بیداری اسلامی بیش از یک سال است که منطقه خاورمیانه و کشورهای شمال آفریقا را دربرگرفته، پدیده ای که دستاوردهای فراوانی برای منطقه داشته است که مهم ترین ویژگی آن دمیدن روح اسلام در خواسته های مردم و همچنین گسترش استکبار ستیزی در میان مردم خاورمیانه بوده است. البته استکبارستیزی در دنیای امروز بیشتر در مورد یک کشور به کار می رود که به دلیل اتخاذ سیاست های خاص مورد نفرت نه تنها مردم خاورمیانه بلکه تمامی مردم جهان قرار گرفته است. این کشور آمریکاست و امروزه واژه آمریکا ستیزی حتی در ادبیات غرب نیز راه یافته و واژه «آنتی آمریکانیزم» را می توان به راحتی در مقالات و خبرهای انگلیسی مشاهده کرد. حضرت آیت الله خامنه ای، رهبر معظم انقلاب نیز در تشریح واژه استکبار و مصداق آن می فرمایند:
«اگر بخواهیم در بین دولت های دنیا مستکبر را پیدا کنیم، دچار مشکل نمی شویم؛ یعنی دولت آمریکا که امام به او لقب شیطان بزرگ دادند در مقابل ندای حق طلبانه ملت ایران مستکبر بود، استکباری که در زمان ما شکل گرفت، استکبار آمریکایی بود، قبل از انقلاب هم این طور بود، در دوران انقلاب و تا امروز هم همین طور است. این سه حادثه ای که روز 13 آبان نمایشگر و یادآور آن حوادث است در همین ارتباط است. قبل از انقلاب امام با وسوسه و دخالت آمریکایی ها در کشور و با مسئله کاپیتولاسیون مخالفت کردند. به خاطر این مبارزه، امام را در روز 13 آبان تبعید کردند. استکبار یعنی این به خیال خودشان حرف حق را در گلوی گوینده حق شکستند، البته این صدا نشکست و بحمدالله شجره طیبه ای شد.»
در مورد بیداری اسلامی و نقش آن در گسترش استکبارستیزی در خاورمیانه نیز می توان گفت: «موج عظیم بیداری که این روزها سراسر منطقه خاورمیانه و کشورهای شمال آفریقا را دربرگرفته است، از جمله تحولات شگرفی بود که تا ماه ها شگفتی بسیاری از تحلیل گران بین المللی را دربرداشته است. بسیاری از کشورها به خصوص آمریکا که در منطقه ما دارای پایگاه های مهم و حساس هستند و منافع مهمی در این منطقه استراتژیک دارند با بروز این پدیده به وحشت افتادند و از این که نتوانسته بودند این رخداد را پیش بینی کنند، ابراز نگرانی می کردند. اما به راستی دلیل اصلی این حرکت های عظیم مردمی که امروز شاهد گسترش آن حتی به دیگر نقاط جهان هستیم، چیست و چرا یکی از اضلاع این اعتراض ها در کشورهای منطقه، آمریکا ستیزی است؟»
نظرسنجی های انجام شده در کشورهای اروپایی که متحدان اصلی آمریکا محسوب می شوند، نشان می دهد که اروپاییان نیز سالهاست که به جبهه آمریکاستیزی پیوسته اند و با دیده منفی به اقدام های این کشور درجهان می نگرند. نظرسنجی های انجام شده در بریتانیا، فرانسه و لهستان درباره دیدگاه مردم این سه کشور درباره اقدام های آمریکا درجهان حکایت از آن دارد که اکثریت آنها نگاه منفی به این اقدام ها دارند.
در انگلیس 57 درصد از مردم این کشور معتقدند که نفوذ آمریکا در جهان نفوذی منفی است و 33 درصد از آنها فکر می کنند که این حضور، حضوری مثبت است در حالی که، درسال 2006 میلادی 36 درصد از مردم انگلیس نسبت به اقدام های آمریکا در جهان با دیده مثبت نگاه می کردند.
درفرانسه نیز اکثر مردم این کشور دیدی منفی درباره اقدام های آمریکا دارند به طوری که از هر 10 فرانسوی، 7 نفر معتقدند که آمریکا تأثیری منفی بر تحولات جهان دارد و این امر بسیار بیشتر از سالهای 2006 و 2007میلادی است.
در لهستان که از دیرباز مردم آن دیدی مثبت به اقدام های آمریکا داشتند نیز وضعیت به همین گونه است و اکنون فقط 37 درصد از مردم این کشور به اقدام های واشنگتن با دید مثبت نگاه می کنند.
