تاریخ انتشار : ۲۱ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۱:۲۴  ، 
کد خبر : ۲۳۹۳۷۸

شام همچنان استوار


فرزاد خلفی
روز سه‌شنبه 9 اسفند هزار و سیصد و نود برابر با 28فوریه 2012 فرصتی فراهم شد تا 4 بامداد کشور را به مقصد دوبی و از آنجا به سمت دمشق ترک کنیم. سفر به سوریه یا همان شام. شام برای ما شیعیان نام تلخی است. یادآور فاجعه عظیم کربلا و شهادت سید و سالار شهیدان امام حسین(ع) و یاران باوفایش است. یادآور حاکمیت بنی‌امیه و حکومت یزید است.
سرزمینی که روزگاری ندای حق‌طلبانه حسینی بر زبان زینب در کاخ سبز بنی‌امیه طنین‌انداز شد و کوس رسوایی آل بنی‌امیه تا همیشه تاریخ نواخته شد و اکنون از یزید نه نامی مانده و نه یادی. شام همچنان مانده است با راس‌الحسین و یارانش که زیارتگاه عاشقان عزت و آزادگی و عدالت و حق‌خواهی است. ایستاده جان دادن و از مرگ نهراسیدن است.
بر مرگ قهقهه مستانه زدن و «هیهات من‌الذله» گفتن است.سفر به شام یا سوریه امروزی فرصتی بود تا در قالب هیات رسانه‌ای کشورمان به سوریه از نزدیک در جریان تحولات این کشور قرار گرفته و با مشاهدات عینی فراتر از آنچه در قاب تصویر و زوایای دوربین‌های داخلی و بیگانه این کشور دیده می‌شود قرار گیریم.
سوریه قریب به یک سال است دچار چالش امنیتی است و این بحران در این مدت بسیار در نوسان بوده و اوضاع امنیتی کشور را دچار افت و خیز فراوان نموده است.سوریه جمهوری عربی است که بالغ بر 23 میلیون نفر جمعیت و 185 هزار کیلومتر مربع مساحت دارد و به لحاظ جغرافیایی با کشورهای لبنان، قبرس، فلسطین اشغالی، اردن، عراق و ترکیه هم مرز است.
نام سوریه را فرانسوی‌ها بر آن نهاده‌اند و در واقع سوریه بخش مهمی از سرزمین تاریخی شام است. این کشور در سال 1964 پس از روی کار آمدن حزب بعث اعلام استقلال کرد و از دهه 70 میلادی خاندان اسد بر این کشور حکومت می‌کنند.
روز سه‌شنبه همزمان با ورودمان به دمشق توفیق زیارت دردانه امام حسین و نونهال رسته از باغ ولایت و امامت حضرت رقیه(س) پیدا شد. حرم باصفای حضرت رقیه(س) که در بخش قدیمی و کوچه‌های باریک و بازار باستانی دمشق قرار دارد حال و هوای معنوی ما ایرانیان را داشت. عمده زوار ایرانی بود و به نماز جماعت رسیدیم. پس از اقامه نماز در حرم دعای توسل نیز برگزار شد.
توسل به همه معصومین و توسل به حضرت رقیه(س) و دعای خیر بضاعت ما و همه دوستان همراه بود. شب بعد از زیارت میهمان سفارت جمهوری اسلامی ایران در دمشق بودیم. هدف از سفر هیات رسانه‌ای ایران مشاهده عینی و نزدیک وقایع سوریه و تجزیه و تحلیل دست‌های پیدا و پنهان در این بحران بود.
روز چهارشنبه 29 فوریه برابر با 10 اسفندماه برای دیدار با مجروحان ناشی از درگیری با معارضان مسلح راهی بیمارستان نظامی تشرین در شهر دمشق شدیم. تشرین نام یکی از ماه‌های سوریه است. همچون ماه بهمن‌ و ماه خرداد در ایران. ماه تشرین یادآور مقابله سنگین ارتش سوریه با رژیم متجاوز صهیونیستی است.
در این ماه ضربات سنگینی ارتش سوریه به رژیم اسرائیل وارد کرد و بلندی‌های جولان را پس گرفت اما با امضای معاهده کمپ دیوید توسط انورسادات، رییس‌جمهوری مصر، ارتش سوریه مجبور به عقب‌نشینی شد. موزه تشرین که غنائم به دست آمده جنگ با اسرائیل در آن نگهداری می‌شود نیز در نزدیکی بیمارستان تشرین قرار دارد.
به بیمارستان تشرین نزدیک شدیم. آسمان باریدن گرفته بود. آب و هوای مدیترانه‌ای دمشق و بارش آرام باران در بیمارستان تشرین برای مجروحان امیدبخش بود. ورودی بیمارستان تشرین سنگربندی شده بود. با تشریفات دیپلماتیک همراه با ماموران امنیتی سوری به اتاق رئیس بیمارستان هدایت شدیم.
رییس بیمارستان با یونیفورم نظامی از هیات استقبال کرد. درجه او سرلشکر بود و به گفته خودش پزشک ارتوپد و جراح استخوان است در اتاق رئیس بیمارستان سه عکس بزرگ از بشار اسد و پدرش حافظ اسد دیده می‌شد.
عکس کوچکی از بشار اسد که کودکی را نوازش می‌کرد نیز دیده می‌شد. ساعت بالای در اتاق رئیس بیمارستان هم که عدد 11 را نیز نشان می‌دهد عکس بشار با لبخند ملیحش را نشانه گرفته بود و بیش از آنکه ساعت و زمان را نشان دهد نقش بشار را در دیده‌ها ثبت می‌کرد.
رییس بیمارستان از حمایت ملت ایران از کشور مسلمان سوریه سخن گفت و از اخراج سفیر رژیم صهیونیستی در اوایل انقلاب و برافراشتن پرچم فلسطین بر فراز سفارت اسرائیل در تهران به نیکی یاد کرد.سرلشکر موریس که مسیحی است به ما گفت: روزانه 10 تا 15 نفر از کشته‌شدگان نظامی که در تله معارضین کمین گرفته گرفتار می‌شوند در اینجا تشییع می‌شوند و بالغ بر یکهزار نفر طی دو ماه گذشته در درگیری با معارضین یا بر اثر کمین نیروهای معارضین مسلح کشته شده‌اند.
بعد از دیدار 10 دقیقه‌ای با رییس بیمارستان به بخش‌های مختلف وارد شدیم. مجروحینی که از ناحیه دست و پا قطع عضو شده بودند یا از ناحیه شکم، سر و گردن و سینه ترکش‌های خمپاره و یا اثرات گلوله دیده می‌شد. برخی با شلیک مستقیم مجروح شده بودند و برخی بر اثر انفجار بمب‌های دست‌ساز و برخی بر اثر شکنجه توسط مخالفان.
پزشکی که همراه با هیئت در کنار مجروحان قرار گرفته بود، می‌گفت که ترکش‌ها و گلوله‌های اصابت شده به بدن مجروحان از مواد شیمیایی است که در درون بدن، بافت سلولی آن را کاملا می‌سوزاند و آنها را از بین می‌برد. عمده مجروحان به دلیل ضعف در دانش پزشکی و امکانات از یک‌سو و اثرات شیمیایی مخرب تسلیحات استفاده شده توسط معارضین که بنا به گفته مسئولان بیمارستان اسلحه‌های فرانسوی و اسرائیلی هستند،قطع عضو شده‌اند. گزافه نیست که بگویم این مجروحان اگر در تهران مداوا می‌شدند به قطع عضو دست و پا و یا فلج شدن از ناحیه دست و پا دچار نمی‌شدند. ارتش سوریه در یازده ماه گذشته در مقابل بحران پیچیده‌ای قرار گرفته است.
مجروحان از برخورد خشونت‌آمیز معارضان مسلح می‌گفتند، از اینکه آنها آماده مقابله با تهدیدات خارجی بوده‌اند اکنون در کشورشان بخشی از سرزمین شام آماج حملات عده‌ای مسلح شده است، اندوهگین بودند.
نگاهم را از بازوی قطع شده جوان 23 ساله سوری که تازه از دانشکده افسری فارغ‌التحصیل شده و اکنون بر تخت بیمارستان آرمیده است به سوی پنجره سمت راست اتاق چرخاندم. رقص باران شدت گرفته بود و در این اندیشه بودم کشوری که در میان جماعت 21 کشور عربی محور مقاومت فلسطین و خط مبارزه با رژیم صهیونیستی قرار گرفته است و بیش از سه دهه است به جای آنکه به سرزمین اشغالی جولان‌اش بیندیشد به آزادی قدس و کشور فلسطین اندیشه کرده است.
کشوری که سرباز تربیت کرده است تا در مقابل تجاوزات بیگانگان بایستد، اکنون گریبانش را توطئه‌ای از درون گرفته است که کاملا دست‌های بیگانگان بخصوص رژیم صهیونیستی در آن آشکار است. معارضینی مسلح با بسیج امکانات اسرائیلی و برخی کشورهای عربی به جنگ با برادران خود آمده‌اند و با نگاهی پرامید به درگاه حضرت حق‌تعالی در دلم گفتم پروردگارا باران رحمت و مودت و محبتت را بر دل‌های این جماعت ببار که صلاح و فلاح هیچ قومی و سرزمینی از لوله تفنگ نمی‌گذرد.          ادامه دارد...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات