تاریخ انتشار : ۳۱ خرداد ۱۳۹۱ - ۰۹:۳۷  ، 
کد خبر : ۲۳۷۷۳۷
بررسی اتهامات جریان موسوم به انحرافی در کلام اصولگرایان

«انحراف» یعنی چه؟

مقدمه: در حدود یک سالی که از سر درآوردن ترکیب «جریان انحرافی» در ادبیات سیاسی جریان حاکم می‌گذرد، آنها به بهانه‌های مختلف دیدگاه خود در این‌باره را منتشر کردند. نظر به اهمیت این بحث فارغ از ارزش‌گذاری‌های سیاسی به عنوان یک واقعیت بحث‌برانگیز، بخش‌هایی از این دیدگاه‌ها در ادامه می‌آید.

علی مطهری نماینده مجلس و فرزند شهید مطهری / روزنامه «ملت ما»
آنچه درباره جریان موسوم به «انحرافی» مسلم است این است که آقایان مشایی و احمدی‌نژاد عقایدی درباره مسایل فرهنگی دارند که با مبانی اسلامی و آرمان‌های انقلاب اسلامی سازگار نیست. البته پرداختن به تمدن ایران قبل از اسلام با همه نقاط مثبت و منفی آن به‌عنوان یک واقعیت تاریخی اشکالی ندارد، اما اینها از این کار‌ها هدف سیاسی دارند. به تعبیر رهبر انقلاب چرا به افتخارات ایران و تمدن بزرگ بعد از اسلام نمی‌پردازید؟ بخشی از وضع ناهنجار فرهنگی ما ناشی از این عقیده آقایان مشایی و احمدی‌نژاد است که متاسفانه سکان اجرایی کشور در دست آنهاست.
این تفکر آنها شبیه تفکر دولت‌های سکولار است که می‌گویند ما در قبال اخلاق و رفتار و عقاید مردم مسوولیتی نداریم. آقایان مشایی و احمدی‌نژاد از یکدیگر جدایی‌ناپذیرند و عقایدشان عین هم است و اینکه افراد و گروه‌هایی مانند جبهه پایداری می‌گویند انحرافات، ناشی از مشایی است و ما احمدی‌نژاد را قبول داریم اما مشایی را نه، یک طنز بیشتر نیست. مشکل اینها این است که احساس خود‌کفایی در شناخت اسلام دارند و در نتیجه احساس بی‌نیازی از روحانیت به‌عنوان کارشناس دین و مرجع اسلام‌شناسی دارند. در نتیجه اهمیتی برای مراجع تقلید و به طور کلی روحانیت قایل نیستند و خودشان براساس شرایط روز و مصالحی که تشخیص می‌دهند تصمیم می‌گیرند و از این جهت شباهتی به گروه‌های منحرف قبل از انقلاب همچون حجتیه دارند.
عماد افروغ جامعه‌شناس و نماینده پیشین مجلس / شرق
جریان انحرافی از مکتب ایرانی می‌گویند اما هیچ درکی از هویت ایرانی و عناصر مقوم هویت ایرانی ندارند. تمام ایران‌شناسان معروف معتقدند که عنصر مقوم ایرانی دینداری اوست. وقتی به خاستگاه این جریان هم نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که جز غیریت‌سازی کاذب، خودگرایی، نابود کردن دیگران و خودبزرگ‌بینی‌ چیز دیگری مشاهده نمی‌شود. شما وانمود می‌کنید که ضداستکبار هستید، اما وقتی به گذشته نگاه می‌کنم، هم توهم، هم سکوت و هم علایم و شاخص‌هایی مبنی بر بی‌توجهی به ملزومات ضد استکبار بودن می‌بینم. مثلا گرین‌کارت داشتن چه معنایی می‌تواند داشته باشد؟ گرین‌کارت یعنی اینکه شما هیچ اقدامی علیه آمریکا نکنید و تمام قوانین آمریکا را بپذیرید. چه محلی، چه ایالتی و چه کشوری. من سوال می‌کنم چگونه می‌شود یک نفر انقلابی باشد و گرین‌کارت هم داشته باشد؟
محمد خوش‌چهره اقتصاددان و نماینده پیشین مجلس / مهر
«جریان انحرافی اقتصادی» سعی دارد با فرافکنی، وضعیت نابسامان بازار ارز و سکه را به تحریم‌های اقتصادی نسبت دهد. نواقص مدیریت کلان اقتصادی از سوی مسوولان دولت، وزیر اقتصاد و رییس بانک مرکزی در جای خود، اما نقص اصلی را باید در مجلسی جست‌وجو کرد که فشل است و نخواسته یا نتوانسته مسوولانه با این مسایل برخورد کند. آنقدر فضا تعجب‌برانگیز است که شائبه تعمدی‌بودن برخی سیاست‌های اقتصادی در جهت دامن‌زدن به فضای سوداگری را تداعی می‌کند. شگفتی از این است که علاوه‌بر اینکه گفته شده حوزه مهم و اولویت‌دارمان اقتصاد است و با توجه به اینکه آهنگ حرکت در این حوزه با واژه «جهاد» مشخص شده باید رویکرد ارزشی، سختکوشی و جدیت به حوزه اقتصاد داشته باشیم اما از ابتدای سال ۹۰ مجلس و دولت، مسابقه نامیمونی را آغاز کرده‌اند.
مجلس به دلیل کم‌کاری و کم‌توجهی و دولت هم با محدودنگری و خوش‌باوری و حتی شائبه برخی رگه‌های تعمدی به‌گونه‌ای کار را پیش برده‌اند که به فعالیت‌های غیرمولد دامن زده و جریان سوداگری و دلالی و واسطه‌گری را به‌گونه‌ای پیش برده که الان بدون تردید می‌توان ادعا کرد در ۲۰ سال بعد از انقلاب هیچ فرصتی این‌گونه برای سوداگران و فرصت‌طلبان و دلالان و امثال آنها تحت شرایطی که الان وجود دارد نبوده است. انحرافی‌های اقتصادی و سیاسی ممکن است همپوشانی داشته باشند اما آنقدر که به بحث‌های سیاسی توجه می‌شود خودش یک نوع فرافکنی است که نظام و تصمیم‌گیران را از حوزه اقتصاد غافل کند. انحراف اقتصادی که می‌تواند در راستای بخشی از انحرافات سیاسی باشد باید خوب افشا و تحلیل شود.
مصباحی‌مقدم نماینده مجلس / کنفرانس خبری مشهد
بنده شخصا قایل به وجود جریان انحرافی در دولت هستم و شواهد و قرائن نیز این موضوع را نشان می‌دهد. اینکه یکی از اعضای ارشد این جریان گفته است ما 150 کرسی مجلس نهم را هدف قرار داده‌ایم مشخص می‌کند که اینها آرام ننشسته‌اند و دارند برای انتخابات کار می‌کنند. باید نسبت به این موضوع هوشیار بود و نگذاشت آنها به هدف‌شان برسند؛ هرچند برخی معتقدند که به اینها نباید جریان گفت چرا که گروه کوچکی هستند.
سیدحمید روحانی رییس بنیاد تاریخ‌‌‌‌پژوهی / سایت بنیاد
حضرت امام عصر (عج) امروز از بیم کسانی، در پس پرده غیبت قرار گرفته‌اند که با خواندن «اللهم عجل لولیک‌الفرج» می‌خواهند یک امپراتوری مادام‌العمر برای خود تدارک ببینند، از این سو دم از امام زمان می‌زنند و از آن سو به نایب امام از پشت خنجر می‌زنند، با دشمنان اسلام در پشت پرده به مذاکره می‌نشینند، جهانخواران با تحریم بانک مرکزی و نفت ایران توطئه‌های دیرینه خود را ضد ملت ایران پی می‌گیرند و دوستان ملت اسراییل و پیروان اسلام ایرانی نیز با سکوت مرموزانه در برابر افزایش بهای سکه و دلار، برای توطئه‌گران خارجی دستاویزی فراهم می‌کنند که به دروغ اعلام کنند تحریم بانک مرکزی و نفت موجب افزایش مهارگسیخته بهای سکه و دلار شده است...
نوروزی نماینده مجلس / سایت اعتدال
جریان انحرافی که در دل دولت شکل گرفته و فعالیت می‌کند، اهداف مزورانه خود را به عناوین مختلف دنبال می‌کند و سعی در بر هم زدن روابط قوای کشور دارد. این گروه با پول‌های بادآورده می‌خواهد مجلس بعدی را در اختیار بگیرد و توزیع سکه‌ها، اطعام، احسان و خرج‌های عجیبی هم‌اکنون در برخی نقاط کشور توسط این گروه راه افتاده و اگر نظام دقت نکند، بیش از این خواهد شد.
ابراهیمی نماینده مجلس و رییس سازمان امور مساجد
هزینه‌های گزاف انتخاباتی، اتصال به کانون‌های قدرت و ثروت و سوءاستفاده از بیت‌المال نشانه‌های بارز جریان انحرافی است. اگر این جریان موفق نشود به اهدافش در انتخابات مجلس جامه عمل بپوشاند، قصد دارد تا فضای جامعه را مثل سال 88 به آشوب بکشاند. جریان انحرافی می‌خواهد عرصه را بر نیروهای اصولگرا و مخلص تنگ کند تا آنها مجبور به ترک صحنه رقابت شوند.
فدایی دبیرکل جمعیت ایثارگران / نشست هفتگی انصار حزب‌الله
سناریوی جریان انحرافی ایجاد فضای دوقطبی است و آنها می‌خواهند هاشمی را مظهر طرفدار سرمایه‌داری و احمدی‌نژاد را مظهر عدالت‌خواهی معرفی کنند که این تقسیم‌بندی‌ها نشات‌گرفته از اندیشه‌های شیطانی است. آنها می‌خواهند بین نیروهای وفادار نظام فضای دوقطبی را ایجاد کنند. یک قطب جریان چپ و قطب دیگر جریان راست یا به عبارت دیگر می‌خواهند دو تابلو سفید و سیاه را معرفی کنند. جریان انحرافی می‌خواهد با این تقسیم‌بندی‌ها ضعف‌های خود را بپوشاند، مردم را فریب دهد و فقط بر فضای دوقطبی در جامعه تاکید کند. فدایی با اشاره به فعالیت جریان انحرافی افزود: آنها هم‌اکنون با استفاده از کانون‌های قدرت، ثروت و رسانه‌هایی که در اختیار دارند تحلیل‌های خود را بیان می‌کنند. باید ملت مراقب این تحلیل‌ها باشند بصیرت ملت بسیار مهم است.
مهاجری سردبیر خبر آنلاین و عضو سابق سردبیری کیهان / خبر آنلاین
اخیرا برخی اصولگرایان، جریان انحرافی را به اصلاح‌طلبان پیوند می‌زنند و آنها را هم‌جهت و هم‌هدف می‌خوانند. این انتساب، از سوی دو گروه از اصولگرایان مطرح می‌شود: نخست اصولگرایان تند‌رو که چون خود را حق مطلق می‌دانند، دایره حق و اسلام و انقلاب و نظام را آنقدر تنگ کرده‌اند که حتی خودشان هم باید برای جا گرفتن در آن دو زانو بنشینند! از نظر این گروه، نه‌فقط اصلاح‌طلبان و جریان انحرافی که قریب به اتفاق اصولگرایان نیز با منحرفان پیوند خورده‌اند. دوم اصولگرایان باهوش که می‌خواهند با یک تیر دو نشان بزنند. در نگاه آنها بدنامی و رسوایی جریان انحرافی به حدی سنگین است که اگر به پای هر تشکل و گرایش سیاسی بسته شود، به قعر آب می‌رود و غرق می‌شود.
به همین دلیل تلاش می‌کنند هر مربوط و نامربوطی را به هم ربط دهند و این دو جریان را یک جریان واحد معرفی کنند و به جای آنکه در دو جبهه بجنگند، در یک جبهه مبارزه کنند و حساب هردوشان را یکجا برسند. در حلقه جریان انحرافی، حتی یک اصلاح‌طلب شناخته‌شده نام و نشان‌دار وجود ندارد. در دولت آقای احمدی‌نژاد هم یک عنصر اصلاح‌طلب نزدیک به جریان انحرافی به چشم نمی‌خورد.
از آن بالاتر، چهره‌های شاخص جریان انحرافی چه در انتخابات سال ۸۴ و چه در انتخابات سال ۸۸، تمام هستی‌شان را صرف تخریب اصلاح‌طلبان کردند و حتی از امام زمان (عج) هم برای این کار هزینه کردند. آن‌گونه که جناب آقای سقای بی‌ریا مشاور پیشین رییس‌جمهور فرمودند، یکی از برجستگان جریان انحرافی گفته بود یقین کردم در مناظره‌های انتخاباتی نام بردن از افراد، خواست امام زمان (عج) بود. جریان انحرافی خاستگاه اصولگرایی دارد. از متن اصولگرایان برخاسته، در آن رشد و نمو کرده، با آنها همراه و هم‌عقیده بوده و... و هنگامی که از اصولگرایان احساس بی‌نیازی کرده، چموش شده، دگراندیشی پیشه کرده و به ولی‌نعمت‌هایش نامردی کرده است.
ویژگی‌های جریان موسوم به انحرافی
دکتر علیرضا علوی‌تبار از فعالان اصلاح‌طلب است. وی چندی قبل در یادداشتی در یکی از روزنامه‌های صبح، به تحلیل عملکرد و جریان موسوم به انحرافی نشست که بخش‌هایی از آن در ادامه می‌آید:
بخش قابل توجهی از نوشته‌ها و سخنرانی‌های جریان محافظه‌کار معطوف به نقد و نفی گروهی می‌شود که در ادبیات محافظه‌کاران با عنوان «جریان انحرافی» معرفی می‌شوند. قراین و شواهد نشان می‌دهد اشاره آنها به گروهی است که یکی از نزدیک‌ترین افراد به ریاست دولت، نماد آن محسوب می‌شود. موج تبلیغاتی موجود علیه این گروه، این پرسش را برای ناظران و تحلیل‌گران پیش آورده است که این گروه مورد حمله، چه ویژگی‌هایی دارد و چرا از طرف محافظه‌کاران حاضر در حاکمیت به‌عنوان «جریان انحرافی» معرفی می‌شود؟
با فرض اینکه مصداق این عنوان (جریان انحرافی) برای خوانندگان شناخته‌شده است به بررسی ویژگی‌های آن می‌پردازیم تا از این طریق کمکی کرده باشیم به تحلیل دقیق‌تر وضعیت موجود جناح‌های مختلف درون حاکمیت و موضع‌گیری‌های دقیق‌تر در مورد آنها. به نظر می‌رسد گروه مورد بحث اگر از لحاظ تحلیل سیاسی مورد توجه قرار گیرد دارای ویژگی‌های زیر است:
«باند»، نه یک «جریان» سیاسی
وضعیت جمع مورد نظر و گسترش نمودهای آن به گونه‌ای نیست که بتوان از آنها با عنوان یک «جریان» سیاسی سخن گفت. نام مناسب برای این جمع اصطلاح «باند» است. باند سیاسی به طور معمول به گروهی گفته می‌شود که دیدگاه‌ها و گرایش‌ها و رهبری خود را پنهان می‌کنند. افراد عضو یک «باند» به طور معمول با یکدیگر ارتباط متقابل دارند، هدف خاصی را دنبال می‌کنند، از هنجارهای جمعی مشترکی در رفتارهایشان پیروی می‌کنند و دارای احساس همبستگی و احساس هویت مشترک (مفهوم «ما») هستند.
باندها به دلایلی از تشریح کامل مواضع و برنامه‌های خود پرهیز می‌کنند و جریان رهبری‌کننده و اداره‌کننده خود را مخفی کرده و در معرض ارزیابی دیگران قرار نمی‌دهند. در حالی که در جامعه امروز ما محافظه‌کاران، اصلاح‌طلبان و تحول‌خواهان جریان‌های سیاسی هستند، می‌توان از وجود باندهای سیاسی در عرصه سیاسی ایران نیز سخن گفت.
گذر از «اسلام فقه‌محور»
باندی که موضوع بحث است نمی‌تواند اسلام فقاهتی و الزامات آن را بپذیرد چرا که در میان فقهای سنتی متصل به حکومت پایگاه و جایگاهی ندارد. به علاوه نمی‌خواهد با مقید کردن خود به فقه متعارف دست و پای خود را در عمل ببندد. این باند خواهان حداکثر آزادی عمل و تصمیم‌گیری برای خویش است. می‌خواهد در بهره‌گیری از اموال عمومی، مشاغل دولتی و موقعیت‌های موجود در دستگاه اجرایی حداکثر آزادی را داشته باشد و همان‌طور که صلاح می‌داند هزینه کرده و تفویض اختیار و امتیاز کند.
از این رو ناگزیر است راهی پیدا کند تا از طریق آن نیاز به مشروعیت‌بخشی روحانیون سنتی نداشته باشد و مشروعیت تصمیم‌ها و رفتارهای خود را از منبع دیگری بگیرد و به علاوه محدودیت‌های ناشی از تمکین به فقه را نیز نداشته باشد. طرح بحث ارتباط مستقیم با امام زمان (عج) و تمسک به علوم غریبه از همین نیاز به گذر از اسلام فقه‌محور ناشی می‌شود.
فقدان پایگاه اجتماعی مشخص
باند مورد بحث هیچ تکیه‌گاه و پایگاه اجتماعی مشخصی ندارد. به طور مثال بخشی از محافظه‌کاران در جامعه ما متکی بر پیوند تاریخی بازار- روحانیت هستند و آن را نمایندگی کرده و از طرف آن حمایت می‌شوند. اصلاح‌طلبان به طور عمده مورد حمایت بخش‌هایی از طبقه متوسط جدید هستند. اما باند مورد نظر با توجه به تخصیص منابع بسیاری که انجام داده و تلاش بسیاری که برای ایجاد یک قشر تحت‌الحمایه کرده است، هیچ‌گونه تکیه اجتماعی مستقل از سایر شرکای قدرت ندارد. هیچ بخشی از جامعه نیست که این باند بتواند به طور مستقل بر آن تکیه کرده و در موقع لازم حمایتش را داشته باشد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات