تاریخ انتشار : ۱۶ تير ۱۳۹۱ - ۰۶:۳۲  ، 
کد خبر : ۲۳۹۳۵۴

پیروزی درخشان مقاومت در سوریه


سعدالله زارعی
مفاد پیش نویس قطعنامه جدید شورای امنیت درباره سوریه، بیانیه سفارت آمریکا در بیروت، موضع جدید نخست وزیر ترکیه و ضد و نقیض گویی های اخیر مقامات و شبکه الجزیره قطر، هر کدام جداگانه بیانگر آن است که سوریه شرایط نسبتا پیچیده یک سال اخیر را پشت سر گذاشته و مخالفان خود را به جمع بندی جدید مبتنی بر پذیرش این واقعیت که دولت سوریه رانمی توان از طریق اعمال زور ساقط کرد، وا داشته است.
شورای امنیت سازمان ملل پس از دو بار ناکامی در صدور قطعنامه مبتنی بر حمایت مطلق از معارضان سوری و یافتن یک راه حل نظامی - امنیتی برای برکناری دولت بشار اسد، اینک دست اندرکار تهیه قطعنامه ای است که پیش از این روسیه از آن بعنوان یک راه حل برای توقف خشونت ها در سوریه یادکرده بود. براساس این پیش نویس که همه مفاد آن هنوز به توافق روس ها و چینی ها نرسیده است، «حمله دولت به تظاهرات کنندگان» محکوم شده و «توقف مقاومت مسلحانه» خواستار گردیده است.
در واقع آمریکا، انگلیس و فرانسه چهار ماه پس از مقاومت در برابر پیش نویس روسی، اینک همان پیشنهاد را با مقداری حواشی دنبال می کنند. همزمان با این مسئله کلینتون و لاوروف وزرای خارجه آمریکا و روسیه تلفنی با هم مذاکره کردند و روسیه موافقت در کلیات را پذیرفت. البته در این پیش نویس توقف مقاومت مسلحانه - یعنی اقدامات تروریستی عناصر وابسته به شبکه آمریکایی، صهیونیستی، فرانسوی، سعودی و قطری - در حالی مورد پذیرش قرار گرفته است که دولت سوریه بر کانون اصلی اقدامات تروریستی یعنی منطقه سه هزار هکتاری باب عمرو - واقع در استان میانی حمص - مسلط گردیده و بر کانال زیرزمینی انتقال سلاح های نیمه سنگین از منطقه ای در شمال حمص و در نقطه متعلق به جریان سعودی - آمریکایی حریری دست پیدا کرده است یعنی در زمانی که دیگر امکان اقدامات سنگین مسلحانه علیه مردم و دولت سوریه از بین رفته، آمریکا، فرانسه و انگلیس خواستار توقف آن گردیده است!
از سوی دیگر دو روز پیش سفارت آمریکا در بیروت پس از ملاقات «موراوانیلی» سفیر با «مروان شریل» وزیر کشور لبنان طی بیانیه ای از دولت لبنان خواست که نیروهای فراری به اصطلاح ارتش آزاد سوریه که حدود 7 ماه پیش توسط غرب، ترکیه و عربستان تشکیل شد، حمایت کرده و از تحویل دادن آنان به دولت سوریه خودداری کند. البته فرماندهی این ارتش بر عهده یک سرهنگ دوم بازنشسته و فراری سوریه به نام ریاض الاسعد گذارده شده بود و تعداد اعضای آن که اکثریت آنها هیچ سابقه نظامی هم نداشتند، از 1000 نفر فراتر نرفت.
وانیلی در این بیانیه گفت دلیلی ندارد افرادی که سلاح خود را تحویل داده اند به سوریه تحویل داده شوند این در حالی است که هیچ قانونی وجود ندارد که از نیروهای تروریستی که با انواع سلاح های نیمه سنگین هزاران نفر از شهروندان یک کشور را کشته و پس از ناتوانی متواری شده اند، بتوان حمایت کرد. این موضوع دو نکته را بخوبی فاش می کند، حمایت آشکار غرب از درگیری های مسلحانه علیه مردم و دولت سوریه و پایان عملیات نظامی از نوع آنچه طی ماههای اخیر با استفاده از هزاران قبضه سلاح های سبک، نیمه سنگین ضد زره، بمب، مین و راکت انداز میانبرد و در اقدام مشترک بین المللی - منطقه ای علیه سوریه به اجرا درآمده است.
دیوید کامرون نخست وزیر انگلیس دو روز پیش در جلسه استماع «کمیته روابط خارجی مجلس عوام انگلیس» برای آنکه نشان دهد شکست عملیات نظامی- امنیتی علیه سوریه علیرغم مجموعه تلاش های دولت او و سایر دولت های غربی صورت گرفته است با صراحت فاش کرد که طی ماههای گذشته معادل دو میلیون پوند تجهیزات نظامی ذیل عنوان «آژانس کمک» به شورشیان سوریه تحویل داده است. او در این جلسه به عدم امکان ادامه عملیات تروریستی گسترده در سوریه اذعان کرد و گفت: «راه حل مناسب، انتقال قدرت از طریق مسالمت آمیز است نه از طریق انقلاب خونین.»
روزنامه الاخبار لبنان دو روز پیش نامه هایی از «علی هاشمی» خبرنگار الجزیره خطاب به «رولا ابراهیم» مجری سوری الجزیره فاش کرد که در آن ها آمده بود من بارها تصاویر درگیری خونین عناصر مسلح با مردم سوریه را به شبکه الجزیره تحویل داده ام ولی آنان حاضر به پخش آن نشده اند و در همان حال تصاویری جعلی از درگیری ارتش با مردم عادی پخش کرده اند که تصاویر مربوط به منطقه خالد از آن جمله است. علی هاشمی هفته پیش وادار به استعفا شد. در این میان شبکه الجزیره با استعفای پی درپی افراد خود که ضربه به سوریه را ضربه به مقاومت می دانند مواجه گردیده است. این استعفاها هم نشان می دهد که گردانندگان الجزیره درباره آینده شغلی خود و زمانی که اسد کاملاً بر اوضاع مسلط شود و طرح عربی- غربی با شکست کامل مواجه شود، نگران هستند.
مذاکرات وزرای خارجه آمریکا و روسیه و بازسازی طرح روسیه توسط آمریکا- در حالی که سه کشور غربی عضو شورای امنیت بشدت علیه آن موضع گرفته بودند - نشان داد که تحولات سوریه اینک از حالت یک طرفه- و اقدام خارج از شورای امنیت- به حالت دوجانبه تبدیل شده است به عبارت دیگر پرونده سوریه که یک بار به شورای امنیت برده شد و با مقاومت دو کشور آسیایی عضو شورا به بن بست رسید و سپس به بیرون شورا برده شده و به جمعی عربی-غربی- اجلاس 65 کشور در تونس- واگذار گردید، اینک دوباره به شورای امنیت برگشته است.
این موضوع هم بخوبی نشان می دهد که ابتکار عربی غربی تونس با محوریت عربستان، آمریکا و فرانسه با شکست کامل مواجه گردیده است این در حالی است که قطر برای موفقیت این طرح 20 میلیارددلار را آماده و همین رقم را رسما اعلام کرد و وزیر خارجه عربستان هم بدون اعلام دقیق با صراحت در تونس گفت اگر لازم باشد تا 200 میلیارد دلار هم هزینه می کنیم. در آن اجلاس میان عربستان و آمریکا از یک سو و میان معارضه سوری -ارتش آزاد به سرکردگی ریاض الاسعد و مجلس ملی به سرکردگی برهان غلیون- اختلاف افتاد، عربستان و قطر بر محوریت ارتش آزاد و آمریکا و فرانسه بر محوریت مجلس ملی تاکید می کردند در همان اجلاس هم پیدا بود که درباره توانایی گروههای تروریستی و پول های عربستان و قطر برای اسقاط نظام سوریه تردید جدی وجود دارد.
در این میان قطری ها طی چندماه گذشته به هر خانواده سوری در استانهای حمص، حماه و اولب در هر هفته 3000 لیر پرداخت کرده اند و حال آنکه حقوق ماهانه یک نفر در سوریه بطور متوسط 3000 لیر است. قطر و عربستان گمان می کردند می توانند با پرداخت 12000 لیر به خانواده ها آنان را به خیابان ها بکشانند و از این طریق این سه استان را از حاکمیت سوریه جدا نمایند اگر این اتفاق می افتاد، سوریه به چهار تکه تقسیم می شد بخش شمالی و غربی شامل 4 استان، بخش میانی- یعنی همین سه استان- بخش غربی شامل دو استان و بخش جنوبی شامل سه استان با محوریت دمشق اما مردم سوریه و از جمله سه استان مورد اشاره به میدان نیامدند و بخش اعظم این پولها هم به دست دولت سوریه می رسید چون قطری ها ناچار بودند از طریق بانکهای سوریه این مبالغ را به خانواده ها برسانند از طرف دیگر کمک های انبوه مالی قطر و عربستان به شکاف و رقابت میان گروههای معارض منجر شد تا جایی که هفته پیش غلیون صراحتا علیه الاسعد موضع گرفت و گفت کدام ارتش مگر این ها چندنفرند که این همه پول دریافت می کنند.
جالب این است که قطر، ترکیه و عربستان با صراحت اعلام کرده بودند که به هر ژنرال ارتش سوریه که فرار کند ماهانه 000/10دلار پرداخت خواهند کرد و بقیه نظامیان می توانند از 500 تا 5000 دلار بطور ماهانه دریافت کنند که 500 دلار برای سربازان فراری بود اما با این همه، هیچ ژنرال یا افسرارشد به این رشوه ها اعتنا نکردند و تعداد درجه داران جزء و سربازان فراری ارتش هم تاکنون به 200 نفر نرسیده است.
اما اگر نگاهی به درگیری های ماههای اخیر حمص بیاندازیم درمی یابیم که این درگیری ها عمدتا توسط القاعده صورت گرفته است و ارتباط زیادی به دو تشکل اخیر که توسط محور غربی عربی ساخته شده اند- یعنی ارتش آزاد و مجلس ملی- ندارد و در عین حال تردیدی هم در این نیست که عملیات خونین القاعده در سوریه با حمایت همه جانبه آمریکا، فرانسه، انگلیس، عربستان و قطر صورت گرفته است.
خبرهای کاملا موثق که توسط منابع سوری هم رسما اعلام شده است بیانگر آن است که طی ماههای گذشته، القاعده از یک کانال نیمه ساز آب به ارتفاع یک متر و نیم که نزدیک به سه کیلومتر آن در زیرزمین بوده و از نزدیک رودخانه العاصی لبنان- واقع در استان هرمل که تحت سیطره گروه حریری می باشد- تا نزدیک منطقه 50 هزار نفری بابا عمرو سوریه امتداد داشته برای حمل سلاح استفاده می کرده اند در این میان نیروهای نظامی فرانسوی که تحت عنوان نیروهای کلاه آبی سازمان ملل در چارچوب قطعنامه 1701 در لبنان حضور داشته اند کار آماده سازی و تجهیز این نیروها را بعهده داشته اند در واقع طی ماههای اخیر نیروهای القاعده از ضعف سیستم اطلاعاتی سوریه استفاده کرده و از طریق این کانال مقادیر بسیار زیادی سلاح نیمه سنگین و مواد منفجره و بمب های متوسط به این منطقه انتقال داده اند.
در این مدت توجه ارتش و نیروهای اطلاعاتی سوریه عمدتا روی مرزهای شمالی با ترکیه بخصوص مرزهای استان اولب تمرکز داشت. در واقع اقدام جنایتکارانه علیه مردم سوریه که ذیل عنوان دفاع از حقوق مخالفان انجام می شد در جنایتکارانه ترین شکل و با استفاده از همه ظرفیت انجام شده است. اگر سیستم سوریه توانایی افشای کامل ابعاد و اجزاء این موضوع را داشته باشد، این می تواند بسیاری از پرده هایی که باعث کژتابی تحولات سوریه شده است را کنار بزند.
در این میان سوریه دو نیروی واقعی مخالف هم دارد که یکی از آنها در این میان وجه المصالحه قرار گرفته و از اعتبار آن برای پوشاندن عمق جنایات مشترک آمریکا، اروپا، رژیم صهیونیستی، عربستان، قطر، بازمانده های لبنانی و القاعده استفاده شده است. بخشی از مخالفان دولت بشار اسد را لائیک ها- عمدتاً ذیل عنوان «حیات تنسیق»- تشکیل می دهند که با هر نوع اقدام مسلحانه علیه دولت مخالفت کرده و علیه معارضه مسلح و تشکل های جعلی موضع گرفته اند.
بخش دیگری از معارضه را نیروهای اخوان المسلمین سوریه تشکیل داده و جزء اصلی معارضه سوری به حساب می آیند. اخوانی های سوریه در حال حاضر موضع یکپارچه ای ندارند آنان عمدتاً روی دخالت آمریکا، فرانسه، انگلیس و عربستان حساسیت دارند ولی با خوشبینی مفرط به ترکیه و قطر می نگرند در حالیکه بازی ضدسوری یک بازی مشترک میان این دو دسته می باشد. اخوانی ها در عین حال ریاض الاسعد و برهان غلیون را آمریکایی دانسته و حاضر به پذیرش آنان نشده اند. این دو موضوع به خوبی از شکاف عمده میان دسته های مختلف معارضه خبر می دهند.
در یک جمع بندی باید گفت توطئه غربی- عربی علیه مقاومت منطقه نفس های آخر خود را می کشد و حالا سوریه می ماند و یک تجربه بزرگ توام با موفقیت و البته یک نیاز مبرمی که به «اصلاح سیستم» و «واگذاری برنامه ریزی شده امور حکومتی به مردم» احساس می کند در این میدان باید به دولت و مردم سوریه کمک کرد تا دو عنصر «اسلام» و «مردم» بتوانند حرف اول را در مسایل سوریه بزنند این موضوعی است که بیش از همه «بشار اسد» از آن استقبال خواهد کرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات