تاریخ انتشار : ۱۶ تير ۱۳۹۱ - ۰۶:۵۱  ، 
کد خبر : ۲۳۹۲۴۶

سایه تجزیه بر فراز لیبی


دخالت آمریکا در لیبی و تحریک قبایل این کشور که باعث ایجاد درگیری‌های قبیله‌ای شده است، این کشور را به سمت وقوع یک جنگ داخلی پیش می‌برد.‏
درگیری‌های شهر «الکفره» طی هفته‌های اخیر که در جنوب شرقی لیبی بین دو قبیله این منطقه به وقوع پیوسته، دهها کشته و صدها مجروح به جای گذاشته است. درگیری‌های داخلی و قبیله‌ای مسلحانه ازجمله نگرانی‌های شورای انتقالی لیبی و دولت جدید این کشور است. ‏
روزنامه «العرب آنلاین» به نقل از «مصطفی عبدالجلیل» در سخنانی خطاب به مردم لیبی گفت: نسبت به تجزیه کشور به فدرال‌های کوچک و قبیله‌ای هشدار می‌دهیم. ‏ شورای روابط خارجی آمریکا پس از سقوط قذافی در تحلیلی معنی‌دار نسبت به بروز جنگ داخلی در این کشور هشدار داد و کارشناسان این اقدام بزرگترین اتاق فکر آمریکا را به برنامه‌های تجزیه طلبانه این کشور برای کشورهای منطقه ارتباط می‌دهند. ‏ روزنامه «الامارات الیوم» در باره درگیری‌های قبیله‌ای لیبی نوشت: ارتش لیبی در این زمینه با آزمونی سخت روبرو خواهد بود. ‏
این روزنامه در ادامه گفت: درگیری میان دو قبیله (التبو) و (الزوی) در شهر الکفره یک چالش برای دولت انتقالی لیبی است. در چنین شرایطی، نبود یک ارتش کارآمد برای تأمین ثبات و امنیت، یک معضل بزرگ محسوب می‌شود. این درحالی است که مصطفی عبدالجلیل، رئیس شورای ملی انتقالی لیبی با «ژرار لونگه» وزیر دفاع فر انسه، در همین ارتباط در طرابلس دیدار داشت. در این ملاقات، برخی مسائل مربوط به آموزش کادر نظامی لیبی، ارتش، موضوع دفاع از حریم لیبی و قراردادهای تسلیحاتی مورد بررسی قرار گرفت. وزیر دفاع فرانسه تاکید کرد: دولت انتقالی لیبی به تنهایی قادر به تامین امنیت لیبی است. این مسئول فرانسوی همچنین از آمادگی دولت فرانسه برای ارائه تمرین‌های نظامی و تسلیحاتی به لیبی خبر داد. ‏
روزنامه «الشبیبه» چاپ عمان نیز رسماً از دخالت هواداران معمر القذافی در درگیری‌های بین دوقبیله التبو و الزوی در شهر (الکفره) در جنوب شرق لیبی پرده برداشت و نوشت: در این درگیری بیش از 133 نفر کشته شدند. همچنین دولت انتقالی لیبی اعلام کرد برای مشخص شدن عاملان این درگیری خونبار و همچنین پایان بخشیدن به این درگیری‌های قبیله‌ای یک کمیته تشکیل خواهد شد. ‏
مصطفی عبدالجلیل، رئیس شورای ملی انتقالی لیبی گفت: مدارک زیادی در دست داریم که هواداران رژیم سابق لیبی در دامن زدن به تنش‌های داخلی لیبی نقش دارند. وی در یک سخنرانی که شبکه ماهواره‌ای انقلابیون لیبی آن را پخش کرد، گفت: درگیری‌های شهر الکفره نشان می‌دهد که توطئه چینی‌های هواداران قذافی در خارج از کشور لیبی با همکاری هواداران وی در داخل کشور، جنبه عینی به خود می‌گیرد و باعث بحران آفرینی و جنگ داخلی در لیبی می‌شود. وی از مردم شهر الکفره خواست که برای حل تنش‌ها و درگیری‌های نژادی به مذاکره بپردازند و هرگونه درگیری و کینه و کدورت را کنار گذارند تا امکان ارسال کمک‌های انسان دوستانه به مجروحان فراهم شود.
وی همچنین خواستار تشکیل یک کمیته شد تا درمورد این حوادث و عوامل پشت پرده آن تحقیق کند. «عبدالباری ادریس» یک مسئول امنیتی در قبیله الزوی گفت: نیروهای شورای انتقالی لیبی در این زمینه اقدام به انجام کاری نمی‌کنند. ‏
«عیسی عبدالمجید» فرمانده جنگجویان قبیله التبو هم گفت: اهالی این قبیله که در مرزهای غربی الکفره زندگی می‌کنند مورد هجوم قرار گرفته اند. وی گفت که در این درگیری‌ها 100 نفر از این قبیله کشته شدند. ‏
روزنامه الشبیبه در ادامه نوشت: این درگیری‌ها پس از سرنگونی سرهنگ قذافی یک چالش بزرگ محسوب می‌شود. ‏
«یوسف المنقوش» رئیس ستاد نیرو‌های مسلح لیبی نیز گفت: نیروهای لیبی برای پایان بخشیدن به درگیری وارد شدند ولی نمایندگان دو قبیله درگیر التبو و الزوی در الکفره گفتند که این درگیری‌ها مجدداً شروع شده است. ‏ مقام‌های لیبی توانستند یک گروه مسلح وابسته به هواداران معمر القذافی راکه با خود سلاح حمل می‌کردند دستگیر کنند. این گروه قصد داشتند به برخی اماکن در طرابلس هجوم ببرند. ‏ روزنامه «التشرین» سوریه از وقوع درگیری‌های شدید میان دو قبیله التبو و الزوی در 23 بهمن ماه در مرزهای چاد و مصر و سودان و کشته شدن بیش از 100 نفر پرده بر داشت. ‏ این روزنامه به نقل از عبدالباری ادریس، مسئول امنیتی قبیله الزوی گفت: نیروهای قبیله التبو به قبیله ما حمله کرده اند. ‏ «یونس زاوی» رئیس شورای محلی کفره نیز گفت: از قبیله زاوی دستکم 20 تن کشته و 40 تن زخمی شدند.‌ ‏
‏‌وی خاطرنشان کرد: اعضای قبیله «تبو» ازسوی عوامل خارجی در چاد و سودان حمایت می‌شوند و ما شماری جنگجوی اهل چاد و سودان را دستگیر کردیم.‌ ‏
یونس زاوی، سخنگوی شورای محلی «کفره» گفت: این درگیری‌ها در ابتدا با سلاح‌های سبک شروع شد، اما به مرور طرفین درگیر به نارنجک‌انداز و سلاح ضدهوایی متوسل شدند.‌ ‏ عبدالمجید با بیان این موضوع که پیشتر از شورای ملی انتقالی درخواست میانجی گری کرده است، افزود: من از جامعه بین‌المللی خواهش می‌کنم که میانجی گری کرده و به این درگیری‌ها که به فروپاشی قبیله من منجر خواهد شد، پایان دهند.‌ ‏ «محمد الحریری» سخنگوی شورای ملی انتقالی لیبی به نوبه خود اعلام کرد: گروه انقلابیون ضد قذافی برای تامین امنیت مرزی این منطقه به سوی شهر کفره در حرکت هستند. ‏ عبد الباری ادریس مسئول امنیتی قبیله الزاوی گفت: اخیرا دو نفر از فعالان چاد که هدف دخالت در درگیری‌های لیبی را داشتند، دستگیر شده‌اند و موج درگیری‌ها در شهر دور افتاده الکفره به اوج خود رسیده است و این یک چالش بزرگ محسوب می‌شود. ‏
قبیله‌‌‌گرایی؛ پاشنه آشیل ‏
چند ماه پس از سقوط رژیم قذافی در لیبی، وقوع درگیری‌های قبیله‌ای و تحرکات گروه‌های مسلح، نگرانی از آینده این کشور را افزایش داده است.‏
بارزترین ویژگی جامعه لیبی را می‌توان محوریت فرهنگ و مناسبات قبیله‌ای و ارتباطات و وفاداری‌های قومی و خویشاوندی دانست. ‏
گرچه وجود ساختار قبیله‌ای در لیبی دارای سابقه‌ای طولانی است، اما مسلح شدن این قبایل که بیشتر در جریان مبارزه علیه رژیم قذافی انجام گرفت، می‌تواند زمینه واگرایی و درگیری‌های خشونت بار میان قبایل را ایجاد کند. این احتمال زمانی قوت می‌یابد که دولت مرکزی از توان کافی در اقناع افکار عمومی و نیز استقرار امنیت و نظم در کشور برخوردار نباشد. ‏
تحرکات گروه‌های شبه نظامی در بستر نظام قبیله‌ای این کشور به اندازه‌ای برای لیبی جدید خطرناک بوده که اخیرا ‏یکی از اقدامات شورای انتقالی لیبی برای استقرار ثبات و بازگرداندن نظم و امنیت، تاسیس پلیس و ارتش جدید در این کشور بود. ‏
در همین رابطه شورای انتقالی از تمامی گروه‌های شبه نظامی در لیبی که بیشتر آنها در جریان مبارزه با رژیم سابق مسلح شده بودند، خواست یا سلاح‌های خود را تحویل دهند یا به ارتش و پلیس جدید لیبی بپیوندند. ‏ با وجود گذشت پنج ماه از سقوط رژیم قذافی در لیبی، هنوز بسیاری از گروه‌هایی که در زمان مبارزه علیه رژیم سابق مسلح شده بودند، سلاح‌هایشان را در اختیار دارند و حاضر به واگذاری آنها به حکومت یا پیوستن به نیروهای پلیس و ارتش جدید این کشور نیستند. ‏
سازمان عفو بین‌الملل در گزارشی، اعلام کرد که شبه نظامیان در لیبی، تبدیل به یک تهدید امنیتی در این کشور شده‌اند و دولت هم کاری برای مقابله با آنها نمی‌کند. ‏ این سازمان، گروه‌های مسلح لیبی را به ارتکاب جرایم ضدبشری متهم کرد و از دولت جدید این کشور خواست که جلوی این اقدامات را بگیرد. ‏
برخی از گروه‌های مسلح قبایلی به اندازه‌ای قوی هستند که قصد دارند از ظرفیت تشکیلاتی و نظامی خود برای ورود به صحنه سیاسی استفاده کنند. اخیراً یکی از رهبران گروه‌های مسلح لیبی اعلام کرد که گروه تحت امرش 20 هزار نیرو دارد و قصد دارد با تشکیل یک حزب سیاسی در انتخابات آینده لیبی مشارکت کند. ‏
بسیاری راز اصلی ماندگاری 42 ساله رژیم قذافی را نیز اتکای آن به مناسبات پیچیده قومی و قبیله‌ای می‌دانند. به طور کلی، با شروع اعتراضات علیه قذافی، جامعه لیبی و نیروهای مسلح بر اساس خطوط و گسست‌های محلی و قبیلگی دچار تجزیه و انشعاب شدند. در این میان حکومت قذافی بر پایه مجموعه‌ای از روابط و شبکه‌های محلی و قبیلگی در مناطق غربی کشور و در میان برخی قبایل دارای مشروعیت و پایگاه اجتماعی قابل ملاحظه‌ای بود، در حالی که نواحی شرقی به سرعت از کنترل دولت خارج شدند. بر این اساس، کشور به سمت جنگ داخلی طولانی مدتی سوق یافت که تنها با دخالت نظامی موثر عوامل خارجی به پایان رسید. ‏
در حالی که تظاهرات در تونس و قاهره باموفقیت به اخراج حاکمان انجامید، لیبی در زمان اعتراض‌ها علیه قذافی به سمت یک جنگ داخلی طولانی سوق یافت. این مبارزه متداوم، ناشی از چهار دهه تلاش قذافی برای تمرکز قدرت و حکمرانی با پشتیبانی قبیله و خویشاوندان بود. ‏ سال‌ها کمبود در همه چیز، از کالاهای مصرفی ساده تا مراقبت‌های پزشکی، بنیان فساد عمیقی را ایجاد کرد. خشونت‌های بوالهوسانه رژیم قذافی سوء ظن عمیق و گسترده‌ای را موجب شده و اعتماد لیبیایی‌ها به حکومتشان و همچنین به یکدیگر فرسایش یافته و تمامی نهادهای ملی در این کشور، از جمله ارتش، بر اساس شکاف‌های منطقه‌ای یا خویشاوندی تقسیم بندی شده بود. ‏
برخلاف تونس و مصر، لیبی نظامی از اتحادها و پیوندها ملی، شبکه انجمن‌های اقتصادی یا سازمان‌های ملی ندارد. بنابراین چیزی که به نظر می‌رسید مانند مصر و تونس در قالب اعتراض‌های غیرخشونت‌آمیز آغاز شود، به سرعت به یک انفصال و تجزیه گرایی کامل یا روندهای جدایی گرایانه چندبعدی از یک دولت فرومانده سوق یافت. در غیاب هرگونه بوروکراسی عمومی از جمله یک نیروی پلیس قابل اعتماد، شبکه‌های قومی و خویشی، امنیت و آرامش و همچنین دسترسی به کالاها و خدمات را فراهم می‌آورد. جامعه لیبی هنگامی که اعتراضات آغاز شد و رژیم نتوانست سیاست تفرقه بینداز و حکومت کن را اعمال کند، بر اساس این خطوط دچار گسست و چندپارگی شد. ‏
بسیاری حتی پا را از این نیز فراتر می‌گذارند و معتقدند انقلاب مردمی لیبی نه انقلاب برای دموکراسی، بلکه تجلی شکاف‌های عمیق اجتماعی و قبیلگی در جامعه‌ای است که در آن هویت ملی، دولت‌سازی و دستگاه اداری ـ حکومتی منسجم شکل نگرفته و بنابراین چشم انداز تداوم تنش و انتقام گیری و حتی جنگ‌های داخلی در این کشور، موردی کاملاً واقعی است مگر اینکه دولت این کشور بتواند در سایه اقدامات امنیتی و اقناعی از یک سو و نیز تقویت نهادهای دموکراتیک و مدنی از سوی دیگر، از افتادن لیبی به ورطه جنگ داخلی و درگیری‌های فرقه‌ای جلوگیری کند. ‏

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات