تاریخ انتشار : ۲۰ خرداد ۱۳۹۱ - ۱۱:۲۵  ، 
کد خبر : ۲۳۷۳۷۹

آخرین تلاش‌های غرب


 علی قاسمی
پس از پیروزی انقلاب اسلامی سران استکبار که از الگو شدن این انقلاب در سراسر منطقه واهمه داشتند، تصمیم گرفتند با همه ابزارهای موجود به مقابله با تاثیرات آن بپردازند، زیرا یکی از شعارهای اصلی انقلاب مسئله صدور انقلاب اسلامی و حمایت از مستضعفین جهان بوده و هست؛ از این رو از سال 1375، مهار ایران به عنوان یک پایه از استراتژی جدید براندازی (مهار، نفوذ، استحاله) در دستور کار دولت ایالات متحده آمریکا قرار گرفت.
پروژه ای که با تشدید تحریم اقتصادی، جلوگیری از تجارب اتحادیه اروپا با ایران، خرابکاری، حمایت از گروه های مخالف، اقدامات تروریستی و جنگ سخت، اختلاف افکنی ملی و منطقه ای و بهره برداری از فرصت های سیاسی برای «براندازی» را آغاز نمود و در ادامه با راهبرد «استحاله قدرت نظام جمهوری اسلامی ایران» که توسط «آنتونی لیک» مشاور سابق امنیتی کلینتون فاش گردید استمرار یافت.
اگر چه سابقه فراماسونی سران دولت ایالات متحده ماهیت دین ستیزی و رویارویی نبرد آخرالزمان را بیش از هر مقوله ای دیگر در نبرد با جمهوری اسلامی برای حاکمان غرب و سران مطیع جریان فراماسون تداعی می نماید؛ لیکن سران ماجراجو و ملیتاریست آمریکا که همواره با جنگ، باروت و خون، خو کرده اند، دامنه نبرد خود را بر سه رویکرد (مهار، نفوذ، استحاله) از زمان شکل گیری این انقلاب آغاز نمودند و هم اکنون نیز تشدید اقدامات خود را از هر طریق ممکن دنبال می نمایند.
برهمین اساس در مقطع کنونی ارزیابی رفتارهای گذشته، حال و استراتژی خوانی رفتار آمریکا در آینده نشان می دهد دولت ایالات متحده آمریکا و هم پیمانانش، هم اکنون در رویارویی با اراده ملت ایران با واقعیتی روبه رو شده که نه تنها ماهیت نظام سرمایه داری غرب را به چالش کشانده است، بلکه نوید شکل گیری تمدن عظیم اسلامی که در پیش بینی های قدمت دار آنان نیز آمده است بر ملا می سازد.
از این رو هرگونه قدرت یابی منطقه ای و به دنبال آن استمرار صدور انقلاب اسلامی به مثابه مخاطره امنیتی آمریکا تلقی می شود، لذا آمریکا از قابلیت ایران برای تبدیل شدن به قدرت منطقه ای هراس دارد. قابلیتی که غرب به ویژه ایالات متحده آمریکا با توسل به ابزارهای مختلف می کوشد از بالفعل شدن آن جلوگیری کند. چرا که تلاش غرب با محوریت ایالات متحده آمریکا در این جهت، ریشه در یک منطق پر اهمیت در سیاست بین الملل دارد و آن منطق جلوگیری از ظهور قدرت منطقه ای ایران می باشد. واقعیتی که بر اساس تدابیر و پیش بینی های سیاسی، اجتماعی و حتی مذهبیون افراطی یهود (صهیونیست مسیحیت) زنگ خطری برای نظام غرب و آغازی برای شکست نهایی شر و پیروزی خیر در آخرالزمان می باشد.
از این رو استفاده از ابزارهای مختلف در طول سی و چند سال از تاریخ انقلاب، ایران ستیزی غرب و دولت فراماسونی ایالات متحده آمریکا را بیش از پیش رسوا نموده و در این مقطع حساس با تشدید فشار روانی و رسانه ای بر علیه ایران همراه گردیده است. چرا که شکل گیری اعتراضات مردمی در اروپا و جنبش وال استریت در آمریکا از سویی و بیداری اسلامی در کشورهای خاورمیانه همه و همه از مصادیقی است که صبر و توان تحمل غرب در برابر ایرانی که در سی سال پیش نقشه براندازی آن را از طریق یک کودتای ساده دنبال می نمود به اتمام رسانده و همه جانبه شدن تهدیدات و فشارهای فزاینده بر علیه ایران را به وجود آورده است.
ماجرایی که با عناوینی نظیر نقض حقوق بشر، حمایت ایران از تروریسم، اخلال ایران در روند صلح خاورمیانه و تهدید آمیز خواندن فعالیت صلح آمیز هسته ای... جلوگیری از شکل گیری قدرت منطقه ای ایران را دنبال می نماید.
در واقع تشدید فشارهای اقتصادی در شرایطی که بحران مالی واقتصادی سراسر اروپا را در آغوش کشیده و صدای توقف چرخ های کارخانه ها و صنایع غرب به گوش جهانیان می رسد همه از آخرین تلاش های غرب بر اساس راهبرد امنیت ملی آمریکاست که جمهوری اسلامی را به عنوان چالش پیش روی خود مطرح ساخته و رویارویی با آن را در دستور کار خود قرار داده است.
این نظریه از آن جهت برای غرب حائز اهمیت است که بیداری اسلامی و بازیابی هویت ملت های مسلمان کشورهای خاورمیانه، احیای اسلام خواهی را در سطح منطقه و جوامع اسلامی ایجاد نموده و کسب بیشترین آراء احزاب اسلام گرا نشان از این فرآیند بیداری در منطقه خاورمیانه می باشد.
در واقع جوامع اسلامی پس ازآن که در طول دهه های گذشته در حالی انفعالی قرار داشتند و بر اثر شکست های پی در پی مرحله به مرحله در حال عقب نشینی بودند و در فرایند جهانی شدن می بایست از مبانی و مظاهر هویتی خود دست بر می داشتند به یکباره با پیروزی انقلاب اسلامی و استمرار این جریان به مبانی هویتی خود بازگشته و چاره برون رفت از این ننگ تحمیلی از سوی دیکتاتورهای دست نشانده را جز احیای هویت اسلامی خود نیافته و همین خیزش بیدارساز در منطقه، برنامه زمان بندی شده غرب بویژه لابی های صهیونیستی را برای اجرایی نمودن طرح خاورمیانه بزرگ و استراتژی مهار ایران ناکام ساخت.
لذا باراک اوباما که با شعار تغییر وارد عرصه ی انتخاباتی ریاست جمهوری آمریکا شد و گفت وگوی دیپلماتیک و بدون پیش شرط با ایران را مطرح می نمود هم اکنون در دوره عملکرد خود نه تنها ادعاهای قبلی مقامات کاخ سفید مبنی بر اینکه نظام بین الملل ایران هسته ای را تحمل نخواهد کرد را تکرار می نماید، بلکه بر عقیده ی باطل اسلاف ناخلف خویش پای می فشارد و بدون درس گرفتن از تاریخ، خواهان اجرای استراتژی تهدید و تشدید فشار بر علیه ایران است. موضوعی که مقام معظم رهبری با روشن بینی الهی خویش در اوایل سرکارآمدن دولت اوباما در ایالات متحده آمریکا به آن اشاره و با تعبیر دست چدنی و دستکش مخملی سیاست کاری دولت آمریکا را افشا نمودند و هم اکنون رفتار دوگانه آمریکا در نظام بین الملل بر همگان آشکار گردیده است.
از این رو در مقطع کنونی تشدید فشارها ، شکست و ناکامی پی در پی ایالات متحده آمریکا در رویارویی با ملت ایران است که آمریکا را بر این داشته در پیشبرد استراتژهای شکست خورده خود علیه انقلاب اسلامی به تحریم و هیاهو پردازی رسانه ای بر علیه ایران بپردازد. به نوشته روزنامه وال استریت ژورنال: «تهدید خیزی ایران برای آمریکا به نوعی برچسب دیپلماتیک بدل شده است... که با آن ائتلافی با هدف کمک به التیام نه فقط عراق بلکه لبنان و مناقشه فلسطین در کنار هم قرار گیرد».
به عنوان مثال در روزهای اخیر و در تب وتاب نوسانات قیمت های ارز و سکه در ایران که از سوی مافیا های اقتصادی و دست اندرکاران مخالف نظام( سران غرب و اپوزیسیون) برای نا امن جلوه دادن وضعیت اقتصادی کشور صحنه گردانی می شد، یکی از مقامات ارشد رژیم صهیونیستی در نطقی که با جنجال سازی رسانه ای همراه گردیده بود این ادعا را بیان نمود که« استمرار وضعیت اقتصادی ایران در نوسانات ارز تا هفته های آینده ایران را به زمین خواهد زد» و متاسفانه این هجمه روانی که اولین سرباز جنگ نرم دشمن در طول سالهای اخیر نمی باشد و همواره این پیام های روانی وجود داشته است، با هم نوایی برخی از کج اندیشان ساده لوح بر بازتاب رسانه ای این ادعای دروغین افزود و با نادیده انگاشتن ورشکستگی اقتصادی در اروپا، نوسانات نرخ ارز در روزهای تعطیل از سوی دلالان اقتصادی، بعنوان هجمه رسانه ای بر علیه ایران به کار گرفته شده و این نوسانات در بازار ارز و سکه نتیجه تحریم و بازخورد تشدید فشار بر علیه ایران تفسیر گردید؛ ولیکن اعترافات زود هنگام سران غرب و پادوهای رسانه ای آن ها «پروژه سیاه نمایی» در بازه زمانی انتخابات را بیش از پیش رسوا نمودند.
این فرآیند روانی در حالی است که دور نگه داشتن اذهان عمومی از نابسامانی اقتصادی در اروپا و آمریکا که با تعطیلی شرکت ها و صنایع بزرگ آنها همراه گردیده است در دستور کار بوده و با دگرگون جلوه دادن حقایق، تلاش نهایی غرب در برابر شکل گیری قدرت منطقه ای ایران را حکایت می نماید. در همین راستا رهبر معظم انقلاب می فرمایند: «مراکز استکباری جهانی در مقابله ی با حرکت اسلامی که نماد واقعی اش جمهوری اسلامی است، دارند آخرین تلاشهای خودشان را می کنند. در بسیاری از عرصه ها تلاشهایشان و تدابیرشان به بن بست خورده و کار از دستشان در رفته است. این کمربندی که اینها بر دور مسائل جهانی کشیده بودند و حیطه بندی ای که کرده بودند، در حساس ترین نقاط روی زمین یعنی خاورمیانه، این کمربند پاره شده - یا سست شده، حداقلش این است؛ ولی به نظر من پاره شده و از دستشان در رفته است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات