تاریخ انتشار : ۲۰ خرداد ۱۳۹۱ - ۱۱:۱۷  ، 
کد خبر : ۲۳۹۳۸۹

اسلام و خشونت فرهنگی


حاجی ‌حسن‌پور: بر کسی پوشیده نیست که از دیر زمان برخی فرهنگ‌ها با یکدیگر در تعارض و تضاد بوده و هر کدام خود را برتر از دیگری می‌‌پنداشته‌اند و به نوعی همدیگر را طرد می‌‌کرده‌اند (نظریه تضاد فرهنگی). پس از ظهور فرهنگ انسان‌ساز و متعالی اسلام در سرزمین حجاز در عصر جاهلیت، می‌‌توان این تعارض را به خوبی مشاهده کرد.
تا زمانی که فرهنگ اسلامی بر آن سرزمین غالب نگشت میان اسلام و جریان‌های کفر، شرک و نفاق جنگ‌ها و درگیری‌های بسیاری پدید آمد طوری که مشرکان و کفار مکه و مدینه حاضر بودند در راه عقاید باطل خویش جان و مال خود را هدر داده و نگذارند اسلام رشد و از انسان‌های جامانده از فرهنگ و تمدن دستگیری کند ولی با کمک‌های الهی اینچنین نشد و پیامبر و یاران ایشان توانستند بر این جریانات فائق آمده و پس از مبارزات فراوان، مکه را در سال هشتم هجری از لوث وجود آنان پاک و اسلام را در آنجا پیاده کنند.
در حقیقت اسلام به دنبال توجه دادن انسان‌ها به فطرت انسانی و در تلاش برای بیرون کشاندن آنها از منجلاب‌های مختلف فردی و اجتماعی بوده است. به عبارتی تنها اسلام به دنبال سعادت‌بخشی به انسان‌ها برآمده و در این راه هزینه‌های مختلفی نیز پرداخت کرده است که 3 سال محاصره اقتصادی مسلمین در شعب ابیطالب را می‌‌توان یک نمونه از آن دانست.
حال و پس از بیان مقدمه، سوال این است که آیا در اسلام خشونت فرهنگی (Cultural Violence) وجود دارد؟ به عبارت دیگر آیا در اسلام چیزی به نام اینکه باید در مسائل فرهنگی خشن بود و ملاحظه کسی را نکرد و باید با همه در‌افتاده و همه فرهنگ‌ها را طرد کرد می‌‌توان جست‌وجو کرد؟
پاسخ این پرسش منفی است یعنی به طور قطع باید گفت فرهنگ اسلام از تمام مظاهر خشونت (در پذیرش و گسترش اسلام) به دور است چرا که بر اساس آموزه‌های اسلامی و به گواهی تاریخ، مسلمانان هیچگاه برای تبلیغ دین و فرهنگ خود به خشونت متوسل نشده بلکه این دشمنان اسلام بودند که برای حفظ و گسترش فرهنگ خویش، همواره در تلاش برای نابودی اسلام برآمده و همه ایام به طراحی و برنامه‌ریزی علیه آن اشتغال داشته‌اند که نمونه آن را می‌‌توان برافروختن جنگ‌های مختلفی از قبیل بدر، احد، احزاب، تبوک و... دانست که در صدر اسلام از سوی کفار و مشرکان بر مسلمانان تحمیل شد که هیچگاه مسلمانان آغازگر آن نبودند بلکه فقط از خود دفاع می‌‌کرده‌اند. بر این اساس، فرهنگ اسلامی از اعمال هر نوع خشونت علیه دیگر فرهنگ‌ها بیزار و همواره در تلاش برای تعامل سازنده میان آنان است.
البته این بدان معنا نیست که اسلام در مقابل فرهنگ‌های مخرب سکوت کرده و هیچ برنامه‌ای ندارد، به عبارت دیگر فرهنگ اسلامی به جهت رویکرد غارتگرانه‌ای که بر برخی فرهنگ‌ها حاکم است به گونه‌ای که همه فرهنگ‌ها را به خود فراخوانده و آنان را از داشته‌های خویش تهی می‌‌کند (همانگونه که خداوند نیز بدان توجه داده است) «لن ترضی عنک الیهود و لا النصاری حتی تتبع ملتهم». (بقره 120) برای جلوگیری از ورود ویرانگرانه دیگر فرهنگ‌ها به درون جامعه مسلمانان، به امت اسلامی سفارش‌هایی کرده است که از آن جمله می‌‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
1- شدت عمل با کفار و منافقان
خداوند در قرآن از پیامبر و جامعه اسلامی به عنوان کسانی که با کفار با شدت تمام برخورد کرده و دست رد به سینه آنان می‌‌زنند یاد و در همین حال آنان را با یکدیگر مهربان می‌‌داند و می‌‌فرماید: «محمد رسول‌الله و الذین معه أشداء علی الکفار رحماء بینهم» (فتح29) محمد پیامبر خدا و کسانی که با او هستند بر کافران سختگیرند و با یکدیگر مهربان».
از این رو اگر سختگیری و به تعبیری خشونتی هم در دین وجود دارد نسبت به بدخواهان آن است که امری ضروری می‌‌نماید چرا که بر اساس عقل و منطق نمی‌توان با همه افراد و فرهنگ‌هایی که در حال جنگ با مسلمانان هستند دوستانه برخورد و با آنان به هر قیمتی رابطه برقرار کرد. خداوند خطاب به پیامبر(ص) به عنوان کسی که الگوی جامعه اسلامی است و همواره باید مسلمین از او تبعیت کنند، دستور مبارزه و برخورد با منافقین داده است: «یا ایها النبی جاهد الکفار و المنافقین و اغلظ علیهم؛ ای پیامبر! با کافران و منافقان بجنگ و با آنان باشدت رفتار کن». (توبه73)
تحقیقا این سخن بدان معناست که اگر مسلمین بخواهند از شر منافقین معاند و توطئه‌گر در امان بمانند باید در برخورد با آنان از قوه قهریه خود استفاده کرده و نگذارند فرهنگشان را تباه کرده و به تعبیری آن را غارت کنند.
2- دوری از جریان شرک

یکی از جریانات خطرناکی که در طول تاریخ اسلام در برابر فرهنگ و آموزه‌های ناب اسلامی ایستاده و علیه آن قیام کرده جریان شرک بوده است به گونه‌ای که هیچگاه این جریان انحرافی تاب دیدن فرهنگ پیشرو و سعادتبخش اسلام را نداشته و در راه رشد و گسترش آن سنگ‌اندازی کرده است. خداوند برای دور ماندن جامعه اسلامی از آثار مخرب این جریان به رسول خود دستور می‌‌دهد از آنان دوری کند.
این خود نوعی رفتار خشونت‌آمیز تلقی می‌شود: «اتبع ما اوحی الیک من ربک... و اعرض عن المشرکین؛ از هرچه از جانب پروردگارت بر تو وحی شده است پیروی کن... و از مشرکان روی برتاب». (انعام 106) بی‌تردید باید گفت هر چند ظاهر برخی آیات بالا در این معنی است که باید با کفار، مشرکان و منافقان جنگ نظامی و به تعبیری جنگ سخت‌افزاری کرد تا دیگر یارای مقابله با مسلمانان را نداشته باشند ولی با توجه به اینکه مصادیق و اشکال جنگ مرتبا در حال دگرگونی است لذا می‌‌توان این آیات را در مصادیق مختلف جنگ‌ها جاری دانست.
مثلا در دنیای امروز که یکی از مصادیق جنگ همان جنگ نرم و به عبارتی جنگ فرهنگی است (که به مراتب از جنگ‌های سخت، شکننده‌تر و مخرب‌تر است) می‌‌توان آن را نوعی جنگ و مبارزه مسلمین علیه دنیای کفر و شرک دانست و از این آیات نحوه برخورد جوامع اسلامی با آنان را استفاده کرد به اینکه ما در این میدان مبارزه نباید در مقابل این جریانات از داشته‌های فرهنگی خویش کوتاه آمده و با آنان طرح دوستی بریزیم چرا که این امر در نهایت به نابودی فرهنگ اسلامی خواهد انجامید و هیچ نتیجه مثبتی به ارمغان نخواهد آورد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات