مهدی امینیان
در جهان امروز و حاکمیتهای دموکراتیک در کشورهای مختلف، نمیتوان منکر تاثیرگذاری اساسی احزاب و گروههای سیاسی بر ابعاد و اضلاع مختلف امر سیاستورزی و حکومت دانست. یکی از این ابعاد انتخابات است. احزاب و جناحهای سیاسی در انتخاباتها نقش بسیار پررنگی ایفا نموده و تاثیر عمیقی بر جهت دهی و نقش اساسی در کانالیزه نمودن افکار عمومی در انتخاب و عدم انتخاب فرد یا دستهای از نامزدان انتخاباتی دارند.
حال سئوال این است که از نظرگاه تئوری مردمسالاری دینی، احزاب چه جایگاه و شانی در ساختار نظام سیاسی داشته و اساسا احزاب و گروههای سیاسی دارای چه ویژگیها و خصوصیاتی باید باشند تا بهصورت یک نهاد تاثیر گذار مقبول، در جریان امر سیاست در نظام مردمسالار دینی تاثیر گذار و نقش آفرین باشند؟
در شماره قبلی در مقاله «نهاد احزاب بر قدرت یا ملت؟» در تبیین اجمالی احزاب مردم نهاد و احزاب خودخواسته و غیر مردمی عنوان داشتیم که در یک نظام دموکراتیک (اعم از حاکمیتهای لیبرال دموکرات یا نظامهای مردمسالار دینی مبتنی بر مدل ولایت فقیه)، حکمت وجودی و دلیل تشکیل احزاب، ایفای نقش حلقه واسط میان مردم، دولت و هیئت حاکمه میباشد.
این ارگان دموکراتیک، خواستهها و نیازهای اقتصادی و فرهنگی و سیاسی طبقات، گروهها و اصناف مختلفی از مردم، مانند کارگران، کارمندان، معلمان، دانشجویان، بازاریان و غیره را به اطلاع دولت و هیئت حاکمه، رسانده و بنا بر وظایف خویش، با معرفی نمایندگانی (البته به وکالت از مردم) مصالح ملت و مطالبات ایشان در عرصههای گوناگون فرهنگ، اقتصاد و سیاست داخلی و خارجی، در جایگاههای مختلف سیاسی مانند مجلسین، دولت و شوراهای اسلامی به طور مداوم، پیگیری و مطالبه مینماید.
احزاب مردم نهاد: یکی از ذاتیات اصیل و دموکراتیک احزاب مردم نهاد، خاستگاه مردمی و رشد و شکوفایی احزاب از دل نیازها، خواستهها و اهداف طبقات و اصناف مختلف جامعه و در نهایت تشکیل این احزاب با مدیریت و رهبری افرادی برخاسته از متن حزب و منتخب تمامی اعضا اعم از اعضای حاضر در رأس، بدنه و قاعده هرم حزب میباشد.
احزاب قدرت نهاد - زرسالار: همچنین قسم دیگری از احزاب، احزاب غیر مردمی یا احزاب قدرت سالاران میباشند که منشا شکلگیری آنها صرفا اجتماع تعداد معدود یا تعداد قابل توجهی از فعالان سیاسی در مجلس، دولت یا جناحها و گروههای بزرگتر سیاسی حول برخی از مبانی، اهداف و برنامههای مجمع علیه میباشد. این اجتماع حزبی میتواند با حضور زرسالاران و قدرتمندان اقتصادی و... همراه گردد.
بهطور معمول، این قسم از احزاب، مولود اختلافات ایدئولوژیک و استراتژیک موجود در جناحهای سیاسی و نیز بروز جنگهای قدرت در این جناحها و گروههای سیاسی بزرگتر میباشند. سابقه تاریخی احزاب قسم دوم به خوبی نشان میدهد که این احزاب به جهت اتخاذ ساز و کاری کاملا غیر دموکراتیک جهت تشکیل حزب و تقسیم وظایف در آن، مبتلا به استبداد درون حزبی، قدرت زدگی و حاکمیت نیروهای وابسته به طبقه قدرت و ثروت بر نیروها و اعضای معمولی و حاضر در بدنه یا قاعده حزب و تنظیم یا تغییر مبانی و اهداف و برنامههای حزب مطابق با خواست و میل این اعضاء میگردد.
با توجه به تدقیق فوق میتوان، لزوم تشکیل احزاب مردمی و دموکراتیک، برخاسته از متن طبقات مختلف جامعه و دارای پایگاه و عقبه اجتماعی که مولود احساس نیاز این طبقات جهت پیگیری مطالبات صنفی و گروهی بوده و در عین حال ملتزم به قانون اساسی و اصل ولایت فقیه میباشند را به عنوان یکی از مهمترین و بنیادیترین نیازهای ساختار سیاسی کشور و قابل پیگیری در حاکمیت مردمسالاری دینی با مدل ولایت فقیه معرفی نمود.
حال در این راستا و به جهت آشکار شدن موضع مردمسالاری دینی در قبال این دو دسته از احزاب، و تئوری تحزّب از نگاه آن، به بیانات الهام بخش و روشنگر بنیانگذار مردمسالاری دینی در قرن حاضر، حضرت روح الله الخمینی (قدس سره) مراجعه مینماییم. البته ذکر این نکته حائز اهمیت بسیار است که مردم و خصوصا مسئولین نمیبایست به هیچ وجه نگاه تزئینی و تبرکی و تیمنی به این جملات گهربار داشته باشند بلکه معتقدین حقیقی اسلام، آموزههای اصیل و حقیقی دین مبین را در کلمات نورانی این ولی خدا جسته و در مقام عمل و کاربرد آنها را به دقت به اجرا میگذارند.
امام خمینی، تحزب حق، تحزّب باطل
حضرت امام خمینی(ره) تحزب و گروه گروه کردن فضای اجتماعی و سیاسی جامعه اسلامی را البته در صورتی که مقارن و منضم به تعهد به قانون اساسی و آرمانهای انقلاب اسلامی و پایبندی به ولایت فقیه نباشد، بزرگترین عامل تفرقه اختلاف و شکست مسلمین و انقلاب اسلامی ایران معرفی مینمایند. ایشان با قدرت هرچه تمام این شکل از حزب سازی را مورد نقد و تقبیح قرار داده و تمامی سیاسیون، مردم و احزاب و گروههای سیاسی را دعوت به هرچه کمرنگتر نمودن خواستهها و اهداف شخصی و اغراض گروهی، حفظ وحدت کلمه، ، قیام برای خدا و اعتصام به حبل الله و ولایت فقیه دعوت مینمایند.
الف- حب جاه و مقام، ریشه اختلافات، تفرقه و جبههگیری هلاککننده
حضرت امام خمینی (قدس سره) در خصوص ریشههای اختلاف در میان نیروهای داخلی میفرمایند: «ریشه تمامی اختلافاتی که فاقد هدف مشخص و مقدسی باشد، به حب دنیا بر میگردد و اگر در میان شما همچنین اختلافی وجود دارد برای آن است که حب دنیا را از دل بیرون نکرده اید، و از آنجا که منافع دنیا محدود است هریک برای به دست آوردن آن با دیگری به رقابت میپردازید، شما خواهان فلان مقامید دیگری نیز همان مقام را میخواهد، قهرا منجر به حسادت و برخورد میگردد لیکن مردان خدا که حب دنیا را از دل بیرون کردهاند هدفی جز خدا ندارند هیچگاه باهم برخورد نداشته و چنین مصائب و مفاسدی را به بار نمیآورند... از این اختلافات مبتذل و رسوا دست بردارید.
این جبههگیریها و دوییتها غلط است مگر اهل دو ملت هستید؟ چرا متنبه نمیشوید؟ چرا با یکدیگر صفا و صداقت و برادری ندارید؟ این اختلافات غلط است، مفاسد جبران ناپذیری بر آن مترتب میگردد، شما را در جامعه ضایع و بی آبرو میگرداند، ...
اختلافات شما اگر مفاسد بد بر آن مترتب شود گناهی نابخشودنی و در پیشگاه خداوند تبارک و تعالی از بسیاری از معاصی، اعظم است، برای اینکه جامعه را فاسد کرده و راه را برای نفوذ و سلطه دشمن هموار میسازد. آگاه و هوشیار باشید، خود را بازی ندهید که تکلیف شرعی من چنین اقتضا میکند... این حب دنیا و حب نفس است، این تخاصم، تخاصم اهل نار است (ان ذلک لحق تخاصم اهل النار) «. (کتاب جهاد اکبر، بخش اول)
ب- امام و تقبیح و احزاب غیرمردمی، دولتی و قدرتسالار
«آنجاهایی که حزب هست، دولتها از حزب وجود پیدا میکنند، نه اینکه اول دولت تشکیل بشود بعد حزب درست کند! بعد اتکا به آن پیدا کند! اینجا، خوب، شما میبینید اول دولت درست میشود. دولت هم به مجلس و به من و شما هیچ ربطی ندارد. اول دولت درست میشود. ... اول دولت تشکیل میشود؛ بعد که دولت تشکیل شد و سرنیزه دستش آمد، شروع میکند حزب درست میکند. آن وقت هم یک حزبی است که دولت از حزب پیدا شده! دولت ما حزبی است! دولت آقایان حزبی است! ... دست بردارید آقا از این عقب افتادگی؛ مجد خودتان را حفظ کنید.
اگر حزب میخواهید درست کنید، خوب، یک حزبی قبل از اینکه دولت شما پیش بیاید، یک حزبی درست کنید؛ و بعد هم حزب در مجلس، به طور [ی] که باید بشود، به طوری که قوانین اساسی و قانون اساسی و سایر قوانین اقتضا میکند، نماینده درست کنند؛ و بعد هم آقای وزیر، نخست وزیر متکی به نمایندگانی که از حزب پیدا شد و از جمعیت و از خواسته مردم و اینها پیدا شد؛ بعد میشود یک دولت متکی به حزب؛ متکی به ملت.
اما شما اول دولتش را درست میکنید، اول نخست وزیرش درست میشود، بعد حزب درست میشود! این هم باز دولت حزبی است! ...یک بساط درست میکنند، بساط حزبی- این بساطی است که دارید میبینید». (صحیفه امام، ج1،
ص: 386)
ج- تحزّب، اسلامخواهی است نه خودخواهی
حضرت امام خمینی (قدس سره) تمامی موفقیتها و توفیقات ملت در انقلاب و پیروزی بر استکبار داخلی و خارجی را اجتماع و طواف حول اسلام و اهداف و غایات الهی آن دانسته و جانفشانی مردم را بهواسطه ارادت و اعتقاد عمیق ایشان به اسلام و خادمین حقیقی دین میدانند و حمایت ملت از مسئولین و برخی گروهها و احزاب را مرتبط با داعیه اسلام خواهی مدیران و کارگزاران و تلاش ایشان جهت اعتلای اسلام و مسلمین معرفی مینمایند.
حضرت امام از سوی دیگر حزب گرایی و جبهه گرایی مبتنی بر اهداف معارضانه با اسلام، اخلاق و همراه با غایات قدرت طلبانه، اقتدار گرایانه و شیطانی را یکی از ریشهها و علل اساسی بروز اختلافات در صفوف مردم دین مدار و مسئولین خادم، متعهد و انقلابی دانسته و ضمن تقبیح آن، این امر را مصداق کامل ضربه به نظام و اسلام معرفی مینمایند.
د- حزب شیطان یا حزب اسلام
(«از اول عالم تا حال، دو حزب بوده است: یکی حزب الهی و یکی حزب غیر الهی و شیطانی. و آثار هر یک هم جدا بوده است و آنی که مال اللَّه بوده، چون مقصد، خدای تبارک و تعالی است، به سوی او و در راه مستقیم است و آنکه بر خلاف این راه بوده، که اکثریت هم با اینهاست، حزبهای شیطانی هستند، از صدر عالم تا حالا، زمان رسول اللَّه هم بوده است و در زمان خودمان هم حزب رستاخیز را دیدید که مقصدشان معلوم بود.
حزبهای الهی، آثارش این است که روح خداست؛ یعنی، کوشش آن این است که دعوت به خود نکند و دعوت به خدا بکند؛ دعوت به طبیعت نکند و دعوت به الوهیت و ملکوت بکند. و این علامتی است که انسان خودش میتواند بفهمد که کجا میرود؛ آیا طرف حزب خدایی و خدا میرود و جزء حزب اللَّه است یا طرف حزبهای دیگر؟ انسان میتواند تشخیص بدهد که چه کاره است. البته گاهی حجابها مانع میشود که انسان بفهمد چه کاره است. آنها که در این راهاند که راه را پیدا کنند، میتوانند حجابها را پاره کنند و بیایند راه حزب اللَّه را، از باب اینکه حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغالِبُونَ. «مائده، 56» و حزبهای دیگر هم که فرضاً مدتی بمانند و دست و پا بزنند مغلوباند». (صحیفه امام، ج17، ص: 192)
(«این طور نیست که حزب بد باشد یا هر حزبی خوب باشد؛ میزان، ایده حزب است و اگر ایده چیز دیگری باشد این حزب شیطان است، هر اسمی هم داشته باشد.
بنا بر این، ما باید کوشش کنیم که حزبمان را حزب اللَّه کنیم، خودمان را جزء حزب اللَّه قرار دهیم. و من امیدوارم که آقایان موفق شوند در هر جا که هستند، برای اسلام و برای خدا و برای رسیدن به مقصد الهی فعالیت کنند و اگر در بین خودشان دیدند که کسی انحراف دارد، به آقایان اطلاع دهند». (صحیفه امام، ج17، ص: 194)
هـ- حیله حزب بازی برای اختلافافکنی:
(«حالا باز همان قضایا میخواهند پیش بیاورند. ...و حزبها پیش بیاورند و گروههای فراوان که همه با هم مختلف باشند، و مع الأسف ماها ملتفت نیستیم. عمق مسائل را ما نمیتوانیم درک کنیم ... هر چه گروهها هم زیادتر میشوند اختلافات زیادتر میشود. اصل حزب بازی را، برای همین درست کردند که نگذارند این ملت با هم آشتی کنند. برای اینکه، حزب را میدیدند که اینجا بنای اینها این است که وقتی این حزب شد حزب عدالت و آن حزب شد حزب دموکرات که در صدر مشروطه بوده، اینها با هم دشمنند. این برای آن میزند، این برای آن میزند».( صحیفه امام، ج12، ص: 25)
(«[مستکبرین و مستعمرین] در هر مملکتی «احزاب» درست کردند- حزبهای مختلف. حزبهایی که همه مخالف هم هستند. این آن را بکوبد و آن این را بکوبد. جبهههای مختلف؛ حزبهای مختلف «من حیث لا یشعر» و مسلمین مع الأسف به واسطه عدم توجه به عمق مسائل تحت تأثیر واقع شده، و میشوند». (صحیفه امام، ج7، ص: 392)
حضرت امام خطاب به احزاب منفعت طلب، اقتدار گرا و مدعیان ظاهری اسلام در خصوص مواضع معارضانه ایشان با اهداف اسلام و آرمانهای نظام اسلامی و ملت میفرمایند: «وحدت کلمه، للَّهِ بودن، این پیروزی را به شما داده تا حالا. این وحدت کلمه را حفظش کنید. این حزب بازی را کنار بگذارید، این جبهه بازی را کنار بگذارید؛ خدا میداند ضرر به شما میزند، ...کنار بگذارید آقا. اگر چنانچه مسلمانید مسلمانی اقتضای این میکند که کنار بگذارید؛ اگر ملی هستید ملی بودن اقتضای این کار را میکند؛ اگر عاقلید عقلْ اقتضای این را میکند. اینها را دیگران درست کردند که ما را متفرق از هم بکنند». (صحیفه امام، ج5، ص: 515)
و- حزبسازی، دشمنسازی است: «متوجه باشید گروه گروه نکنید. این مملکت با وحدت کلمه پیش برد، متفرقشان نکنید. وَ اعتَصِمُوا بِحَبلِ اللَّهِ جَمِیعاً و لا تَفَرَّقْوا «103 آل عمران» این آیه قرآن را بپذیرید. همه بچسبید به ریسمانی که بین شما و خداست، و آن اسلام است. متفرق نشوید از هم. جدا جدا نشوید. هی حساب را جدا نکنید. آن حساب جبهه کذا، آن حساب نهضت کذا، آن حساب حزب کذا، آن حساب گروه کذا، آن حساب حزب چه، کذا، جدا نکنید همه را. همه با هم باشید، همه دوست باشید. حزبسازی دشمن درست کردن است.
هی این یکی از آن طرف بکشد؛ آن از آن طرف بکشد، آن از آن طرف بکشد. همه تحت یک رایت باشید. همه تحت یک پرچم باشید؛ همان پرچمی که شما را پیروز کرده است تا حالا، از این به بعد هم دنبال همان باشید. و اگر باشید، ان شاء اللَّه پیروز خواهید شد. و من امیدوارم که نتوانند اینها دیگر شکاف صحیحی وارد کنند» (صحیفه امام، ج8، ص: 299)