* شورای نظامی و اخوانالمسلمین مصر توافق کردهاند که نامزدی واحد را برای ریاستجمهوری معرفی کنند. این امر را چگونه میبینید؟ آیا این اقدام را تایید میکنید؟
** طبیعتاً من مخالف این هستم که یک نامزد واحد فقط با توافق اخوانالمسلمین و شورای نظامی برای ریاستجمهوری کشور معرفی شود، بلکه باید تمامی گروههای سیاسی در قبال این موضوع به توافق برسند.
من از گفتگو میان نامزدهای انتخابات آتی ریاست جمهوری در مصر حمایت میکنم تا از این راه بتوانیم رئیسجمهوری را انتخاب کنیم که از انقلاب حمایت کند، اما تا به حال هیچ گفتوگویی در این زمینه صورت نگرفته است و در اینباره نامزدهای انتخاباتی تلاشی نکردهاند، اما برخی از شخصیتهای فرهنگی تلاش دارند تا یک همکاری مشترک و مطلوب در این زمینه صورت گیرد.
* چرا شورای نظامی و اخوانالمسلمین اجازه نمیدهند که انتخابات مصر بهطور دیگری برگزار شود؟ چرا در مصر فقط چند حزب و جریان مشخص سرنوشت کشور را رقم میزنند؟
** نخست اینکه شورای نظامی میخواهد بطور کاملا امن از قدرت خارج شود و من این امر را رد میکنم و نمیتوانیم بگوییم که این اقدام دموکراتیک است و یک اقدام دموکراتیک ناقص به شمار میآید. این امر طی انتخابات آتی و بروز چندین اقدام متجاوزانه روشن خواهد شد.
ما نمیتوانیم بگوییم که برخی گروههای سیاسی بر ملت سیطره یافتهاند. دلیل اینکه من هرگونه همپیمانی با گروههای سیاسی لیبرال و حتی اسلامگرا را رد میکنم، این است که به خوبی میدانم این نیروها صرفاً نماینده 20 درصد از ملت مصر هستند.
* بسیاری میگویند که توافق میان شورای نظامی و اخوانالمسلمین به معنای نادیده گرفتن خواست و اراده مردم و نقش انقلابیون حاضر در میدانهای مصر است. نظر شما در اینباره چیست؟
** نمیتوانیم بگوییم که این توافق به معنای حذف اراده مردم است، زیرا من باور دارم که این جریان اسلامگرا و سایر گروههای سیاسی فقط نماینده 20درصد مردم هستند و سایر مردم مصر بر اساس معیارهای دیگر، از جمله احساساتشان، میزان نزدیکی با نامزد ریاستجمهوری مورد نظر خود و شناخت از مبارزات سیاسی او در انتخابات تصمیم خواهند گرفت. به همین دلیل من معتقدم که ما اکنون بیش از پیش به یک بیداری سیاسی نیاز داریم.
* به نظر شما چرا شورای نظامی در امور داخلی کشور بیش از اندازه دخالت میکند؟ چرا شورای نظامی حق انتخاب را از ملت مصر میگیرد؟
** شورای نظامی مرتکب دو اشتباه شده است: نخستین خطای آن زمانی روی داد که دوره انتقالی را طولانی و تلاش کرد که با روحیه رژیم سابق، کشور را اداره کند. خطای دوم آن، شهید کردن شمار زیادی از انقلابیون طی دوران فعالیتش و محاکمه نشدن و بازخواست نکردن عاملان این اقدام بود. من با خروج امن شورای نظامی مصر از قدرت موافق نیستم بلکه خواستار خروج عادلانه آن هستم. درباره حق انتخاب نیز باید بگویم که این حق برای هر مصری وجود دارد، اما ما میخواهیم آگاهی و بیداری بیشتری صورت گیرد و ما بر اساس اصولی صحیح و درست بدون توجه به معیارهای احساسی و نظام قبیلهای یا نزدیک بودن به یک نامزد مشخص، تصمیمگیری کنیم.
طرح توافقی
رئیس مجلس شورای ملی مصر نیز تأکید کرد: اینکه اخوانیها اکثریت پارلمان را در دست دارند به این معنا نیست که میتوانند با توافق شورای نظامی رئیسجمهور را نیز معرفی کنند و روی کار بیاورند. این طرح، توطئهای آشکار است.
«ممدوح حمزه» رئیس مجلس ملی مصر در گفتگو با خبرنگاران در قاهره، توافق شورای عالی نظامی مصر و جماعت اخوانالمسلمین بر سر یک نامزد برای انتخابات ریاست جمهوری را یک توطئه آشکار خواند و افزود: کسانی که این ایده را ارائه دادند، اخوانیها هستند که در سه مرحله موفق شدند در انتخابات پارلمانی مصر اکثریت آرا را به خود اختصاص دهند، اما این بدین معنا نیست که آنها میتوانند رئیسجمهور را نیز معرفی کنند و هرکه را بخواهند روی کار آورند.
وی تأکید کرد: ائتلاف میان نظامیان و جریانهای اسلامگرا، به سرقت رفتن مشروعیت انقلاب را به دنبال داشت و این مورد، در دیدار «عمر سلیمان» با این جریان، پیش از کنارهگیری حسنی مبارک از قدرت، نمود پیدا کرد و پس از آن در تشکیل کمیته اصلاح قانون اساسی مصر نیز مشاهده شد. هماکنون این جریان در راس تمامی جریانهای سیاسی مصر قرار دارد.
بخشهایی از این گفتوگو را در پی مرور میکنیم:
* شورای عالی نظامی مصر و جماعت اخوانالمسلمین به توافق رسیدند کاندیدایی توافقی را برای انتخابات ریاست جمهوری معرفی کنند. نظر شما در اینباره چیست؟ آیا موافق این اقدام هستید؟
** طرح ارائه رئیسجمهور توافقی را باید یک «توطئه» عیان و آشکار برشمرد و کسانی که این ایده را ارائه دادند، اخوانیها هستند که هم اکنون اکثریت مجلس ملت را به دست دارند و طی سه مرحله، موفق شدند در انتخابات پارلمانی مصر اکثریت آرا را به خود اختصاص دهند، اما این بدین معنا نیست که آنها میتوانند رئیسجمهور را نیز معرفی کنند و هرکه را بخواهند روی کار آورند، آنها نام توافقی را بر رئیسجمهوری گذاشتهاند تا یکی را که خود میخواهند، انتخاب و سپس آن را تأیید کنند. آنها پیش از این نیز نیروهای ملی و مردمی مصر را دعوت به ائتلاف کردند، اما با آنان چندان صادق نبودند.
* چرا شورای عالی نظامی مصر و اخوانالمسلمین اجازه نمیدهد انتخابات مصر به شکل طبیعی برگزار شود و جریانها و احزاب چندی وجود دارند که میخواهند سرنوشت ملت را به دست گیرند؟
** بالطبع اگر شورای عالی نظامی مصر خواهان چنین چیزی است، به این دلیل است که توسط مجلسی حمایت میشود که اخوانیها در آن اکثریت را در اختیار دارند. شورای نظامی میخواهد بدون محاکمه و پاسخگویی به اقداماتی که انجام داده، قدرت را به دست گیرد، آن هم نه فقط به خاطر فساد مالی و اینکه در طول این مدت، اموال مصر را به غارت برده، بلکه مهمتر از آن باید به سرکوبی که علیه انقلابیون و تعدیهایی که طی ماههای گذشته انجام داده، پاسخ دهد و دلیل این مدعا تقلبی بود که در انتخابات پارلمانی صورت گرفت و برآورد میشود، حدود 9 میلیون رای تقلبی به صندوقها ریخته شده باشد. به همین دلیل ما تأکید میکنیم که باید این تعدیها و تجاوزها مورد رسیدگی قرار گیرد. اما درباره احزاب باید بگویم که هم اکنون حدود 75 درصد کرسیهای پارلمان در اختیار اسلامگرایان است و ما شاهد حاکمیت جریانهای سیاسی اسلامگرا هستیم، در حالی که آنها فقط نمایندگان 3 درصد جمعیت هستند که مواضعشان در رهبری جماعت اخوان و دو شیخ سلفی نمود پیدا میکند. مابقی طرفداران آنها کارمندانی به شمار میآیند که اجازه اعتراض ندارند و تلاش میکنند، مردم را نیز اینگونه کنند.
* بسیاری میگویند توافق میان شورای عالی نظامی مصر و اخوانالمسلمین به معنای حذف اراده و خواست ملت و نقش انقلابیون در عرصه سیاسی مصر است؛ نظر شما در اینباره چیست؟
** ائتلاف میان برخی نظامیان و جریانهای اسلامگرا، به سرقت رفتن مشروعیت انقلاب را به دنبال داشت و این مورد در دیدار «عمر سلیمان» با این جریان، پیش از کنارهگیری حسنی مبارک از قدرت نمود پیدا کرد. پس از آن، در تشکیل کمیته اصلاح قانون اساسی مصر نیز چنین چیزی مشاهده شد و هم اکنون این جریان در رأس تمامی جریانهای سیاسی مصر قرار دارد.
اما درباره راهحل، باید بگویم هرکس باید به جای تفرقه و اختلاف نظر، در قالب دو جناح چپ و راست خود را شکل داده و وارد عرصه سیاسی مصر شود. در تحلیل مهمی که از نتایج انتخابات صورت گرفت، مشخص شد که جریانهای اسلامگرا در برابر 40 درصد آرایی که به صندوقهای آنها ریخته شد، بر 74 درصد کرسیها دست یافتند، چون نیروهای مدنی در چند جبهه پراکنده شده بودند و همین موجب شد آرای آنها در یک جا و برای یک حزب ریخته نشود. سرانجام اینکه من از تمامی جوانان و نیروهای مدنی دعوت میکنم فقط در دو جناح با یکدیگر متحد شوند و از حالا خود را برای انتخابات آینده آماده کنند تا سناریوی انتخابات پارلمانی بار دیگر تکرار نشود.
* به نظر شما چرا شورای عالی نظامی مصر در اوضاع داخلی کشور بیش از دخالت میکند و چرا شورای عالی نظامی مصر حق انتخاب را از ملت مصر گرفت؟
** نظامیان در این دوره کوتاه بیقصد و غرض، بخش قابل توجهی از رابطه خود با ملت مصر را به دلیل اداره نشدن درست کشور و حوادث تأسفباری که روی داد، از دست دادند؛ حوادثی که با آغاز تجاوز به تظاهرکنندگان 25 فوریه آغاز شد. گفتند که ما چنین اختیاری را داریم و پس از آن نوبت به همه پرسی اصلاحات قانون اساسی رسید. سپس حوادث 8 آوریل و منطقه «العباسیه» روی داد که طی آن تلاش کردند، نقصیر حادثه را به گردن مزدوران بیاندازند.
من کاملاً باور دارم که این مزدوران با شورای عالی نظامی مصر در ارتباط بودند، البته من این سخن را باور نمیکردم و همواره تلاش داشتم خلاف آن را به اثبات برسانم تا اینکه حوادث «ماسپیرو» رخ داد و زرهپوشهای شورای عالی نظامی اقدام به زیر گرفتن تظاهرکنندگان کردند. این تصویر، بدترین تصویری است که شورای عالی نظامی مصر از خود، نه فقط در برابر ملت مصر که در برابر جامعه جهانی ارائه داد و این جدای از حوادث وحشیانه میدان آزادی بود که نیروهای نظامی و پلیس نظامی در 30 آگوست وارد این میدان شدند و چادرهای اعتصابکنندگان را به شکلی وحشیانه جمعآوری کردند.
اما فاجعه بزرگی که چهره واقعی رژیم را برملا کرد، حمله نیروهای وابسته به شورای عالی نظامی مصر به خیابان «محمد محمود» بود که بیش از 50 کشته و 200 مجروح به دنبال داشت. این پایان کار نبود، بلکه پس از آن، حوادث کابینه را داشتیم که جدایی کامل میان مردم و شورای عالی نظامی مصر مشاهده شد و راه این دو کاملاً از هم جدا شد. این جدایی تاکنون ادامه دارد.
دیدگاه اخوان المسلمین
در چنین شرایطی «زکریا الجناینی» با بیان اینکه هنوز اهداف انقلاب مصر محقق نشده گفت: آمریکا و غرب بدانند گذشته مصر که با یک اشاره خواستههای آنان را اجرا میکرد، تمام شد و الان باید به نظام برآمده از اراده مردم مصر احترام بگذارند. «زکریا الجناینی» از سران اخوان المسلمین مصر در گفتوگو با خبرنگار فارس در قاهره، بر محقق نشدن اهداف انقلاب مصر در زمان کنونی تاکید کرد و افزود که این اهداف فقط از طریق نهادهایی محقق خواهد شد که برآمده از اراده مردم باشد.وی از آمریکا خواست تا با ملت بزرگ مصر دشمنی نکند، زیرا به گفته او منافع آمریکا در همکاری با ملت مصر است. وی تاکید کرد که آمریکا باید رژیم حسنی مبارک را فراموش کند که مقابلش زانو میزد و با یک اشاره خواستههایش را عملی میکرد.
این عضو اخوان المسلمین تاکید کرد که قوانین مصر توان مقابله با آشوبطلبان را دارد و نیازی نیست شورای نظامی قانون فوقالعاده را به بهانه افرادی که آنان را چماقدار میخواند، همچنان فعال باقی بگذارد و باید به طورکامل آن را لغو کند.
متن این مصاحبه را با هم مرور میکنیم:
* بسیاری از جریانهای مصری خواستار اعتصاب و عصیان مدنی بودند؟ نظر شما چیست؟
** حق هر جریان یا گروه سیاسی و گروه جوانان در مصر است که بعد از 25 ژانویه تصمیمی مناسب منافع عالی کشور بگیرند. ما تنها راه رسیدن به دستاوردهای انقلاب را همان راهی میدانیم که ملت معین کرد و آن تشکیل پارلمان و مجلس شورا، سپس تشکیل شورای موسسان قانون اساسی از مردم و مجلس شورا بود که پس از آن، انتخابات ریاست جمهوری برگزار میشود. مصر الان به آرامش و ثبات نیاز دارد نه آشوب و عصیان و ناآرامی.
* آیا شورای نظامی در تسلیم قدرت جدی است؟
**فکر میکنم از زمانی که کمیته عالی انتخابات، 10 مارس را موعد اعلام نامزدی برای انتخابات ریاست جمهوری اعلام کرد، تمامی نگرانیها درباره تحویل ندادن قدرت از شورای نظامی، دیگر باید تمام شود.
* آیا خواستههای انقلاب کاملاً تحقق یافت؟
** فکر میکنم که بیشتر خواستههای انقلاب تحقق نیافته است. این اهداف محقق نمیشود مگر از طریق نهادهای قانونی که مردم مصر از طریق انتخابات آنان را انتخاب کردهاند. همین کافی بود تا نزدیک به 30 میلیون مصری در داخل و خارج به پای صندوقهای رای انتخابات پارلمان بیایند و تلاش کنند که مجلس دومی به نام مجلس شورا را نیز تشکیل دهند تا قانون اساسی اصلاح شود.
* الان برای برخاستن مصربه چه چیزی نیاز است؟
**فکر میکنم در مرحله آتی تشکیل دولت نجات ملی که شامل تمامی جریانها و ائتلافهای سیاسی حاضر در مصر شود، نیاز اول ماست. طوری که این دولت بتواند تصمیمهایی قاطعانه و تعیینکننده در تمامی مسائل و مشکلاتی اتخاذ کند که مردم، دچار آن هستند؛ بخصوص مسائلی که از اهداف انقلاب بود. همه مردم خواستار تحقق اهداف انقلاب هستند و ما هم مانند مردم استخوان در گلو و خار در چشم صبر میکنیم تا روزها و هفتهها طی شود تا قدرت کاملا منتقل شود. در آن زمان، تمامی خواستههای ملت مصر میتواند در دولت آینده انشاء الله برآورده شود. ما الان در مرحله انتقالی هستیم و فکر نمیکنم که در هیچ جای دنیا در مرحله انتقالی انقلاب، دولتی توانسته باشد خواستههای مردم را محقق کند.
از شورای نظامی هم انتظار میرود که در این مرحله کارهای کشور را سامان دهد، خصوصا که اقداماتی مثبت در مرحله تغییر قانون اساسی داشت. درگذشته شورا نماینده ریاست جمهوری بود. وی پارلمان و مجلس شورا را منحل کرده بود و پس از آن وزارت کشور کاملا تغییر کادر داد و تقریبا فرو پاشید. شورای نظامی میبایست پشتوانهای برای حفاظت از کشور باشد و بیشتر از این از شورای نظامی انتظار نمیرود.
* آیا فکر نمیکنید که برخی فراخوانها برای عصیان مدنی، پیشرفت مصر را بخصوص در اوضاع اقتصادی کنونی مختل کند؟
**ما معتقدیم که این مرحله، مرحلهای دشوار است که اصطلاحاً میشود «جان به لب رسیدن» توصیفش کرد؛ چرا که یکی از سختترین مراحلی است که کشور در حال عبور از آن است. و ما میخواهیم به همه تاکید کنیم که مصر از طرفهای مختلف منطقهای و بینالمللی و حتی از داخل هدف قرار گرفته است. در سایه چنین شرایطی که خیلی دشوار است، خصوصا اینکه ذخیره مالی مصر از 30 میلیارد دلار به 18 میلیارد دلار رسیده و این امر خطر جدید و شدیدی برای مصر است، برخی شرکتها به دلیل اوضاع نابسامان کشور و نبود امنیت و آرامش، کاملا تعطیل شدهاند. خیلی از تاجران آرزو دارند که هر چه زودتر اوضاع کشور آرام بگیرد تا به مصر بیایند و در طرحهای بزرگ سرمایهگذاری کنند. همه ما در انتظار این اتفاق بزرگ هستیم. ما از دیدگاه داخلی و خارجی خود دیدیم که مصر در این مرحله به آرامش و ثبات نیاز دارد و آنچه «شیخ شعراوی» 25 سال پیش گفت کاملا درست است که «انقلابی انقلاب میکند وسپس آرام میشود تا سازندگی آغاز شود» گویی او که امروز در میان ما زندگی میکند. فکر میکنیم که مصر امروز به آرامش نیاز دارد.
* پس از محکوم شدن نهادهای جامعه مدنی توسط دستگاه قضایی به دریافت کمکهای غیرقانونی از آمریکا، واشنگتن تهدیدهایی کرده است. آیا آمریکاییها به شکل غیرقانونی از آنها حمایت میکنند؟ هدف آمریکا از قطع کمکها به مصر چیست؟
**آمریکا باید بداند که مصر پس از انقلاب 25 ژانویه، دیگر با مصر قبل کاملا متفاوت است. غرب و جامعه جهانی باید این حقیقت را درک کنند که مصر دیگر با قبل تفاوت دارد و دیگر چیزی به نام دخالت خارجی را در امور داخلی خود قبول نمیکند. آمریکا معنای دموکراسی را میفهمد. یعنی اینکه هر ملتی سرانجام با زور هم که شده، اراده خود را بر هر اراده دیگری حاکم خواهد کرد. احترام به کشورها، و حق حاکمیت کشورها انتظاری است که از آمریکا میرود تا آن را در مرحله آتی مد نظر قرار بدهد. آمریکا دیگر باید فراموش کند که حسنی مبارکی وجود داشت که مقابلش زانو میزد و با یک اشاره، تمامی خواستههایش را اجرا میکرد. آمریکاییها باید بدانندکه پارلمان مصر با اراده مردم انتخاب می شود و دولتی روی کار خواهد آمد که نماینده پارلمان مردمی مصر است و حتی اگر طبق منافعشان رفتار نمیکند، با آن تعامل کنند و بدانند که منافعشان در همکاری با مردم است، نه در آشوبطلبی و بیثباتی.
ما خواستار عدم دخالت در امور داخلی خود، تحت هر بهانهای مانند دموکراسی هستیم. ما میخواهیم این مسأله را روشن کنیم که پولها و اموالی که از طریق آمریکا و برخی کشورهای منطقه به مصر رسید، و چه کسی آن را دریافت کرد و به همه بگوییم که این آدمها در مصر چه کار میکردند. اگر آمریکاییها از دموکراسی حمایت میکنند، چرا این اموال را به دولت مصر که الان وظیفه پیشبرد امور را بر عهده دارد، یا به شورای نظامی تحویل نمیدهند تا تمامی امور شفاف شود؟
* فکر نمیکنید اگر آمریکا به تهدیدهای خود ادامه بدهد، برخوردی میان دو کشور رخ بدهد؟ یا اگر دخالتهایش ادامه یابد برخوردی بروز کند؟
** در خصوص کمکی که به مصر میشد، نکاتی وجود دارد. ما اطلاع داریم برخی آمریکاییها در مصر حضور دارند و به این بهانه که کارشناس یا چیزی شبیه این هستند، حقوقها و تشویقیهایی دریافت میکنند که برابر همین مقدار کمک یا حتی بیشتر است. آنها این پول را با دست راست میدهند و با دست چپ پس میگیرند و این کار را از طریق آدمهایشان در مصر تحت بهانههای مختلف انجام میدهند.
این کمکها برای مردم مصر ارزش زیادی ندارد خصوصا که ملت هیچ احساس نکرد که این کمکها به دردش خورده و آنها را حتی یک قدم به جلو برده باشد. این کمکها مسیری غیرقانونی دارد که به سود کسانی است که جاسوسی میکنند. فکر میکنم به سود آمریکا نیست که با ملت بزرگی مانند ملت مصر دشمنی کند و از کسانی در داخل مصر حمایت کند که خواستار آشوبطلبی و فتنهانگیزی هستند. ما در مصر الان در نوعی سردرگمی پنهان به سر میبریم. چه کسانی اعتصابهای معینی را ساماندهی میکنند؟ چه کسانی باعث بروز اتفاقات ورزشگاه «پرتسعید شدند؟ آیا این جواب آنان به انقلاب مصراست؟ ما میخواهیم از این آشوبها خارج شویم. همه میگویند که دستان کسانی در کار است که در بیثباتی مصر دست دارند.
* آیا آمریکا در حوادث شهر پرت سعید دست داشت؟
** عوامل داخلی و خارجی هر دو نقش داشتند. عوامل داخلی کسانی بودندکه از رژیم سابق، و هر کسی که با ارکان رژیم سابق ارتباطی قوی داشت ارتزاق میکردند. این افراد احساس میکنند اگر اوضاع آرام شود، دیگر آن وجاهتی را که در قبل داشتند، نخواهند داشت و در آینده مصر دیگر آیندهای ندارند. این افراد شاید میخواهند عقربههای زمان را به عقب بازگردانند، اما این امر اتفاق نخواهد افتاد و در هیچ انقلابی در جهان رخ نداده است. انقلاب متضاد حتی اگر توانسته باشد اندکی عقربههای زمان را به عقب بازگرداند، ولی در نهایت اراده مردمی است که بر همه چیز غالب میشود.
[ عوامل خارجی شاید به برخی کشورهای منطقه بازگردد که میترسند انقلاب به مردم آنان هم برسد. این کشورها نمیخواهند اهداف این انقلابها محقق شود و رشد و توسعهای همراه با ثبات و آزادی و دموکراسی محقق شود، چرا که در این صورت، ناآرامی به کشورهای دیگر نیز میرسد و مردم دیگر هم خواستار انقلابی مشابه میشوند. عوامل بینالمللی هم هستند که به طور واقعی با جماعت اخوان و «حزب آزادی و عدالت» تعامل نکردند. شاید جامعه بینالملل میترسد که این حزب بتواند توسعهای حقیقی در مصر به وجود بیاورد و مصر را در صدر صحنه بینالمللی قرار دهد. بنابراین، اینها میخواهند مانع این توسعه شوند. مانع ثباتی که به ساخت مصر جدید و قدرتمند منجر میشود. مصری که میتواند حضور تاثیرگذار در سطح بینالملل داشته باشد.
* وعدههای ژنرال «طنطاوی» در لغو قانون فوقالعاده چقدر محقق شده است؟
**ما در این مرحله هنوز دچار نوعی ابهام هستیم. طنطاوی قانون را برای همه جز «آشوبگران» لغو کرد؛ برای کسانی که در خیابان «محمد محمود» و«پرت سعید» فاجعه آفریدند. [چرا این قانون برای آنها اجرا نشد؟ مگر تمامی قانوندانان مصری نمیگویند که قوانین این کشور و قانون جنایی مصر، توانایی مقابله با تروریسم و چماقداران را دارد و میتواند در مقابل چنین افرادی که قصد تخریب و ویرانی مصر را دارند، بایستد؟