محمدمهدی غفاری
هستهای شدن کرهشمالی اگرچه با نکوهش شورای امنیت و صدور قطعنامه 1718 این شورا مواجه شد ولی کشورهای جهان را به حمایت از سیاستهای آمریکا و یا نکوهش کرهشمالی تقسیم نکرد. کرهشمالی پیش از ظهر 9 اکتبر 2006 اقدام به آزمایش هستهای نظامی زیرزمینی کرد و عملاً خود را جزو باشگاه کشورهای دارنده سلاح هستهای قرار داد. کرهشمالی اقدام خود مبنی بر آزمایش هستهای نظامی زیرزمینی را دستیابی به بمب اتم به منظور بازدارندگی ارزیابی کرد. به دنبال آن پیونگ یانگ تهدید کرد اگر نتواند یک ایالت از 50 ایالت آمریکا را هدف قرار دهد، قطعاً ژاپن و کره جنوبی ـ از متحدان دفاعی و امنیتی آمریکا در حوزه آسیا ـ پاسیفیک را هدف قرار خواهد داد. اما در مورد اینکه چرا قطعنامه 1718 شورای امنیت و فشارهای یکجانبه آمریکا و متحدانش نتوانست تاثیری بر رام شدن کرهشمالی و توقف مراکز هستهای این کشور بگذارد جای بحث وجود دارد.
در این میان تاثیر و نفوذگذاری چین و نقشی که این کشور در مورد مسائل هستهای کرهشمالی گذاشت غیرقابل کتمان است. چین مبتکر مذاکرات ششجانبه بوده است و تمام مسائل شبه جزیره کره و اقدامات مربوط به آن ارتباط تنگاتنگی با مذاکرات ششجانبه داشته است. چین تلاش کرد با مشارکت و مسوولیتپذیری کشورهای آمریکا، روسیه، ژاپن و دو کره مذاکرات را برای رسیدن به نتیجه دنبال کند و جالب آنکه چین و دیگر کشورها با وجود کارشکنی آمریکا کمترین سرخوردگی سیاسی را به خود راه ندادند. در عین حال چینیها سعی کردند با استفاده از دیپلماسی پنهان از کرهشمالی به عنوان یک اهرم فشار در مقابل آمریکا و استیفای حقوق خود در شمال و شرق آسیا به ویژه با محوریت تایوان استفاده کنند.
چین با دفاع از خلع سلاح هستهای در کرهشمالی و شبه جزیره کره اولاً سعی کرد جلوی ژاپن و کره جنوبی را که از پتانسیل بالایی برای رسیدن به سلاح هستهای برخوردار هستند، بگیرد و در عین حال پکن با اتخاذ یک راهبرد سیاسی سنجیده به دنبال آنست که وضعیت موجود در آسیا ـ پاسیفیک را حفظ کرده تا در بلندمدت بتواند درباره آنچه که حفظ قلمرو و سرزمینی است (موضوع الحاق تایوان به چین) اقدام کند. نتیجه آنکه 5 دور مذاکرات شش جانبه انجام شد و در آخرین مرحله از پنجمین دور مذاکرات ششجانبه در پکن توافقنامه 13 فوریه سال 2006 از سوی نمایندگان شش کشور به امضا رسید و به عنوان سند میثاق سیاسی، لازمالاجرا گردید. بدان معنا که کرهشمالی مراکز فعالیتهای هستهای خود از جمله مرکز معروف یانگ بیون واقع در 90 کیلومتری پیونگ پانگ را متوقف کند و به بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی اجازه ورود به کرهشمالی جهت بازدید از مراکز هستهای و چگونگی روند توقف این مراکز را بدهد.
متقابلا آمریکا نیز پذیرفت به استمرار سیاستهای خصمانه خود علیه پیونگ یانگ پایان دهد و مبلغ 25 میلیون دلار را که پیش از آن آمریکا آن را وجوه نامشروع از خلافکاریهای کرهشمالی از جمله پولشویی میدانست از بلوکه شدن در بانک دلتای ماکائو خارج کند. اکنون به دنبال آزاد شدن داراییهای کرهشمالی در بانک ماکائو و انتقال آن به روسیه که دسترسی کرهشمالی را به این مبلغ آسان کرده است، فضای مساعدی برای از سرگیری مذاکرات ششجانبه در پکن به وجود آمده است. سفر غیرمنتظره و شتابزده کریستو فرهیل به کرهشمالی به خوبی نشان میدهد که آمریکا در ارتباط با مساله هستهای آن کشور هنوز با دشواریهایی روبهرو است. مقاومت کرهشمالی و در پیش گرفتن سیاست اقدام متقابل آمریکا را در عملی کردن تعهداتش در قبال توقف رآکتور هستهای نظامی پیونگپانگ با مشکل روبهرو کرده است و این در حالی است که آقای بوش توافق هستهای با کرهشمالی را به عنوان موفقیت در سیاست خارجی آمریکا وانمود میکند.
به نظر میرسد این سیاست کرهشمالی که در مقابل هر گام آمریکا در اجرای تعهداتش پاسخ مثبت بدهد آمریکا را غافگیر کرده است. شاید به همین دلیل است که آمریکا از ادعای قبلی خود مبنی بر بلوکه کردن داراییهای کرهشمالی به خاطر دخالت این کشور در انتشار دلارهای تقلبی، مجبور به عقبنشینی شد و 25 میلیون دلار کرهشمالی را آزاد کرد. در همین میان کرهشمالی نسل جدید و پیشرفتهتری از موشکهای دوربرد خود را در آبهای ژاپن آزمایش کرد و نشان داد که حاضر به دادن امتیاز یکجانبه به آمریکا و متحدانش نیست. به هر حال با آزاد شدن داراییهای کرهشمالی این کشور به بازرسان آژانس بینالمللی انرژی هستهای اجازه داد تا از سیاست اتمی این کشور بازدید کنند. ضمن آنکه کرهشمالی با این اقدام خود تصریح کرد اگر آمریکا، ژاپن و کره جنوبی به تعهدات خود مبنی بر رساندن سوخت و آذوقه به پیونگپانگ عمل کنند، توقف فعالیتها در دیگر بخشهای نظامی کرهشمالی در دستور کار قرار خواهد گرفت.