درکشورهای مسلمان وضعیت کاملا برضد آمریکا و اسراییل است و مثال بارز آن، قدرت گرفتن اسلام گراها درکشورهایی چون تونس، لیبی و مصر است که بیداری اسلامی در آنها به نتیجه رسیده و در کشورهایی چون بحرین، عربستان و یمن نیز حمایت واشنگتن از دیکتاتورهای این سه کشورموجب شده تا مردم خاورمیانه بیش از گذشته به خوی استکباری آمریکا پی ببرند.
افزایش نفرت
درسایت تحلیلی «آمریکا در تقاطع» آمده است: «در 11 سپتامبر 2011، هزاران نفر در سراسر دنیا به سفارتخانه های آمریکا رفتند تا به دلیل وقوع حملات تروریستی در آن روز با دولت و مردم این کشور همدردی کنند.» و حتی یکی از روزنامه های فرانسوی در همدردی با مردم آمریکا نوشت: «ما همه آمریکایی هستیم» اما اکنون و با گذشت زمان تفکر مثبت مردم جهان درباره آمریکا از بین رفته و رویدادهایی چون جنگ عراق، زندان گوانتانامو، ابوغریب، افزایش گرمای جهان و... درباره آمریکا از بین رفته است. اوج تنفر از آمریکا در زمان ریاست جمهوری «جرج بوش» به ثبت رسید.
نفرت از آمریکا پدیده جدیدی نیست. با این حال منابع و علائم متعدد آمریکاستیزی در جهان عرب، ریشه یابی دلایل اصلی آن را مشکل می سازد. درحالت کلی می توان گفت که اعراب 3 دلیل عمده برای مخالفتشان با آمریکا دارند: اول) حمایت اقتصادی، سیاسی و نظامی آمریکا از اسراییل که در نتیجه آن اسراییل توانسته است برجهان عرب فائق آید و سرزمین هایشان را غصب کند. دوم) حملات هوایی و تحریم های آمریکا بر ضد برخی از کشورهای عرب و اشغال عراق؛ سوم) حمایت از برخی رژیم های غیرمردم سالار عرب، ایجاد پایگاههای نظامی درکشورهای عربی و جنگ آمریکا برضداسلام و شهروندان عرب تبار و مسلمان خود.
آمریکا در 30 سال گذشته کوشیده است بحران اعراب و اسراییل را براساس قطعنامه های 242 و 338 شورای امنیت حل کند و این امر سبب امضای پیمان صلح میان مصر، اردن و اسراییل گردید و همچنین پایگاههایی در برخی کشورهای عربی برای حفاظت از رژیم های آنها تأسیس کرده است. آمریکا به کشورهای مصر، اردن، مراکش، یمن و برخی دیگر از کشورهای عربی کمک های اقتصادی و سیاسی بسیاری کرده است. همچنین آمریکا درسال 91 براساس درخواست کویت و سایر کشورهای عربی و با مشارکت نیروهای مصری، سوری و کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس با عراق جنگید. اما اعراب تمام آنچه را که ذکر شد به عنوان اعمال آمریکا در جهت تلاش برای حفظ اسراییل همانند برخی رژیم های دیگر عرب خاورمیانه که به منافع آمریکا خدمت می کنند، می نگرند. مؤسسه اعراب- آمریکا در گزارش 2011م، خود اعلام داشت که جهان عرب، استمرار اشغال فلسطین و دخالت های آمریکا را همچنان مهمترین عواملی می دانند که مانع برقراری ثبات و صلح در خاورمیانه است.
آمریکا به عنوان اصلی ترین حامی دولت های مستبد منطقه به شمار می آید و در طول سالیان گذشته اصلی ترین پشتیبان آن ها در مسایل اقتصادی، نظامی و اجتماعی بوده است. امروز دیگر برکسی پوشیده نیست که «ملک عبدالله» پادشاه عربستان و یا «علی عبدالله صالح» حاکم فراری یمن و دیگر حکام ظالم منطقه که مورد غضب مردم خود واقع شده اند در واقع عروسک های خیمه شب بازی حاکمان کاخ سفید بوده اند و آمریکا در همه مواقع پشتیبان این افراد است.
از طرف دیگر حمایت های بی چون و چرای ایالات متحده از گروه ها و گروهک های تروریستی مانند: «کومله و یا گروهک ریگی و...» به خوبی گویای این امر است که سران این کشور از هرگونه جنایتی برای پیشبرد اهدافشان استفاده می کنند و تنها چیزی که برایشان اهمیت دارد، این است که منافع خود در منطقه را حفظ کنند. آمریکا و سایر کشورهای غربی نیازمند منابع انرژی خاورمیانه تا مدت های مدید هستند و تا زمان جایگزین شدن انرژی های جایگزین نیازمند این انرژی های فسیلی می باشند و مأموریت رساندن این منابع به غرب فعلاً از سوی پادشاه و شیوخ عرب انجام می شود و غرب برای تداوم این مأموریت، بایستی از حاکمان مستبد عربی حمایت کند.
موج بیداری اسلامی با تسخیر سفارت رژیم صهیونیستی در مصر و مورد هجمه قرار گرفتن سفارتخانه های این رژیم در دیگر کشورها وارد مرحله تازه ای شد. همان طور که رهبر معظم انقلاب در آغاز راه بیداری اسلامی فرمودند که حرکت ایجاد شده، «بیداری اسلامی» بوده و خواسته ملت ها پایان دادن به حاکمیت طاغوتی دیکتاتورها و دستیابی به حکومت اسلامی است، با تسخیر لانه جاسوسی اسراییل و آمریکا در کشورهای اسلامی این واقعیت برای کتمان کنندگان حقیقت ضداستکباری بودن خیزش ملت های اسلامی روشن شد و جهانیان به اسلامی بودن این حرکت ها پی بردند. البته آمریکا ستیزی فقط محدود به کشورهایی که در آن ها بیداری اسلامی موجب خروش مردم برضد دست نشاندگان آمریکا و غرب شده نیست بلکه در سایر کشورهای جهان از کره، ژاپن و چین در آسیا گرفته تا پاکستان، افغانستان و قرقیزستان تا ترکیه، عراق و... می توان به راحتی این پدیده را مشاهده کرد.
برگزاری مرتب تظاهرات ضدآمریکایی در پاکستان و افغانستان و تجمع مردم در مقابل کنسولگری های این کشور در شهرهای مختلف، برگزاری تجمع های اعتراض آمیز در مقابل پایگاه های نظامی آمریکا در ژاپن، کره و قرقیزستان و هم چنین تظاهرات ضدآمریکایی در ترکیه و عراق و یا حتی برگزاری تظاهرات ضد سرمایه داری در سراسر جهان در حمایت از «جنبش تسخیر» خود شواهدی غیرقابل انکار برای اثبات افزایش آمریکاستیزی در جهان هستند. امروز نفرت از آمریکا در کشورهایی چون ژاپن و کره به حدی رسیده که احزاب سیاسی این کشورها در رقابت های انتخاباتی و برای جلب نظر مردم وعده می دهند که در صورت پیروزی در انتخابات به حضور نظامیان آمریکایی در کشورشان پایان دهند. آخرین مورد از این وعده ها روز چهارشنبه 19بهمن در کره جنوبی صورت گرفت که حزب رقیب حزب حاکم وعده داد درصورت پیروزی در انتخابات، به حضور نظامیان آمریکایی در این کشور پایان می دهد.
آینده آمریکا در خاورمیانه
شکی نیست که با به نتیجه رسیدن بیداری اسلامی در کشورهای تونس، مصر و لیبی و ادامه آن در عربستان، یمن و بحرین، خاورمیانه دیگر آن خاورمیانه سابق برای آمریکا نخواهد بود و واشنگتن باید با خاورمیانه اسلامی و برقراری دموکراسی در این منطقه کنار بیاید. در همین رابطه «مصطفی آکول» پژوهشگر ترک تبار در مقاله اخیر خود در مجله آمریکایی «فارین افیدز» که در حوزه دیپلماتیک جهانی منتشر می شود، به بررسی کتاب «از سرگیری روابط: ایران، ترکیه و آینده آمریکا» اثر جدید «استیون کینزر» پرداخته است.
کینزر در کتاب خود، سیاست های آمریکا در خاورمیانه و به خصوص در قبال ایران را به حماقت تشبیه کرده و تلاش داشته است نگاه جدیدی را به چرایی عملکردهای ایران و ترکیه در خاورمیانه بیاندازد. او با اتخاذ رهیافت تاریخی، به بررسی ریشه های عدم سرسپردگی ایران در قبال سیاست های آمریکا در خاورمیانه پرداخته و ظهور اسلام گراها در ترکیه را در قالب یک قرآیند تاریخی توضیح داده است. نویسنده در این کتاب از شکل گیری دو نگاه متفاوت نسبت به غرب از ابتدای رویارویی ایران و ترکیه با فرهنگ و تمدن غرب صحبت و میان آورده و به بیان فراز و نشیب این دو دیدگاه در یک فرآیند تاریخی پرداخته است. او عنوان می کند: «ایران باتوجه به قدمت تاریخی خود، کشور دست و پا بسته ای در برابر غرب نیست و به آمریکایی ها نسبت به تغییر در سیاست های خود در قبال ایران هشدار می دهد.»
روزنامه صهیونیستی «هاآرتص» نیز اعلام کرد: «دوره اسلام آمریکایی در خاورمیانه به سر رسیده است.»
«تزیپی برئیل» نویسنده هاآرتص با مرور پیروزی اسلام گرایان در انقلاب ها و انتخاب های اخیر خاورمیانه، نسبت به پیروزی حزب «آزادی و عدالت» در انتخابات پارلمانی و همچنین حمایت گسترده مردم از احزاب اسلامی در تونس، مغرب و لیبی اظهار نگرانی کرد و نوشت: «پیروزی حزب اسلامی «النهضه» در تونس و «جنبش اسلامی» در مغرب و حزب «آزادی و عدالت» در مصر، اسراییل را در برابر چالش بزرگ ظهور نظام های اسلامی که پایگاه خود را در شمال آفریقا خواهند ساخت، قرار می دهد.» وی می افزاید: «ائتلاف جدید اسلام گرایان، اسلام دارای رنگ و بوی آمریکایی معروف و اسلام دارای رنگ و بوی ترکیه اردوغانی نیست، بلکه اسلامی است که خطری واقعی برای موجودیت اسراییل به شمار می رود.» همزمان، روزنامه انگلیسی «ایندیپندنت» در گزارشی اعلام کرد: «بازی اسراییل تمام شده و مصیبتی بزرگ در انتظار این رژیم است. به زودی اسراییل، مصیبت بزرگ را بر شانه های خود احساس خواهد کرد.
با فراگیری بهار انقلاب ها در خاورمیانه، امکان تشکیل کشور فلسطین به رغم تهدیدهای آمریکا پررنگ تر می شود. خاورمیانه دیگر به وضع سابق که آمریکا، غرب و اسراییل حاکم بودند، باز نخواهد گشت چرا که بیداری و انقلاب سراسر منطقه را فراگرفته است.»
«رابرت فیسک» نویسنده مقاله معتقد است: «آمریکا به واسطه حمایت از اسراییل، از جمله در سازمان ملل، در نقش دولتی خودخواه و مستبد اما هراسان ظاهر شده است.» اوباما متعهد شده بود چهره ای تازه از عطوفت را به جهان اسلام نشان دهد اما اکنون در حمایت از اسراییل از هیچ چیز فروگذاری نمی کند درحالی که اسراییل، اشغالگر است. برای اوباما حمایت یهودیان در انتخابات آینده آمریکا، مهم تر از آینده فلسطین و خاورمیانه است. اما بازی تمام شده و سیطره آمریکا بر خاورمیانه به واسطه اسراییل به سر آمده است. آمریکا اکنون تاوان هزینه کردن خود برای اسراییل را دریافت می کند.
پروفسور «لورا آنه ویولا» از کارشناسان در انستیتو «جان اف کندی» دانشگاه آزاد برلین که به مسایل سیاست امنیتی و خارجی آمریکا مشغول است در گفت وگو با روزنامه «تاگس سایتونگ» به بررسی رویکردهای آمریکا در قبال مصر پس از پیروزی اسلام گرایان در انتخابات پارلمانی این کشور پرداخته و اظهار داشت: «کشور مصر مانند گذشته نقش ژئواستراتژیک و مهمی برای آمریکا دارد. این کشور هم چنان تضمینی برای پایداری در منطقه است.
آمریکا سالانه کمک های نظامی میلیارد دلاری را به ارتش مصر می کند که این کمک ها بعداز سقوط مبارک نیز همچنان ادامه دارد.» این کارشناس آلمانی در ادامه اظهار داشت: «آمریکایی ها از یک طرف تعلق و دلبستگی به ارتش مصر دارند و همین امر از دلایل حمایت طولانی مدت ایالات متحده از مبارک بود. از طرف دیگر نتیجه انتخابات پارلمانی در مصر نشان داد که اخوان المسلمین نیروی سیاسی جدید در این کشور است که آمریکا باید همچنین با آن ها مذاکره کند.»