یکی از همکاران در همین شماره و در صفحه جهان فرهنگ نوشته است که عدد 200 چه اهمیتی دارد که باید چنین گرامیاش داریم. واقعیت این است که در کشوری که هیچ چیز جدیدی سنت نمیشود گذر زمان همچنان دلانگیز و گرامی است بدین امید و سودا که گویی قرار است سنتی تأسیس شود.
قریب 100 سال است که مردمسالاری را (با انقلاب مشروطیت) وارد ساختار حقوقی خود کردهایم اما هنوز در باب ضرورت و وجوب آن به اما و اگر میپردازیم چه مردمسالاری هنوز به سنتی ایرانی تبدیل نشده است. به همین میزان و زمان است که پارلمان داریم و حزب و جبهه اما هنوز لازم است در اثبات اهمیت و مشروعیت حزب و پارلمان مقاله و خطابه تهیه کنیم چه پارلمانتاریسم هنوز به سنت ملی ما تبدیل نشده است.
بیش از 150 سال است که روزنامه و کاغذ اخبار و وقایع اتفاقیه داریم اما هنوز مطبوعات اوراق ضاله شمرده میشود چه هنوز به آن به چشم یک سنت اجتماعی نگاه نمیکنیم. قریب 200 سال است که ضرورت توسعه و ترقی و پیشرفت را از زمان تأسیس دولت قاجار و شکست در جنگ با روس دریافتهایم اما هنوز در حلیت و حرمت آن شک داریم چه هنوز توسعه سنت ملی ما نیست. اکنون به شماره 200 رسیدهایم همچنان که روزنامه مادر دههای را پشتسر گذاشته است.
روزنامههای ما به جز معدودی (کمتر از عدد انگشتان یک دست) عمر دراز نیافتهاند. با تندبادی آمدهاند و با تندبادی رفتهاند. گرامیداشت شماره 200 اما پاسداشت تداوم است. تداومی که تجربه را تثبیت، خطا را اندک و اعتماد را افزون میکند. گرامیداشت شماره 200 پاسداشت سنت است اما این سنت نه علیه تجدد که خود تجدد است.
تجددی که به سنت بومی ما باید تبدیل شود: سنت دموکراسی و سنت روزنامهنگاری.