تاریخ انتشار : ۲۰ تير ۱۳۹۱ - ۱۲:۰۹  ، 
کد خبر : ۲۳۹۳۰۶

«پایداری» در برابر تخریب با واژه «تخریب»!


حسن ابراهیم‌زاده
جابجایی مدیران قوه مجریه و نمایندگان قوه مقننه در طی سالیان متمادی بین دو جناح موسوم به چپ و راست، همواره این سؤال را در اذهان مردم ولایتمدار به‌وجود می‌آورد که چرا برخی از مطالبات و دغدغه‌های کلیدی امام و رهبری بر زمین می‌ماند و فرصت‌های طلایی برای روند شتاب علمی و زدودن فقر از جامعه به سادگی از دست نظام می‌رود.
مردم ولایتمدار پاسخ این سؤال را زمانی بیش از هر دوره‌ای دیگر گرفتند که در خرداد سال 76 مشاهده کردند حزبی مانند کارگزاران سازندگی که از دامان جناح راست متولد شده است، به دامان جناح چپ می‌رود و تیم دوم خردادی‌ها چه اقتصادی و فرهنگی و حتی سیاسی همان تیم به اصطلاح جناح راست می‌شود و گویی واژه‌هایی چون محرم و نامحرم انقلاب در ادبیات امام راحل(ره)، و خودی و غیر خودی در ادبیات رهبر معظم انقلاب زمانی معنا پیدا می‌کند که مورد تأیید یکی از این دو جناح قرار گیرد! و هر کس با همه فضائل و شایستگی‌ها و کارآمدی در عرصه مدیریت اگر مورد تأیید این دو قرار نگیرد از نظر جناح چپ «ضد خط امام» و در نظر جناح راست مانع در برابر عملی‌شدن فرامین رهبری به‌شمار می‌رود.
بر زمین ماندن مطالبات و دغدغه‌های امام راحل(ره)، درباره جنگ تحمیلی و کاسه زهر نوشیدن امام در جنگ سخت و نشنیده‌گرفتن فریادهای رهبری درباره شبیخون و قتل عام فرهنگی و سرانجام توصیه کردن به رهبری برای نوشیدن کاسه زهر در جنگ نرم, آن هم در دوران حاکمیت این دو جناح بر قوای مجریه و مقننه، مردم را به این مهم سوق داد تا به دنبال حلقه‌ای باشند که به دور از گزینش جناحی و گروهی، تنها به دنبال منویات «امامت» جامعه که در حقیقت منویات «امت» به‌شمار می‌آید، بروند.
سال 84 این مهم تحقق پیدا کرد و قطار گفتمان امام و انقلاب به حرکت درآمد، هرچند که با نفوذ جریان انحرافی در بدنه دولت و تلاش دشمن برای توقف این قطار، کام ولایتمداران تلخ شد اما با ایجاد فرصت برای خدمتگزاری بسیاری از «نسل دومی‌ها»ی مستقل و به دست‌گرفتن پست‌های مهم توسط نسل پرشور سوم چنان خونی تازه به کالبد انقلاب و نظام دمیده شد که تحیر و تعجب دشمنان را نیز به‌دنبال داشت و پیروز میدان، «امتی» بود که فرمان «امام» خود را اجرا کرد.
در فتنه سال 88 ریزش جناح چپ به دلیل حتی تن ندادن به مطالبه حداقلی رهبری از آنان (شفاف‌کردن موضع خود با ضد انقلاب و طباغه و رقاصه‌ها) در کنار سکوت خواص که بسیاری از آنان داعیه قرار داشتن در جناح راست را داشتند، بار دیگر امت را به میدان کشاند و حدیث ناگسستنی رابطه عمیق «امت با امامت» را در برابر دیدگان جهانیان به تصویر کشید.
امت سربلندانه از فتنه سال 88 بیرون آمد در حالی که جناح چپ ریزش کرد و رهبری یکی از دلایل آن را «عدم تقوای جمعی» در بین آنان برشمرد، مسأله‌ای که به زعم خیلی از کارشناسان می‌تواند اصول‌گرایی را هم با مخاطره روبه‌رو سازد!
در این فتنه، عیار بسیاری از خواص هم به‌ویژه در جناح راست بر همگان مشخص شد که رهبری هم از آنان به «خواص مردود» یاد کردند. با فروکش‌کردن فتنه و آغاز انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی در سال 90، تلاش برای احیای دوباره جناح‌ها آغاز گردید، شکی نیست هم نظام و هم مردم هرگز مانع شکل‌گیری این دو جناح در چارچوب قوانین نبوده و نیستند؛ اما این‌که چرا همه جناح‌ها و گروه‌ها به موازات هجمه بی‌امان جریان انحرافی و رسانه‌های نظام سلطه نوک حمله خود را تنها متوجه جبهه پایداری می‌کنند و با واژه «تخریب» به تخریب این جبهه می‌پردازند، نیازمند تحلیل مستقل و مستند است که خبر از غلتیدن برخی خواص در دام دلالان سیاسی‌کار و وابسته به تعدادی از مراکز «ثروت و قدرت» دارد.
هجمه بی‌امان جناح‌ها و جریان‌ها و حتی دستجات کوچک سیاسی به جبهه پایداری، در حقیقت واهمه برخی از گفتمانی است که می‌خواهد تا برای عملی‌سازی آرمان‌های امام و رهبری و مطالبات برحق مردم وفادار به ولایت و نظام، با هیچ جریان و جناحی وارد معامله نشود و برای ورود و یا عدم ورود به عرصه‌ای از هیچ کس اجازه نگیرد، مگر آن‌که از انگشت اشاره نورانی رهبری انقلاب به درکی از حضور و یا عدم حضور برسند.
آن‌چه در این «تخریب» سازمان‌یافته بر ضد جبهه پایداری آن هم با واژه «تخریب» برای امت ولایتمدار قابل تأمل بود و به حول و قوه خداوند نتیجه عکس داد، کلید‌زدن این پروژه از سوی کسانی بود که خود متهم به مردودکردن خواص در جریان فتنه بودند.
اگر از اظهار نظر برخی بزرگان و خواص در خصوص جبهه پایداری بگذریم و چون گذشته در این باب لب فرو ببندیم و در تحلیل مثلث مردودکردن خواص تنها به یک ضلع آن در این پروژه بسنده کنیم، باید به برخی از دو روزنامه‌ها و هفته‌نامه‌هایی اشاره کنیم که یک ضلع از مردودکردن خواص را تشکیل می‌دادند.
کافی است تنها سری به تیترهای یک سال قبل از فتنه توسط برخی هفته‌نامه‌ها و دو روزنامه‌هایی که به‌دست خواص می‌رسید زد و چگونگی سیاه‌نمایی علیه دولت و نظام و بدبین‌کردن علما و نیز بزرگ‌نمایی نقدهای علما و باب‌کردن نق‌زدن بر ضد نظام را مشاهده کرد و سپس سری به تیترها و پیشانی همین هفته‌نامه‌ها و دو روزنامه‌ها از شخص میرحسین موسوی و تبدیل‌شدن دفتر این نشریات به پایگاه ضد جبهه اصول‌گرایان را رصد کرد و سپس به سراغ همین نشریات که به یکباره به روزنامه!؟ تبدیل می‌شوند و در قامت اصول‌گرایی!؟ تنها و تنها پروژه تخریب آیت‌ا... مصباح و جبهه پایداری را کلید زدند مشاهده کرد!
این‌که چرا برخی از خواص که در یک‌سال قبل از فتنه، فریب تیترهای این نشریات را خوردند و در جرگه مردودین خواص قرار گرفتند دوباره در تور حرکت سازمان یافته این نشریات قرار گرفتند، دردی است جانکاه که باید درباره آن لب فرو بست اما این‌که نظام تا کجا می‌تواند در برابر تاکتیک‌های این مجریان اوامر پایگاه‌های ثروت و قدرت سکوت کند، مسأله دیگر است.
این‌که جریان فتنه، خواص مردود و جریان انحرافی پشت یک خاکریز بر ضد جبهه پایداری موضع گرفته‌اند، نویسندگان جنبش سبز اموی، به صف مدافع ساکتین فتنه و تخریب‌کننده اصلی جبهه پایداری پیوسته‌اند، و به موازات ترور فیزیکی دانشمندان هسته‌ای، ترور شخصیتی شاگردان آیت‌ا... مصباح هم کلید می‌خورد، نشان از واقعیتی دارد که امروز برای همگان آشکار شده است.
این روزها شنیده‌ها حاکی است که ائتلاف اصلاح‌طلبان و ساکتین فتنه، نفوذ در جبهه پایداری برای سوژه‌سازی جریان رقیب، ایجاد تفرقه و جدایی در بین اعضای جبهه پایداری و طرح مسائل فرعی به‌جای اصلی در گفتمان امام و انقلاب در دستور کار طراحان و مجریان تخریب با واژه تخریب قرار گرفته است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات