* عملکرد سیاست خارجی کشور در قبال تحولات اخیر در منطقه و بخصوص در 6 سال گذشته را چگونه ارزیابی میکنید؟
** برای ارزیابی عملکرد وزارت خارجه در 6 سال گذشته، لازم است نگاهی به سیر تغییرات در جهان داشته باشیم تا بدانیم با توجه به این تغییرات چه عملکردی از خود نشان داده ایم و به نقاط ضعف و قوت خود پی ببریم; در گذشته تحولات جهانی بسیار آهسته پیش می رفت اما در حال حاضر این تحولات با سرعت فوق العاده ای حرکت می کند. در کنار همه این موارد رسانه ها، مطبوعات و شبکه های اجتماعی در تحولات جهانی تاثیرگذاری بالایی دارند و به حرکت ها سرعت می بخشند.
پیش از این گفته می شد، تقریبا 90 درصد اطلاعات دنیا کشف و 10 درصد باقی مانده، همواره محرمانه خواهند ماند، اما اکنون این نسبت تغییر کرده و شاید 98 درصد اطلاعات در جهان کشف علنی شود، اما به زودی شاهد خواهیم بود اطلاعات بسیار کمی به صورت محرمانه در جهان باقی خواهد ماند.
در این باره دولت آمریکا گزارش راهبردی- دفاعی کشورش را در قرن 21 منتشر کرده است; در آن گزارش گفته شده حزب دموکرات و دولت اوباما 6 ماه برای آماده شدن این گزارش تلاش کرده اند. در بخشی از این گزارش آمده است جهان در حال تغییر است و آمریکا نمی تواند رهبری (سلطه وزورگویی) خود را در جهان با این روش فعلی ادامه دهد. همچنین در این گزارش آمریکا دو کشور چین را به لحاظ اقتصادی و ایران را به لحاظ سیاسی و امنیتی برای خود به عنوان تهدید قلمداد کرده است.
بنابراین وضعیت فعلی با گذشته کاملا متفاوت است حتی تهدید ها نیز متفاوت شده و فرصت های متفاوتی هم در دنیا به وجود آمده است; شتاب تحولات به شدت زیاد است به گونه ای که در سی و اندی سال گذشته می توان تاریخ را فشرد. در سی سال گذشته تحولاتی به وجود آمد که شاید قرن ها زمان لازم بود تا ما شاهد این اتفاقات باشیم اما به دلیل سرعت تغییرات شاهد وقوع تحولاتی از جمله فروپاشی شوروی، برچیده شدن دیوار برلین، پیروزی انقلاب اسلامی و...بوده ایم.
همچنین تحولات اخیر منطقه در یک سال گذشته نشان داد که در آینده ای نزدیک قطعا تحولات سریع تری را نیز پیش رو خواهیم داشت و تحولات اخیر بسیاری از مناطق جهان را در برخواهد گرفت; شاید در وهله اول کشورهای عربی آغازگر این تحولات بوده اند و درگیر این موج شدند اما این تحولات حتی کشورهایی مانند چین و روسیه را هم متاثر خواهد کرد و تحولات جدی تری را در آن مناطق شاهد خواهیم بود.
* با توجه به صحبتهای شما و شتاب تحولات، وزارت خارجه و دستگاه دیپلماسی کشور در قبال این تحولات به چه میزان بر روی مدار عقلانیت، برنامه محوری و هدفگذاری پیش رفته است؟ به طور مثال تنها بر الگوپذیری این کشورها از انقلاب اسلامی و بیداری اسلامی تاکید داشتهایم اما راهبردی شفاف در این باره بیان نشده است.
** باید موضوعات را از هم تفکیک کرد، زیرا هرکدام از این موارد به دلیل تفاوت ها باید به طور جداگانه مورد بررسی قرار بگیرند; تحولات جدی در کشورهای عربی و آفریقایی به وجود آمد که اسامی مختلفی از جمله بیداری عربی، بیداری انسانی و بیداری اسلامی بر آن گذاشته شد.
اما در نهایت در کشورهایی مانند تونس، مصر و لیبی، شاهد پیروزی و روی کار آمدن اسلام گراها بودیم یا می توان اینگونه گفت که مردم در این کشور ها به دنبال اسلام رفتند. شاید نظامی مانند جمهوری اسلامی در این کشورها حاکم نشد اما این موضوع مهمی نیست بلکه نتیجه که پیروزی اسلام گرایان است، مهم ارزیابی می شود.
بنابراین بهترین نامی که می توان بر این تحولات گذاشت و یا نتیجه ای که در این کشورها حاصل شد; همین بیداری اسلامی است.
* آیا ما برابر تحولات منطقه تنها به یک سری اقدامات شعاری بسنده نکردهایم؟
** متمسک شدن به اقدامات شعاری یکی از مشکلاتی است که با آن روبه رو هستیم، البته پرداختن به اقدامات شعاری در عرصه سیاست خارجی لازم اما شرط کافی نیست. بسیاری از اقدامات آمریکایی ها پیش از آنکه به عرصه اجرایی شدن برسد تنها اقدامی شعاری محسوب می شود، شاید بتوان براساس شعار به پیش رفت ولی نمی توان برنامه ریزی در عرصه سیاست خارجی را بر اساس شعار انجام داد; پرداختن به اقدامات شعاری و برنامه ریزی برای اقدامات عملیاتی روی پنهان در عرصه دیپلماسی است.
مشکلی که ما در دستگاه دیپلماسی با آن در این مقطع روبه رو شدیم عدم برنامه ریزی دقیق برای تاثیرگذاری در این تحولات بود، زیرا باور نداشتیم که این تحولات با این شتاب بسیاری از کشورها را در بربگیرد و همین مساله مشکلاتی را ایجاد کرد.
همچنین در ایران دو تفکر در مقابل تحولات اخیر منطقه وجود داشت; عده ای آمریکا را عامل ایجاد این تحولات در خاورمیانه می دانستند و در مقابل این تفکر عده ای معتقد بودند این تحولات خودجوش و بر اساس خواست و اراده مردم به وجود آمده است، اما آمریکایی ها سعی دارند که تحولات را به نفع خود مصادره کنند.
اگر فکر کنیم که آمریکایی ها این تحولات را به وجود آورده اند اشتباه است; آمریکا واقعا قدرت مطلق در قاهره نیست که بتواند بانی تحول با این شتاب باشد و اگر چنین قدرتی داشت جلوی بسیاری از اتفاقات را می گرفت، زیرا نتایج به دست آمده هیچگاه منافع آمریکا را تامین نمی کند و نخواهد کرد.
* چرا؟
** برابر تحولات کشورهای عربی در منطقه و شمال آفریقا ما شاهد وقوع چند اتفاق بوده ایم، فاصله دولت هایی که در این کشورها روی کار آمده اند با رژیم صهیونیستی از فاصله دولت های قبلی بیشتر است، همچنین حرف شنوی این دولت ها از آمریکا نسبت به دولت های قبلی کمتر است و پایبندی و علاقه به اسلام در این دولت ها از دولت های قبلی بیشتر است; این سه مساله نشان می دهد که هیچکدام از این موارد خواست و اراده آمریکا نبوده بنابراین آمریکا نمی تواند و نتوانسته این تحولات را مدیریت کند اما تلاش و قصد دارد تا از این تحولات به عنوان غنیمت جنگی استفاده کند و در همین جهت شاهد سفر های متعدد از سوی آمریکایی ها به کشورهای مصر، تونس، لیبی و یمن هستیم.
