* جناب دکتر قیصری، مطلع شدیم که اثری در دست چاپ دارید که در آن به «مطالعات روششناسانه در باب اندیشههای سیاسی حضرت امام(ره)» میپردازید. ممکن است در باب محتوا و مضمون و لزوم تدوین چنین اثری توضیح دهید؟
** بله، کتابی در دست چاپ دارم که مربوط به مباحث روششناسانه است و قراراست درمقطع کارشناسی کتاب درسی باشد. این اثر در واقع به مطالعات روششناسانه در باب اندیشههای سیاسی حضرت امام(ره) میپردازد. در مقطع کارشناسیارشد رشته اندیشهسیاسی درسی به عنوان تبیین روشهای سیاسی وجود دارد که در آن، به روشهایی که با آن اندیشههای سیاسی را میتوان فهمید و تبیین کرد و توضیح داد پرداخته میشود. بحثی مهم نیز در اندیشههای سیاسی معاصر پرداختن به اندیشههای سیاسی حضرت امام(ره) است که بسیاری بدون روشهای علمی و مطالعه شفاف، اندیشههای ایشان را تفسیر میکنند. در این کتاب سعی داریم مدلهای روششناسانه را با اندیشه ایشان تطبیق داده و نتیجه هر یک را گزارش کنیم تا مشخص شود هر یک از این رویکردهای روشمند اگر وارد مطالعه اندیشهسیاسی حضرت امام(ره) شود، این اندیشه چگونه فهمیده میشود. این امر بسیار به فهم برداشتهای متنوعی که در جامعه وجود دارد کمک خواهد کرد.
* آیا تفسیر ناصحیح از اندیشههای سیاسی حضرت امام(ره) میتواند به سردرگمیهای اجتماعی- سیاسی منجر شود؟
** قسمت مهم این تنوع برداشت از اندیشههای سیاسی حضرت امام(ره) به دلیل نظام معرفتشناختی ورود به اندیشههای سیاسی حضرت امام(ره) است. اما چون معمولاً این نظام شفاف نبوده و مضمن است و کسانیکه در این باره نظر میدهند به این نظام نپرداخته و آنرا بیان نمیکنند، جامعه در فهم این تنوع دچار آشفتگی میشود. بنابراین این کتاب میتواند به شفافسازی برداشتها از اندیشه حضرت امام(ره) کمک کند. همچنین روشن میکند که هر یک از برداشتها به کدامیک از مدلهای تبیین و توضیح در اندیشه بازمیگردد.
دیگر اینکه این اثر کاری تطبیقی برای پژوهشگرانی است که در این عرصه فعالیت میکنند و امکانات معرفتشناسانه فهم اندیشه امام(ره) را در اختیار آنان میگذارد. این اثر به یک معنا تفسیرشناسی است. با این کار شما امکانات تفسیرهای مختلف را فهمیده و ورودیهای آنرا به اندیشه توضیح میدهید. هر یک از این رویکردها نیز دارای امتیازات و نقایصی است. به عنوان مثال اگر رویکرد گفتمانی به اندیشه نزدیک شود، به دلیل نسبی بودن درونی این رویکرد، اندیشه به شکل نسبی فهم و تبیین شده و بیان میشود و این تلقی ممکن است پیدا شود که اندیشههای حضرت امام(ره) اندیشههایی تاریخمند است که در زمانی وجود داشتهاند و در زمانی دیگر میتوانند تغییر کرده یا کنار گذاشته شوند. این ظرایفی است که جامعه ممکن است متوجه آن نباشد. نکته دیگر رویکردهای تفسیری مختلف است که هر کدام اقتضائات خود را دارد.
* فهم این نظامهای معرفتشناسی برای ورود به تفسیر، به اصلاح ساختار سیاسی چه کمکی میکند؟
** بیشتر اختلافهای گفتمانی در سطح سیاسی محصول همین رویکردهاست که به اندیشه داریم که از این رویکردها هیچگاه سخن گفته نمیشود. سیاستمداران در بیشتر مواقع به چگونگی فهم خود و رویکردی که در تفسیر دارند اشاره نمیکنند. البته در برخی موارد چون این رویکردها نیز تابع مقاصد است ممکن است فرد نسبت به آن آگاهی کامل نداشته باشد. مقاصد نیز همواره وجود دارند زیرا هر نخبه سیاسی که وارد سیاست میشود ایدههایی برای خود دارد و بر طبق برنامهای عمل میکند و بر اساس این برنامه به تفسیر منابعی میپردازد تا از آنها در جهت نیل به هدف کمک بگیرد. این به مشروعیت بخشیدن وی، در افکار عمومی و نزد نخبگان کمک میکند. اما کسانیکه در پی تولید فکر و اندیشه هستند با دانایی این تفاسیر را انجام میدهند.