آمریکا با دو پرونده ناکام هجوم نظامی به عراق و افغانستان با صدها میلیارد دلار هزینه و دهها هزار کشته غیرنظامی، اکنون درپی گسترش حضور جنگی خود با استفاده از نیروهای عملیات ویژه در مناطق مختلف جهان است.
دریادار «ویلیام اچ. مک راون» فرمانده یگان عملیات ویژه آمریکا خواستار هرچه گستردهتر شدن قلمرو کاری این نیرو خارج از قلمرو عادی آرایش نظامی وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون) شده است.
این نیرو با سابقه یک دهه فعالیت در 70 کشور بویژه مناطقی که در سیاست خارجی آمریکا خطرساز تعریف شده است، عملیات جنگی انجام میدهد که در آخرین مورد به فرماندهی مک راون، «اسامه بن لادن» سرکرده القاعده را ماه مه 2011 در پاکستان هدف قرار داد.
نیویورک تایمز نوشت: در شرایط کنونی که دولت آمریکا بودجه پنتاگون را کاهش داده و از اعزام انبوه نیرو به خارج از کشور پرهیز میکند و همچنین دیگر مقبولیت مردمی برای اشغالگریها نیز وجود ندارد، طرح «مک راون» مدلی جدید از میادین رزمی آمریکا ارائه میدهد. وی میخواهد، اختیار عمل و خودمختاری بیشتری برای آرایش نیروها و تجهیزات جنگی در نقاطی داشته باشد که طبق برآوردهای اطلاعاتی و با احتساب تحولات جهانی، حساسترین مناطق به شمار میآیند.
این مناطق بویژه در آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین در یک دهه گذشته کمتر شاهد این حضور نظامی بوده است.
به نوشته این روزنامه، در حالی که باراک اوباما و پنتاگون استفاده از «نیروهای عملیات ویژه» را مناسبترین راه میدانند، اما فرماندهان منطقهای پنتاگون و وزارت خارجه آمریکا با این طرحها مخالف هستند.
فرماندهان منطقهای پنتاگون بر این باورند که گسترش حیطه کاری نیروی عملیات ویژه، حوزه اقتدار عمل آنان را میکاهد. همچنین برخی سفرا در مناطق بحرانی جهان هم میگویند که اعزام کماندوها به این مناطق، نقض حاکمیت ملی کشورها است و مصداق آن هم تیره شدن روابط دو کشور پاکستان و آمریکا پس از کشته شدن بن لادن در عملیات نیروهای ویژه است. دولت، نیروهای مسلح و کنگره آمریکا معتقدند که فرماندهی نیروهای مشترک با اعمال نیروی گروههای فشار، طرح گسترش حوزه کاری نیروی عملیات ویژه را پیشنهاد داده است.
طرح هزینههای وزارت دفاع آمریکا چندی پیش منتشر شد و در آن افزایش بودجه و پرسنل فرماندهی عملیات ویژه پیش بینی شده است، در حالی که دیگر بخشهای نظامی باید کاهش بودجه را تحمل کنند.
نیویورک تایمز افزوده است: هنوز هیچ تصمیمی راجع به پذیرش پیشنهاد مک راون گرفته نشده است.
در راهکارهای جدید، پیش بینی شده که 12 هزار نیروی عملیات ویژه با توجیه حمله به اهداف تروریستی، آزاد سازی گروگانها، مأموریت آموزشی، ارتباطاتی و جمعآوری اطلاعات، در مناطق مختلف جهان بمانند.
در یک دهه گذشته 80 درصد مامویت این نیروها در خاورمیانه و جنوب غرب آسیا متمرکز بوده است. شمار فعالیت روزانه آنان در این مدت بیش از 12 هزار نیرو بوده است که 80 درصد در خاورمیانه مستقر بودهاند و سربازان بازگشته از عراق هم به مناطقی که آمریکا نیرو نداشته، اعزام شدهاند.
مک راون همچنین میخواهد اختیار عمل اعزام واحدها به نقاط حساس جهان را بدون انجام مراحل رسمی پنتاگون داشته باشد.
فرماندهی نیروهای عملیات ویژه مدعی شده است که ماموریتها را با نمایندگان دیپلماتیک هر کشور هدف اعزام، هماهنگ خواهد کرد، در حالی که عملیات کشتن بن لادن را بدون اطلاع مقامات پاکستان انجام داد.
جنگافروزی راهبردی
در چنین شرایطی که یک کانال تلویزیونی روسیه با اشاره به جنگهایی که آمریکا در دهههای اخیر در جهان برافروخته است، میگوید: جنگ افروزی سیاست راهبردی دولت آمریکا و تأمینکننده منافع این کشور است.
