* چرا همگرایی یا ائتلاف لازم در جریان اصولگرا صورت نگرفت؟
** من فکر میکنم اساساً همگرایی و ائتلاف لازم در جریان اصولگرایی صورت گرفته و با توجه به اینکه ما به لطف خدا کاندیداهای اصلحی داریم که همه در جبهههای مختلف گذاشته شده و مورد تأیید هستند و تعدادشان هم به بیشتر از دو لیست هم میرسد، دو لیست شدن اصولگرایان اشکالی ندارد، ما نگاهمان باید به شکلی باشد که در واقع یعنی ما میتوانیم طیفهای بیشتری را جذب انتخابات بکنیم.
به نظر من حتی یک راهبرد میتواند باشد چرا که ما گروههای اصلاح طلب را با تابلوها و پرچمهای مشخص در انتخابات به شکل گذشته نداریم و آنها به شکل خاموش در انتخابات فعالیت میکنند و البته وجود رقابت سالم در داخل گروههای اصولگرا هم خودش میتواند یک شور و حال خاصی به انتخابات ببخشد.
اگر توجه داشته باشید رهبر معظم انقلاب هم در آخرین صحبتهای خودشان به رقابت سالم اشاره کردند، این رقابت به نظر من میتواند شور و هیجان انتخابات را زیاد کند و همچنین میتواند امکان انتخاب را برای طیفهای بیشتری از جامعه فراهم بکند، این یعنی اینکه ما همه اصولگرا هستیم و مثل دایرههای متحدالمرکز حرکت میکنیم، ما در اصول هیچ اشکال و اختلافی با یکدیگر نداریم و فقط به لحاظ سلیقههای سیاسی تلاش میکنیم که نوگراتر باشیم، جوانگراتر باشیم، نگاه تخصصیتری به کمیسیونهای مجلس شورای اسلامی داشته باشیم (برای افزایش کارایی مجلس) اینها مواردی است که در دید جبهه پایداری لحاظ شده است.
در رقابتهای بین اصلاح طلبها و اصولگراها یک امر در آن مستتر بود و آن امکان انتخاب بیشتر و بهتر و حضور بیشتر مردم بود که این بحث خیلی مهم است. در حال حاضر در طیف اصولگرایان رقابت شاید خانگی هم باشد و در یک خانواده در حال انجام است ولی این امکان تنوع وجود کاندیداها در تخصصهای مختلف و سنین مختلف را به وجودآورد.
این امکان بیشتری را به مردم میدهد که بتوانند انتخاب بهتری را انجام بدهند، مضاف بر اینکه ما در انتخابات گذشته این را تجربه کردیم و مردم واقعاً آگاهانه رأی دادند الان دیگر سالهای اول انقلاب نیست. الان مردم به یک جریانی باید کاملاً مطمئن میشوند و به هر چه که آن جریان اعلام کند رأی میدهند. در حال حاضر شناخت مردم افزایش پیدا کرده و کاندیداها تقریباً شناخته شده هستند.
مردم معمولاً با دقت نگاه میکنند، و رأی میدهند مثلاً در دوران قبل ما نگاه میکردیم که یک شخصی در رده سیام لیست بوده ولی در انتخابات رتبه ۷ و ۶ را به دست میآورده و این نشان میدهد که مردم با دقت رأی میدهند و این نیست که از اول تا آخر لیست به همه رأی بدهند.
همین نگاه را اگر ما به طیفهای گوناگون داشته باشیم باید بگوییم که قطعاً در جبهه پایداری کسانی هستند که ممکن است مردم به آنها بیشتر رغبت بکنند یا در جبهههای اصولگراها هم همینطور فراهم کردن این شرایط مناسب برای مردم حق مردم است. ما به عنوان کارگزار و نماینده باید خودمان را عرضه کنیم و عملکردمان را در مقابل مردم قرار دهیم تا آنها خود قضاوت کنند. مردم ما ظرفیتشان بالاست و من این را با اطلاعات بسیار زیاد عرض میکنم. من انتخابات هشت کشور مهم غربی از جمله امریکا را دیدهام و شور حال و هیجانی که در مردم کشورمان برای حضور انتخابات است بینظیر است.
شما نگاه کنید که در جریانهای سیاسی در غرب، چه بازیهای تبلیغاتی راه میاندازند، چه جریانسازی میکنند که مردم را به سمت طیفی متوجه بکنند، اما به لطف خدا این مسائل در کشور ما نیست یا خیلی کم دیده میشود.
میدانید که ما از ابتدای انقلاب تاکنون همه نوع طیف سیاسی داشتهایم از لیبرال تا دولت بنیصدر، دولت اصلاحات، دولت اصولگرا داشتهایم و همه اینها را مردم انتخاب کردهاند و در هر شرایطی هم کار کشور به لطف خدا پیش رفته است.
* رقابت بین اصولگرایان باید چه ویژگیهایی داشته باشد که به خودزنی سیاسی تبدیل نشود؟
** بعضی از جریانها تصور میکنند جریان اصلی کشور هستند و به هر قیمتی میخواهند داخل مجلس شوند البته یک ترسی هم برای آنها غالب شده است. آنها فکر میکنند ممکن است که یک جریان دیگری بیاید و اینها را حذف بکند. حتی برخی از جریان اصولگرا دست به سخن پراکنیهای ناصحیح میزنند. در روز ۲۲ بهمن اطلاعیهای از یکی از این گروههای معروف پخش شده بود تحت عنوان «عاقبت تندروی» در این اطلاعیه گروهها را با ابتدای انقلاب مقایسه کرده بودند، مثل افرادی که نهایتاً به آقای موسوی خوئینیها و طیف منسوب به ایشان منجر شدند. این کار بسیار ناصحیح و غلطی بود از این نوع پتانسیلها در همه گروهها وجود دارد.
ولی من فکر میکنم اگر ما پیرو رهبری معظم هستیم باید خودمان را همیشه پشت رهبر بدانیم، رهبر فرمودند گروههای سیاسی نباید دست به تخریب همدیگر بزنند و این در گروههای اصولگرا باید بهتر و دقیقتر مورد نظر قرار گیرد. به عنوان کسی که خود را اصولگرا و پیرو رهبر معظم انقلاب میدانیم ما باید دست به تخریب و تخطئه دیگر گروهها و افراد نزنیم چرا که همه اصولگرایان یکی هستند و تنها در برخی از امور فرعی اختلافات سلیقهای و سطحی دارند.
ما باید در یک مرجع حرکت بکنیم و خودزنی نکنیم. مطمئن هستم که رفتارهایی اینچنینی است که مردم را آزار میدهد هر چند که آنها خیلی خوب فرق تخریب و انتقاد را میفهمند و نسبت به این موضوع درک خوبی دارند. همه افراد و جریانهای اصولگرا باید درصدد اثبات خود باشند و حرف یا عملی را انجام ندهند که دوستان خود را تخریب کنند.
* بایستههای لیستهای مستقلی ارائه شده چه باید باشد که رقابت سالم شکل بگیرد؟
** به نظر من الان که ۳۳ سال از انقلاب گذشته دیگر نباید بحثی از تخصص و تعهد باشد، چرا که اکثر اصولگرایان (حتی همه آنها) متعهد هستند. اینها بچههای انقلاب هستند، ما امروز یک مجلس کارآمد و فعال نیاز داریم. البته تجربه چهار ساله بنده نشان میدهد که برخی از افراد هستند که به ظاهر سابقه خوبی هم دارند و برای انقلاب هم زحمت کشیدهاند اما متأسفانه کارایی لازم را در مجلس ندارند. یا چند شغله هستند، یا اصولاً نگاهشان به مجلس به عنوان شغل دوم است.
من فکر میکنم ما باید به مجلس تخصصی نگاه کنیم و بهترین نیروهایی که در خط امام و رهبر هستند و منافع ملی را خیلی خوب میشناسند و در عین حال دارای بالاترین تخصص کاری و مورد نیاز جامعه هستند را انتخاب و گزینش کنیم.
حدود ۱۵ کمیسیون در مجلس داریم، احساس میشود که واقعاً در کمیسیونها آنطورکه باید و شاید کار تخصصی انجام نمیشود. کار اصلی در آنجا باید صورت بگیرد نه در صحن علنی. صحن علنی قسمت کامل قضیه است. بنده در کمیسیونهای مجلس ضعف بسیار زیادی میبینم و علتش هم نبود تخصصهای لازم در آن زمینههاست.
* جریان اصولگرایی به صورت مشخص و جبهه پایداری تصمیم و برنامهای برای رفع این ضعفها دارند؟
** جریان سیال اصولگرایی و به صورت دقیق و مشخص پایداری تلاش میکند چه در تهران و چه در شهرستانها در عین حال که شرط لازم و کافی اولیه، در خط امام و رهبری بودن است کامل رعایت بشود افرادی به عنوان کاندیداهای جبهه پایداری مطرح شوند که دارای تخصصهای بالا و لازم باشند.
* چگونه میتوان مجلسی تشکیل داد که ضعفهای مجلس هشتم را نداشته باشد و در عین حال مطالبه مقام معظم رهبری مبنی بر «مجلس قوی سالم» را محقق کند؟
** هر سه باری که نمایندگان مجلس خدمت مقام معظم رهبری رسیدند، ایشان فرمودند بزرگترین وظیفه مجلس قانونگذاری و نظارت بر حسن اجرای قوانین است. ما باید نگاه کنیم و ببینیم که برای هر کدام از وظایف چه ضروریاتی نیاز است. برای قانونگذاری در مجلس نیاز به یک تخصص کاملاً بالا وجود دارد. باید سطح مطالعه یک نماینده بالا و جامعنگر باشد، یعنی تخصصشان در حد بالای نرم عادی جامعه باشد و افراد نخبه که از قدرت فکر و تحلیل مناسبی برخوردار هستند در این جایگاه بنشینند و مشغول به خدمت بشوند.
مردم باید احساس کنند که این افراد عصاره یک ملت ۷۵ میلیونی هستند و آن افراد بتوانند در داخل مجلس یک ایران کوچک تشکیل دهند. نمایندگان مردم باید دارای تخصصهای لازم باشند و شناخت نسبت به نیازها داشته باشند. بحث دوم نظارت است که حضرت آقا فرمودند که در برخی اوقات به مراتب نظارت مهمتر از قانونگذاری است.
ما بسیاری از این قوانین را تصویب کردهایم ولی اجرا نمیشوند و در حال حاضر بحث بر سر این است که در طی سالهای اولیه مجلس نهم ما کمتر به تصویب قوانین بپردازیم، بیاییم و روحیه نظارتی مجلس را افزایش دهیم. خوب برای انجام نظارت بر امور اجرایی کشور چه ضرورتی وجود دارد: ۱- داشتن سلامت کامل افراد اولویت اساسی است.
افرادی که خودشان وامدار هستند به صاحبان زر و زور یا به دیگران نگاه دارند. اینها کجا میتوانند به خودشان جرأت دهند و دولت را ملزم و مسئول به انجام یک وظیفه مهم بکنند در حالی که خودشان وامدار هستند. فرد با جرأت باید انتخاب شود که خودش سالم باشد نباید وابسته به منابع مالی باشد یا وامدار افرادی که نمایندگان میخواهند او را استیضاح کنند نباشد. به هر حال نماینده باید یک سلامت کامل داشته باشد و اینکه تخصص بالا برای انجام مسئولیت اصلی داشته باشد.
ما تلاش کردیم (و نمیگوییم صددرصد موفق بودهایم) که این شرایط در لیست جبهه پایداری تحقق پیدا کند. به لطف خدا همه گروههای اصولگرا همینطور هستند و انصافاً در این راه تمام جریان اصولگرایی تلاش میکند. من افتخار میکنم بگویم من اصولگرا هستم و به همه گروههای اصولگرا احترام میگذارم بالاخره اصولگرایان ردهها و لایههای مختلف دارند و باید بهترین تخصص و متعهدترین افراد در این جریان انتخاب شود که به لطف خدا هم همین شده است.
* برای تشکیل فراکسیونی قوی در مجلس نهم چه ظرفیتهایی لازم است، با توجه به اینکه فراکسیون اصولگرایان مجلس هشتم در برخی اوقات انتقادات تندی را متوجه خود میدید؟
** یک انتقادی که به مجلس هشتم وارد بود به نظر میآمد که فراکسیون اصولگرایان این مجلس که چندماهی از عمر آن باقیمانده یک فراکسیونی بود که بعضی اوقات خوب عمل نمیکرد. بعضی اوقات از طرف این فراکسیون بخشی از کار میلنگد (روی زمین میماند.) فرمایش شما کاملاً صحیح است. یکی از مهمترین دغدغههای تمام جریان اصولگرایی و جبهه پایداری در داخل مجلس و خارج از آن، همین مسئله است.
اتفاقاتی افتاد که فراکسیون اصولگرایی نتوانست به برخی از وظایف اصلی خود عمل کند و در واقع دچار یک تفرقه نامحسوس بود و علت اصلی آن ریاست همزمان فراکسیون اصولگرایان با ریاست مجلس شورای اسلامی بود، چون رئیس مجلس از طرفی رئیس فراکسیون اصولگرایان بود بالاخره این ریاست یک وظایفی به عهده دارد، یک سیاستهایی را باید دنبال میکرد که بتواند همه گروههای داخل مجلس را هماهنگ کند و وظیفه اصلی مجلس قانونگذاری و نظارت است اگرچه گروه اقلیت ممکن حدوداً یکششم اکثریت بود ولی به هر حال آنها نماینده مجلس بودند.
ریاست مجلس بر حسب وظیفه در بعضی از مواقع با نوع مدیریتی که بین گروههای مجلس داشت تعارضاتی را با برخی از اصولگرایان به وجود میآورد و این ریاست ایشان بر فراکسیون را دچار مشکل میکرد. آن چیزی که از ابتدا مورد توجه بود این بود که ریاست مجلس و فراکسیون مجزا باشند، میخواهم بگویم در بعضی از مواقع تعارضی بین ریاست اصولگرایان با ریاست مجلس ایجاد میشود و خود این تعارض باعث میشود که در میان جبهههای مختلف اصولگراها یک شکاف نامحسوس ایجاد شود و فراکسیون انقلاب اسلامی که از درونش جبهه پایداری بیرون آمد آن فراکسیونی بود که اعتراض به نحوه عملکرد اصولگرایان در داخل مجلس را داشت. البته این مسئله کاملاً باید آسیبشناسی بشود.
به نظر من اگر ما میخواهیم دچار اشتباهات و ضعفهای مجلسهای پیشین نشویم قطعاً باید در آسیبشناسی که صورت میدهیم تکلیف ریاست فراکسیون اصولگرایان با تشکیلات فراکسیون اصولگرایان و ریاست و هیئت رئیسه مجلس را مشخص کنیم. این باید دقیقاً مورد توجه قرار گیرد.
* جبهه پایداری به دنبال چیست؟ اصرار بر لیست مستقل دادن و مستقل عمل کردن این جریان به خصوص در تهران به چه دلیل است؟ این مسئله آسیبهایی را متوجه جریان اصولگرایی نمیکند؟
** من قبلاً عرض کردم ما هدفمان هدف اصولگراست. جبهه متحد اصولگرایی و جبهه پایداری از نظر محوریت اهداف هیچ تفاوتی با هم ندارند، ما اختلاف و تفاوت در اهداف و مبانی و اصول نداریم. جبهه پایداری با جبهه متحد اصولگرایی در بیش از ۸۰ درصد از شهرهای کشور اشتراک نظر دارند و حتی کاندیدای این دو جبهه هم مشترک است. مثلاً بنده چند روز گذشته به اردبیل سفر کرده بودم برای تبیین برنامههای جریان اصولگرا و دفاع از این گفتمان (و تنها برای جبهه پایداری سخنرانی نکردم در این شهر).
در شهرها همانطور که عرض کردم جبهه پایداری نظر و گزینهاش با جبهه متحد یکی است اما در کلانشهری مثل تهران قضیه و برخی از گزینهها که متفاوت است. مسئلهای که ما به آن انتقاد داریم و جبهه متحد هم هرگز به آن پاسخ نداد و ما را در راه شکلگیری ائتلاف بین این دو جریان کمک نکرد همین بود که چرا جایگاه برخی از ساکتین فتنه در این جبهه در محوریت است.
جریان اصولگرایی باید اول نگاهش به آرمانهای حضرت امام(ره)و به رهنمودها و شاخصههایی که مقام معظم رهبری عنوان میکنند، باشد.
رهبری بارها فرمودند که خواص نباید در مقاطع مهمی از نظام مثل فتنه ۸۸ سکوت اختیار کنند، این یک اصل و تجربه تازه بود. این یک انتقاد است چرا کسانی که عملکرد مثبتی در سالهای اخیر و از جمله فتنه ۸۸ نداشتند باید در لیست اصولگرایی جا بگیرند. پذیرش این برای ما بسیار دشوار بود و ما مجبور شدیم که لیست مستقل در تهران بدهیم. البته باید عرض کنم که نفس وحدت قابل اهمیت نیست و در همین راستا هم جبهه پایداری بارها با حضرت آیتالله مهدویکنی دیدار کردند و نشستهای بسیار دوستانهای صورت گرفت.
در اینجا باید عرض کنم که بزرگانی نظیر حضرت آیتالله مهدویکنی، آیتالله مصباح یزدی، آیتالله یزدی و آیتالله خوشوقت هیچگونه اختلاف و مشکلی با هم ندارند و تا مادامی که این بزرگان در رأس فعالیتهای اصولگرایی هستند این جریان را هیچ آسیبی تهدید نمیکند.
* مستقل عمل کردن جبهه پایداری دستاوردی هم در این مدت داشته است؟
** بله از جمله دستاوردهای آن کنار گذاشتن اسامی کسانی از لیست جبهه متحد اصولگرایی بود که عملکرد مناسبی در طول سه، چهار سال اخیر نداشتهاند. همین افراد که اسم آنها در لیست جبهه متحد اصولگرایی قرار نگرفت مجبور شدند خود ائتلاف و گروهی مستقل تشکیل دهند و در انتخابات ورود پیدا کنند. پایداری روی اصول و مبانی اسلام و انقلاب در کوتاه و بلندمدت نتیجهبخش و مسرتبخش خواهد بود.
ما موظف به پیروی از راه امام، رهبری و شهدا هستیم و باید تأکیدمان روی راه ولایت باشد. برخی از اصولگرایان مجلس هشتم که امروز در لیست برخیها قرار دارند عامل ایجاد تفرقه و دودستگی بین اصولگرایان مجلس هشتم بودند. ما بارها به دوستان گفتیم که اگر ما دچار اشتباه و خطا شدهایم با دلایل و منطق به ما بگویید که ما اشتباه میکنیم اما هیچگاه این عمل صورت نگرفت.
بنده قاطعانه عرض میکنم که اختلافات تنها در حد اختلاف سلیقه است و هیچ اختلاف عمیقی در جبهه اصولگرایی نمیبینم. یکی از باسابقههای اصولگرایی چند روز گذشته اشاره کرده بود که تفکر اصولگرایی رو به افول است، بنده به هیچ عنوان این موضوع را قبول ندارم. اصولگرایی نمایش سیاسی نیست که رو به اتمام و افول باشد، اصولگرایی ایدئولوژی و اعتقاد است و این تفکر هیچگاه به بنبست نمیرسد.
همه کسانی که به اصل نظام اعتقاد دارند و التزام عملی به قانون اساسی و ولایت فقیه دارند اینها اصولگرا هستند و هیچگاه ما شاهد کم شدن این افراد در عرصههای مختلف کشور نبوده و نیستیم.
اصولگرایی به هیچ عنوان افول نکرده است و قصد و هدف جبهه پایداری ضربه زدن به اصولگرایی نیست چنانکه این جبهه احساس کند که کوچکترین خطر به اصولگرایی از طریق این جبهه قرار است اتفاق بیفتد خیلی زود تغییر رویه میدهد. اگر جایی هم سکوت ما به جریان اصولگرایی کمک کند قطعاً سکوت را در دستور کار قرار خواهیم داد. حضور حداکثری اولویت نظام است و جبهه پایداری سعی داشته که در این جهت قدم بردارد البته با حفظ اصول و مبانی اصولگرایی و حفظ اخلاق انتخاباتی در مورد جبهه متحد اصولگرایی.
* عدهای معتقدند دودستگی کنونی اصولگرایان زمینه آن را فراهم میکند که این جریان هیچگاه رنگ یکدلی و وحدت را در انتخابات دیگر به خود نبیند، مانند جدایی جامعه روحانیت مبارز و مجمع روحانیون. تا چه حد این نظریه را قبول دارید؟
** از دو نظر این قیاس، قیاس معالفارق است. جامعه روحانیت مبارز با مجمع روحانیون مبارز دو جمعیت کاملاً متفاوت بودند. در عین حال که همه آنها روحانی بودند یکی از آن افراد کروبی درآمد و یکی موسویخوئینیها و اشخاصی نظیر انصاری و در طرف مقابلش شخصیتهای بزرگی مثل مقام معظم رهبری و حضرت آیتالله مهدویکنی بودند. اینها از روز اول هم یکی نبودند هرچند که از اول این خطکشی بین آنها صورت نگرفته بود و اساساً این تفکر بود که جدا شد اما در جریان اصولگرایی ما تفکر غیر نداریم. اصولگرایی به یک جا نگاه میکند و اهداف و مبانی و اصولش یکی است.
چیزی که از آن عدهای به عنوان تفرقه در دل اصولگرایی نام میبرند اشتباه است، جبهه پایداری چنین قصد و هدفی ندارد. ما باید با جامعهای چندصدایی و تکثرگرایی پاسخ آن عدهای را بدهیم که به دروغ ادعا میکنند نظام تکصداست و چندصدایی را تاب نمیآورد. در جبهه اصولگرایی قرار نیست یک نماینده برای هفتمین دوره به مجلس راه پیدا کند، برای چه ما باید این کار را انجام بدهیم. برخی منطق ها منطق پیشرفت و عدالت انقلاب نیست، ما نباید دست به سهمخواهی بزنیم بلکه باید هرکس صلاحیت و قابلیت لازم را داشته باشد در انتخابات به عنوان نماینده شرکت کند. جبهه پایداری تلاش کرده است بهترین گزینهها و شایستهترین افراد را در لیست خود جای دهد.
* یکی از مهمترین مطالبههای مقام معظم رهبری در چند سال اخیر حول محور «مسائل اقتصادی» بوده است، جریان اصولگرایی چه برنامهای برای مجلس نهم دارد که پاسخ مناسبی به مشکلات و مسائل اقتصادی بدهد؟
** مشکلات اقتصادی برای هر کشوری از جمله کشور ما موضوع بغرنجی است. به خصوص اینکه پایههای اقتصادی ما کاملاً پایههای وابسته و سستی است بنابراین مجلس و دولت آینده باید در جهت تحکیم این پایهها قدم بردارد. به لطف خدا بزرگترین کار ممکن در این جهت هدفمندسازی یارانه بود که با شجاعت و جسارت خاصی صورت گرفت. ما اساساً تاکنون سرمایه خودمان که همان نفت بوده را فروختیم و خوردیم (که در هیچ جای دنیا سرمایه را به فروش نمیرسانند).
اولین قدمی است که در طول تاریخ بعد از انقلاب به شکل منطقی برداشته شد که کشور میخواهد از طریق افزایش تولید و همچنین مالیاتها درآمدزایی کند. در کشوری مثل امریکا با این همه هزینههای گزاف دولتی نزدیک ۷۵ درصد از هزینههای دولت از طریق مالیات تأمین میشود کاری که در بسیاری از کشورهای پیشرفته صورت میگیرد. اگر با روند گذشته کشور به سمت جلو میرفت قطعاً اقتصاد کشور مضمحل میشد. به نظر من حرکت کنونی نظام خوب بوده و ما امیدواریم مجلس نهمی شکل بگیرد که در این راه قدمهای اساسی و در حمایت از روند کنونی برداشته شود.
الان زمان بارداری اقتصاد ماست و تا این بار حمل شود شاید اندکی هم به مردم فشار بیاید که انشاءالله به نقطه مطلوب ختم خواهد شد. مجلس در موضوع قانونگذاری در اینباره یک رویکرد داشته باشد و در حد اجرا شرایط مجلس اندکی تفاوت میکند. خوشبختانه در مورد موضوع اقتصاد، برنامههای دولت و مجلس خیلی از هم دور نبوده است. در مجلس هشتم چشمانداز اقتصادی کشور مشخص شده است که مجلس بعد و دولتهای بعد باید در این راه قدم بردارند.