* پس مشکل در سیاست خارجی ایران برای عدم تاثیریگذاری در روند تحولات چیست و آیا میتوان گفت در قبال این تحولات منفعل عمل کردهایم؟
** به دلیل شوک وارده شده ناشی از تحولات منطقه، ما نتوانستیم در قبال تحولات سیاست گذاری دقیقی داشته باشیم تا به یک برداشت واحد برسیم و تاثیرگذار باشیم و همین نقص باعث عقب افتادن کشور از شتاب تحولات شد در حالی که افرادی که در دستگاه سیاست خارجی فعالیت می کنند از توانمندی های بالایی برخوردار هستند و اکثریت شان در همین فضا رشد کرده اند وبه خوبی به مسائل سیاست خارجی آشنا هستند، اما بسیاری از اقدامات آنها منعکس نمی شود و مردم در جریان امور قرار نمی گیرند و به همین دلیل فکر می کنند که دستگاه دیپلماسی عملکرد منفعلانه ای داشته و خوب عمل نکرده است.
در عین حال در شرایطی هستیم که اعتماد به نفس دستگاه سیاست خارجی از آن جدا شده و تا حد بسیار نازلی به دلیل موازی کاری ها کاسته شده است. حاشیه ها و موازی کاری ها باعث از بین رفتن اعتماد به نفس این نهاد شده است، هرچند اکنون این روند به تدریج در حال بازسازی است اما به هر حال این مساله، موضوعی تاثیرگذار است.
پس از کنار گذاشتن حاشیه ها و موازی کاری ها باید گفت دستگاه دیپلماسی کشور هنوز به روش های سنتی عمل می کند; وزارت خارجه نتوانست خود را با سرعت تحولات وفق دهد. اگر چه در کشور کمتر نیروهایی به توانمندی نیروهای وزارت خارجه پیدا می شود اما وجود این مشکلات باعث شده که ما از بسیاری اتفاقات و تاثیرگذاری در این روند غافل شویم اما کارمندان وزارت خارجه همچنان که مطرح می شود ضعیف نبوده اند و در برخی موارد خوب عمل کرده اند.
* برخی تصمیمگیریها نشان میدهد که به سمت حذف کارشناسان از بدنه وزارت خارجه حرکت میکنیم آیا همین هماهنگ نبودن با شتاب تحولات حاکی از این مساله نیست؟ در حالی که با پیش آمدن موج اعتراضات در کشورهای منطقه بسیاری از کشورهای جهان از جمله ترکیه چندین مرکز تحقیقاتی ایجاد کردهاند تا با دقت بیشتری روند تحولات را زیرنظر داشته باشند.
** متاسفانه کنار گذاشتن کارشناسان و افراد با تجربه فقط مختص به وزارت خارجه نیست بلکه در وزارتخانه های دیگر هم همین روند ادامه دارد ; با تغییر دولت ها، گروه های جدید جایگزین گروه های قبلی می شوند و از تجارب گذشته ها استفاده شایسته نمی شود.حذف کارشناسان را نباید منحصر به وزارت خارجه دانست.
نزدیک به سی سال تجربه کار در وزارت خارجه را داشته ام و می توانم بگویم تقریبا تمام کارشناسان و افرادی که در این ارگان از ابتدای انقلاب و با هر گرایشی مشغول به کار هستند به دو محور اسلام و نظام پایبند بودند و این دو محور را در راس امور قرار داده بودند; با تغییر دولت ها نباید کسی را که به دولت الف یا ب وابستگی کم یا زیاد داشته باشد از این نهاد مهم بیرون راند زیرا تنها چیزی که در اذهان باقی می ماند عملکرد این دستگاه خواهد بود.
در رابطه با حذف کارشناسان از بدنه وزارت خارجه و عدم مشورت با اساتید و کارشناسان در این حوزه نظرخاصی ندارم، اما معتقدم دموکراسی یعنی آسیاب به نوبت; هر دولت و هر گروهی چند صباحی هست و بعد از آن گروه دیگری وارد کار می شوند اما باید از تمام تجربیات نیروهای معتقد، با تجربه، متخصص استفاده شود.
* آیا خلاء استفاده از نظر کارشناسان در وزارت خارجه باعث وجود چنددستگی در عرصه تصمیمگیریها نمیشود؟
** تصمیم گیری ها در عرصه بین المللی بر اساس کلیات سیاست خارجی است و از آنجایی که دیگر در وزارت خارجه پستی ندارم اطلاع دقیقی هم از روند تصمیم گیری ها ندارم و نمی توانم در این مورد قضاوت داشته باشم.
* به طور مثال در قبال تحولات کشور سوریه، ما شاهد چنددستگی در تصمیمگیریها هستیم و هرچند همواره از بشار اسد حمایت کردهایم اما در مقابل معترضان سوری دچار دوگانگی شدهایم؟
** تحولات سوریه را باید از چند بعد بررسی کرد; عده ای از مردم سوریه مطالباتی دارند و طبیعی است که دولت سوریه به آن مطالبات باید توجه کافی داشته باشد و بشار اسد باید فضایی را به وجود بیاورد که از افزایش درگیری، خشونت و احتمال پایمال شدن حق بخشی از شهروندانش جلوگیری کند، اما این همه ماجرا نیست زیرا در قبال حوادث کشور سوریه نمی توان تنها به اخباری که صرفا از برخی محافل بیرون خارج می شود، اتکا کرد زیرا اصل واقعیت در این کشور روشن نیست اما مشخص است که معترضان سوری و گروهی که مخلف بشار اسد هستند اکثریت جامعه نیستند، بلکه اقلیتی بزرگ هستند.
* آیا دولت سوریه میتوانست در قبال این اقلیت بزرگ عملکرد بهتری داشته باشد؟
** سطح مداخلات خارجی در اوضاع فعلی سوریه به شدت بالاست و کشورهای خارجی از تمام توان خود بر علیه حکومت بشار اسد استفاده می کنند و برخی از کشورهای عربی که با میکروسکوپ هم دیده نمی شوند و نه هویت تاریخی و نه جایگاه بین المللی دارند با تمام توان خود علیه سوریه عمل می کنند; بجز آمریکا و اروپایی ها، این کشورهایی که علیه دولت بشار اسد موضع گیری می کنند تاکنون نتوانسته اند یک انتخابات ساده در کشورشان برگزار کنند و به خواست مردم توجه ای ندارند و در بیشتر حکومت های کشورهای عربی و حاشیه خلیج فارس پادشاهی و موروثی است و دموکراسی در این کشورها جریان ندارد.
مداخلات خارجی و از سویی موضع گیری کشورهای عربی باعث شده که اوضاع داخلی سوریه به این سمت حرکت کند، در حالی که کشورهای عربی بر این موضوع واقف نیستند که این تغییرات روزی دامن آنها را هم فرا خواهدگرفت و این بحران به سراغ آنها هم خواهد رفت.
همچنین تحولات در سوریه به نوعی پایان ماه عسل آمریکا و روسیه را برای همگان اثبات کرد; موضوعی که نباید با بی توجهی از کنار آن گذشت و آن هم قطعنامه ای بود که آمریکا علیه سوریه به شورای امنیت برد و روس ها آن قطعنامه را وتو کردند; به نظر من آمریکایی ها تعمدا این قطعنامه را به شورای امنیت فرستادند تا روسیه آن را وتو کند.
ما باید در سیاست گذاری هایمان به این مساله توجه کنیم، زیرا با این اتفاق شاهد تحولات بیشتری خواهیم بود، دلیلی هم که روس ها برای وتوی این قطعنامه داشتند به وظیفه شورای امنیت بازمی گشت زیرا شورای امنیت حق تعیین دولت ندارد بلکه باید به موضوعاتی بپردازد که امنیت جهانی را به مخاطره می اندازد، بنابراین با پایان ماه عسل آمریکایی ها و روسی ها در شورای امنیت در آینده شاهد اختلافات بیشتری میان این دو کشور خواهیم بود.