کانال تلویزیونی «ان.تی.وی» در یک برنامه سیاسی ویژه افزود: آمریکا میداند که فقط جنگ میتواند اقتصادش را تقویت کند.
در این برنامه گفته شد:هرگاه آمریکا دچار مشکلات داخلی فراگیر و گستردهای میشود، جنگ جدیدی را در آسیا یا اروپا آغاز میکند تا توجه افکار عمومی این کشور را به مسائل خارجی منحرف کند. کانال «ان.تی.وی» خاطرنشان کرد: چنین واقعیتی را در جنگ با یوگسلاوی سابق در سال 1999 شاهد بودیم و آمریکا به همین دلیل جنگ با عراق را در سال 2003 آغاز کرد. منبع خبری روسی سپس به سیاستهای خصومت جویانه آمریکا علیه ایران به ویژه تحریم یکجانبه بانک مرکزی کشورمان اشاره و اضافه کرد: آمریکا از ایران کینه عمیقی به دل دارد.
کانال تلویزیونی روسی با اشاره به تسخیر لانه جاسوسی توسط دانشجویان پیرو خط امام(ره) در سالهای نخست پیروزی انقلاب اسلامی گفت: آمریکا از آن واقعه به شدت کینه به دل گرفت، زیرا که ایران در سطح جهانی آمریکا را تحقیر کرد و هیچکس تاکنون نتوانسته بود پوزه واشنگتن را اینچنین به خاک بمالد.
در ادامه گزارش گفته شد: آمریکا عملیات بزرگی را برای آزادی گروگانها آغاز کرد، اما کماندوهای آمریکایی در «طبس» گرفتار قهر طبیعت شدند و در برخورد بالگردها با یکدیگر، هشت نظامی آمریکا کشته شدند و بقیه با به جای گذاشتن چندین فروند بالگرد و تجهیزات پیشرفته فرار کردند.
«ان.تی.وی» یادآوری کرد گروگانهای آمریکا بیش از 400 روز در ایران در اسارت بسر برده و سپس آزاد شدند.
کانال روسی در ادامه این برنامه با اشاره به حمایت بیچون و چرای آمریکا از رژیم صهیونیستی اعلام کرد: وارد کردن اتهام به فعالیت هستهای ایران توسط آمریکا در حالی است که اسرائیل زرادخانه بزرگ اتمی دارد.
در این گزارش خاطرنشان شد که اسرائیل از امضای پیمان «ان.پی.تی» خودداری میکند و به همین دلیل متعهد به بازرسی برنامه هستهای خود توسط آژانس بین المللی انرژی اتمی نیست و در همین حال در ایران، هزاران ساعت بازرسی از تأسیسات هستهای صورت گرفته است که نشان میدهد برنامه هستهای ایران فاقد سمت و سوی نظامی است.
کانون تهدیدها و ناامنیها
«غالی حسن» تحلیلگر استرالیایی نیز با تأکید بر اینکه اسرائیل و آمریکا هر دو زرادخانه بزرگ هستهای دارند و آمریکا تنها کشور استفادهکننده از سلاح هسته ای است، خاطرنشان کرد: اسرائیل و آمریکا کانون خطرات و ناامنیهای هستهای در جهان هستند.
این تحلیلگر استرالیایی در مقالهای که پایگاه خبری «جنبش عدالت جهانی» مالزی آن را منتشر کرد، آورده است: اسرائیل پیمان منع تکثیر سلاحهای هستهای را امضا نکرده است و خطری برای کشورهای جهان محسوب میشود. وی تصریح میکند: آمریکا قصد دارد ایران را از حق فعالیتهای صلحآمیز هستهای محروم کند، اما در مقابل چشم خود را بر روی زرادخانه هستهای اسرائیل بسته است. در واقع رسانههای غربی تلاش میکنند تا توجه جهانیان را از کانون خطر واقعی که اسرائیل است، به سوی ایران منحرف کنند که حتی یک بمب هستهای هم ندارد و تاکنون نه کشوری را اشغال کرده و نه به کشوری تهاجم کرده است.
این تحلیلگر سیاسی استرالیایی با تاکید بر اینکه فشار بر ایران برای بازگرداندن سلطه غرب به منطقه است، مینویسد: علاوه بر تحریمها و مجموعهای از عملیات تروریستی علیه ملت ایران، اسرائیل و آمریکا ایران را به اقدام خصمانه تهدید میکنند. ایران به طرز ناعادلانهای به پیگیری برنامه نظامی هستهای متهم شده و به عنوان تهدید برای صلح و ثبات جهانی معرفی میشود. وی در مقاله خود مینویسد: این اتهامات که از سوی اسرائیل و آمریکا ساخته میشود با، استفاده از رسانههای صهیونیستی نیز تبلیغ میشود. «بیبیسی»، رسانههای «روپرت مرداک» صهیونیست، الجزیره، نیویورک تایمز و دیگر رسانههای غربی، سالهاست که ایران را هدف اصلی حملات تبلیغی خود قرار دادهاند. جنگ رسانهای در واقع دومین جبههای است که اسرائیل و آمریکا علیه ایران باز کردهاند. وی در ادامه، رژیم صهیونیستی را اصلیترین خطر برای منطقه و جهان دانست و نوشت: بر اساس نظرسنجی اخیر که در میان شش کشور عربی مصر، اردن، لبنان، مراکش، عربستان سعودی و امارات متحده عربی از سوی دانشگاه «مریلند» انجام شده است، 88 درصد پاسخگویان عرب، آمریکا و 77 درصد نیز اسرائیل را در رتبههای اول و دوم تهدید برای امنیت منطقه دانستهاند. موسسه نظر سنجی «یورو بارومتر» وابسته به کمیسیون اروپا نیز اسرائیل را بزرگترین تهدید صلح جهانی دانسته است. بنابراین، این «اسرائیل است که باید هدف تحریمها قرار گیرد نه ایران.» «غالی حسن» میافزاید: اینکه ایران علی رغم گزارشهای آژانس و نهادهای اطلاعاتی غربی مبنی بر نداشتن برنامه هستهای نظامی، همچنان تهدید میشود، نشان میدهد که برنامه هستهای ایران فقط بهانهای برای فشار بر این کشور است. آمریکا و اسرائیل این موضوع را بهانه قرار دادهاند تا منطقه را به دوران قبل که سلطه بلامنازعی داشتهاند، بازگردانند و ایران بزرگترین مانع در برابر این استراتژی است.
جنگطلبی آمریکا
از سوی دیگر، «لیو یان» یک ژنرال ارتش خلق چین، سیاستهای جنگ طلبانه آمریکا را به شدت به باد انتقاد گرفت و گفت: ما نباید چشمان خود را بر روی مسائل و مشکلات سوریه و ایران ببندیم.
«لیو» که عضو آکادمی علوم نظامی چین است با اشاره به اوضاع خاورمیانه افزود: جنگهایی که آمریکا بر منطقه تحمیل کرده، نه فقط مشکلاتی در ابعاد فجایع بشری به وجود آورده است، بلکه ماشه را بین جنگ سالاران کشیده و ما (چین) باید در این ارتباط واکنش نشان دهیم. وی که اظهاراتش در روزنامه «مردم» منتشر شد، اظهارداشت: برخی قدرتهای مسلط جهانی شرایط را طوری فراهم کردهاند که بتوانند به هر کشوری که دوست دارند حمله ور شوند. وی با انتقاد از نقش و جایگاه ضعیف سازمان ملل گفت: جنگطلبان میتوانند براساس تمایلشان لشکرکشی راه بیندازند و کسی هم نمیتواند از آنها در این مورد که این جنگ درست است یا غلط ، سؤالی بکند.
وی با ابراز تاسف از اینکه آمریکا باعث شده روابط بینالملل امروزی به قانون جنگل شبیه شود، افزود: طبیعت و منطق امپریالیسم تغییری نکرده است. هنوز جنگ، راهزنی و دخالتها برای منافع کاپیتالیستی وجود دارد. ما اینها را در جنگهای اخیر مشاهده میکنیم.
وی با اشاره به مقاومت سوریه و ایران در مقابل رفتارهای یک جانبه گرایانه آمریکا، تاکید کرد: برخی قدرتها به راحتی سازمان ملل را در صورتی که قطعنامهای به نفع آنان نباشد، انکار میکنند. وی تصریح کرد: سازمان ملل نیازمند اصلاحات اساسی است.
این ژنرال چینی در پاسخ به سؤالی در مورد سیاست چین در قبال تحولات جهانی گفت: بسیاری از منافع چین با خاورمیانه گره خورده است.
وی با اشاره به اینکه در حدود یک پنجم نفت جهان از تنگه هرمز میگذرد و چین بزرگترین خریدار انرژی از ایران است، افزود: اگر واردات امن نفت چین برهم بخورد، روند توسعه صلحآمیز این کشور دستخوش تاثیرات منفی خواهد شد. عضو آکادمی علوم نظامی چین تاکید کرد: بنابر این ما نباید چشمان خود را بر روی مسائل و مشکلات سوریه و ایران ببندیم. وی تصریح کرد: من زمانی با یک نویسنده آمریکایی صحبتی داشتم و او میگفت که هدف از جنگ عراق و لیبی، ضربه زدن به چین بوده است.
وی با اشاره به اینکه این فرد آمریکایی در اقامه دلیل میگفت که تا سال 2020 ، نسبت میزان نفت وارداتی چین از 55 درصد به 70 درصد خواهد رسید که بیشتر آن از خاورمیانه و شمال آفریقا تأمین خواهد شد، گفت: اقدامات آمریکا در این مناطق از جهان، بخشی از سیاستهای ضدچین است. لیو تاکید کرد: حتی اگر این مسأله نظر شخصی یک آمریکایی باشد، ما ( چین ) نباید در این مورد خونسرد و بی تفاوت باشیم.
فروشنده بزرگ تسلیحات
از دیگر سو، یک وب سایت تامین کننده تسلیحات در آمریکا با انتشار اطلاعاتی از رشد صدور مجوزهای پنهانی حمل سلاح و افزایش فروش تسلیحات در دوره اوباما، رئیسجمهور آمریکا را بزرگترین فروشنده سلاح در آمریکا معرفی کرد.
روزنامه آمریکایی «هافینگتون پست» نوشت: یکی از سایتهای اینترنتی تأمین کننده تسلیحات در آمریکا موسوم به « Ammo.net» با اشاره به اینکه فروش تسلیحات گرم و درخواستهای مربوط به صدور مجوزهای پنهانی حمل سلاح از زمان ریاست باراک اوباما رئیسجمهوری آمریکا در کاخ سفید به بالاترین میزان خود رسیده است، اعلام کرد که اوباما بزرگترین فروشنده سلاح در آمریکا محسوب میشود. وب سایت « Ammo.net» در گزارشی با عنوان «باراک اوباما؛ بزرگترین فروشنده سلاح در آمریکا» با اشاره به اینکه خصومت اوباما در قبال صاحبان سلاح یکی از فاکتورهای کلیدی و مهم پشت پرده رونق مالی چند سالهای است که صنعت تسلیحاتی آمریکا از آن بهره مند میشود، نوشته است: از انتخابات ریاست جمهوری سال 2008 میلادی تاکنون، در مقایسه با گذشته، مردم بیشتری در آمریکا درصدد خرید سلاح و مهمات هستند و این به معنای افزایش گسترده فروش تولیدکنندگان تسلیحات و مهمات و افزایش میلیاردها دلار در مجموعههای مالیاتی ایالتی و فدرال آمریکا و صدور مجوزهای پنهانی جدید حمل سلاح برای صدها هزار آمریکایی است.
این وب سایت تسلیحاتی آمریکا در ادامه این سؤال را مطرح کرده است: بنابراین، آیا صنعت تسلیحاتی آمریکا باید از رئیسجمهور اوباما برای دور دوم انتخابات ریاست جمهوری حمایت کند یا خیر؟!
وب سایت «Ammo.net» در قالب اطلاعاتی گرافیکی نشان داده است که از زمان ریاست جمهوری اوباما میزان مالیاتها بر تسلیحات و مهمات جدید آمریکا تا حدود 48 درصد افزایش داشته است و ایالتهای «کارولینای شمالی»، «آیوا» و «یوتا» نیز بیش از 100 درصد افزایش فروش تسلیحاتی داشته اند.
این وب سایت به نقل از مدیرعامل «انجمن ملی سلاح آمریکا» نوشته است: حمایت و طرفداری ظاهری اوباما از تفنگداران و بیمیلی وی به تنظیم قوانین تسلیحاتی، بخشی از توطئه گسترده رئیسجمهوری آمریکا برای فریب رای دهندگان آمریکایی (برای پیروزی در دور دوم انتخابات) و پنهان کردن نیات واقعی خود برای نابود کردن متمم دوم قانون اساسی آمریکا در دور دوم ریاست بر کاخ سفید است.
بر اساس متهم دوم قانون اساسی آمریکا، داشتن یک نیروی منظم شبه نظامی مردمی برای امنیت یک کشور آزاد ضروری است و حق مردم برای حمل و نگهداری سلاح، محترم شمرده میشود.
وب سایت «Ammo.net» در ادامه به نقل از مدیر عامل «انجمن ملی سلاح آمریکا» آورده است: استراتژی رئیسجمهور برای ما کاملا واضح است؛ استراتژی او انتخاب مجدد در انتخابات ریاست جمهوری و متعاقب آن، اشتغال به از بین بردن و نابود کردن آزادیهای تسلیحاتی و حذف متمم دوم از منشور حقوق بشر قانون اساسی است.
هافینگتون پست در ادامه نوشت: با این وجود، اوباما هیچ اقدامی را در راستای تحمیل قوانین بیشتر (به صنعت تسلیحاتی) اتخاذ نکرده و حتی با امضای قانونی که مجوز حمل سلاح توسط مردم آمریکا در داخل پارکهای ملی را مجاز میداند، حقوق تسلیحاتی مردم آمریکا را بسط داده است.