حجتالاسلام و المسلمین سیدهادی خسروشاهی
هجوم همهجانبه امپریالیسم غرب به جهان اسلام در کلیت آن شامل همه زمینههای فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، مذهبی و نظامی است... یعنی غرب به موازات حمله رسمی و علنی نظامی به کشورهای اسلامی مانند عراق و افغانستان و تحریم اقتصادی ایران، سودان و سوریه... و نشر گسترده مبادی فرهنگ غربی برای تخریب زیرساختهای نظام اجتماعی بلاد اسلامی از طریق ماهوارهها، دانشگاهها، وسایل ارتباط جمعی، اغفال نسل جوان مسلمان و جذب فرهیختگان به نبردی بیامان بر ضد مبادی، اصول و فرهنگ اسلامی در جوامع اسلامی دست زده است.
شعبهای از عملیات اسلامهراسی
در این بُعد از جنگ امپریالیستی، علاوه بر سرمایهگذاری وسیع و گسترده چند ده میلیاردی در زمینه تألیف و تنظیم و نوشتن کتابها و مقالات و ترسیم کاریکاتورها و ساخت فیلمها، برای مبارزه با اصول اسلامی و قداستزدایی از راه اهانت به مقدسات مسلمانان، پیشقراولان و طلیعهداران حمله مذهبی آن که پدران روحانی و اربابان کلیسا و در رأس آنها، واتیکان و پاپ اعظم هستند، سخت به تلاش و تکاپو افتادهاند و هماکنون در سراسر جهان اسلام و در میان اقلیتهای مسلمان در دنیای غرب، ضمن ایجاد جو روانی اسلامهراسی به نشر مبادی عقیدتی - تثلیثی خود توسط تنصیرگران رسمی که خود آن را تبشیریان مینامند، با وسایل گوناگون از نشر فیلم، کتاب، پخش سیدی و دعوت به گفتوگوهای حضوری و تشکیل کلیسای خانگی به فعالیت میپردازند و به جذب نیروهای جوان ناآگاه و ناآشنا به مبانی اسلامی اقدام میکنند...
تبلیغات گسترده برای گسترش کلیساهای خانگی
در همین راستا، طبق گزارش رسمی رسانههای ایران، تلاشهای سازمانیافته برای گسترش هدفمند کلیساهای خانگی در برخی از شهرهای مذهبی به مرحله حادی رسیده است و به گزارش «عصر ایران» مثلاً طی چند ماه اخیر تأسیس کلیسای خانگی در مشهد گسترش پیدا کرده است و اخبار رسیده از کشف تعداد فراوانی کلیسای خانگی در این شهر حکایت دارد و این امر درحالی اتفاق میافتد که تاکنون اخبار و گزارشهای فراوانی از نقاط مختلف کشور مبنی بر حضور گسترده مبلغان مسیحیت و توزیع رایگان کتب آئین مسیحیت، بهویژه کتاب انجیل در رسانههای مختلف اعلام شده است... اما حضور این افراد در شهر مشهد مقدس، حاکی از برنامهریزیهای گسترده عوامل استکبار برای سست کردن اعتقادات جوانان این مرز و بوم است... کلیساهای خانگی، منازلی هستند که کشیشان مسیحی یا افراد تازه جذبشده، مالکیت یا اجاره آنها را در اختیار دارند... این محلها از سوی سازمانهای کلیسایی با مبالغ قابل توجهی اجاره میشوند تا توسط مالک، امور جذب در آنها صورت بگیرد. این مکانها عمدتاً شاهد مراجعه جوانان تازه جذب شده است.
همچنین برخی از کتابها، سیدیها، جزوات شبنامهای و وبلاگهای اینترنتی از این اماکن تهیه، توزیع و بهروزرسانی میشوند. بیشترین آمار درخصوص کلیساهای خانگی مربوط به شهرهای مشهد، تهران، کرج، رشت و لاهیجان است... و طبق اطلاع موثق از گیلان، فقط در لاهیجان توانستهاند چهل جوان مسلمان را غسل تعمید بدهند و حتی در تهران، پایتخت جمهوری اسلامی ایران در خیابانهای اصلی و چهارراهها و در مقابل دانشگاهها و مراکز فرهنگی و مدارس به پخش و توزیع رایگان «کتاب مقدس» و رسالهها و جزوههای تبشیری میپردازند که همگان شاهد و ناظر چگونگی آن هستند.
سخنرانی پاپ، آغاز حرکت
این اقدام یا هجمه مذهبی - صلیبی بر ضد دین اسلام پس از سخنرانی چندی پیش پاپ بندیکت دوم، در یک دانشگاه آلمانی بر ضد پیامبر اسلام(ص) و اصول عقاید اسلامی آغاز شد که دامنه آن در اغلب کشورهای اسلامی، بهویژه در مناطق حساس و بحرانی از جمله مصر، ایران، عراق، تاجیکستان، آذربایجان، افغانستان، سودان، ترکیه و کشورهای عربی حوزه خلیجفارس از شدت و وسعت بیشتری برخوردار بود.
در قبال اجرای این توطئه خطرناک، همگام با اعمال روشهایی که در سقوط اندلس به کار بردند، مسئولان مربوطه وظایفی دارند که امیدواریم به آن عمل کنند... اما وظیفه ما در این راستا نشر حقایق درباره کتاب مقدس آقایان و اندیشه مسیحیت است و باید بهطور منطقی و مستدل به شکل کتاب، نشریه، فیلم، سیدی و... در اختیار عموم بهویژه جوانان قرار گیرد...
البته این خطر و هجمه ویژه عصر ما نیست، احبار، رهبان و پدران ارباب کلیساها برای سد راه خدا در طول تاریخ، پس از ظهور اسلام به اجرای روشهای غیراخلاقی زیادی دست زدهاند و همیشه در حد توان و موقعیت خاص جغرافیایی در این راه فعال بوده و کار کردهاند.
مواجهه یک مرجع تقلید با ترویج مسیحیت
... یک قرن پیش، طبق نوشته آیتالله شیخ محمدحسین آلکاشفالغطا، این اقدامات در مصر و عراق به اوج خود رسیده بود و معظمله هم به همین دلیل به تألیف و نشر کتابی در دو جزء در تشریح مبانی انجیل و عقیده مسیحیت با استناد به کتاب مقدس مسیحیان پرداختهاند که در مقدمه جزء اول و جزء دوم کتاب، به چگونگی آن اشاراتی دارند.
جزء اول این کتاب در تاریخ ۱۳۳۲ق، در قاهره تألیف و منتشر شد و جزء دوم آن با تأخیری پانزده ساله به دلایلی که مؤلف معظم در مقدمه جزء دوم به آن اشاره کردهاند، در سال ۱۳۴۶ق، در بغداد به رشته تحریر در آمد و به چاپ رسید... و همانطور که در مقدمه نخست آوردهام، ترجمه خلاصهای از این کتاب نیمقرن پیش توسط اینجانب در شهر تبریز توسط مؤسسه سروش انتشار یافت... و ترجمه کاملتر آن در سال ۱۳۸۴ق، در حوزه علمیه قم به پایان رسید و چندین بار چاپ و منتشر شد...
و اینک با توجه به شرایطی که به وجود آمده و به گوشهای از چگونگی آن اشارت رفت، به تجدید چاپ آن کتاب پس از تجدیدنظر و ویرایش جدید اقدام شده است تا در اختیار جوانان مسلمان ایران قرار بگیرد. این اثر نفیس در ماه گذشته توسط بوستان کتاب قم منتشر شده و در اختیار علاقهمندان قرار گرفته است.
در پایان و به دلیل اهمیت موضوع بخشهایی از مقدمه مؤلف معظم بر این اثر نفیس را که تحت عنوان «چرا این حقایق را منتشر میسازیم؟» آوردهایم که پایانبخش این نوشتار قرار میدهیم. امید آنکه مقبول افتد:
«ما مسلمانان در کشور عزیز مصر به گروهی از مردم بیمایه و بیگانه گرفتار شدهایم که میهن مورد علاقه ما را اقامتگاه خود قرار دادهاند... البته ما نخست مقدم آنان را گرامی داشتیم و احترام دوستی را بهجا آوردیم و لازمه رفاقت را انجام دادیم و منتهای نرمش را درباره آنان روا داشتیم، ولی پاداش و کیفر ما از طرف آنان مانند پاداش سنمار(۱) و کیفر پناهدهنده امعامر(۲) بود. سرانجام کار به جایی رسید که طغیان و تجاوزشان آشکار و عداوتشان علنی شد، بهطوری که دیگر درباره دین ما بیپرده ناسزا میگویند و در مورد پیامبر ما آشکارا دشنام میدهند. آنان این کارها را در آموزشگاههایی که برای تعلیم باز کردهاند و در مجالسی که برای تبشیر تشکیل میدهند و در محافلی که برای دعوت به مسیحیت برپا میدارند و در بیمارستانهایی که ساختهاند، انجام میدهند و بدین وسایل میخواهند فرزندان مسلمانان را به سوی خود جذب و آنها را گمراه سازند.
آنان در داخل کشور ما با ما به جنگ مشغولند و نوباوگان ما را در جلوی چشم ما میربایند و شب و روزی نیست که گویندگان و پدران روحانیشان در مجالس تبشیری به دین اسلام ناسزا نگویند و به قرآن کریم استهزا نکنند و پیامبر عربی را دشنام ندهند و به حق و حقیقت اهانتها نکنند. آنها سخنانی میگویند که گویندگان خود بدان سزاوارترند. آنان میگویند که پیامبر اسلام ـکه از ساحت مقدسش به دور است - بدکار، نیرنگباز، زناکار، منکر حق، مشروبخوار، ظالم و ستمکار بود... و حرفهای دیگری که خودشان با آنها مناسبترند.
روزی نیست که نشریات و اوراق گمراهکننده آنان در بازارها، خیابانها، ایستگاههای راهآهن، مدارس و ...در بین مردم توزیع نشود، درحالی که دولت مصر از آن جلوگیری نمیکند. آیا دولت مصر قادر به جلوگیری از این عمل ضد اسلامی نیست؟(۳)
البته در این میان حکومت اشغالگر بریتانیا هم از شادی میرقصد و برای این آتش بدبینی هیزمکشی میکند و مظلوم را بهجای ظالم میگیرد و بیگناه را بهجای گناهکار کیفر میدهد.
از طرف دیگر دانشمندان اسلامی مدتهاست که با این گمراهکنندگان اشغالگر با نرمش رفتار میکنند و به معارضه و مبارزه با آنها نمیپردازند و تا حد امکان با نیکی و احترام با آنان برخورد میکنند و عملاً میگویند که این عیسی مسیحی که آنان میپرستند، همان است که قرآن مجید از آن تمجید کرده و پیامبر بزرگ اسلام او را بزرگ شمرده است و کتاب آسمانی ما مقام شامخ او را به مردم شرق و غرب معرفی کرده است... و متأسفانه همین سازش و نرمش موجب شده که این بدسیرتان در طغیان و تجاوز خود پافشاری کنند و در فحش و دشنام جرئت بیشتری یابند. چنانکه گفتهاند: «اگر شخص بزرگواری را نیکی کردی، بنده تو میشود»، در صورتی که نیکی و نیکویی با پستنهادان موجب گردنکشی آنها میشود.
اتفاقاً من در بهار عمر و اوایل جوانی، بسیار مایل بودم که در کتب و ادیان آسمانی مطالعاتی کنم و از اینرو به حقایقی دست یافتهام که همگی متکی بر دلایل و اسناد انکارناپذیری است و در این مورد، هیچ دانشمند مسلمانی را ندیدهام که متوجه این حقایق بشود و با اینکه کتابهای بسیاری به شکل مجادله، مناظره، احتجاج و... نوشتهاند و زشتیها و خرافات و مطاعن بیشمار مسیحیت را برشمردهاند، ولی به این نکات اشاره نکردهاند.
من در تمام عمرم از نشر این مطالب خودداری میکردم و علاقهمند بودم آنها همچنان مکتوم بمانند و زندگی مسالمتآمیزمان ادامه یابد و من هم از همان وضعی که مسلمانان از صدر اسلام با مسیحیان داشتند، خارج نشوم...
ولی پس از مدتها که بدین منوال گذشت و دیدم که وقاحت و بیشرمی آنان اوج گرفته و این بیماری شدت پیدا کرده است و آتش آن زبانه میکشد، به راز این سخن پی بردم که «دفع شر با شر، مقرون به احتیاط است» و فهمیدم که این نظریه بسیار درست است که «بردباری در غیر موردش، دلیل نادانی است.»
البته در کتاب خدا و سنت پیامبر نیز شواهدی در این زمینه وجود دارد. خداوند میفرماید: «اگر کسی تجاوزی به شما کرد، به همان میزان از او انتقام بگیرید.»(۴) و معصوم میفرماید: «سنگ را از هر طرفی که به سوی شما آمد، برگردانید که بدی را جز بدی دفع نمیکند.»با در نظر داشتن این سخنان، تصمیم گرفتم که این حقایق آشکار را ـکه مدتها با کمال علاقه آن را کتمان میکردم - روشن سازم و سرانجام این زاغهای سیاه و این مبشران شوم و پیامآوران نحس، مرا مجبور به نشر این حقایق کردند و در واقع با دست خود بر صورت خود سیلی زدند و با دست خویش گورشان را کندند.
من یقین دارم این حقایقی که نوشتهام و منتشر خواهم کرد، بر خردمندان مسیحی سخت گران میآید و در نظر آنان بسیار نامطلوب خواهد بود... بهویژه که بسیاری از این حملات زننده و یاوهسراییهای رسوا از طرف فرقه «پروتستانت» متوجه ما شده است(۵)، ولی چون فرقههای دیگر و عقلای آنها در مقابل این حملات خاموش بودند و خاموشی آنها دلیل بر رضایت و خشنودیشان در این کار بود، ناچار به نشر این مطالب شدم.
به جان خودم سوگند که آنان دیگر مجوزی برای سکوت و دلیلی بر حوصله و بردباری باقی نگذاشتند و از اینروست که من همه مسلمانان را قبل از دیگران به موارد غفلت و نادانی آنان مطلع میسازم و آنها را مانند روز روشن و آفتاب تابان عیان و آشکار میکنم.