* موضعگیری ایران را در قبال اوضاع اخیر سوریه چطور ارزیابی میکنید؟
** ما باید از سوریه حمایت کنیم، این کشور در عرصه بین المللی یکی از دوستان و شرکای ما محسوب می شود و اخلاق سیاسی ایجاب می کند که منفعت طلب نباشیم و نباید به بی اخلاقی در دنیا دامن بزنیم. حوادث اخیر سوریه دقیقا همانطور نیست که غربی ها نقل می کنند; ما در قبال تحولات سوریه درست موضع گیری کرده ایم اما باید اقدامات دیپلماتیک ایران صرف این مورد می شد که جمهوری اسلامی ایران پلی میان مخالفین و دولت سوریه باشد وگرنه به لحاظ موضع گیری و حمایت از دولت بشار اسد در مقابل خارجی ها اشتباه نکرده ایم و باید بیشتر تلاش کنیم تا مخالفین با دولت سوری بر دور یک میز بنشینند و باهم گفت وگو کنند.
* یعنی باید آن نقشی را بازی کنیم که اکنون ترکیه درصدد ایفای آن است زیرا در ابتدا ترکیه با مخالفان اسد صحبت و تلاش کرد تا اختلافات سوریه با آرامش حل و فصل شود، نظر شما در این باره چیست؟
** ترکیه نمی تواند این نقش را ایفا کند زیرا به شدت علیه دولت سوریه موضع گرفته و بارها بشار اسد را به شدت محکوم کرده است; اما هیچگاه جمهوری اسلامی ایران علیه مخالفین نیز اقداماتی را انجام نداده و در عین حال در موضع گیری ها از بشار اسد نیز حمایت های لازم را داشته است. بنابراین شرایط به گونه ای است که ایران می تواند به عنوان پلی میان معترضان و دولت سوری برای پایان دادن به بحران این کشور باشد و نباید در این راستا از هیچ کوششی دریغ کنیم و اقدامات لازم باید هر چه سریع تر در دستور کار قرار بگیرد.
* اکنون در برههای هستیم که روابطمان با بسیاری از کشورهای عربی چالشبرانگیز شده است، این چالش در شکلهای مختلف مانند قطع روابط تجاری، جنگ لفظی یا ترک سالن اجلاس در تهران از سوی عربستان سعودی در زمان سخنرانی آقای ناطق نوری خود را نشان داده است، به نظر شما دستگاه دیپلماسی در این شرایط چگونه میتواند عمل کند؟
** پس از پیروزی انقلاب اسلامی، شاهد وقوع جنگ های تحمیلی علیه ایران، کویت و عراق و جنگ آمریکا در افغانستان و عراق بوده ایم، نقش ایران در هر کدام از این جنگ ها روشن بود و موضع گیری های بسیار خوبی را در این ارتباط داشته ایم و به اذعان دوست و دشمن جمهوری اسلامی ایران برخورد عاقلانه و حکمیانه ای با این مسائل داشته و هیچگاه نیت تجاوز کارانه ای هم در سر نداشته است با این سابقه، اصولا نباید با کشور های عربی دائما در چالش باشیم، اما بخش زیادی از چالش های کشورمان در روابط با عرب ها به تاثیرپذیری این کشورها از آمریکا باز می گردد.
ایران از ظرفیت ها و پتانسیل های بسیار بالایی برخوردار است و این چالش ها تاثیری در روند پیشرفت کشور نخواهد داشت.
* با شرایط فعلی، اکنون جمهوری اسلامی ایران در عرصه بینالمللی متحد استراتژیک دارد یا خیر؟
** در دنیای امروز دیگر معنای متحد استراتژیک از بین رفته است، هیچ کشوری متحد استراتژیک کشور دیگری نیست، باید لغت استراتژیک را از لغات سیاسی روابط بین الملل حذف کرد زیرا دو کشوری که در جهان متحد استراتژیک باشند، وجود ندارد; حتی اروپایی ها و آمریکا هم متحدان استراتژیک ندارند، اکنون تمامی کشورها به دنبال تامین منافع خود هستند و بنابراین داشتن متحد استراتژیک معنایی ندارد; در اتحادیه اروپا که بسیاری از مرزها برداشته شده، پول واحد ایجاد شده، در بسیاری از مسائل کلان کشورها یکی شده است با وجود این در بسیاری مسائل با هم اختلاف دارند.
* با این وجود، روابط ایران به یک سری از کشورهای آمریکای لاتین و برخی از کشورهای کوچک قاره آفریقا محدود نشده است؟
** خیر اینگونه نیست، رابطه فعلی ما با دو کشور روسیه وچین خوب است و در عین حال رابطه مناسبی داریم، شاید رابطه مان با بعضی از کشورهای عربی ایده آل نباشد اما قابل قبول است و نباید انتظار داشته باشیم که این ها فدای منافع ایران شوند و باید به این نکته توجه کرد که جمهوری اسلامی ایران در میان مردم منطقه از محبوبیت بالایی برخوردار است.
* این تصور وجود دارد که چین و روسیه در برابر ایران تنها به دنبال گرفتن امتیاز هستند و گاهی نیز شاهد موضعگیری این کشورها در قبال کشورمان بودهایم، در مقابل نتوانستیم روابط خوبی با اروپاییها داشته باشیم; چرا؟
** با بعضی از کشورهای اروپایی از جمله یونان، اسپانیا و ایتالیا رابطه فردی خوبی داریم اما این کشورها در مقابل سایر کشورهای اروپایی از خود مقاومت نشان نمی دهند وتسلیم کشورهایی مانند انگلیس و فرانسه می شوند; اما این وضعیت ادامه پیدا نخواهد کرد و واگرایی ها در میان کشورها بسیار بیشتر از هم گرایی ها خواهد بود. این واگرایی ها در میان کشورهای اروپایی و کشورهای عربی به شدت افزایش پیدا خواهد کرد، زیرا دولت ها تنها به دنبال تامین منافع شان گام برخواهند داشت.
* در گذشته توانستیم رابطه خوبی با برخی از کشورهای بزرگ اروپایی داشته باشیم اما برخی نیز اصرار به سیاهنمایی آن دوران دارند، ایران میتواند روزی با فرانسه، آلمان و انگلیس روابط مناسبی داشته باشد؟
** هر دوره ای شرایط خاص خود را دارد اما چرا ما باید از نداشتن این رابطه تاسف بخوریم; زمانی روابط خوبی با برخی از کشورهای بزرگ اروپایی داشته ایم اما اکنون این روابط حاکم نیست و فکر می کنم آنها باید تاسف بخورند که دوستی مثل ایران را از دست داده اند.
* میتوان گفت اکنون در شرایط ایدهالی قرار داریم؟
** اکنون در وضعیت اید ه الی قرار نداریم، اما با تحمل بعضی از سختی ها، مشکلات رفع می شود. در گذشته نیز با شرایط سخت تری مانند جنگ و بی پولی روبه رو بوده ایم و آنطور که تبلیغ می کنند واقعا بد نیست و با وجود این مشکلات به پیشرفت های زیادی در عرصه های مختلف رسیده ایم.
* در حال حاضر موج جدیدی از تهدیدها و تحریمها علیه ایران آغاز شده است، تحریم و تهدید از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی وجود داشته اما همواره این تهدیدها و تحریمها در هر دورهای به شکلی رفع شده است، در برابر این موج فزاینده تهدید و تحریم چه باید کرد؟
** شرایط جهان در حال تغییر است اما با ظرفیت های موجود کشوری مانند ایران با تحریم فلج نمی شود، راه سخت، طولانی و پرپیچ و خم می شود اگر خودباوری، اعتماد به نفس و همبستگی میان مردم باشد و اگر از ظرفیت ها به خوبی استفاده شود بحرانی وجود نخواهد آمد این تهدید ها و تحریم ها نمی توانند جمهوری اسلامی ایران را به زانو در بیاورند.
* آیا این توانایی در کشور برای مقابله با تحریمها وجود دارد؟
** همیشه نیمه پر لیوان را ببینید، به هرحال مسئولان باید تدابیری را اتخاذ کنند تا از ظرفیت های موجود استفاده شود، معمولا این تهدیدها باعث همبستگی گروه های مختلف در کشور می شود و اتحاد را بیشتر خواهد کرد.
* برخی کارشناسان معتقدند برای مقابله با تحریمها باید به سمت تنشزدایی حرکت کنیم یا باید با اقداماتی که علیه کشورمان انجام میشود عکسالعملی برخورد کنیم؟
** جمهوری اسلامی ایران از ابتدای انقلاب به دنبال ایجاد تنش در روابط با سایر کشورها نبود. معتقدم باید در عرصه سیاست خارجی و روابط بین الملل از برخورد های احساسی پرهیز شود. در حال حاضر در کشور در بسیاری از عرصه ها احساسی برخورد می کنیم حتی در مجلس شورای اسلامی نیز بعضا شاهد اینگونه برخوردها هستیم.
عرصه سیاست خارجی مثل بازی شطرنج است، باید منتظر بمانی تا طرف مقابل اقدامی انجام دهد تا با گزینه های مورد نظر، در برابر این اقدام واکنشی نشان دهیم، در عین حال باید از ابتدا به دنبال ایجاد فضای گفتمان سازی و گفت وگو رفت، زیرا خط مشی امام(ره) و رهبری نیز همین است.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی تنها با کشور مصر به دستور امام (ره) قطع رابطه ایجاد شد و آن هم به دلیل کمپ دیوید بود وپس از سی سال مشخص شد این فرمان امام خمینی دستور درستی بود زیرا حسنی مبارک بالا خره سقوط کرد; زمانی که به عنوان سخنگوی وزارت خارجه در زمان کمال خرازی مشغول به فعالیت بودم تا نزدیکی های ایجاد رابطه با کشور مصر رفتیم و درست در روزی که قرار بود قدم های جدی برداشته شود، رهبری چند نکته ای را به وزارت خارجه فرمودند و ما را متوجه این اشتباه کردند البته ایشان دستگاه دیپلماسی کشور را از این کار منع نکردند; اما زمانی که سخنان رهبری را شنیدم ما را متوجه برخی موضوعات کردند که مشخص شد برقراری رابطه با مصر مصلحت نیست و براساس همان نکته ها عمل کردیم.
* کلیات سیاست خارجی جمهوری اسلامی که در قانون اساسی آمده و توسط مسئولان نظام نیز بارها تشریح شده، معلوم است جمهوری اسلامی از برقراری روابط با کشورها به دنبال چه اهدافی است؟
** اصول کلی همان است که در قانون اساسی آمده است. در کنار این اصول رهنمودهای رهبری چه در زمان حضرت امام(ره) و چه در زمان حاضر نیز به عنوان الگو مطمح نظر است. یعنی سه اصل عزت، حکمت و مصلحت، تعیین می کند که سیاست خارجی ما چگونه باشد.
* اولویتهای سیاست خارجی جمهوری اسلامی کداماند؟ همکاران بینالمللی ایران چه کشورهایی هستند و رقیبان آن کدامند؟ آیا چنین دستهبندی در وزارت خارجه وجود دارد؟
** در زمینه های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، افکار عمومی و نظایر اینها اگر برای آنها مرکزی فرض کنیم که تهران باشد، دایره هایی را می توان فرض کرد که دوری و نزدیکی آنها به مرکز این دایره تعیین کننده نزدیکی و دوری کشورها در اولویت بندی سیاست خارجی ماست. مثلا اگر بخواهیم تامین منافع ملی را از جنبه اقتصادی پیگیری کنیم، طبیعی است که کشورهای صنعتی و کشورهایی که اقتصاد آنها مکمل اقتصاد ماست، اهمیت دارند; این اولویت بندی بسته به موضوع تغییر می کند.
مثلا وقتی بحث تامین منافع از منظر سیاسی مطرح است طبیعی است که همسایگان حلقه اول اولویت می شوند، یا وقتی در پی تامین منافع ملی از نظر امنیتی هستیم باز همسایگان در حلقه اول قرار می گیرند.