سیروس محمودیان: بررسی چند و چون تلاشهای سازمانیافته اکبر هاشمیرفسنجانی برای حفظ جایگاه کلیدیاش در بدنه تصمیمسازی دانشگاه آزاد اسلامی صرفا به بهانه داشتن تعلقات تاسیسی درباره آن دانشگاه با وجود عدم صبغه علمی او در حوزه آکادمیک یا حتی داشتن یک روز سابقه تحصیل یا تدریس در دانشگاههای کشور از علل خاص دیگری حکایت دارد که شاید گذر زمان و رونمایی از برخی اسناد بتواند رگههایی از دلایل این پافشاری خارج از قاعده را علنی کند.
استمرار اصرار کشاکشگونه هاشمیرفسنجانی برای تحت اختیار داشتن امورات کلیدی دانشگاه آزاد اسلامی در طول چند سال اخیر توسط عناصر مدیریتی وابسته به وی به بهانه غیرقابل مسموع عضویت در هیات موسس دانشگاه یا داشتن نقش مهم در تاسیس آن دانشگاه که فقط یک حضور حقوقی متاثر از مسؤولیتهای اداری وی بوده یا دادن عنوان مبارزه با حسادتهای مدیران تازه به دوران رسیده!
فینفسه به انتشار شایعات قابل تاملی در بخش منافع مالی شخصی در سطوح مختلف جامعه منجر شده است. بدیهی است اسناد متواتری وجود دارد که حضور رفسنجانی در هیات موسسان دانشگاه صرفا به واسطه جایگاه حقوقی او بوده که در حال حاضر از جایگاه حقوقی یادشده برخوردار نیست.
صدور حکم ریاست موقت دانشگاه آزاد اسلامی برای عبدالله جاسبی در تابستان 1361 از سوی هاشمیرفسنجانی بهعنوان رئیس وقت مجلس آن هم در سربرگ مجلس شورای اسلامی موید حضور صرفا حقوقی هاشمیرفسنجانی در ترکیب موسسان دانشگاه آزاد همراه رئیسجمهور و نخستوزیر وقت است و ادعاهای کنونی ایشان کاملا غیرمنطقی مینماید، اگرچه در این بین مساله مهم متواری شدن مهدی هاشمی، مسؤول دفتر هیات امنا و رئیس مرکز تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی از کشور به بهانه تحصیل در لندن! و عدم مراجعه او به کشور با وجود احضاریه رسمی سیستم قضایی کشور جهت حضور در محکمه درباره رسیدگی به نقش وی و دانشگاه آزاد در اغتشاشات تابستان 88 و تامین منابع مالی فتنهگران برانداز با وجود اعترافات صریح حمزه کرمی و آشکار شدن اسناد غیرقابل انکار درباره مسائل مرتبط با پولشویی یا استفاده غیرقانونی از امکانات ارزی- ریالی دانشگاه آزاد اسلامی در فتنه 88 بر حرف و حدیثهای یادشده بهطور مضاعف افزوده است.
در چند ماه اخیر، در شرایط قهر و آشتی مدیریتی اکبر رفسنجانی از جلسات به اجبار برگزار شده هیات امنای دانشگاه برای تعیین جایگزین جاسبی و متعاقبا مصاحبه کوتاه ولی پرمعنای ریاست جدید دانشگاه آزاد درباره درآمد سالانه 3 هزار میلیارد تومانی آن دانشگاه که تنها سود بانکی آن سر به فلک کشیده و به راحتی میتواند موجب کاهش 20 درصد شهریههای سنگین دانشگاه آزاد شود، ابعاد جدیدتری از انگیزههای احتمالی هاشمیرفسنجانی برای حفظ امورات دانشگاه در دستان خویش را هویدا میکند.
افزودن این نکته که دانشگاه آزاد با وجود اینکه از ابتدای تاسیس با بودجه بیتالمال و امکانات دولتی و حمایتهای مالی دولتهای گوناگون از جمله دولتهای سازندگی و اصلاحات به گستردگی قابل توجه رسیده و در عین حال از هرگونه حسابرسی دولتی معاف بوده است و تنها موسسان اصلی آن یعنی رفسنجانی و جاسبی مقدرات آن را تحت کنترل خویش داشتند و اصرار عجیب رسانهای هاشمیرفسنجانی بر مساله جنجالی وقف غیرشرعی اموال دانشگاه آزاد که بهطور طبیعی جزو اموال عمومی است بر پیچیدگی موضوع و ضرورت بازخوانی مستند روابط مالی راهبردی و شبکهای «خاندان هاشمیرفسنجانی» با دانشگاه آزاد توسط حسابرسان متبحر وابسته به دستگاههای نظارتی نظام از قبیل سازمان بازرسی کل کشور و... میافزاید که در این میان وجود مسائل و مراودات مالی خاص در پیشینه سیاسی شخص اکبر هاشمیرفسنجانی در دوران پیش از پیروزی انقلاب اسلامی با برخی اشخاص تحت عنوان «اموال وقفی» بر اهمیت بازخوانی کامل این ماجرا صحه میگذارد.
معقول مینماید که شخصیتی سیاسی مانند هاشمیرفسنجانی با شجاعت پا به میدان گذاشته و یک بار برای همیشه نسبت به شفافسازی مطالب اقدام کرده و به جمیع اتهامات گاه اغراقی پاسخ مستند و مستدلی بدهد.
قطع یقین شنیدن نام «مصباحالتولیه» یا همان سیدابوالفضل مصباحالتولیه فرزند مرحوم میرزاباقر متولیباشی سالار التولیه که نماینده مردم قم در 7 دوره مجلس شورای ملی دوران طاغوت بوده به تنهایی جذابیتهای کافی را برای کاوش جدی پیرامون مسائل مالی آن دوران رفسنجانی دارد. سیدابوالفضل تولیت با نظر مثبت رژیم شاه از سال 1320 به تولیت آستان حضرت معصومه(س) برگزیده شده و تا سال 1344 به مدت 24 سال در این منصب باقی میماند.
او که دارای فرزند نبوده، بعد از پیروزی انقلاب اسلامی فوت کرده و در قم به خاک سپرده میشود. هاشمیرفسنجانی درباره چگونگی آشنایی خویش با تولیت در صفحه ۱۷5 جلد اول کتاب دوران مبارزه میگوید: «با ابوالفضل تولیت هم کمکم در جریان مبارزه و سربازی و روابط سیاسی که ضمن آن پیش آمد، آشنا شده بودم. یک قطعه زمین 225 یا 250 متری از زمینهای موقوفه از ایشان اجاره کردم...».
اما جعفر شجونی درباره مناسبات مالی رفسنجانی با تولیت میگوید: «در آن زمان جوانی، آقایی به نام آقای سیدابوالفضل تولیت در قم بود که رئیس آستان حرم بود. یک بار که در خیابان عبور میکردم، آقای هاشمیرفسنجانی مرا دید و صدایم کرد و گفت: آقای تولیت بیمار شده، برویم دیدنش، من هم پذیرفتم البته من قبلا با این آقای تولیت اختلافاتی داشتیم و خیلی از او خوشم نمیآمد، ولی بعدها که او نیز برای مبارزه با شاه به زندان افتاد، به او علاقهمند شدم. وقتی با هاشمی به دیدنش رفتیم، خیلی به من احترام گذاشت و بیشتر از هاشمی مرا تحویل گرفت.
[تولیت] از من پرسید آقای شجونی! اوضاعت چگونه است؟ آیا منبر میروی؟ گفتم نه، 10 روز است از زندان آمدم و هنوز هم ممنوعالمنبر هستم، کمی فکر کرد و به من گفت: زمینهای سالاریه قم تفکیک شده است، برو یک قطعه را انتخاب کن، ما آن را برای شما قسطبندی میکنیم. الان سالاریه قم بسیار جای مرغوبی است. آنجا من کمی به دلیل اینکه احساس کردم به من ترحم شده است، به غیرتم برخورد و گفتم خیر، من نمیخواهم. در حالی که پول بلیت تهران تا قم را نداشتم. البته او لطف داشت لذا من احساس کموزنی کردم اما با خود گفتم حالا بیایم تمام مبارزات و مجاهدتها را به زمین و آب بفروشم، خجالتآور است.
همین شد که سکوت کردم. بلافاصله آقای هاشمیرفسنجانی گفت من میخواهم. او نیز گفت خب تو بگیر. بعد هم هاشمی، ابوالفضل توکلیبینا از اعضای موتلفه را وکیل خود کرد تا پیگیر زمین او در قم شود. یادم هست آن موقع میخواستند قطعه زمینی را هم به حضرت آیتالله خامنهای بدهند که ایشان قبول نکردند».
گفتنی است هاشمیرفسنجانی که بهتر از هر فردی از نقش و میزان تاثیرگذاری اموال وقفی بیحساب و کتاب مرحوم تولیت در زندگی شخصی و رفاه آن دوران خانواده و گشت و گذارهای نسبتا شبهسیاسی خارج از کشور خانوادگیشان در دوران پیش از پیروزی انقلاب اسلامی اطلاع دقیق دارد در معرفی ابوالفضل تولیت میگوید: «در آن زمان آقای تولیت طرفدار مبارزه شده بود. ایشان فرزندی نداشت و اموال زیادی هم داشت. به فکر افتاد اموالش را صرف حکومت اسلامی کند.
با اینکه آن موقع نمیدانستیم کی به پیروزی میرسیم». در مقابل این ادعای هاشمیرفسنجانی عدهای معتقد هستند تولیت املاک خویش را صرفا برای یافتن ارزش ریالی یا در مصون ماندن ثروت کلان او از دستاندازیهای سران طماع رژیم ستمشاهی طاغوت وقف موردی کرده بود که بعدها نیز با پیروزی انقلاب اسلامی او به بهانه این وقف که عملا هیچ تاثیر مشخصی در پیشبرد نهضت انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام (ره) نداشته است توقعات بیجای مختلفی از انقلاب اسلامی داشته که طبعا با توجه به حساسیتهای خاص حضرت امام(ره) در اینگونه موارد، تامین نشدن این توقعات مرحوم تولیت از افرادی مانند هاشمیرفسنجانی و بازرگان که آنان را نمکپرورده خود میدانست موجب رنجش او از انقلاب اسلامی شده و در نهایت موجب گرایش کامل او به سمت نهضت آزادیهای بریده از انقلاب اسلامی و انتخاب همسرشان به عنوان وصی شرعی میشود که مرگ وی فرصت انجام چنین تغییراتی را به وی نمیدهد.
مخالفت حضرت امام(ره) با موضوع دریافت کمک مالی از امثال تولیت، سوءاستفاده از عضویت موقت شهید محمدجواد باهنر با وجود حذف او از ترکیب هیات مدیره انتخابی ابوالفضل تولیت در همان ابتدای کار با توجه به نقش کلیدی رفسنجانی در هیات مدیره یادشده و بعدها نقش داشتن مستقیم حسینعلی منتظری در دریافت خمس اموال چند میلیون پوندی تولیت، حساسیتهای موضوع را صدچندان میکند.
هاشمی درباره حذف شهید باهنر از هیات مدیره اموال تولیت میگوید: «پس از بازگشت من از اروپا و دستگیری و زندانی شدن، با استفاده از روابط صمیمانه آقایان تولیت و [احمد] صدرحاجسیدجوادی، تغییراتی در هیات مدیره به سود نهضت آزادی انجام شد. هر چند حضور من محفوظ بود اما دوستانی را که برای ما بیشتر مورد اعتماد بودند- مثل آقای باهنر- کنار گذاشتند». علاوه بر این هاشمی ضمن شرح دادن مشکلات پیش آمده در دخل و تصرف در اموال چند میلیون پوندی تولیت به نقش منتظری نیز اشاره جالبی میکند: «....زمینه دخالت آقای [حسینعلی] منتظری پیش آمد که ایشان حکم کردند اموال تولیت تخمیس شود. خمس آن را خود ایشان برداشت».
با اغماض تعمدی از این مسائل سرنوشتساز باید اشاره کرد که رفسنجانی در ادامه معرفی ابوالفضل تولیت میگوید: «من با آقای [مرحوم] فلسفی خیلی رفیق بودم. زمانی که ایشان به قم میآمدند در منزل تولیت بودند، من هم میرفتم. در آنجا با ایشان آشنا شده بودم.
بعد از آن در قضیه کاپیتولاسیون، زمانی که امام[ره] مرا برای جمعآوری مدرک به تهران فرستادند، آقای تولیت به ما کمک کردند و اسنادی به من دادند. بعد که دیدیم ماجرا لو نرفت، به ایشان اطمینان پیدا کردیم. از طرف دیگر برادر من در قم برای آقای تولیت پستهکاری میکرد».
گرچه هاشمی خاطرهگوی صاحبسبکی بهشمار میرود اما وی به حالت خاصی از بردن نام برادر یا بیان تاریخ شروع کارکردن برادرش برای مصباحالتولیه خودداری میکند اما گریز اکبر هاشمی به این مساله، ناخودآگاه ضرورت بازتوجه مجدد به نقش و نام محمود هاشمیبهرمانی، برادر بزرگتر رفسنجانی در مسائل یادشده را که در دوران طاغوت بخشدار کهک قم و بعد از انقلاب نیز مدتی فرماندار قم و از مسؤولان ارتباطات وزارت خارجه بوده را در اذهان تداعی میکند.
هاشمی درباره چگونگی تصمیم گرفتن ابوالفضل تولیت برای وقف اموال خویش میگوید: «تولیت با من مشورت کرد که میخواهم اموالم را وقف کنم ولی نه به صورت وقفهای معمولی. میخواست مقداری را برای همسرش بگذارد. مقداری هم تا هست زندگی کنند و بقیه را در راه مبارزه برای حکومت اسلامی صرف کند. هیات مدیرهای با حضور شهید باهنر، مهندس بازرگان، من، دکتر سحابی و آقای سیدجوادی تشکیل داد».
گفتنی است، شهید باهنر کمی بعد از هیات مدیره یادشده کنار گذاشته میشود اما استمرار حضور هاشمیرفسنجانی در هیات مدیرهای که از اعضای اصلی نهضت آزادی شکل گرفته بود از دیگر نقاط مبهم و نسبتا تاریک زندگی سیاسی رفسنجانی به حساب میآید که تلفیق آن با مخالفت علنی حضرت امام(ره) درباره دریافت اموال ابوالفضل تولیت که در سطور پایانی به آن اشاره خواهد شد بر این تاریکی ابهامآفرین اضافه میکند. هاشمیرفسنجانی در بخش بعدی سخنانش بدون اشاره به اسامی رفقایی که کار ساخت و ساز انجام میدادند و به هر صورت بیان اسامی آنها میتواند به روشن شدن موضوع کمک شایان توجهی کند، اعتراف صریح میکند که زمینهای بایر و دورافتاده تولیت با وقف شدنشان ارزش مادی زیادی پیدا میکنند.
او میگوید: «تولیت زمینهایی در خارج از شهر داشت که بایر و دورافتاده بودند. رفقایی که کار ساخت و ساز میکردند، آمدند و بخشی از اینها را خریدند و اموال تولیت ارزش پیدا کرد». شکی وجود ندارد که فارغ از دلایل مرحوم تولیت برای وقف اموالش یا نقش برادر رفسنجانی در شکلگیری چنین روندی، بخش عمدهای از اموال وی در اختیار هاشمیرفسنجانی و دوستان نهضت آزادیچیاش قرار میگیرد.
هاشمیرفسنجانی در هیچ مقطعی بهطور دقیق میزان وجوه دریافتی از مصباحالتولیه یا نحوه هزینهکرد آنها را که اساسا به عموم تعلق داشته است در اختیار افکار عمومی قرار نداده است. واضح است شفافسازی دقیق درباره میزان اموال وقفی و عواید حاصله آن و همچنین بیان جزء به جزء نوع کمکهای ارائه شده به اشخاص و جریانات سیاسی مختلف غیرمذهبی از جمله سازمان تروریستی منافقین و امثال ابراهیم یزدی و مقایسه آن با کمکهای صورت گرفته به گروههای مذهبی یا خانوادههای زندانیان وابسته به طیف مذهبی از محل اموال وقفی مصباحالتولیه میتواند به شخصیتشناسی سیاسی واقعی بیش از پیش رفسنجانی کمک شایان توجهی کند.
هاشمی درباره کمکهای تولیت و نحوه توزیع آن بهطور خیلی مختصر بیان میدارد: «ایشان [تولیت] هم مرتب اموال و مستغلاتش را میفروخت و پولش را در حسابی در لندن به دور از دسترس شاه قرار میداد. با توجه به اینکه ما هیات مدیره ایشان بودیم، میتوانستیم برای مبارزه به خارج و داخل ایران خیلی کمک کنیم».
اگرچه این بخش از گفتههای رفسنجانی تعارض معناداری با دیگر گفتههای او درباره کمکهای تولیت به جریان نهضت انقلاب اسلامی دارد. او بعدها به دلایل نامکشوف تعارضگونهای با گفتههای پیشینش مدعی میشود که وی اطلاع دقیقی از هزینهکردهای این هیات مدیره ندارد. او میگوید: «از جزئیات مسائل اطلاع دقیق ندارم، اجمالا میدانم که مقداری پول به آمریکا فرستادند که صرف پایگاهی شد برای آقای [ابراهیم] یزدی. بعدها تغییراتی پیش آمد».
در حقیقت یکی از سرفصلهای بازخوانی نشده مبارزاتی هاشمیرفسنجانی سفرهای خارج از کشور وی بوده است که عموما بیش از آنکه سفرهای خانوادگی او در طیف سفرهای مبارزاتی قابل دستهبندی باشد یک جهانگردی تمامعیار میتوان بر آن نام نهاد که در واقع انجام این سفرها برای یک روحانی که منبع درآمدی آنچنانی نمیتوانسته است داشته باشد بدون سرمایه و کمکهای مالی مستقیم ابوالفضل تولیت یا امثال او امکانپذیر به نظر نمیرسد.
اشاره هاشمیرفسنجانی در خاطراتش به کشور بلژیک ناخواسته اهمیت بررسی موضوع اقامت پیش از انقلاب باجناق هاشمیرفسنجانی در بلژیک را به اذهان تداعی میکند. مثلا روزنامه توقیفی «آریا» که وابسته به جریان اصلاحطلبان است در مورخ 15/12/78 با تیتری تحت عنوان شکایت یک ایرانی در بلژیک از هاشمیرفسنجانی مینویسد: «یک قاضی بلژیکی پلیس را مامور رسیدگی به اتهاماتی کرده که یک ایرانیتبار دارای ملیت بلژیکی علیه اکبر هاشمیرفسنجانی کرده است. این ایرانی، هاشمیرفسنجانی را به دست داشتن در آدمربایی، شکنجه، آزار و خشونت روانی که در فاصله آوریل ۱۹۸۳و فوریه ۱۹۸۹ در تهران و 2 شهر دیگر ایران اعمال شده، متهم کرده است».
یا علی هاشمی که برادرزاده رفسنجانی است در خاطرات خویش درباره ماجرای مکفارلین و دیدارهایش با مقامات آمریکایی در بلژیک که در «شهروند امروز»، شماره 50، سال سوم، 26 خرداد 1387 به چاپ رسیده است، میگوید: «بعد از اینکه طرح تهاجمی آمریکا برای پیاده شدن در تهران و مذاکره با مقامات عالیرتبه شکست خورده بود... من همراه چند تن از دوستان در آن زمان سفری به بلژیک داشتم. شهریور 1365 بود و من 25 سال بیشتر نداشتم. در آنجا تماسی با من گرفته شد و گفتند ما میخواهیم مسائلی را با شما در میان بگذاریم تا به گوش آقای هاشمیرفسنجانی برسد... وقتی ملاقات انجام شد مشخص شد... کسانی هستند که با شورای امنیت آمریکا کار میکنند».
غیرقابل کتمان است که در بخش خاطرات هاشمیرفسنجانی محدود شدن نام کشور بلژیک صرفا به مساله حضور محسن هاشمی در دوران جنگ در بلژیک برای تحصیل! همچنین گریز معماگونه رفسنجانی در خاطرات خویش به تلاشهای خواهرخانم مقیمش در بلژیک برای تسهیل سفر ایرانیهای مقیم اروپا از باب خلاصهنویسی نمیتواند باشد و باید برای آن معانی تفسیری– تحلیلی مستند مجزایی جستوجو شود.
هاشمی درباره درخواست خواهر عفت هاشمی مینویسد: «قدسی، خواهر عفت، از بلژیک تلفنی خواست مشکل سفر کسانی را که تابعیت مضاعف دارند و میخواهند با پاسپورت ایرانی به کشور سفر کنند، حل کنم». امام خمینی(ره) رهبر فرزانهای بود که شخصیتشناسی و آیندهنگری یکی از خصلتهای ذاتی آن رهبر فرزانه به حساب میآید. حضرت امام(ره) که اتکا بر قدرت الهی مستضعفان عالم، یگانه منش سیاسی ایشان در برخورد با موضوعات مهم انقلاب اسلامی بوده بهطور جدی مخالف دریافت کمک مالی از اشخاص ثروتمند و ملاک بودهاند.
حضرت امام(ره) معتقد بودند این افراد تنها برای فرار از پرداخت وجوه شرعی و ادای حقالناس اقدام به وقف این اموال میکنند و این همان تحلیلی بود که هنگام نشر خبر وقف اموال دانشگاه آزاد با قائل شدن امکان دخل و تصرف تامه برای موسسان و افراد منتخب ایشان در جامعه انتشار یافت. مرحوم حجتالاسلام والمسلمین حاجسیداحمد خمینی در خاطرهای که در جلد اول کتاب کوثر بیان شده درباره تولیت میگوید: «متولی آستانه مقدسه قم آقای حاجسیدابوالفضل مصباح، معروف به تولیت... که از افراد متمول بود، در پاریس خدمت امام رسید و عرض کرد من 86 میلیون تومان پول دارم و قصد دارم آن را به شما تقدیم کنم، چون آخر عمرم است. ظاهرا کسی او را تشویق به این کار کرده بود تا امام بتوانند میزان شهریه طلاب را افزایش دهند.
این مبلغ در آن ایام بسیار قابل توجه و کارساز بود، ولی امام آن را نپذیرفتند و از وی تشکر کردند. من با تعجب به امام[ره] عرض کردم چرا نپذیرفتید؟ امام[ره]فرمودند: «ما که پولی از سرمایهدارها نگرفتهایم؛ ما و نهضت ما را متهم مىکنند که اینها با پولدارها و زمیندارها مرتبطند، وای به وقتی که پولی از آنها گرفته شود!»... بعد از پیروزی انقلاب اسلامی هرگاه فردی مبلغی قابل توجه مىآورد امام[ره] نمىپذیرفتند و مىفرمودند اینها وجوه شرعی (حقوقالله و حقوقالناس) خود را پرداخت نکردهاند و بدینوسیله مىخواهند از حساب شرعی فرار کنند...».