تاریخ انتشار : ۲۸ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۵:۵۰  ، 
کد خبر : ۲۳۷۷۲۶

تحزب در مردمسالاری دینی


مهدی امینیان
در جهان امروز و حاکمیتهای دموکراتیک در کشورهای مختلف، نمی‌توان منکر تاثیرگذاری اساسی احزاب و گروه‌های سیاسی بر ابعاد و اضلاع مختلف امر سیاستورزی و حکومت دانست. یکی از این ابعاد انتخابات است. احزاب و جناح‌های سیاسی در انتخاباتها نقش بسیار پررنگی ایفا نموده و تاثیر عمیقی بر جهت دهی و نقش اساسی در کانالیزه نمودن افکار عمومی در انتخاب و عدم انتخاب فرد یا دسته‌ای از نامزدان انتخاباتی دارند.‏
حال سئوال این است که از نظرگاه تئوری مردمسالاری دینی، احزاب چه جایگاه و شانی در ساختار نظام سیاسی داشته و اساسا احزاب و گروه‌های سیاسی دارای چه ویژگی‌ها و خصوصیاتی باید باشند تا به‌صورت یک نهاد تاثیر گذار مقبول، در جریان امر سیاست در نظام مردمسالار دینی تاثیر گذار و نقش آفرین باشند؟
در شماره قبلی در مقاله «نهاد احزاب بر قدرت یا ملت؟» در تبیین اجمالی احزاب مردم نهاد و احزاب خودخواسته و غیر مردمی عنوان داشتیم که در یک نظام دموکراتیک (اعم از حاکمیتهای لیبرال دموکرات یا نظامهای مردمسالار دینی مبتنی بر مدل ولایت فقیه)، حکمت وجودی و دلیل تشکیل احزاب، ایفای نقش حلقه واسط میان مردم، دولت و هیئت حاکمه می‏باشد.
این ارگان دموکراتیک، خواسته‌ها و نیازهای اقتصادی و فرهنگی و سیاسی طبقات، گروه‌ها و اصناف مختلفی از مردم، مانند کارگران، کارمندان، معلمان، دانشجویان، بازاریان و غیره را به اطلاع دولت و هیئت حاکمه، رسانده و بنا بر وظایف خویش، با معرفی نمایندگانی (البته به وکالت از مردم) مصالح ملت و مطالبات ایشان در عرصه‏های گوناگون فرهنگ، اقتصاد و سیاست داخلی و خارجی، در جایگاه‏های مختلف سیاسی مانند مجلسین، دولت و شوراهای اسلامی به طور مداوم، پیگیری و مطالبه می‌نماید. ‏
احزاب مردم نهاد: یکی از ذاتیات اصیل و دموکراتیک احزاب مردم نهاد، خاستگاه مردمی و رشد و شکوفایی احزاب از دل نیازها، خواسته‌ها و اهداف طبقات و اصناف مختلف جامعه و در نهایت تشکیل این احزاب با مدیریت و رهبری افرادی برخاسته از متن حزب و منتخب تمامی اعضا اعم از اعضای حاضر در رأس، بدنه و قاعده هرم حزب می‌باشد.
احزاب قدرت نهاد - زرسالار: همچنین قسم دیگری از احزاب، احزاب غیر مردمی یا احزاب قدرت سالاران می‌باشند که منشا شکل‌گیری آنها صرفا اجتماع تعداد معدود یا تعداد قابل توجهی از فعالان سیاسی در مجلس، دولت یا جناح‌ها و گروه‌های بزرگ‌تر سیاسی حول برخی از مبانی، اهداف و برنامه‌های مجمع علیه می‌باشد. این اجتماع حزبی می‏تواند با حضور زرسالاران و قدرتمندان اقتصادی و... همراه گردد.
به‌طور معمول، این قسم از احزاب، مولود اختلافات ایدئولوژیک و استراتژیک موجود در جناح‌های سیاسی و نیز بروز جنگ‌های قدرت در این جناح‌ها و گروه‌های سیاسی بزرگ‌تر می‌باشند. سابقه تاریخی احزاب قسم دوم به خوبی نشان می‌دهد که این احزاب به جهت اتخاذ ساز و کاری کاملا غیر دموکراتیک جهت تشکیل حزب و تقسیم وظایف در آن، مبتلا به استبداد درون حزبی، قدرت زدگی و حاکمیت نیروهای وابسته به طبقه قدرت و ثروت بر نیروها و اعضای معمولی و حاضر در بدنه یا قاعده حزب و تنظیم یا تغییر مبانی و اهداف و برنامه‌های حزب مطابق با خواست و میل این اعضاء می‌گردد.
با توجه به تدقیق فوق می‌توان، لزوم تشکیل احزاب مردمی و دموکراتیک، برخاسته از متن طبقات مختلف جامعه و دارای پایگاه‌ و عقبه اجتماعی که مولود احساس نیاز این طبقات جهت پیگیری مطالبات صنفی و گروهی بوده و در عین حال ملتزم به قانون اساسی و اصل ولایت فقیه می‏باشند را به عنوان یکی از مهمترین و بنیادی‏ترین نیازهای ساختار سیاسی کشور و قابل پیگیری در حاکمیت مردمسالاری دینی با مدل ولایت فقیه معرفی نمود.
حال در این راستا و به جهت آشکار شدن موضع مردمسالاری دینی در قبال این دو دسته از احزاب، و تئوری تحزّب از نگاه آن، به بیانات الهام بخش و روشنگر بنیانگذار مردمسالاری دینی در قرن حاضر، حضرت روح الله الخمینی (قدس سره) مراجعه می‌نماییم. البته ذکر این نکته حائز اهمیت بسیار است که مردم و خصوصا مسئولین نمی‏بایست به هیچ وجه نگاه تزئینی و تبرکی و تیمنی به این جملات گهربار داشته باشند بلکه معتقدین حقیقی اسلام، آموزه‏های اصیل و حقیقی دین مبین را در کلمات نورانی این ولی خدا جسته و در مقام عمل و کاربرد آنها را به دقت به اجرا می‏گذارند.‏
امام خمینی، تحزب حق، تحزّب باطل
حضرت امام خمینی(ره) تحزب و گروه گروه کردن فضای اجتماعی و سیاسی جامعه اسلامی را البته در صورتی که مقارن و منضم به تعهد به قانون اساسی و آرمانهای انقلاب اسلامی و پایبندی به ولایت فقیه نباشد، بزرگترین عامل تفرقه‏ اختلاف و شکست مسلمین و انقلاب اسلامی ایران معرفی می‏نمایند. ایشان با قدرت هرچه تمام این شکل از حزب سازی را مورد نقد و تقبیح قرار داده و تمامی سیاسیون، مردم و احزاب و گروه‏های سیاسی را دعوت به هرچه کمرنگ‏تر نمودن خواسته‏ها و اهداف شخصی و اغراض گروهی، حفظ وحدت کلمه، ، قیام برای خدا و اعتصام به حبل الله و ولایت فقیه دعوت می‏نمایند.
الف- حب جاه و مقام، ریشه اختلافات، تفرقه و جبهه‌گیری هلاک‌کننده‏
حضرت امام خمینی (قدس سره) در خصوص ریشه‌های اختلاف در میان نیروهای داخلی می‌فرمایند: «ریشه تمامی اختلافاتی که فاقد هدف مشخص و مقدسی باشد، به حب دنیا بر می‌گردد و اگر در میان شما همچنین اختلافی وجود دارد برای آن است که حب دنیا را از دل بیرون نکرده اید، و از آنجا که منافع دنیا محدود است هریک برای به دست آوردن آن با دیگری به رقابت می‌پردازید، شما خواهان فلان مقامید دیگری نیز همان مقام را می‌خواهد، قهرا منجر به حسادت و برخورد می‌گردد لیکن مردان خدا که حب دنیا را از دل بیرون کرده‌اند هدفی جز خدا ندارند هیچ‌گاه باهم برخورد نداشته و چنین مصائب و مفاسدی را به بار نمی‌آورند... از این اختلافات مبتذل و رسوا دست بردارید.
این جبهه‌گیری‌ها و دوییت‌ها غلط است مگر اهل دو ملت هستید؟ چرا متنبه نمی‌شوید؟ چرا با یکدیگر صفا و صداقت و برادری ندارید؟ این اختلافات غلط است، مفاسد جبران ناپذیری بر آن مترتب می‌گردد، شما را در جامعه ضایع و بی آبرو می‌گرداند، ...
اختلافات شما اگر مفاسد بد بر آن مترتب شود گناهی نابخشودنی و در پیشگاه خداوند تبارک و تعالی از بسیاری از معاصی، اعظم است، برای اینکه جامعه را فاسد کرده و راه را برای نفوذ و سلطه دشمن هموار می‌سازد. آگاه و هوشیار باشید، خود را بازی ندهید که تکلیف شرعی من چنین اقتضا می‌کند... این حب دنیا و حب نفس است، این تخاصم، تخاصم اهل نار است (ان ذلک لحق تخاصم اهل النار) «. (کتاب جهاد اکبر، بخش اول)
ب- امام و تقبیح و احزاب غیرمردمی، دولتی و قدرت‌سالار ‏
‏«آنجاهایی که حزب هست، دولتها از حزب وجود پیدا می‏کنند، نه اینکه اول دولت تشکیل بشود بعد حزب درست کند! بعد اتکا به آن پیدا کند! اینجا، خوب، شما می‏بینید اول دولت درست می‏شود. دولت هم به مجلس و به من و شما هیچ ربطی ندارد. اول دولت درست می‏شود. ... اول دولت تشکیل می‏شود؛ بعد که دولت تشکیل شد و سرنیزه دستش آمد، شروع می‏کند حزب درست می‏کند. آن وقت هم یک حزبی است که دولت از حزب پیدا شده! دولت ما حزبی است! دولت آقایان حزبی است! ... دست بردارید آقا از این عقب افتادگی؛ مجد خودتان را حفظ کنید.
اگر حزب می‏خواهید درست کنید، خوب، یک حزبی قبل از اینکه دولت شما پیش بیاید، یک حزبی درست کنید؛ و بعد هم حزب در مجلس، به طور [ی‏] که باید بشود، به طوری که قوانین اساسی و قانون اساسی و سایر قوانین اقتضا می‏کند، نماینده درست کنند؛ و بعد هم آقای وزیر، نخست وزیر متکی به نمایندگانی که از حزب پیدا شد و از جمعیت و از خواسته مردم و اینها پیدا شد؛ بعد می‏شود یک دولت متکی به حزب؛ متکی به ملت.
اما شما اول دولتش را درست می‏کنید، اول نخست وزیرش درست می‏شود، بعد حزب درست می‏شود! این هم باز دولت حزبی است! ...یک بساط درست می‏کنند، بساط حزبی- این بساطی است که دارید می‏بینید». (صحیفه امام، ج‏1،
ص: 386)
ج- تحزّب، اسلام‌خواهی است نه خودخواهی‏
حضرت امام خمینی (قدس سره) تمامی موفقیت‏ها و توفیقات ملت در انقلاب و پیروزی بر استکبار داخلی و خارجی را اجتماع و طواف حول اسلام و اهداف و غایات الهی آن دانسته و جانفشانی مردم را به‌واسطه ارادت و اعتقاد عمیق ایشان به اسلام و خادمین حقیقی دین می‏دانند و حمایت ملت از مسئولین و برخی گروه‏ها و احزاب را مرتبط با داعیه اسلام خواهی مدیران و کارگزاران و تلاش ایشان جهت اعتلای اسلام و مسلمین معرفی می‏نمایند.
حضرت امام از سوی دیگر حزب گرایی و جبهه گرایی مبتنی بر اهداف معارضانه با اسلام، اخلاق و همراه با غایات قدرت طلبانه، اقتدار گرایانه و شیطانی را یکی از ریشه‏ها و علل اساسی بروز اختلافات در صفوف مردم دین مدار و مسئولین خادم، متعهد و انقلابی دانسته و ضمن تقبیح آن، این امر را مصداق کامل ضربه به نظام و اسلام معرفی می‏نمایند. ‏
د- حزب شیطان یا حزب اسلام ‏
(«از اول عالم تا حال، دو حزب بوده است: یکی حزب الهی و یکی حزب غیر الهی و شیطانی. و آثار هر یک هم جدا بوده است و آنی که مال اللَّه بوده، چون مقصد، خدای تبارک و تعالی است، به سوی او و در راه مستقیم است و آنکه بر خلاف این راه بوده، که اکثریت هم با اینهاست، حزبهای شیطانی هستند، از صدر عالم تا حالا، زمان رسول اللَّه هم بوده است و در زمان خودمان هم حزب رستاخیز را دیدید که مقصدشان معلوم بود.
حزبهای الهی، آثارش این است که روح خداست؛ یعنی، کوشش آن این است که دعوت به خود نکند و دعوت به خدا بکند؛ دعوت به طبیعت نکند و دعوت به الوهیت و ملکوت بکند. و این علامتی است که انسان خودش می‏تواند بفهمد که کجا می‏رود؛ آیا طرف حزب خدایی و خدا می‏رود و جزء حزب اللَّه است یا طرف حزبهای دیگر؟ انسان می‏تواند تشخیص بدهد که چه کاره است. البته گاهی حجابها مانع می‏شود که انسان بفهمد چه کاره است. آنها که در این راه‏اند که راه را پیدا کنند، می‏توانند حجابها را پاره کنند و بیایند راه حزب اللَّه را، از باب اینکه حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغالِبُونَ. «مائده، 56» و حزبهای دیگر هم که فرضاً مدتی بمانند و دست و پا بزنند مغلوب‏اند». (صحیفه امام، ج‏17، ص: 192)‏
(‏«این طور نیست که حزب بد باشد یا هر حزبی خوب باشد؛ میزان، ایده حزب است و اگر ایده چیز دیگری باشد این حزب شیطان است، هر اسمی هم داشته باشد.
بنا بر این، ما باید کوشش کنیم که‏ حزبمان را حزب اللَّه کنیم، خودمان را جزء حزب اللَّه قرار دهیم. و من امیدوارم که آقایان موفق شوند در هر جا که هستند، برای اسلام و برای خدا و برای رسیدن به مقصد الهی فعالیت کنند و اگر در بین خودشان دیدند که کسی انحراف دارد، به آقایان اطلاع دهند». (صحیفه امام، ج‏17، ص: 194)
هـ- حیله حزب بازی برای اختلاف‌افکنی: ‏
(‏«حالا باز همان قضایا می‏خواهند پیش بیاورند. ...و حزبها پیش بیاورند و گروههای فراوان که همه با هم مختلف باشند، و مع الأسف ماها ملتفت نیستیم. عمق مسائل را ما نمی‏توانیم‏ درک کنیم ... هر چه گروهها هم زیادتر می‏شوند اختلافات زیادتر می‏شود. اصل حزب بازی را، برای همین درست کردند که نگذارند این ملت با هم آشتی کنند. برای اینکه، حزب را می‏دیدند که اینجا بنای اینها این است که وقتی این حزب شد حزب عدالت و آن حزب شد حزب دموکرات که در صدر مشروطه بوده، اینها با هم دشمنند. این برای آن می‏زند، این برای آن می‏زند».( صحیفه امام، ج‏12، ص: 25)
‏(‏«[مستکبرین و مستعمرین] در هر مملکتی «احزاب» درست کردند- حزبهای مختلف. حزبهایی که همه مخالف هم هستند. این آن را بکوبد و آن این را بکوبد. جبهه‏های مختلف؛ حزبهای مختلف «من حیث لا یشعر» و مسلمین مع الأسف به واسطه عدم توجه به عمق مسائل تحت تأثیر واقع شده، و می‏شوند». (صحیفه امام، ج‏7، ص: 392)
حضرت امام خطاب به احزاب منفعت طلب، اقتدار گرا و مدعیان ظاهری اسلام در خصوص مواضع معارضانه ایشان با اهداف اسلام و آرمانهای نظام اسلامی و ملت می‏فرمایند: «وحدت کلمه، للَّهِ بودن، این پیروزی را به شما داده تا حالا. این وحدت کلمه را حفظش کنید. این حزب بازی را کنار بگذارید، این جبهه بازی را کنار بگذارید؛ خدا می‏داند ضرر به شما می‏زند، ...کنار بگذارید آقا. اگر چنانچه مسلمانید مسلمانی اقتضای این می‏کند که کنار بگذارید؛ اگر ملی هستید ملی بودن اقتضای این کار را می‏کند؛ اگر عاقلید عقلْ اقتضای این را می‏کند. اینها را دیگران درست کردند که ما را متفرق از هم بکنند». (صحیفه امام، ج‏5، ص: 515)
و- حزب‏سازی، دشمن‌سازی است: «متوجه باشید گروه گروه نکنید. این مملکت با وحدت کلمه پیش برد، متفرقشان نکنید. وَ اعتَصِمُوا بِحَبلِ اللَّهِ جَمِیعاً و لا تَفَرَّقْوا «103 آل عمران» این آیه قرآن را بپذیرید. همه بچسبید به ریسمانی که بین شما و خداست، و آن اسلام است. متفرق نشوید از هم. جدا جدا نشوید. هی حساب را جدا نکنید. آن حساب جبهه کذا، آن حساب نهضت کذا، آن حساب حزب کذا، آن حساب گروه کذا، آن حساب حزب چه، کذا، جدا نکنید همه را. همه با هم باشید، همه دوست باشید. حزب‏سازی دشمن درست کردن است.
هی این یکی از آن طرف بکشد؛ آن از آن‏ طرف بکشد، آن از آن طرف بکشد. همه تحت یک رایت باشید. همه تحت یک پرچم باشید؛ همان پرچمی که شما را پیروز کرده است تا حالا، از این به بعد هم دنبال همان باشید. و اگر باشید، ان شاء اللَّه پیروز خواهید شد. و من امیدوارم که نتوانند اینها دیگر شکاف صحیحی وارد کنند» (صحیفه امام، ج‏8، ص: 299)

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات