تاریخ انتشار : ۲۴ اسفند ۱۳۹۰ - ۱۳:۳۰  ، 
کد خبر : ۲۳۷۲۴۷

اهداف ناتو در قفقاز


بهراد فرهمند
ناتو طی بیش از 50 سال گذشته مهمترین ساختار امنیتی در منطقه اروپا – آتلانتیک به شمار رفته است. در دوره جنگ سرد هدف این سازمان بازداشتن بلوک شرق از انجام دادن اقدام نظامی ضد اروپای غربی (ضمن مهار آلمان و پای‌بند کردن آمریکا به مسائل اروپا) بوده است. با خاتمه جنگ سرد و فروپاشی دشمن اصلی ناتو، انطباق با شرایط جدید بین‌المللی به مشغله اصلی اعضای آن تبدیل شد. در این خصوص گذشته از مسئله گشترش ناتو به سوی شرق موضوعات دیگری چون ایجاد توانایی در ناتو برای مدیریت بحران‌های محلی، امکان اقدام نظامی این سازمان در خارج از محدوده عملیاتی خود و ... نیز مطرح بوده است. طی این سال‌ها، به رغم از میان رفتن علت وجودی ناتو، کشورهای غربی تلاش کرده‌اند آن را به عنوان بهترین وسیله برای پیروزی سیاسی – نظامی خود بر جهان حفظ کنند. از آنجا که اروپا در استراتژی جهانی آمریکا دارای نقشی محوری است و ناتو ابزار اصلی اعمال شده سیاست‌های آمریکا در اروپا به شمار می‌رود، مقامات آمریکایی در این‌باره انگیزه‌های مضاعفی داشته‌اند.
کشورهای اروپای شرقی و مرکزی نیز در پی انحلال پیمان ورشو و بروز نوعی خلأ امنیتی در منطقه، خود را با نوعی احساس ناامنی مواجه دیده‌اند. این کشورها طی سال‌های گذشته خلأ امنیتی موجود و غیرقابل پیش‌بینی بودن آینده روسیه به عنوان علل اصلی چنین احساس ناامنی یاد کرده‌اند. در مورد روسیه درخور یادآوری است که این کشور از یک سو ضمن دست به گریبان بودن با اقتصادی ضعیف و مشکلات اجتماعی فراوان، همچنان از نیروهای هجومی عظیمی برخوردار است. از سوی دیگر، هنوز بین نخبگان سیاسی این کشور در مورد آینده آن و نظام سیاسی مطلوب اتفاق‌نظری وجود ندارد. به عبارت دیگر، چنین می‌نماید که هنوز اصلاحات به روندی برگشت‌ناپذیر تبدیل نشده است. این در حالی است که گرچه روسیه در شرایط حاضر با مشکلات عظیمی در داخل مواجه است اما همه ابزارهای لازم برای ظهور مجدد به عنوان یک ابرقدرت در سیاست بین‌المللی را دارد. در نتیجه، این نگرانی وجود دارد که در صورت بازگشت روسیه به نوعی نظام سیاسی اقتدارگرا در داخل و سلطه‌جویی در خارج، منطقه نفوذ سابق این کشور یعنی جمهوری‌های سابق شوروی و کشورهای اروپایی مرکزی در وهله نخست مورد تهدید قرار گیرند.
در چنین شرایطی طی چند سال اخیر قدرت‌های غربی در پی آن بوده‌اند تا از طریق گسترش ناتو کشورهایی را که ممکن است روزی در آینده به عضویت مجدد بلوک روسیه درآیند بیش از بیش از مدار مسکو دور و ادغام آنها را در بلوک خود تضمین کنند. از جمله این مناطق، منطقه حساس و استراتژیک قفقاز است که گسترش و استقرار ناتو در آن علاوه بر تضمین دوری آن از مدار مسکو می‌تواند موقعیت مناسبی را برای فشار بر جمهوری اسلامی ایران و تنگ کردن حلقه محاصره‌ای که به خصوص از زمان اشغال دو کشور افغانستان و عراق به دست نیروهای آمریکا و متحدانش به وجود آمده است ایجاد کند.
اما از طرف دیگر در حالی که اعضای ناتو به دنبال راه‌حلی برای دستیابی به منافع خود در قفقاز هستند، روسیه و ایران نیز فعالانه در حال تعقیب منافع خودشان در این منطقه هستند. از نظر نظامی، روسیه با فاصله زیادی قدرت مسلط باقی می‌ماند. هیچ یک از دول بازمانده از شوروی سابق نمی‌توانند از لحاظ حجم و قابلیت نیروها، حتی به ارتش روسیه نزدیک شوند.
تمام ارتش‌های کشورهای شوروی سابق کماکان از تسلحیات طراحی شده روسیه استفاده می‌کنند و به قطعات یدکی ساخت روسیه و کمک‌های خدماتی آن نیازمند هستند. روسیه به عنوان یک میانجی میان نیروهای نظامی چند ملیتی (برای مثال مابین ارتش‌های گرجستان و جمهوری آذربایجان)؛ همین طور میان گروه‌بندی‌های منطقه‌ای، از قبیل کشورهای مشترک المنافع بدون انسجام گرجستان، ازبکستان، اوکراین، جمهوری آذربایجان و مولداوی که کشورهای «گوام» خوانده می‌شوند، باقی می‌ماند. تمام نیروهای نظامی در زمینه آموزش پیشرفته در مفاهیم عملیاتی و موضوعات تکنیکی به نهادهای نظامی روسیه وابسته‌اند. حتی گرجستان که فعالانه به دنبال یاری نگرفتن از روسیه در آموزش افراد بوده است، در 1999، 250 نفر از 400 کارآموز افسری خود را به آکادمی‌های خدماتی روسیه فرستاد. پایگاههای نظامی روسیه، تقریباً در تمام کشورهای قفقاز و آسیای مرکزی به قوت خود باقی مانده‌اند.
اما جنبش‌های ملی‌گرایانه در جمهوری آذربایجان و گرجستان از اوایل دهه 1990، احساسات قوی ضد روسی را برانگیخته و این احساسات را در سیاست‌های ملی نیز تثبیت کرده است. در هر دو کشور، روسیه در بهترین حالت با بی‌تفاوتی و به شکلی بدخواهانه نگریسته و همکاری نزدیک با کشورهای عضو ناتو به عنوان عامل توازن لازم و مطلوب فرض می‌شود.
از دیگر سو ایران به شکلی فعالانه در پی منافع خود در قفقاز است.
ایران یکی از کارآمدترین مسیرها برای انتقال نفت و گاز خزر به اقتصاد آسیاست. این کشور ترمینال‌های کشتیرانی توسعه‌یافته، نیروی کار تکنیکی ماهر و یک شبکه توسعه‌یافته از خطوط لوله دارد که می‌تواند به آسانی از جمهوری آذربایجان تا قزاقستان امتداد یابد. به هر حال، ایران به علت تحریم‌های ایالات متحده از ایفای نقش خود در صادرات نفت و گاز بازمانده است و با وجود آنکه با صرفه‌ترین و کوتاه‌ترین مسیر، جمهوری اسلامی ایران است خصومت میان دو کشور نه تنها منافع ایران را تحت‌تاثیر قرار داده بکله منافع شرکتهای غربی به خصوص آمریکایی نیز متاثر از این چالش است.
اگر چه قبل از آتش‌بس ماه مه 1994 در جنگ قره‌باغ، دیپلماتهای ایرانی واسطه ایجاد چند آتش‌بس کوتاه مدت بین نیروهای ارمنی و آذری شدند، اما ملاحظات نیروهای فرامنطقه‌ای و اتهامات باکو به تهران مبنی بر حمایت ایران از ارامنه مانع به ثمر رسیدن تلاش‌های ایران در این زمینه شد.
تضادهای ایدئولوژیک جمهوری آذربایجان سکولار با ایران اسلامی از یک سو و اختلافات بر سر تعیین رژیم حقوقی دریای خزر و حدود مرزهای دریایی دو کشور به مداخله در امور داخلی یکدیگر، بهانه‌ای شده است تا جمهوری آذربایجان علاوه بر دور شدن از مدار مسکو، به منظور فشار به جمهوری اسلامی ایران ضمن تلاش برای الحاق به ناتو از نیروهای ایالات متحده آمریکا نیز بخواهد با حضور در خاک و ایجاد پایگاه نظامی در آن برای نیل به مقصود یاری رسانند.
وجود پایگاه هوایی آبشورون که محل پرواز و فرود هواپیماهای آمریکایی گالکس است پیامی دوجانبه برای مسکو و تهران دارد و موجب واکنش متفاوت هر دو کشور شده است. ایالات متحده آمریکا با حضور نظامی خود در قفقاز و آسیای مرکزی می‌کوشد حلقه محاصره خود به دور ایران را هر چه بیشتر تنگ کند تا بتواند منافعی را که از این راه جستجو می‌کند به چنگ آورد و آن دور کردن ایران از سیاستهای مغایر با منافع آمریکا در مناطق خاورمیانه، آسیا مرکزی و قفقاز است.
اگر چه طی سالهای اخیر دو کشور ایران و جمهوری آذربایجان سعی کرده‌اند اختلافات میان دو کشور را به حداقل رسانند، وجود دو چالش عظیم یعنی اختلاف بر سر ذخایر نفتی خزر و حضور نظامیان آمریکا در منطقه مانع اصلی بر سر راه کاهش این اختلافات است.
باکو درصدد است با پیوستن به سازمان پیمان آتلانتیک شمالی «ناتو» حاشیه امنیتی خود را در برابر مسکو و تهران افزایش دهد، اگر ساختار اقتدارگرای جمهوری آذربایجان اجازه نخواهد به این زودی‌ها این کشور شرایط عضویت در ناتو را پیدا کند، اما علی‌اف تصور می‌کند دعوت از نیروهای آمریکایی برای استقرار در این سرزمین خواسته‌های باکو را در این مورد تامین می‌کند و قدرت چانه‌زنی این کشور را در برابر مسکو و تهران افزایش می‌دهد. از طرفی ناتو هم با گسترش به شرق علاوه بر یافتن حوزه نفوذ در آسیای مرکزی و قفقاز و تحت فشار در آوردن جمهوری فدراتیو روسیه و جمهوری اسلامی ایران درصدد مهار چین و شبه‌قاره هند نیز هست.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات