تاریخ انتشار : ۳۱ خرداد ۱۳۹۱ - ۱۰:۴۹  ، 
کد خبر : ۲۳۹۸۷۴
بررسی راهبرد جنگ‌طلبانه ناتو در قالب پروژه‌های صلح در گفت‌وگوی ایران با رئیس مرکز مطالعات اروپا

ماشین جنگی آمریکا با سوخت بین‌المللی

جواد محرمی مقدمه: گروه بین‌الملل - ماهیت تحولات و نوع اهداف و آرمان هایی که مردم خاورمیانه و شمال آفریقا در خیزش های اخیر دنبال می کنند با ماهیت ناتو و اهداف این سازمان نه تنها سنخیتی ندارد بلکه عمدتاً در تعارض هم بوده و خواهد بود. بر همین اساس ناتو و اعضای آن با نگرانی تحولات منطقه را دنبال می کنند و سعی دارند جایگاه خود را نزد کشورهای منطقه تثبیت نمایند. در این باره با کیومرث جاویدنیا رئیس مرکز مطالعات اروپا در دفتر مطالعات سیاسی و بین الملل وزارت خارجه گفت وگویی انجام دادیم که در ادامه از نظرتان می گذرد.

* بحران مالی و اقتصادی غرب بی تردید بر ناتو تاثیرگذار است. دامنه تاثیرپذیری این بحران بر ناتو تا به حال چگونه بروز و ظهور یافته است؟
** در حال حاضر بحران مالی یکی از چالش های جدی و تاثیرگذار بر حوزه اروپا و کل جهان سرمایه داری و کشورهایی است که در این مجموعه قرار دارند. ناتو هم سازمانی است که اکثریت اعضای آن در همین حوزه قرار دارند و طبیعی است که سیاست های این سازمان هم در کوتاه مدت و بلندمدت تحت تاثیر قرار گیرد.
مجموعه تدابیراتخاذ شده از سوی مجموعه ناتو در استراتژی جدید سازمان برای دهه 2010 -2020 که تحت عنوان مفهوم نوین استراتژیک ناتو در نشست سران سازمان در لیسبون در نوامبر2010 مصوب شد، منعکس گردیده است. مهمترین تصمیماتی که از سوی ناتو در لیسبون اتخاذ شد عبارت بود از 1- تغییر ساختار فرماندهی ناتو 2- کاهش تعداد نهادهای وابسته به ناتو 3- تغییرات در سطح دبیرخانه می باشد.
بعد از نشست لیسبون توجه و تمرکز ناتو برای کاستن از هزینه ها و به عبارتی تلاش برای تطبیق این سازمان با روند بحران مالی ادامه داشته است. در همین زمینه ناتو ایده ای را نیز دنبال می کند که در چارچوب آن قرار است از توانمندی های کشورهای غیر عضو ناتو هم بهره برداری لازم صورت گیرد. به عبارتی توجه و تمرکز خاص ناتو بر کشورهایی که از آنها به عنوان شریک ناتو تعریف و یاد می شود بیشتر خواهد شد و شاهد تعریف ساز و کارهای جدید و ارتقای همکاری های ناتو با مجموعه این کشورهای شریک خواهیم بود. سیاست ارتقا و گسترش روابط با شرکا به عنوان یکی دیگر از سیاست ها و راهکارهای مقابله با مشکلات ناشی از بحران مالی در حال بررسی است و در نشست سران ناتو در شیکاگو تحولات مهمی را در این زمینه شاهد خواهیم بود. اینها اهم تدابیری است که ناتو در مواجهه با بحران اقتصادی تا به امروز اتخاذ کرده است.
* جنابعالی استراتژی کلی ناتو در منطقه و آینده آن را با توجه به شرایطی که ذکر کردید چگونه می بینید؟
** ناتو به عنوان مهمترین و تاثیرگذارترین نهاد امنیتی بین المللی تهدیدات جدیدی را تعریف کرده که از جمله می توان به خطر گسترش سلاح های کشتار جمعی، تروریسم، دزدی دریایی، حملات سایبری، تهدید امنیت انرژی و دولت های ورشکسته و... اشاره کرد. ناتو طی سال های بعد حادثه یازده سپتامبر کانون این تهدیدات را منطقه خاورمیانه، خلیج فارس؛ آسیای مرکزی و قفقاز و آسیای غربی می داند و بر همین اساس گستره فعالیت های خود را از حوزه سنتی اروپا به مناطق یاد شده تغییر داده و تمرکزش را بر این مناطق معطوف کرده است. بر همین مبنا شاهد هستیم که برای هر کدام از این مناطق سازوکارهای جدیدی از نحوه تعامل و حضور موثر ناتو تعریف شده است. «گفت و گوی مدیترانه ای» با تمرکز بر خاورمیانه و شمال آفریقا، «ابتکار همکاری استانبول» با تمرکز بر حوزه خلیج فارس و «مشارکت برای صلح» هم که عمدتاً حوزه آسیای مرکزی و قفقاز را تحت پوشش دارد.
همان گونه که اشاره شده به موازات ساز و کارهای مذکور یک سری مفاهیم جدیدی هم طی سال های گذشته تعریف شده تحت عناوینی چون مبارزه با تروریسم، امنیت انرژی، مبارزه با دزدی دریایی، دفاع سایبری، سپر دفاع موشکی و... که اینها بستر ساز حضور ناتو در این مناطق هستند.
ناتو این مناطق را به عنوان کانون های عملیاتی خود تعریف کرده و استراتژی عمده آن جلوگیری از ظهور قدرت های جدید در منطقه و مدیریت آنها در سال های آتی است. روسیه، چین، ایران و هند از جمله قدرت هایی هستند که بر اساس ارزیابی ناتو در سال های آتی، بازیگری خود را در منطقه و سطح بین الملل گسترش خواهند داد و بر همین مبنا مدیریت و در صورت لزوم مقابله با این قدرت ها از نظر تصمیم گیران ناتو یک امر ضروری است. در همین زمینه مشارکت و حضور هدفمند در عملیات افغانستان، عملیات در لیبی، ارتقای تعاملات با کشورهای حوزه خلیج فارس و آسیای مرکزی و قفقاز و حتی اخیراً تدوین استراتژی های جدید اعضای تاثیرگذار این سازمان چون امریکا (که هدف حضور موثر در آسیا را دنبال می کند) را شاهد هستیم. استقرار سپر دفاع موشکی در منطقه از جمله استقرار بخشی از سامانه یاد شده در کشور ترکیه نیز از نظر اینجانب بخش دیگری از عملیاتی کردن استراتژی مورد اشاره می باشد.
اخیراً نیز تمهیداتی اندیشیده شده تا شرکای ناتو از جمله کشورهای حوزه خلیج فارس و حوزه خاورمیانه بتوانند نزد ناتو نمایندگی داشته باشند که امارات و رژیم صهیونیستی این مسئله را با علاقه خاصی پیگیری می کنند. متقابلاً ناتو در حال ایجاد و استقرار مراکزی نزد کشورهای یاد شده از جمله در کشور کویت است که به نظر می رسد آغازی بر یک روند بلندمدت از آنچه همکاری های ناتو و منطقه خوانده می شود خواهد بود.
* با توجه به انقلاب های عربی فکر می کنید جایگاه ناتو در منطقه مستحکم تر خواهد شد یا برعکس مردم منطقه دخالت های فرامنطقه ای را نخواهند پذیرفت؟ آیا احتمال دارد لیبی وارد این سازو کار شود؟
** معتقدم تحولات منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا یکی از تاثیرگذارترین و مهمترین تحولات حوزه روابط بین المللی است که روند آن در مراحل ابتدایی قرار دارد و نوع پیشرفت تحولات در منطقه یاد شده آینده نظام امنیت منطقه ای و به تبع آن نظام امنیت بین المللی را شکل خواهد داد. بدیهی است که ماهیت تحولات و نوع اهداف و آرمان هایی که مردم خاورمیانه و شمال آفریقا در خیزش های اخیر دنبال می کنند با ماهیت ناتو و اهداف این سازمان نه تنها سنخیتی ندارد بلکه عمدتاً در تعارض هم بوده و خواهد بود. بر همین اساس ناتو و اعضای آن با نگرانی تحولات منطقه را دنبال می کنند و سعی دارند جایگاه خود را نزد کشورهای منطقه تثبیت نمایند. ورود ناتو به عملیات لیبی با ژست حمایت از مردم و ارائه تصویری از خود به عنوان حامی صلح و امنیت در منطقه از جمله تلاش هایی بوده که ناتو داشته.
* استقرار بخشی از سامانه دفاع موشکی ناتو در ترکیه را چگونه تحلیل می کنید؟
** طرح استقرار سپر دفاع موشکی سال هاست که در دستور کار ناتو قرار داشته و در واقع نخستین گام عملی در نشست لیسبون برای تحقق این ایده برداشته شد و اعضا تصمیم گرفتند طرح را عملیاتی کنند. به گفته خود مقامات ناتو تحقق طرح یاد شده شاید بین 8 تا 10 سال به طول بینجامد ولی در هر حال مقدمات آن در حال فراهم شدن است و به نظر می رسد حداقل در مقطع زمانی فعلی اعضای ناتو در پیشبرد این طرح جدی هستند.سامانه سپر دفاع موشکی اجزا و بخش های مختلفی دارد که یکی از آنها سیستم رادار ردیاب است که در کشور ترکیه مستقر شده است. تحلیل ناتو این است که در حال حاضر بیش از 30 کشور جهان دارای موشک های بالستیک هستند که قابلیت حمله به اعضای ناتو را دارند. این کشورها می توانند به شکل بالقوه تهدیدی برای حوزه ناتو باشند. بر اساس چنین استدلالی مقامات ناتو مدعی اند برای جلوگیری از این تهدید ها استقرار سپر دفاع موشکی را با جدیت دنبال می کنند. اما طبیعی است که ملاحظات فنی نظامی پشت این مسئله قرار دارد.اعتقاد بنده این است که روسیه، ایران وچین کشورهایی هستند که بیشترین اهداف این سامانه ناتو را دربرخواهند گرفت.
* جایگاه ترکیه را به عنوان یکی از اعضای ناتو چگونه ارزیابی می کنید؟ با توجه به این که ترکیه یک کشور مسلمان است و عضو سازمان کنفرانس اسلامی هم است.
ترکیه از قدیمی ترین اعضای ناتو است که سابقه عضویت آن در این سازمان به سال 1952 باز می گردد. ترکیه از اهمیت خاصی برای ناتو بویژه در شرایط خاص امروز برخوردار است.ترکیه تنها کشور اسلامی عضو ناتو است که می توان گفت از فعالترین و متعهدترین اعضا نسبت به ناتو بوده به طوری که در تمامی عملیات های عمده این سازمان از جمله عملیات در افغانستان، بالکان و لیبی حضور و مشارکت فعال داشته است. دومین ارتش بزرگ ناتو را به لحاظ نیروی انسانی این کشور در اختیار دارد و فرماندهی نیروهای زمینی ناتو نیز اخیراً در این کشور مستقر شده است. همانگونه که اشاره شد با توجه به سیاست های جدید ناتو، مطمئناً جایگاه ترکیه نزد این سازمان ارتقا خواهد یافت. ترکیه در کانون مناطق چندگانه ای است که قبلاً در خصوص آنها به عنوان کانون تمرکز و عملیاتی آتی ناتو اشاراتی کردیم و ناتو برای آنها برنامه ریزی کرده است. ترکیه به دلایلی که برشمردم اهمیت ویژه ای برای ناتو دارد.به عنوان نمونه شاید در یک جمله بتوان گفت ترکیه در حال حاضر در حال اعمال سیاست های ناتو به نیابت از این سازمان و با هماهنگی ناتو درکشور سوریه است.
* به نظر شما احتمال نقش‌آفرینی ناتو در سوریه مانند لیبی وجود دارد؟
** اول باید ببینیم چرا ناتو در لیبی دخالت نظامی کرد؟ و آیا علل و عواملی که ورود ناتو به قضیه لیبی را باعث شد در خصوص قضیه سوریه نیز صادق است یا خیر؟ همان گونه که اطلاع دارید بعد از حادثه 11 سپتامبر و شکل گیری ساختار جدید امنیت بین المللی، مجموع حوادث باعث احیای مجدد ناتو شد و ناتو با مشارکت و ورود در عملیات افغانستان بار دیگر بازیگری خود در صحنه را به رخ کشید. در اقدامی دیگر ناتو مشتاقانه به مسئله لیبی ورود پیدا کرد تا با این اقدام کارایی خود را به مجموعه جامعه بین المللی نشان بدهد. چون در بحث افغانستان با مشکلات بسیار جدی از سوی افکار عمومی جهان به دلیل شکست در ادعای موهوم جنگ علیه تروریسم مواجه بود اما دخالت نظامی در لیبی باعث شد مقداری از فشاری که روی ناتو بود، کم شود. این که 6 ماهه این عملیات پایان یافت و ناتو حتی متحمل یک کشته یا زخمی نشد پیروزی آسانی برای ناتو محسوب می شد. در واقع ناتو با درنظر گرفتن درس های افغانستان به نوعی وارد این قضیه شد که آسیبی نبیند و یک ژست پیروزمندانه در برابرجامعه بین الملل گرفته و اعتباری برای خود کسب کند.
از سوی دیگر جریان هایی در درون ناتو هستند که سعی دارند این سازمان را به عنوان بازوی اجرایی سازمان ملل معرفی کنند که در راس آن امریکا قرار دارد. امریکا سعی می کند این طور جا بیندازد که در مواقعی که سازمان ملل قادر نیست دخالت کند ناتو می تواند به نمایندگی این نقش را برعهده بگیرد، شاهد این مدعا هم همان عملیات لیبی بود. از طرفی دیگر با توجه به این که اعتبار غرب نزد افکار عمومی منطقه به دلیل حمایت های بی دریغ از حکومت های دیکتاتور و سکوت در برابر نقض آنچه که خود غربی ها از آن به عنوان ارزش های دموکراتیک یاد می کنند، به شکل جدی خدشه دار شده بود لذا برای احیای این اعتبار از دست رفته به لیبی حمله کردند تا وانمود کنند در جهت خواست مردم منطقه و ضد دیکتاتوری عمل می کنند که به نوعی این اقدام به منظور انحراف افکار عمومی صورت پذیرفت.
ویژگی دیگر این که این نخستین آزمون عملیات نظامی ناتو بعد از اجلاس لیسبون و تصویب استراتژی جدید ناتو بود. در استراتژی یاد شده تاکید شده که ناتو باید مدیریت بحران در دهه آتی را بر عهده داشته باشد. در همین زمینه «امنیت مبتنی بر همکاری» به عنوان یک وظیفه اساسی ناتو ذکر شده است.
در چنین شرایط و بستری بود که عملیات ناتو در لیبی انجام شد. حال اگر توجه کنیم به نظر می رسد با توجه به شرایط یاد شده در خصوص مورد سوریه ناتو انگیزه های لازم برای ورود به قضیه سوریه را داراست لیکن طبیعی است که باید جوانب مختلف دیگر قضیه هم در نظر گرفته شود. در همین زمینه بنا به اعلام و تصریح مقامات ناتو، جهت دخالت این سازمان در این موضوع شرایط مختلف باید مهیا باشد. سه عامل اصلی جهت فراهم شدن شرایط یاد شده عبارتند از 1- دلیل دخالت باید دقیق باشد. 2- بستر حقوقی دخالت نظامی نه تنها مهیا بلکه می بایست قوی هم باشد.3- حمایت منطقه ای باید وجود داشته باشد. اگر این 3 عامل کلیدی مهیا باشد ناتو می تواند گزینه دخالت نظامی را مورد بررسی قرار دهد. در همین زمینه نحوه عملکرد و نوع فعالیت های اتحادیه عرب به عنوان مهمترین سازمان منطقه ای عربی که در تلاش است تا حمایت منطقه ای از دخالت نظامی را فراهم کند قابل تامل است.
از سوی دیگر در جهت فراهم کردن شرط دوم مورد اشاره، تلاش گسترده کشورهای غربی برای ارائه قطعنامه و تصویب آن در شورای امنیت را طی ماه های اخیر شاهد بوده ایم که البته این تلاش های پی در پی در سازمان ملل تا به امروز ناکام مانده است. در خصوص بحث بسترسازی لازم جهت توجیه دلیل دخالت و ضرورت دخالت نیز نقش رسانه ها بسیار برجسته است. در همین راستا رسانه های حامی غرب سعی می کنند تصویری از دولتی غیردموکراتیک و ناقض اصول اولیه از دولت سوریه به جهانیان نشان دهند تا مشروعیت اقدام نظامی را فراهم کرده باشند. تلاش های زیادی صورت گرفته تا مجموع عوامل فراهم شود لیکن تا به امروز شاید بتوان گفت درصدی از این شرایط فراهم شده و برای تکمیل این فرایند باید روند تحولات در آینده را مورد توجه قرار داد.
البته در تحلیل موضوع یک نکته دیگر را هم باید مد نظر داشت، شرایط سوریه با لیبی کاملاً متفاوت است. به لحاظ موقعیت جغرافیایی و ژئوپولیتیکی، سوریه اصلاً قابل مقایسه با لیبی نیست. ساختار دولت قذافی نیز با ساختار دولت بشار اسد متفاوت است. حزب بعث سوریه حزبی ریشه دار و بزرگ در این کشور است اما حکومت قذافی یک دیکتاتوری خشک و بسته بود. نوع عملکرد قذافی هم با بشار اسد متفاوت است. اسد برای گفت و گو با مخالفان و انجام تغییرات اعلام آمادگی کرده اما قذافی شیوه سرکوب مخالفان را مد نظر داشت. به طور کلی مجموعه تلاش های غرب نشان می دهد که سعی دارد الگوی لیبی در سوریه نیز تکرار شود که تا به حال در این مورد توفیق زیادی حاصل نکرده است. این را هم باید در نظر گرفت که دبیر کل ناتو اخیراً به دفعات هرگونه دخالت این سازمان در سوریه را رد کرده و تاکید می کند تنها راه پیش روی سوریه توجه به خواست های دموکراتیک مردم سوریه بوده و راه حل منطقه ای را تنها راه حل برای سوریه می داند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات