* رقابتهای انتخابات دوره هشتم مجلس در حالی آغاز شده است که دو سال از آغاز حاکمیت یکدست اصولگرایان میگذرد. گروههای اصلاحطلب با چه تحلیلی از شرایط کشور میخواهند در این رقابتها حاضر شوند؟
** همانگونه که پیشبینی میشد جریان حاکم فاقد یک طرح و برنامه عملی برای اداره کشور بود. به همین دلیل بعد از رسیدن به قدرت موفق به اجرای وعدههای خود نشد و تقریباً در تمام حوزهها ما هیچ چشمانداز روشن یا یک طرح فراگیر نداریم. از طرفی دیگر مجموعه اقدامات جریان حاکم در حوزههای مختلف از مجموعهیی از اقدامات تاکتیکی بدون اینکه ذیل یک استراتژی واحدی باشند تجاوز نمیکند یعنی توسل به یکسری از اقدامات مقطعی تاکتیکی که فاقد هرگونه ویژگی استراتژیک است، را در عرصههای اقتصادی، سیاسی و سیاست خارجی میبینید. در تمام حوزهها از مدیریت اجرایی کشور گرفته تا حوزههای دیگر و همین فقدان رویکرد کلان موجب شده است که نه تنها مشکلات کشور کماکان به قوت خود باقی بماند بلکه اقدامات تاکتیکی موجب تشدید مشکلات شده است به گونهیی که در هیچ یک از حوزهها نمیتوان با اطمینان گفت وضعیت کشور از دو سال پیش بهتر شده است. در سیاست خارجی روندی که آمریکا برای ما طراحی کرده بود به بهترین وجه طی شد و در واقع اجماع جهانی کشورهای تصمیمگیرنده و قدرتمند و تاثیرگذار جهانی فراهم شده است. روابط ما با کشورهای مختلف نسبت به گذشته تنزل پیدا کرده است. در حوزه اقتصادی هم شاخصها به طور کلی نشان میدهد هیچ دگرگونی مثبتی اتفاق نیفتاده است و اگر افزایش چشمگیر قیمت نفت نبود، وضعیت اقتصادی کشور بحرانی تلقی میشد. در دیگر عرصهها هم وضعیت به همین منوال است. نظرسنجیها نشان میدهد افکار عمومی به شدت نسبت به توان دولت و حاکمان جدید و قابلیت آنها در حل مشکلات دچار تردید شده است و در برخی حوزهها فراتر از تردید به این اطمینان رسیده که این مجموعه قادر به حل مشکلات نیست.
* در کدام حوزهها؟
** در عرصه سیاست خارجی نظرسنجیها نشان میدهد جامعه چشمانداز روشنی برای حل بحران نمیبیند و بر این باور است که این مجموعه توان حل این بحران را ندارد. درباره مشکلات اقتصادی هم همین دیدگاه وجود دارد.
* این مسائلی که شما بیان کردید در آرایش نیروهای جریان اصولگرا چه تاثیری گذاشته است؟
** با روی کار آمدن جریان حاکم، افتراق و شکافی که میان جریان مخالف اصلاحات بود نه تنها ترمیم نشد بلکه عمیقتر شده است. به طوری که جریانهای محافظهکار به تدریج در حال فاصله گرفتن از جریان افراطی هستند. تضادهای جریان مخالف اصلاحات در حال عمیقتر شدن است که بعضاً نمونهها و اشکالی از این تضاد و اختلافنظر را میتوانیم مشاهده کنیم و موج انتقاداتی که متحدان سابق حکومت متوجه حاکمان جدید میکنند روز به روز در حال افزایش است.
* مصداق بارزی هم میتوانید بیان کنید؟
** مواضعی که بعضاً مجلس مقابل حاکمان جدید اتخاذ میکند را میتوان مصداق خوبی برای عمیق شدن این انشقاق دانست.
* فکر نمیکنید این موضعگیریها موقتی است و وقتی اصلاحطلبان در یک ائتلاف یکپارچه قرار بگیرند آنها هم از این نوع موضعگیریها دست بردارند و برای تداوم حاکمیتشان هم شده موقتاً تن به ائتلاف بدهند؟
** یک واقعیت وجود دارد و آن رویکرد تمایمتخواهی است که در جریان حاکم وجود دارد. این رویکرد زمینه هرگونه همگرایی و تقریب در جریان مخالف اصلاحات را عملاً از بین برده است. از طرف دیگر مجموعه عملکردی که جریان حاکم از خودش به نمایش گذاشته به گونهیی است که جریان محافظهکار و معتدل به هیچوجه حاضر نیست مسوولیت این نتایج را در برابر افکار عمومی بپذیرد و خودش را شریک اقدامات این گروه بداند. بنابراین به تدریج میخواهد تبری بجوید و مسوولیت این اقدام را نپذیرد.
* یعنی بعد از این دو سال این شکاف عمیقتر میشود؟
** جریان محافظهکار پیش از این به عنان یک متحد با جریان افراطی عمل میکرد و در این دو سال تحت تاثیر تضادهایی که با جریان اصلاحطلب دارد کوشید تضادهای خود را با جریان حاکم مخفی کند و این تضادها را خیلی علنی نکند. اما در حال حاضر خودش را در وضعیتی میبیند که اگر نتواند در افکار عمومی مرزبندیهای خودش را با جریان حاکم کاملاً روشن و تبیین کند از نظر افکار عمومی مسوول و شریک در عواقب و وضعیت موجود عملکرد حاکمان شناخته میشود و به هیچوجه حاضر نیست این روند را ادامه بدهد چون برای جریان محافظهکار هزینه خیلی سنگینی خواهد داشت. در انتخابات شوراهای سوم دیدیم که جریان محافظهکار معتدل نتوانست با جریان افراطی کاملاً به ائتلاف برسد و دو لیست جداگانه برای انتخابات دادند.
* از انتخابات ریاست جمهوری به بعد، آقای قالیباف هم وارد فعالیت شده است. خبرها حکایت از این دارد که برای انتخابات مجلس هم قصد دارند به طور فعال وارد شوند. در تحلیل شما جریان آقای قالیباف چه جایگاهی دارد؟
** در انتخابات مجلس چون انتخابات سراسری است من فکر نمیکنم که اگر طرفداران آقای قالیباف به عنوان یک جریان مستقل وارد شوند بتوانند سهم قابل اعتنایی به خودشان اختصاص دهند.
* چرا؟
** به خاطر اینکه طرفداران ایشان به صورت یک جریان سیاسی درنیامدهاند. ممکن است در کشور از برخی امکانات استفاده کنند و در برخی حوزههای انتخابیه چهرههای طرفدار آقای قالیباف بتوانند رای بیاورند اما این یک ترکیب قابل اعتنایی را در مجلس تشکیل نخواهد داد. آقای قالیباف باید تکلیفش را روشن کند. اگر میخواهد یک جریان سیاسی باشد باید در هیبت و قد و قواره یک جریان سیاسی وارد رقابت شود و در واقع مرزهای هویتی خودش را مشخص کند. بالاخره اگر چیزی متمایز از جریانهای فکری و سیاسی دیگر است باید این نقاط تمایز و مرزهای هویتی را مشخص کند. مثلاً با راست محافظهکار چه مرزهای هویتی دارد. با جریان حاکم که اصولگرا است چه مرزبندیهایی دارد یا با اصلاحطلبان چه مرزبندی هویتی دارد و به نظر من تا به صورت یک جریان درنیاید خیلی نمیتواند با دیگر جریانات به رقابت بپردازد.
* و چه چیزی مانع میشود که جریان مخالف اصلاحات به ائتلاف نرسد؟
** خصلت و ویژگی تمامیتخواهی و انحصارطلبی در جریان محافظهکار وجود دارد. اما این خصوصیت در جریان افراطی حاکم خیلی پررنگ است و عامل اصلی افتراق و عدم شکلگیری اتحاد و ائتلاف در جریان مخالف اصلاحات اقدامات همین جریان است و من فکر میکنم مشکل را باید در عدم بلوغ سیاسی جریان افراطی دید. جریان افراطی اصولگرای حاکم هنوز به آن حد از بلوغ و درک سیاسی نرسیده که بتواند یک عمل سیاسی یا رفتار سیاسی قاعدهمند و منضبطی را از خود نشان بدهد و همین عدم درک یا عدم توسعه یافتگی یا نابالغی سیاسی موجب بروز شکاف میشود. همین روندی که در انتخابات شوراها اتفاق افتاد یک مثال بسیار برجسته است. این مساله اینگونه نیست که شب تصمیم بگیرند که در آن انتخابات ائتلاف نکردیم، حالا ائتلاف کنیم. خیر اینگونه نیست، چون این یک بینش است، یک تفکر است، تفکری که باعث شده این جریان در قد و قواره یک جریان کاملاً افراطی ظاهر شود و اگر قرار باشد به چنین بلوغ سیاسی برسد، آن وقت باید از گرایش افراطیاش دست بردارد و این یعنی یک تغییر هویت و نوعی استحاله از درون. به همین دلیل در آیندهیی کوتاهمدت نمیتوانیم اصلاحی را در این جریان ببینیم. چون این بخش استعداد و قابلیت لازم را برای رسیدن به چنین مرحلهیی ندارد. در کنار این مساله قدرتطلبی این جریان را دست کم نگیرید و همین تمامیتخواهی مانع از این میشود که بتواند در قد و قواره یک جریان حزبی یا سیاسی توسعه یافته و پیشرفته ظاهر شود.
* با این تحلیلهایی که از شرایط کشور و جریان مخالف اصلاحات کردید، تحلیل شما از وضعیت نیروهای اصلاحطلب چیست؟
** من پیش از این هم گفتهام، همان موقع هم پیشبینیام این بود که اصلاحطلبان به صورتی منسجمتر از آنچه در دورههای قبل، حتی مجلس ششم، ظاهر شدند در این انتخابات حاضر شوند.
* استراتژی اصلاحطلبان چیست؟
** همین است. یعنی به صورت منسجم و متحد در انتخابات حاضر شوند. این استراتژی در انتخابات شورای شهر جواب داده است. این هم متاثر از وضعیت موجود است که اتحاد و ائتلاف را برای اصلاحطلبان دیکته میکند و آنها را ناگزیر میکند که اختلافاتشان را کنار بگذارند و یک مساله محوری را که مقابله با جریانهای افراطی است در دستور کار قرار دادهاند. در انتخابات شوراها ائتلافشان با لیست یکپارچه در انتخابات حاضر شدند. توجه دارید که اصلاحطلبان هیچوقت لیست یکپارچه نداشتهاند. در مجلس ششم بیست و چند نفر در لیست مشترک بودند و هر حزب یا چند حزب با اتفاق همدیگر کاندیدای اختصاصی داشتند.
در شهرستانها هم باز به این ترتیب بود. ما یک ائتلاف یکپارچه و سراسری داشتیم و در برخی جاها کاندیدای اختصاصی بود. اما در انتخابات شوراها اصلاحطلبان لیست واحد داشتند و این اتفاق در انتخابات مجلس هشتم هم تکرار خواهد شد. به ویژه که انتخابات مجلس بسیار حساستر از انتخابات شوراها است و موانع بر سر راه اصلاحطلبان بسیار بیشتر از موانع موجود در انتخابات شوراها است و به نظر من شرایط ناعادلانه در انتخابات مجلس خیلی بیشتر از شوراها است. تجربه نشان داده است که شورای نگهبان برخلاف هیات نظارت مجلس که در برابر ردصلاحیتها باید پاسخگوی افکار عمومی باشد دست به ردصلاحیت میزند و همین شرایط سختتری را فراروی اصلاحطلبان قرار میدهد. بنابراین و با توجه به این شرایط سخت، ضریب انسجام و ائتلاف اصلاحطلبان در انتخابات مجلس بیش از شوراها است.
* آقای آرمین، خود شما به یکی از موانع و مشکلات اصلاحطلبان اشاره کردید. با توجه به اینکه زمانی که شما هم در مجلس بودید و هم در دولت، این ردصلاحیتها اتفاق افتاده است. الان که بیرون از قدرت هستید و حتی از امکانات رسانهیی هم محروم هستید چگونه میخواهید از «موانع سخت» عبور کنید؟
** تجربه انتخابات گذشته نشان میدهد که شرایط سیاسی و افکار عمومی جامعه در موازنه قوا تاثیر تعیین کنندهیی بر نحوه عملکرد شورای نگهبان دارد.
* یعنی آنچه در مجلس هفتم اتفاق افتاد در این دوره اتفاق نخواهد افتاد؟
** ما در انتخابات مجلس هشتم با شرایط کاملاً متفاوتی از انتخابات مجلس هفتم مواجه هستیم. یعنی در یک دوره 4 ساله جریان حاکم امتحان عملی خودش را پس داده است. در آستانه انتخابات مجلس هفتم جریانی که در واقع با شورای نگهبان همفکر است و این شورا از آن حمایت میکند، تجربهیی پس نداده بود و مردم از روش و منش آنها تجربه روشنی نداشتند. از طرف دیگر اصلاحطلبان به دلایلی (که اینجا مجال بحث درباره آنها نیست) نتواسنته بودند بخشی از وعدههاییکه به مردم داده بودند را عملی کنند. فشار تبلیغاتی علیه اصلاحطلبان مزید بر علت شده بود. در این شرایط ردصلاحیت اصلاحطلبان کار مشکلی نبود، خصوصاً با وعدههایی که به جامعه میدادند. اما الان شرایط دگرگون شده است.
* فکر نمیکنید کمی خوشبین هستید؟
** هرگز! من نمیخواهم خیلی خوشبینانه به این موضوع نگاه کنم اما همانطور که گفتم جامعه از عملکرد حاکمیت موجود به هیچوجه راضی نیست و قطعاً واکنش مثبتی نسبت به حرکتهای انحصارطلبانه مجموعه حاکم نشان نخواهد داد چون اگر 4 سال پیش مردم نسبت به ردصلاحیت واکنش نشان ندادند به خاطر این بود که امید داشتند جریانی سرکار خواهد آمد که وعدههای معیشتی داده است. اما الان بعد از 4 سال معلوم شده نه تنها کاری نکرده بلکه بر حجم مشکلات افزوده است.
* آیا صرف همین شرایط در نحوره ردصلاحیتها تاثیرگذار است؟
** البته وضع سیاست داخلی در مقطع انتخابات تعیین کننده است علاوه بر این، اینکه ما از نظر سیاست خارجی در چه شرایطی قرار داشته باشیم نیز در نحوه تعامل شورای نگهبان موثر است. ولی به طور کلی میخواهم این را بگویم که اگر کسانی میخواهند مانند مجلس هفتم با انتخابات مجلس هشتم برخورد کنند، قطعاً با شرایط دشوارتری نسبت به مجلس هفتم مواجه خواهند بود.
* با وجود دشواری شرایط این رفتار امکانپذیر است یا خیر؟
** بله، نمیتوانیم بگوییم که صددرصد یک انتخابات سالم توام با رقابت خواهیم داشت.
* اگر جناح حاکم حاضر باشد که هزینه ردصلاحیتها را تمام و کمال بپردازد شرایط چگونه خواهد بود؟
** فعلاً در شرایطی نیستیم که بتوانیم در اینباره بحث دقیقی با هم بکنیم. اما دو نکته را در پاسخ به پرسش شما میتوانم عرض کنم؛ اول اینکه امسال سال اتحاد ملی اعلام شده است. با توجه به حجم تبلیغات و تاکیداتی که روی مساله اتحادملی میشود علیالقاعده اقداماتی مانند ردصلاحیت نیروهای سیاسی و برگزاری یک انتخابات یکطرفه و یکسویه و ناعادلانه هیچ تناسب و سنخیتی با شعار «اتحادملی» ندارد لذا جریان حاکم را در شرایط مطلوبی قرار نمیدهد. نکته دیگر این است که اگر شرایط حداقلی برای رقابت وجود نداشته باشد بخشهای زیادی از اصلاحطلبان شرکت در انتخابات را به صورت جدی مورد بررسی قرار خواهند داد.
* آیا با استفاده از همین شعار اتحادملی نمیخواهید به اقدامات پیشگیرانه برای جلوگیری از ردصلاحیتها روی بیاورید؟
** چه اقداماتی میتوانید مثلا بزنید.
* درخواست استعفای برخی افراد.
** چنین درخواستهایی نه درست است و نه تاثیرگذار، به خاطر اینکه مشکل، این افراد نیستند چون افراد به تنهایی قادر نیستند دست به چنین اقداماتی بزنند.
* به عنوان یک نماد میتواند تاثیرگذار باشد؟
** نماد و سمبل مشکلی را حل نمیکند چون همین افراد بودهاند و انتخابات مجلس ششم برگزار شد. همین افراد بودند و انتخابات دوم خرداد برگزار شد. از نظر موضع شخصی به شدت مخالف بود. مثلاً در مجلس ششم تلاش کردند انتخابات تهران را باطل کنند. 700 هزار رای هم باطل کردند اما مجلس ششم شکل گرفت. بنابراین اساساًً مشکل یک فرد یا افراد نیست که حالا ما بخواهیم عوض شوند. اگر ارادهیی باشد که انتخابات با شرایط حداقلی برگزار شود این افراد ناگزیر به تمکیل هستند اما اگر غیر از این باشد، جای این افراد هر کسی بیاید، انتخابات را همانطور که دلشان میخواهد برگزار میکنند.
* پیشبینی کارشناسان این است که مجلس هشتم ترکیبی از نیروهای جناحها خواهد بود و هیچ جریانی اکثریت را نخواهد یافت. تحلیل خود شما چیست؟
** من فکر میکنم اگر انتخابات با حداقل شرایط رقابتی برگزار شود و اجازه داده شود یک رقابت سالم شکل گیرد و اصلاحطلبان هم بتوانند شرکت کنند قطعاً اصلاحطلبان اکثریت را در مجلس به خود اختصاص خواهند داد در عین حال مجلس متکثر خواهد بود. یعنی پیشبینی من این نیست که اکثریت قاطع تعیین کننده با اصلاحطلبان خواهد بود بلکه ترکیب مجلس ترکیب متکثری است با اکثریت اصلاحطلبان.
* آقای آرمین، اصلاحطلبان از امکانات رسانهیی محروم هستند. در حالی که جناح مقابل از هر امکان رسانهیی و سیاسی برخوردار است. با این شرایط چگونه میخواهید در این انتخابات شرکت کنید؟
** ما همیشه گفتهایم شرایط به گونهیی است که امکان برگزاری یک انتخابات کاملاً عادلانه وجود ندارد. چون اصلاحطلبان فاقد هرگونه تریبون رسمی هستند، از هرگونه امکان تبلیغاتی محرومند، روزنامه ندارند و سایتهای اینترنتیشان فیلتر میشود بنابراین انتخابات عادلانه نخواهد بود.
* برای تغییر این شرایط تلاش نمیکنید؟
** طبعاً ما تلاش کردهایم و تلاش خواهیم کرد. اما فکر میکنیم واقعیت موجود در عرصه قدرت نشان میدهد آینده نزدیک اجازه چنین تعادلی را در سطح نیروهای سیاسی نخواهد داد.
* وضع جریان حاکم را در ترکیب مجلس هشتم چگونه پیشبینی میکنید؟
** بعد از اصلاحطلبان، محافظهکاران معتدل سهم بیشتری دارند و مطمئنم جریان حاکم مانند انتخابات شوراها شکست سختی متحمل خواهد شد.
* خبرهایی در سطح رسانهها منتشر شده است که اصلاحطلبان قصد دارند از چهرههای شاخص دولت خاتمی استفاده کنند. آیا این خبر درست است؟
** اینها گمانهزنی رسانههاست. تا جایی که من اطلاع دارم هنوز اصلاحطلبان برای انتخابات مجلس در مراحل مقدماتی قرار دارند.
* آیا احزابی مانند سازمان مجاهدین کاندیدای اختصاصی خواهند داشت؟
** طبیعی است که گروههای سیاسی نقطهنظرهایی داشته باشند. در انتخابات شوراها هم این گونه بود. برخی پیشنهاداتی داشتند اما سازمان در آن انتخابات پیشنهادی نداشت. ولی در انتخابات مجلس هشتم ممکن است گروهها پیشنهاداتی داشته باشند. نکته مهم این است که با توجه به شرایط موجود و دغدغههایی که اصلاحطلبان دارند و تهدیدات و خطراتی که احساس میکنند قطعاً بر مساله ائتلاف و وحدت بیش از نقطهنظرهای خاص خودشان تاکید میکنند؛ کاری که در انتخابات شوراها هم انجام شد.
* خود شما یا آقای نبوی کاندیدا میشوید؟
** ائتلاف مهمتر است.