مجتبی بدیعی
دوم خرداد 76 سرآغاز یک مرزبندی جدید ولی کاذب در جناحبندیهای سیاسی کشور شد. اگر تا قبل از دو خرداد 76 عملا جناحبندیهای سیاسی کشور به ویژه در سطح مجلس شورای اسلامی در دو جناح چپ و راست خلاصه میشد. لیکن پس از مشخص شدن نتایج رایگیری انتخابات ریاست جمهوری وضعیت فراکسیونها و جناحبندیهای حاکم در مجلس به صورت دیگری درآمد. جناح چپ مجلس که خود را پیروز انتخابات دوم خرداد 76 میدید. نیازی به تغییر موضع نداشت. بخشی از این جناح مدعی بود که در دوران عزلت ضمن انتقاد از خود و شناسایی نقاط ضعف و تجدید سازماندهی توانسته است با وفاداری به ارزشهای اصیل برخاسته از مکتب و انقلاب بار دیگر خود را در عرصه سیاسی کشور به عنوان یک نیروی توانمند و بالنده مطرح سازد و رییسجمهوری را به مردم ایران معرفی کند که از اقبال بیش از 20 میلیون نفر و حدود 70 درصد آراء مردمی برخوردار باشد.
اما در جناح مقابل یعنی جناح راست وضعیت به گونهای دیگر درآمد. شوک وارده ناشی از رای قاطع مردم به سیدمحمد خاتمی برای مدتی کوتاه آنان را در بهت و حیرت و سکوت فرد برد. تبریک معنیدار و در عین حال ممدوح آقای ناطق نوری به آقای خاتمی آن هم قبل از قطعی شدن نتایج انتخابات سنت حسنهای است که انشاءالله در دورههای بعد و در همه انتخابات سرمشق داوطلبان قرار گیرد.
با گذشت مدتی از انتخابات ریاست جمهوری و فرو نشستن تب انتخابات و خارج شدن جناح راست از حالت کما و شروع شدن مباحث نقادانه از خود در درون این جناح و ریشهیابی دلایل شکست، زمینههای شکلگیری یک به اصطلاح جناح جدید از دل جناح راست فراهم شد. این جناح با نقد تندرویهای موجود در جناح راست، یک اعتدال و عقلانیت نسبی را در پیش گرفت و یک رویکرد مثبت به دولت آقای خاتمی با حفظ مواضع انتقادی خود به ایشان و دولت ایشان پیشه ساخت.
این نمایندگان عنوان نویسندگان مستقل را برای خود در نظر گرفتند. اما مشخص نکردند که چرا و چگونه به وجود آمدند. آنان شجاعت نقد علمی گذشته خویش را نداشتند. از یک سو توان اعتراض به همراهان خود را نداشتند و از سوی دیگر روی آن که مدعی دومخردادی بودن باشند، نداشتند و لذا عنوان مستقل را برای خود برگزید. در حاکمیت قرار گرفتن جناح چپ و به طور طبیعی در موضع اجرا نقاط ضعف از خود بروز دادن، زمینه را برای نقادی این گروه از دولت فراهم ساخت.
آشکار شدن فاجعه قتلهای زنجیرهای در وزارت اطلاعات زمینه را برای انتقاد این گروه از بعضی عملکردهای جناح متبوع را فراهم کرد. متعاقب این رخداد، فاجعه کوی دانشگاه تهران و حمله وحشیانه به کوی و دانشجویان مظلوم شهرستانی و خارجی و دریدن حریم مقدس دانشگاه و محکومیت سراسری و همهجانبه این اتفاق زشت از سوی کلیه مسئولان امر، زمینه را برای جدا کردن صف این گروه از جناح راست بیشتر فراهم ساخت.
استیضاح عطاءالله مهاجرانی در مجلس بهانه خوبی بود که این جناح مدعی شود نقش تعیینکننده خود را به نفع جناح دوم خرداد بازی کرد و با رای مخالف دادن به استیضاح مهاجرانی عملا دولت خاتمی را یاری کرده است و مانع از آن شده است که پس از عبدالله نوری، مهاجرانی نیز به سرنوشت او دچار شود.
به هر حال انشعاب در گروهبندیهای سیاسی و نظام حزبی و حرکتهای جناحی یک امر سابقهدار و توجیهپذیر است. به ویژه اگر این انشعاب دارای جهتگیری مثبت نسبت به مردم، انقلاب و نیروهای وابسته به آن باشد. اما تا هنگامی که این نمایندگان موضع انقلابی خود را نسبت به جناحهای موجود در مقام تبیین مواضع آن هم به صورت واضح و شفاف بیان نکنند، اعلام مستقل بودن آنها بیش از آن که یک واقعیت سیاسی باشد. ناشی از فرصتشناسی سیاسی به دلیل نزدیک شدن به زمان انتخابات مجلس ششم تلقی میشود. امروزه در کمتر شهری میتوان نمایندهای را سراغ گرفت که اعلام کند من نماینده «جناح راست» هستم و به «راست» بودن خود، ببالد. موج انکار داوطلبان منسوب به جناح راست در روزنامههای کشور که مدعی هستند متعلق به جناح راست نیستند. بلکه نمایندگانی مستقل هستند، دلیل بر این مدعاست.
وظیفه نیروهای انقلابی و وفادار به آرمانهای 22 بهمن 57 و دوم خرداد 76 آن است که بدون آن که زمینه واقعی تحول در این نیروها را ندیده بگیرند، جلوی هر گونه سوءاستفاده و فرصتجویی را از این گونه داوطلبان بگیرند. واقعیت این است که ادعاهای مستقل بودن تنها از آن دسته داوطلبان پذیرفتنی است که قبل از دوم خرداد 76 نیز به گونهای مواضع خود را از دو جناح حاکم مشخص کرده باشند. به عنوان مثال بدون آن که در مقام تایید و یا تکذیب و یا نقد مواضع نیروهای موسوم به ملی ـ مذهبی برآییم. میتوان این ادعا را از آنان پذیرفت، اما از کسانی که تا قبل از دوم خرداد 76 دقیقا همراستا با نیروهای راست عمل کردهاند و متحد طبیعی آنها محسوب شدهاند به هیچ عنوان پذیرفتن نیست. مگر آن که در نهایت شفافیت مواضع خود را نسبت به مسایل حساس مملکتی اعم از داخلی و خارجی و در ابعاد سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و اعتقادی مشخص و مرزبندی خود را با هر یک از جناحهای موجود مشخص و اعلام کنند که پس از پیروزی به این مواضع پایبند خواهد بود.