستهای و تأکید مجدد بر تعهد نسبت به دکترین حلمه هستهای است. در پارگراف 32 این سند آمده است: «برای حفاظت از صلح و جلوگیری از جنگ یا هرگونه درگیری، ناتو در آینده نزدیک مجموعهای از قوای هستهای و متعارف خود مستقر در اروپا را تا زمان لازم حفظ میکند، اگر چه این قوا در حد کافی و حداقل است.»
نظرات ناتو درباره مشارکت هستهای
یکی از معدود اسناد ناتو که به این تناقص در آن بهطور مستقیم پرداخته شده است، سندی است که امسال منتشر شده و حاوی مطالب زیر است:
«سازوکارهای مشارکت هستهای ناتو»
سازوکارهای ناتو برای استقرار بمبهای سنگین هستهای آمریکا در اروپا با NPT سازگار است. وقتی این پیمان (NPT) مورد مذاکره قرار گرفت این سازوکارها وجود داشت. ماهیت آن برای شرکت کنندگان اصلی تشریح شد و بعد بهطور علنی منتشر گردید. هیچ چالشی هم با آن صورت نگرفت.
سلاحهای هستهای آمریکا مستقر در اروپا تحت مالکیت مطلق و در اختیار و کنترل کامل آمریکاست. این سلاحها به سیستم پیشرفته Permissive Action Link یا (PAL) مجهز هستند تا کنترل انحصاری آن توسط آمریکا تضمین شود و امکان هرگونه استفاده غیرمجاز سلب گردد.
نکته دوم را هیچ کس رد نمیکند، اگر چه نویسنده میتوانست عبارت «در زمان صلح» را به جمله اول آن اضافه کند. موضوع بحثبرانگیز، نکته اول است. تحقیقی که چند سال پیش توسط تحلیگران یک گروه غیردولتی انجام شد نشان میدهد که وقتی NPT تصویب میشد، آمریکا برای اصلهای یک و دوی این پیمان که به منع انتقال تسلیحات هستهای مربوط میشد، تبصرهای درخواست کرد. این تبصره مربوط به شرایطی میشد که: تصمیمی درباره شروع جنگ اتخاذ شده و در زمانی که این پیمان (NPT) در جایگاه کنترل کننده نباشد (یعنی کنترلی بر اوضاع نداشته باشد).
نشانههایی وجود دارد که حاکی از اینکه در زمان تصویب این پیمان توسط آمریکا، این تبصره چندان شناخته شده نبود و کسی درباره آن چیز زیادی نمیدانست چون بهطور روشن و در یک بیانیه رسمی توسط آمریکا توضیح داده نشده بود و فقط در حد یک تذکر در اسناد سنا دیده میشود. به گفته منابعی که در آن تحقیق با آنها مشورت شده بود: «منابع دپیلماتیک غیر عضو ناتو که اطلاع از برنامهریزیهای هستهای این سازمان را تأیید میکنند هم گفتهاند درباره سازوکارهای مشارکت هستهای در زمان امضا و تصویب NPT هیچ چیزی نمیدانند.» بعضی امضا کنندگان ممکن است حتی نمیدانستند که در زمان جنگ، NPT دیگر از نظر آمریکا اعتبار ندارد. معنی آن این است که وقتی جنگ شروع شد سلاحهای هستهای به کشورهای طرف مشارکت (هستهای) منتقل میشود و در هر شرایطی که فرماندهی ناتو لازم بداند مورد استفاده قرار میگیرد، از جمله این شرایط استفاده اول علیه دشمنی است که از هر نوع سلاح متعارف یا کشتار جمعی استفاده کرده باشد. این تبصره چه شناخته شده باشد و چه نباشد، چه کسی از آن اطلاع داشته باشد و چه نداشته باشد، عواقب بسیاری دارد. این تبصره به این معنی است که وضعیت جنگ، شرایط امکان استفاده از سلاح هستهای را ایجاد میکند. بنابر این تعریف جنگ اهمیت زیادی پیدا میکند و این نکته مهمی است. اگر خود ناتو آغاز کننده شرایط جنگ باشد، آن وقت میتواند به راحتی با اعلام جنگ از سلاحهای هستهای استفاده کند و شرایط تبصره NPT را نیز مهیا نماید.
تغییر سیاست آمریکا؟
بخشهای از رهبری ناتو (شاید آمریکا) به نظر میرسد که پذیرفتهاند، درباره این تناقض کاری باید انجام شود. ژنرال جونز، فرمانده عالی ناتو و فرمانده نیروهای آمریکا در اروپا، روز 9 مارس در سنای بلژیک اعلام کرد، آمریکا تسلیحات هستهای خود را در اروپا کاهش میدهد. در گزارش مربوط به سخنان او در مطبوعات بلژیک آمده است: «سخنان ژنرال جونز در جلسهای در کمیته سنای بلژیک، با استقبال روبرو شد، او در بروکسل گفت که آمریکا تسلیحات هستهای خود را در اروپا تا حد قابل توجهی کاهش میدهد.»
روزنامههای بلژیکی در اینباره نوشتند، ژنرال جونز در پاسخ به این نگرانی سناتورهای بلژیکی درباره وجود سلاحهای هستهای در بلژیک و خطر این که یک هواپیمای حامل تسلیحات هستهای آمریکا در خاک بلژیک سقوط کند گفت: «کاهش تسلیحات هستهای آمریکا چشمگیر است. اخبار خوبی در راه است.»
در اول آوریل، وزیر خارجه بلژیک در پارلمان این کشور (البته از جانب وزیر دفاع) گفت: در مرحله اول نشستی درباره ناتو برگزار میشود. در مرحله بعد من تأیید میکنم که آمریکا بخشی از تسلیحات هستهای خود را از اروپا خارج میکند.
دولت هلند به سؤالات مشابه پارلمانی درباره مسایل مربوط به تسلیحات هستهای ناتو با فرمولی استاندارد پاسخ داد: «براساس مفهوم استراتژیک ناتو در سال 1999، قوای هستهای ناتو در اروپا بخش حیاتی روابط سیاسی و نظامی میان متحدان اروپایی و آمریکایی است. برای این منظور، ناتو قوای هستهای خود را به مقدار کافی در اروپا حفظ میکند، اما این میزان، حداقل و برای حفظ صلح و ثبات لازم است. هیچ اطلاعاتی نمیتوان درباره تعداد و مکان تسلیحات هستهای آمریکا مستقر در اروپا ارایه کرد.»
بعدها منابع ناتو گفتند که ژنرال جونز در نشست سنای بلژیک به تسلیحات هستهای اشاره نکرده است. اگرچه اگر پارلمان بلژیک سخنان او را به دقت گوش میکرد، او این سخنان ار اینطور نمیگفت. کمیته علوم دفاعی در گزارشی به پنتاگون درباره «نیروهای حمله استراتژیک در آینده» که در ماه فوریه منتشر شد، پیشنهاد حذف نقش هستهای هواپیماهای دارای توانایی تاکتیکی دوگانه را مطرح کرده است. منابع دیگر گفتهاند که این طرح در حقیقت در پی شکایت متعدد روسیه درباره گسترش ناتو مطرح شده است. در راهروهای محل برگزاری کنفرانس NPT در سازمان ملل، حدس و گمانها این بود که با این کار خسارت گسترش ناتو به سوی شرق برای روسیه جبران میشود.
دکترین هستهای بدون سلاح هستهای
اگر این طرح عملی شود، نیازی به تغییرات گسترده در دکترین هستهای ناتو نیست. میان خروج بخشی از تسلیحات تاکتیکی هستهای از یک سو و کنار گذاشتن سیاست هستهای ناتو از سوی دیگر، تفاوت روشنی وجود دارد. کنار گذاشتن سیاست هستهای ناتو وقتی عملی میشود که رهبران ناتو مثلاً در نشست استانبول موافقت میکردند که در بیانیه پایانی نشست کنار گذاشتن دکترین هستهای را تصویب کنند.
معانی سیاسی دکترین فعلی زیاد است. بالاخره ناتو همچنان به سوی شرق در حال گسترش است و میرود که منطقه عادی از سلاحهای هستهای را دقیقاً به عکس آن تبدیل کند، چون شمار کشورهای متعهد به حمایت و برنامهریزی در استفاده از تسلیحات هستهای رو به گسترش است. میان سیاست مشارکت با اعضای ناتو در تلاشهای ضد تکثیر هستهای و حفظ این دکترین هستهای تناقض آشکاری وجود دارد.
این تناقض آشکار در سیاستها از توجه دبیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی دور نمانده است. او در نشستی که شورای روابط خارجی (آمریکا) در 14 ماه مه در نیویورک ترتیب داده بود گفت: «باید برای حفاظت از خود بهتر عمل کنیم، نمیتوانیم فقط بگویییم خوب کشور داریم، یعنی اعضای ناتو، که زیر چتر هستهای هستند و هرکس دیگر که در این سازمان نیست پس خارج از چتر در سرما بماند. این در بلندمدت پایدار نمیماند...»
در شرایطی که کشورهای عضو ناتو تلاش میکنند بقیه دنیا را متقاعد نمایند که سیاستهای عدم تکثیر هستهای باید تقویت شود، بیتوجهی به این هشدارها بیخردی خواهد بود.