ترجمه: رضا آقازاده
زنان در صف مقدم قیامهایی بودهاند که از تونس آغاز شد و دامنه آن به سرعت به مصر، لیبی، یمن و سوریه نیز گسترش یافت. زنان عرب در سال گذشته، طعم خوش نوید تغییر را چشیده و به معنای نوینی از برابری رسیدهاند؛ معنایی که سالها توسط رژیمهای مردسالار منطقه سرکوب شده بود، ولی اکنون از نظر بسیاری از فعالان زن این نوید در حال محو شدن است و حقوق زنان فعلا از اهمیت چندانی برخوردار نیست.
در اولین انتخابات پارلمانی بعد از سقوط مبارک که اغلب آن را اولین حق رای آزاد مردم مصر میدانند، زنان تنها 9 کرسی از 498 کرسی مجلس را به دست آوردند. دالیا زیاده، وبلاگنویس و فعال حقوقبشر مصری، مدت کوتاهی قبل از انتخابات یک نظرسنجی غیررسمی بین 1400 نفر از رایدهندگان در قاهره انجام داد که طی آن حتی یک نفر، چه مرد چه زن، تمایلی به رای دادن به یک کاندیدای زن برای انتخابات ریاستجمهوری نشان نداد. زنان مصری نگران شکاف فزاینده بین واقعیت مشارکت زنان در تظاهرات خیابانی و عدمحضور آنان در روندهای سیاسی هستند. برخی از فعالان زن سکولار از این موضوع بیم دارند که قدرت گرفتن احزاب اسلامگرا، با وجود اعتدال و میانهروی ظاهری، موجب محدود شدن فضای سیاسی آنان شود.
در مصر، زنان با برخورد خشونتباری از جانب شورای عالی نظامی روبهرو شدهاند. فعالان حقوقبشر رفتار شورای نظامی با معترضان را در بهترین حالت نامناسب و در بدترین حالت توهینآمیز و پرخشونت توصیف میکنند. در ماه مارس گذشته، زمانی که نظامیان معترضان را از میدان التحریر، کانون طرفداران دموکراسی، با خشونت بیرون میکردند، 18 فعال زن بازداشت شدند که از میان آنها 17 نفر مجبور به انجام «آزمایش بکارت» شدند (نیروهای نظامی ادعا کردهاند که این آزمایشها به منظور جلوگیری از اتهام احتمالی تجاوز به نظامیان انجام شده است).
اخیرا، صدها زن از کشورهای خاورمیانه در همایشی در مصر شرکت کردند تا در مورد چگونگی استفاده از فناوری و اینترنت، به ویژه شبکههای اجتماعی، برای حفاظت و پیشبرد اهداف زنان در منطقه بحث و تبادل نظر کنند. منا الطحاوی، خبرنگار مصری - آمریکایی و دبیر همایش با دستانی گچگرفته در این همایش حاضر شده بود. وی در ماه نوامبر از سوی سربازان در نزدیکی میدان التحریر کتک خورده و مورد آزار و اذیت جنسی قرار گرفته بود. این دستان شکسته و گچگرفته مانع از آن نشد که وی پیامش را به زبان نیاورد: «انقلابیترین حرکتی که یک زن میتواند انجام دهد، انتقال تجربیاتش به دیگران است.»
در حالی که کشورهای منطقه در تقلا برای از میان برداشتن ساختارهای غیرعادلانه و ایجاد یک جامعه مدنی نوین هستند، اینها تنها گروه کوچکی از «عوامل تغییر» هستند که تجربیات خود را با دیگران به اشتراک گذارده و قصد عقبنشینی ندارند.
منال الشریف (عربستان سعودی)
در ماه می گذشته، منال الشریف 32ساله و مشاور امنیت فناوری اطلاعات در عربستان سعودی برای گردشی کوتاه سوار اتومبیل خود شد و با رانندگی، قانون را زیرپا گذاشت. منال الشریف در حالی که دوستش از رانندگی وی فیلمبرداری میکرد، قوانین تبعیض جنسیتی عربستان سعودی را به سختی مورد انتقاد قرار داد. او روز بعد برای کمک به «جنبش رانندگی» زنان عربستان در مقابل قانون ممنوعیت رانندگی ویدیو را در یوتیوب به نمایش گذاشت و بلافاصله به مدت 9 روز بازداشت شد.
الشریف پس از آزادی، کمپین خود را به «حقوق من، شرافت من» تغییر داد؛ کمپینی که هدف آن مبارزه برای حق رانندگی زنان و لغو قیمومیت مردان و سایر مشکلات زنان عربستان است؛ قیمومیتی که طبق آن، زنان سعودی باید از قیم خود که معمولا پدر یا شوهر است برای کار، مسافرت، تحصیل یا ازدواج اجازهنامه کتبی بگیرند. منال الشریف میگوید: «ما نیمی از جامعه هستیم، اما نیمی که آن نیم دیگر را به دنیا آورده و بزرگ میکند؛ پس ما در واقع همه جامعه هستیم.»
مبارزه او تازه آغاز شده است. او و دیگر زنان سعودی ماه آینده برای اخذ گواهینامه رانندگی اقدام میکنند تا ثابت کنند ممنوعیت رانندگی در عربستان پایه و اساس قانونی نداشته و تنها یک عرف مذهبی براساس فتوای روحانیون مذهبی محافظهکار است و اگر آنها مخالفت کنند؟ «ما درخواست استیناف میدهیم.»
دالیا زیاده (مصر)
دالیا زیاده 30ساله از سوی حزب عدالت در انتخابات پارلمانی مصر شرکت کرد ولی نتوانست به مجلس راه یابد. این حزب به تازگی و از سوی جمعی از انقلابیون جوان مصری طرفدار ایدئولوژی میانهرو و معتدل سیاسی و مذهبی تاسیس شده است. او در این حزب اولین سازمان حزبی زنان در مصر را به منظور ارتقای سواد سیاسی و کمک به توانمندسازی زنان واجد شرایط برای شرکت در انتخابات ایجاد کرده است.
زیاده، وبلاگنویس برنده جایزه و مدافع سرسخت حقوق زنان است؛ کسی که وبسایتش دوبار در زمان ریاستجمهوری مبارک به تیغ سانسور دچار شد. او از جمله زنانی است که در کودکی مورد عمل غیرانسانی ختنه قرار گرفتهاست. عملی که در مصر و در سال 2007 با حمایت صریح مقامات برجسته مذهبی مسیحی و مسلمان غیرقانونی اعلام شد. تحقیق یونیسف در سال 2005 نشان داد که 96 درصد از زنان مصری متاهل که سنی مابین 15 تا 49 سال دارند، در کودکی ختنه شدهاند. زیاده، مدیر بخش مصر کنگره اسلامی آمریکا است و به تازگی از سوی مجله نیوزویک، به عنوان یکی از 150زن تاثیرگذار در جهان انتخاب شده و از سوی روزنامه Daily Beast یکی از 17 وبلاگنویس شجاع جهان لقب گرفته است.
زیاده میگوید: «چگونگی نگاه زنان به خود و نقششان در تغییرهای در حال وقوع اجتماعی، سیاسی و اقتصادی بزرگترین چالش پیشروی زنان است»؛ زنی که خود روسری به سر میکند، مسلمانی پایبند [به شریعت] است. او که در حال حاضر در رشته روابط بینالملل دانشگاه تافتز مشغول به تحصیل است، میگوید: «بهار، بدون گل از راه نمیرسد و زنان گلهای بهار عربی هستند. اما اگر آنها ارزش و منزلت خود را درک نکنند و جوامع [عربی] آنها را در تغییر دموکراتیک مشارکت ندهند، پایان خوشی در انتظار بهار عربی نخواهد بود.»
ماریا المثنی (یمن)
ماریا المثنی میگوید با پدری فحاش و بدرفتار بزرگ شده که قصد داشته در 14سالگی او را شوهر بدهد. او حالا یک متخصص روابط عمومی در کانادا و بنیانگذار سازمان پایش حقوقبشر در یمن است که طرحی ابتکاری برای ثبت موارد نقض حقوقبشر در یمن به شمار میرود.
او با چشمانی فندقیرنگ و وقاری مثالزدنی، میگوید: «چون نمیتوانم به صورت فیزیکی در یمن حضور داشته باشم، هدفم نجات دادن زندگی انسانها از طریق روشن کردن ابعاد و موارد نقض حقوقبشر در یمن با کمک رسانه است.» او میگوید قهرمانش زنی محجبه در شهر زادگاهش «تایز» است که به سمت یک جوخه آتش رفت و از آنها خواست اسلحههای خود را زمین بگذارند. او در حالی که اشک در چشمانش حلقه زده، میگوید: «رویایم این است که روزی، یک رییسجمهور زن در یمن سوار بر اتومبیل خود به دیدار پادشاه عربستان برود و با وی دیدار کند.»
یاسمین المهیری (مصر)
یاسمین المهیری، موسس و مدیرعامل شرکت سوپرماما، اولین جامعه آنلاین والدین در خاورمیانه است که به عنوان یک هاب اطلاعاتی برای مادران عرب فعالیت میکند. المهیری میگوید بسیاری از زنان عرب در یک فرهنگ معلممآب بزرگ میشوند که در آن به امر و نهی شنیدن خو گرفته و عادت میکنند؛ به ویژه زمانی که پای مسالهای همچون مراقبت و تربیت کودکان در میان باشد. او امیدوار است که این وضعیت را از طریق گسترش اطلاعات تغییر دهد تا «زنان در نهایت بتوانند آنچه را برایشان بهترین است برگزینند.»
المهیری میگوید در اغلب موارد زنان عرب برای موضوعات مربوط به کودکان به تجربههای مادرها و مادربزرگهای خود رجوع میکنند و با خنده اضافه میکند ولی در بیشتر موارد این تجربهها تاریخ مصرف گذشتهاند. او میگوید: «ما شاهد تغییر و پیدایش نسلی از مادران عرب هستیم که کار میکنند و خودشان صاحب درآمد هستند.»
یکی از محبوبترین بخشهای سایت «پدر عزیز» نام دارد. او توضیح میدهد: «در منطقه ما اغلب مردان به هیچ عنوان در پرورش و بزرگ کردن بچهها دخالت نمیکنند. آنها نانآور خانه هستند ولی همه وظیفه تربیت را به ما سپردهاند. بسیاری از مادران خواهان سهیم شدن غیرمستقیم شوهرانشان در این مساله هستند، بنابراین ما فکر کردیم که زنان میتوانند مقالههای سایت را برای آنها بفرستند.»
المهیری میگوید این بخش از سایت در میان مردها چنان محبوب شده است که در حال حاضر چندین نویسنده مرد به صورت داوطلبانه با این بخش همکاری میکنند. «ما در حال ایجاد تغییر بدون زیرپا گذاشتن و نقض ویژگیهای سنتی و فرهنگی منطقه هستیم.»
لمیس ضیف (بحرین)
«من از کشوری میآیم که مادری خودش را سوزاند چراکه پسرش را بارها و بارها شکنجه داده بودند.» لمیس ضیف، روزنامهنگار 32 ساله قاطعانه میگوید: «من از کشوری میآیم که همه روزه تظاهرات برپا میشود ولی هیچکس درباره آن حرف نمیزند. ما زنان انقلابی فراموششده هستیم.» ضیف اهل بحرین است؛ جزیرهای کوچک بین عربستان سعودی و ایران که آمریکا پایگاه ناوگان پنجم نیروی دریایی خود را در آنجا مستقر کرده و اکثریت شیعه بارها در اعتراض به منزوی و در حاشیه قرار گرفتناش توسط حکومت سنی آل خلیفه دست به اعتراض زده است.
زمانی که بهار عربی از راه رسید، شیعیان بحرینی با برخی از متحدان سنی خود به خیابانها ریختند و خواستار دموکراسی مبتنی بر قانون اساسی و نظام پارلمانی شدند. ضیف به عنوان یکی از هواداران اعتراضها، پس از چندین بار تهدید به مرگ شدن خود و خانوادهاش در ماه مارس 2011 کشور را ترک کرد.
«زنانی که اعتراض میکنند مجازاتی مضاعف دارند؛ یکبار به عنوان یاغی و یکبار به عنوان خائن. اگر اعتراض کنید، فاحشه نامیده میشوید. آنها کلمات مرا سانسور میکردند ولی من اهمیتی نمیدهم. او میخندد و میگوید تعداد فالوئرهای او در توییتر (تقریبا 60 هزار نفر) از مجموع تیراژ تمام روزنامههای بحرینی بیشتر است. «آنها شاید حالا بتوانند برخی از ما را از افشای حقیقت باز بدارند ولی برای همیشه نمیتوانند جلو ما را بگیرند.»
شهناز احمد (مصر)
اعداد برای مصر، چهارمین اقتصاد بزرگ خاورمیانه، همیشه خوشیمن نبودهاند. مصر با نرخ بالای بیکاری، تورم، کاهش گردشگر خارجی، اعتصابهای کارگری، کاهش سرمایهگذاری خارجی و کاهش ذخایر ارزی از 36میلیارد دلار به 10میلیارد دلار دست و پنجه نرم میکند.
40درصد مردم مصر زیر خط فقر زندگی میکنند و بیکاری در تمام طول سال بالای 12درصد است. 60درصد مصریها 30ساله یا جوانتر هستند و حداقل از هر چهار نفر در سنین 18 تا 30سال، یک نفر بیکار است. اینجا جایی است که شهناز احمد از راه میرسد. احمد مدیرعامل بنیاد آموزش برای استخدام است. سازمانی غیرانتفاعی که تلاش میکند از طریق آموزشهای مبتنی بر بازار به جوانان محروم کمک کند. او میگوید: «یکی از بزرگترین چالشهای پیشروی زنان منطقه، حق انتخاب است. برای رسیدن به آزادی حق انتخاب، استقلال مالی حیاتی و لازم است.»
در بنیاد آموزش برای استخدام، کموبیش نیمی از متقاضیان کار، زن هستند. بنیاد برای کسب شرایط لازم جهت ورود به بازار کار و شرکتهای خصوصی به آنها آموزش میدهد و تاکنون موفق شده است، 96درصد از دانشآموختگان خود را به استخدام رسمی [سازمانها] درآورد. او میگوید: «حقوقی که یک زن در پایان ماه میگیرد به این معناست که او فقط به خودش مدیون و وفادار است نه هیچ کس دیگری. این استقلال و توانمندی است که بر انتخابهای مستقل یک زن تاثیر میگذارد.»
فیدا اوری (تشکیلات خودگردان فلسطین)
اوری 23ساله، معاون مدیرکل و مدیر سایت رادیو نسا، اولین ایستگاه رادیویی زنان در خاورمیانه، در منطقه رامالله در کرانه باختری رود اردن است. اوری که صاحب یک پسر است، میگوید تنها زن فلسطینیای است که مدیریت یک سایت را برعهده دارد. او که متولد نیویورک و تحصیلکرده فلوریداست، پس از پایان تحصیلات در آمریکا به فلسطین بازگشته تا «فرصتها و انتخابهای بیشتری برای زنان فراهم کند.»
او میگوید: «حدود 70درصد زنان فلسطینی از اینترنت استفاده میکنند ولی هنوز در زمینه تولیداتی که به نگرانیها و دلمشغولیهای آنها بپردازد، کمبودهای زیادی وجود دارد. ایستگاه رادیویی دارای برنامههای مختلفی از جمله «قهوه مربوط» است که در مورد هر چیزی از تغذیه صحیح در دوران بارداری تا تصمیمهای کاری و شغلی بحث میکند.» او میگوید: «ما میخواهیم الهامبخش زنان باشیم. در مقام مادر، به عنوان همسر یا یک فعال عرصه کار و صنعت.»
دانیا بشیر (لیبی)
دانیا بشیر تنها 20 سال دارد، ولی صاحب کسبوکار است. او (به عنوان اولین و تنها زن) دوبار برنده مسابقه کارآفرینی امارات عربی متحده شده است؛ موضوعی که به وی در راهاندازی شرکتش «رلورا» که به مدیریت استرس میپردازد، کمک کرده است. ولی بیوگرافی او در توییتر نشان از آرزوهای بلندپروازانه دیگری دارد: «رییسجمهور بعدی لیبی.» مسالهای که تا سال گذشته آنهم در کشوری که «کتاب سبز» فلسفه سیاسی معمر قذافی اعلام کرده بود جای زن در خانه است، غیرممکن به نظر میرسید. بشیر که متولد آریزونا و تحصیلکرده امارات است، تابستانها را در لیبی میگذراند ولی ارتباط کمی با مردم حتی بستگانش داشت.
او که پدرش را قهرمان خود میداند، میگوید: «پدرم یک تبعیدی سیاسی و در فهرست سیاه بود، بنابراین من نمیتوانستم ارتباط مناسبی با کشورم داشته باشم. بزرگترین جنایت قذافی، فاسد کردن ذهن مردم بود.»
بشیر در زمان انقلاب مشغول سازماندهی حمل دارو و تجهیزات پزشکی و نیازهای اساسی مردم لیبی بود. او میگوید 57 درصد جمعیت لیبی را زنان تشکیل میدهند و در پشت صحنه نقش مهمی برعهده دارند: جابهجایی سلاح، قاچاق دارو به داخل کشور و جمعآوری اطلاعات. آنها با سقوط قذافی از آزادی بیشتری برای تحرک و فعالیت برخوردار شدهاند ولی جامعه قبیلهای و مردسالار لیبی هنوز راه درازی در پیش دارد. هرچند کشور شاهد شکوفایی و ظهور دهها سازمان غیردولتی به رهبری و هدایت زنان است ولی از میان 51 عضو شورای ملی انتقالی تنها یک نفر زن است.
دانیا میگوید: «آنها به رهبری در تمامی جبههها نیاز دارند، ما از صفر شروع کردهایم. ولی نکته مثبت این است که مردم در لیبی مشتاق و تشنه یادگیری حقوق خود هستند. حقوقی که به معنای آزادی واقعی و بیان نظرات و عقاید خود است. ما فقط به زمان و افرادی نیاز داریم که ما را راهنمایی کرده و آموزش بدهند. خودمان به آزادی خواهیم رسید.»