تاریخ انتشار : ۱۶ تير ۱۳۹۱ - ۰۷:۰۶  ، 
کد خبر : ۲۳۹۵۰۹

آمریکا و کشتار مسیحیان در عراق


دکتر فریبرز درجزی / روزنامه‌نگار و استاد دانشگاه
هنگامی که جورج دبلیو بوش در ژانویه 2009 از صحنه سیاسی جهان کنار رفت آن دموکراسی وعده داده شده در معنای جفرسونی‌اش تبدیل به یک آرمانشهر در عراق شد، لیکن چهل و سومین رئیس‌جمهور آمریکا همچنان کودکانه بر این رویکرد پای می‌فشرد که دستاوردی تاریخی در عراق حاصل شده لیکن شاید منظور بوش از این ماحصل مهم همانا پایان کار مسیحیت آسوری عراق یعنی همان شاخه‌ای که قدمتی به اندازه خود مسیحیت دارد، باشد. در دهه ماضی چندین روحانی مسیحی ربوده شدند که برخی در مقابل پول آزاد و مابقی به طرز وحشیانه‌ای به قتل رسیدند، مثلا ربودن و قتل بی‌رحمانه «پائولوس فرج‌راهو» اسقف اعظم کلدانی- کاتولیک موصل که در اردیبهشت 1387 شمسی به وقوع پیوست قطعه‌ای کوچک از یک پازل بزرگ است.
قانقاریای خشونت که از سال 2003 قربانیان مسیحی فراوانی گرفته سیاهه‌ای بلندبالا را تشکیل می‌دهد. در یکی از فجیع‌ترین آنها در اکتبر 2006 نوزاد 2 ماهه‌ای را ربوده و چون مادرش توانایی تهیه پول درخواستی آدم‌ربایان را نداشت چند روز بعد جنازه بی‌سر و کباب شده کودک که در میان برنج خوابیده بود را تحویل گرفت. در نوامبر همان سال نوجوان 14 ساله‌ای به نام «ایاد طارق» در ساعت 6 صبح مقابل محل کارش گردن زده شد چرا که از نظر قاتلان شبه‌نظامی، او یک ملحد کثیف مسیحی بود.
همان روزها کشیش «پائولوس اسکندر» به چنگ آدم‌ربایان افتاد و عاقبت وی نیز اندام‌ها و سرش از تن جدا شد. دهم نوامبر 2006 مسیحی دیگری در محله مسیحی‌نشین البصرای موصل به صلیب کشیده شد. در این چند سال حدود یکصد مسیحی نیز با بمب مورد حمله واقع شده و عده‌ای از زنان جوان مسیحی ربوده شده مورد هتک‌حرمت واقع شده و تعداد زیادی از آنها خودکشی کرده‌اند.
دیگر اعمال این رفتار درباره مسیحیان در عراق به امری نوستالژیک تبدیل شده لذا پارادایم قتل، غارت، تجاوز و شبیخون به آنها روزمره و عادی شده به قسمی که شب هفتم سپتامبر 2005 حدود 500 باب مغازه متعلق به مسیحیان آسوری در بازار «الدوره» بغداد به آتش کشیده شد و از آن پس مصادره اموال مسیحیان آسوری ابعادی گسترده به خود گرفت لیکن در منطقه خودمختار کردستان در شمال عراق وضعیت مسیحیان فرابحرانی بوده و همواره تحت تعقیب‌اند، کودکان مسیحی همواره ربوده شده و تحت قیمومیت خانواده‌های کرد قرار گرفته یا وادار به ازدواج اجباری می‌شوند.
این اقلیت عراقی به‌طور‌ روزمره از جانب بنیادگرایان شبه‌نظامی زیر نظر قرار داشته‌اند طوری که وقتی در مارس 2007 منطقه الدوره بغداد برای مدتی تحت کنترل شبه‌نظامیان القاعده درآمد این عده استراتژی نوینی جهت کسب درآمد پیدا کرده و از هر مسیحی مبلغ 190 دلار هزینه برای مراقبت و محافظت دریافت کردند لیکن از آنجا که هیچ خانواده عراقی نمی‌توانست برای مدتی طولانی چنین مبلغ زیادی را بپردازد، بنیادگرایان به ظاهر اسلامگرا به‌رغم آنکه طبق قوانین اسلام هیچ اجباری جهت مسلمان شدن اغیار وجود ندارد اما مسیحیان آن منطقه را وادار می‌کردند روزهای جمعه به مساجد آمده و مسلمان شوند و هر خانواده‌ای که امتناع می‌کرد برای جان به در بردن باید بدون آنکه چیزی برمی‌داشت ظرف 24 ساعت خانه و کاشانه‌اش را ترک کرده و اموال باقیمانده جزو مایملک مسجد به شمار می‌رفت و جالب اینکه در این جمود انسانی و مسخ اجباری نه‌تنها نیروهای آمریکا‌یی که دولت عراق نیز هیچ واکنشی از خود نشان نمی‌دادند.
در واقع مسیحیان آسوری عراق خود را قربانی یک پاکسازی قومی و یک قتل‌عام تعمدی نژادی دانسته و این چالش مصداق همان تعریف کنوانسیون سازمان ملل از قتل‌عام‌ها و پاکسازی‌های قومی و نژادی است که نسل‌کشی محسوب می‌شود. جماعت مسیحیان آسوری عراق در آوریل 2003 حدود 5/1 میلیون نفر و 8 درصد جمعیت عراق را شامل می‌شدند اما تاکنون بیش از دوسوم آنها از کشور گریخته‌اند و در اردن، سوریه و... پناهنده شده‌اند. به علاوه جز آنها دیگر اقلیت‌های مذهبی عراق نیز چاره‌ای جز فرار نداشته و امکان چندانی هم برای رجعت هیچ‌یک از آنها وجود ندارد لذا آتیه‌ای بس مخاطره‌برانگیز و مبهم در پیش‌رو دارند.
حتی واتیکان با آن جایگاه کاریزماتیک نیز هیچ اقدام و حمایتی برای اسکان نظام‌مند آنها در ممالک غربی به عمل نیاورده است. در این میان برخی سیاستمداران غربی همچون «اریکا اشتاین‌باخ» سخنگوی فراکسیون کمک‌های انسان‌دوستانه و حقوق بشر مجلس آلمان تلاش وافری جهت نجات این پناهجویان انجام داده و از دولت‌های غرب خواستار افزایش کمک‌ها و پذیرش آنها شده است: «ما باید مسیحیان تحت تعقیب عراقی را شناسایی و در کشورهای خود اسکان دهیم.» (نشریه مرکور، توماس کرایوف، آوریل 2009).

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات