تاریخ انتشار : ۱۰ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۶:۲۲  ، 
کد خبر : ۲۳۹۵۱۲

قرآن‌سوزان با آتش آپارتاید مذهبی غرب


اوایل اسفندماه امسال نظامیان آمریکایی مستقر در پایگاه نظامی بگرام در اقدامی شنیع و برخلاف قواعد و قوانین بین‌المللی اقدام به سوزاندن 70 کتاب متعلق به زندانیان افغان کردند که البته در میان این کتب تعدادی قرآن نیز وجود داشته است اما بر حسب شواهد موجود به نظر می‌رسد که سربازان آمریکایی تمایلی نداشته‌اند که مردم آن‌سوی دیوارهای پادگان بگرام از این مسئله آگاه شوند. به همین خاطر آنها این کار را به صورت مخفیانه و به دور از چشم افکار عمومی افغانستان انجام داده‌اند. اما به گفته روشنا خالد، سخنگوی والی پروان، رفتگران در شب حادثه، بقایای قرآن‌های سوزانده شده را در میان زباله‌های پایگاه نظامیان آمریکایی در بگرام پیدا کرده‌اند.
با انتشار این خبر موجی از خشم و نفرت در سراسر افغانستان منتشر شد و هزاران افغان معترض به هتک حرمت سربازان آمریکایی مستقر در پایگاه بگرام در مقابل این مرکز نظامی تجمع کردند.
تجمعی که به گزارش وب‌سایت انجمن مدافعان حقوق‌بشر نه‌تنها افغانستان بلکه مردم پاکستان و عراق را نیز از خود متأثر کرد. البته این اعتراضات با اعتراضات مشابه دیگر تفاوت‌های چشمگیری داشت از جمله آنکه به رغم عذرخواهی رسمی فرماندهان نظامی خارجی حاضر در افغانستان و ورود باراک اوباما به ماجرا و عذرخواهی رسمی وی از مردم افغانستان آتش اعتراضات همچنان ادامه یافته است به نحوی که این مسئله در میان نخبگان و فعالان مدنی افغانستان مباحث فراوانی را برانگیخته است.
این مسئله سبب خواهد شد تا مردم افغانستان و مسلمانان منطقه در کوتاه مدت به سادگی از کنار این مسئله عبور نکنند و به دنبال راهکارهایی برای مبارزه با آپارتاید مذهبی نظامیان آمریکایی باشند واقعیت آن است که ماجرای بگرام و تجربیات سال‌های گذشته نشان می‌دهد که از زمان انتشار کتاب آیات شیطانی و در ادامه سیر تاریخی این رویه تا فراخوان رئیس‌جمهور وقت آمریکا جورج بوش پسر به احیای جنگ‌های صلیبی، شاهد رشد فزاینده‌ای از آپارتاید مذهبی نسبت به مسلمانان هستیم. این مسئله سبب شده تا افراط‌گرایان مسیحی و یهودی در ادامه جسارت‌های خود به ساحت پیامبر عظیم‌الشأن اسلام و مقدسات مسلمانان پا را از گلیم خود فراتر گذاشته و پس از ترسیم کاریکاتورهای موهن در نشریات و دعوت به قرآن‌سوزی توسط کشیش فلوریدایی در سال گذشته میلادی و ماجرای اخیر در افغانستان هر روز بر دامنه نگاه تبعیض‌آمیز خود بیفزایند. از سوی دیگر سکوت توأمان با مدارای مسلمانان نیز زمینه توسعه بدانگاری مذهبی را بیش از پیش برای غرب فراهم آورده است.
به‌گونه‌ای که آنها علاوه بر تبعیض در اعطا و رعایت آزادی‌های مدنی این‌بار مقدسات مسلمانان را به باد سخره و توهین گرفته‌اند. مسئله‌ای که بی‌تردید از این پس نتیجه‌ای جز افزایش خشونت‌های مذهبی و توسعه فزاینده رویه‌های نژاد‌پرستانه نخواهد داشت.
امروز مردم افغانستان و مسلمانان جهان شاهد هستند که نظامیان سیاسی غرب در مقابل افراط‌گرایان مسیحی ارتودکس واکنش قابل توجهی را از خود نشان نداده‌ و بی‌توجه به احساسات جریحه‌دار شده مسلمانان تنها به محکومیت دیرهنگام چنین اعمالی اکتفا می‌کنند.
آنان باید نسبت به عوارض این‌گونه رفتارهای مبتنی بر تفکرات نژادپرستانه خود اشراف داشته و از عواقب احتمالی آن بیمناک باشند؛ عواقبی که ممکن است منجر به افزایش بی‌ثباتی و ناامنی در منطقه شود.
البته تجربه سال‌های اخیر اشغال افغانستان گویاتر از آن است که نیازی به تفسیر و تأویل‌های تئوریک در باب اهمیت مقدسات مذهبی برای مردم این کشور داشته باشد. آنان 14 سال در مقابل نظام شوروی ایستادگی کردند چون خصومت بلوک شرق را عریان‌تر از غرب در مقابله با اساس دین می‌دیدند.
این در حالی بود که سربازان شوروی سابق هرگز جسارت‌های نظامیان غربی به مقدسات مسلمانان را مرتکب نشده بودند اما در اینکه چرا نظامیان خارجی مستقر در خاک این کشور همچنان از آینه تاریخ عبرت نمی‌گیرند سؤالی است که پاسخش را باید در زمینه‌های سیاسی وقوع چنین حوادثی جست‌وجو کرد.
به گمان ناظران مسائل سیاسی ارتش آمریکا و نظامیان موسوم به ائتلاف بر اثر آموزه‌های آپارتاید مذهبی غرب قصد دارند بن‌مایه‌ها و باورهای عمیق فرهنگی و سنتی مسلمانان و بالاخص مردم افغانستان را مورد هجوم قرار دهند. بی‌تردید در نظامات مبتنی بر آپارتاید مذهبی که با وضعیتی مشابه بردگی قیاس می‌شوند حقوق‌بشر و وظیفه احترام به مقدسات مذهبی سایر ادیان نادیده انگاشته شده و حاکمان خود را مستحق هر نوع رفتاری با دگراندیشان مذهبی می‌بینند، بی‌آنکه بدانند این مسئله در دراز‌مدت زیرساخت فرصت‌های فرهنگی برای تعاملات سازنده را تخریب کرده و اسباب فراهم آمدن خشونت‌های دینی را مهیا می‌کند و این همان تهدید اصلی صلح جهانی است.
عمق نگرانی جامعه جهانی از توسعه و تسری این تفکر را می توان در کنوانسیون های بین المللی مرتبط با حقوق بشر مشاهده کرد. در ماده2 کنوانسیون بین المللی منع و مجازات جرم آپارتاید (نژاد پرستی)، «جرم آپارتاید» از نظر این کنوانسیون، شامل سیاست‌هایی می شود که «به منظور تقسیم مردم به مرزبندی‌های نژادی طراحی شده باشد»
 به این ترتیب کنوانسیون بین المللی منع و مجازات جرم نژاد‌پرستی (آپارتاید)، آپارتاید را جنایت علیه بشریت و ناقض اصول حقوق بین الملل و اهداف و اصول سازمان ملل و تهدید جدی صلح و امنیت بین المللی اعلام نموده است.
به عبارت دیگر آپارتاید، جدایی نژادی و در واقع نژاد‌پرستی است و به یک معنی شامل مفهوم تبعیض نژادی می‌باشد ولی آنچه در کنوانسیون مزبور مطرح شده، مفهوم و منظور خاصی از نوع تبعیض نژادی بوده که با توجه به آنچه در آفریقای جنوبی در جریان بود، مد‌نظر قرار گرفته است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات