تاریخ انتشار : ۳۱ خرداد ۱۳۹۱ - ۱۰:۵۴  ، 
کد خبر : ۲۴۰۰۶۵

مفهوم امنیت و ثبات در خاورمیانه جدید

اشاره: تحولات یک سال اخیر خاورمیانه هر چند هنوز به استقرار نظمی منجر نشده است که بتوان بر اساس آن، قاعده رفتاری برای این منطقه حساس در عرصه مناسبات بین‌الملل تعریف کرد،‌ اما بی‌تردید جهان سیاست را نیازمند بازتعریف مفاهیمی کرده است که ما تا کنون به شکلی سنتی با آنها در خاورمیانه روبرو بودیم. یکی از مهمترین مفاهیم در این رهگذر امنیت است. امروز دیگر اینگونه نیست که مانند چند دهه گذشته، استانداردهای امنیتی خاورمیانه از سوی غرب،‌به ویژه آمریکا به صحنه روابط جهانی دیکته شود. به عنوان مثال،مسأله امنیت هسته‌ای خاورمیانه در شرایط حاضر به گونه‌ای تحلیل نمی‌شود که صرفاً‌ از آن، ‌تأمین امنیت منطقه‌ای رژیم صهیونیستی مستفاد شود. این مقاله به بررسی دیدگاه‌های موجود پیرامون خاورمیانه جدید و محور‌های حفظ ثبات و امنیت آن می‌پردازد.

یک نماینده پارلمان انگلیس تاکید کرد: برای تحقق ایده خاورمیانه عاری از سلاح‌های هسته ای، اسرائیل باید خلع سلاح شود.‏
«جرمی کوربین» در مصاحبه با خبرنگاران گفت: خاورمیانه باید منطقه‌ای عاری از سلاح‌های هسته‌ای بشود و این موضوع در اجلاس سال گذشته بازنگری در پیمان عدم اشاعه هسته‌ای نیز مورد تاکید قرار گرفت. ‏
وی افزود: ضرورت دارد طرح خاورمیانه عاری از سلاح‌های هسته‌ای حتما شامل خلع سلاح اسرائیل نیز بشود و این باید مسیر پیش روی منطقه خاورمیانه باشد. ‏
این نماینده عضو حزب کارگر انگلیس که در اجلاس سالانه ائتلاف بزرگ ضدجنگ انگلیس نیز شرکت داشت، گفت: ما در این اجلاس تاکید کردیم ایران کشور مستقلی است و توسط یک دولت منتخب اداره می‌شود. ایران همچنین یکی از اولین امضاءکنندگان پیمان عدم اشاعه هسته ای(ان پی تی) بوده و همچنان نیز به این پیمان متعهد است. ‏
وی افزود: تمامی ما امروز نگران لفاظی‌های جنگ طلبانه و خطرات ناشی از دخالت نظامی در ایران هستیم و در اجلاس ائتلاف ضدجنگ نیز با شدت هرچه تمام‌تر با هرگونه مداخله خارجی در ایران مخالفت کردیم. ‏
‏«ما مخالف تولید و انباشت سلاح هسته‌ای از سوی هر کشوری هستیم ولی در عین حال معتقدیم بر اساس قوانین و مقررات بین المللی هر کشوری حق دارد در چارچوب مقررات موجود از فناوری هسته‌ای برای اهداف صلح‌آمیز استفاده کند.» ‏
کوربین گفت: در قوانین بین المللی، خط کشی روشنی میان انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای و استفاده نظامی از این نوع فناوری وجود دارد و مقامات آژانس بین المللی انرژی اتمی نیز فعالیت‌های هسته‌ای ایران را تحت نظارت دارند و تاکنون نیز نگفته‌اند که ایران در حال تولید سلاح هسته‌ای یا انباشت پلوتونیوم برای ساخت بمب است. ‏
وی اظهارداشت: ما در گروه پارلمانی خود در مورد ایران نیز که نمایندگان تمامی احزاب انگلیس در آن حضور دارند، دقیقا مواضع آژانس را تعقیب می‌کنیم و در مواضع آژانس، مطلبی مبنی بر استفاده نظامی ایران از انرژی هسته‌ای وجود ندارد. ‏
این نماینده پارلمان انگلیس افزود: ما امیدواریم بتوانیم به تلاش‌های خود در زمینه ترغیب سیاست عدم مداخله در ایران ادامه دهیم و در راه بازسازی روابط دیپلماتیک با ایران و تعامل دوباره با آن کشور تلاش کنیم. ‏
وی در بخش دیگری از این مصاحبه تاکید کرد: انتقاد از سیاست‌های یک کشور نباید، به هیچ وجه به معنای مجوزی برای مداخله در امور داخلی دیگر کشورها باشد. کشورهای غربی حق ندارند با بهانه قراردادن مسائل مختلف، به کشورهای دیگر تجاوز کنند. ‏
کوربین گفت: اگر ما نگاهی به وضعیت افغانستان، عراق و حتی لیبی بیندازیم، متوجه می‌شویم که مداخله نظامی در دیگر کشورها به هیچ وجه قابل توجیه و دفاع نیست و باید لفاظی‌ها در این مورد متوقف شود. ‏
واشنگتن و نظم خاورمیانه ‏
از جانب دیگر، «پت بوکانان» مشاور رئیس‌جمهوری آمریکا در زمان جرج بوش، با ابراز تردید به ادعاهای دولت آمریکا که با هدف جنگ افروزی مطرح می‌شود، گفت: این خطر، 300 کلاهک هسته‌ای اسرائیل است که جهان را تهدید می‌کند، نه برنامه‌های هسته‌ای ایران.‏
پت بوکانان در مقاله‌ای که پایگاه خبری - تحلیلی «به‌سوی آینده» مالزی آن را منتشر کرد، آورده است: اینکه ادعا می‌شود برنامه هسته‌ای ایران تهدیدی برای جهان است، بی اساس است و این در حالی است که اسرائیل 300 کلاهک هسته‌ای در اختیار دارد. ‏
این کارشناس سیاسی آمریکایی با تاکید بر اینکه جنگ‌های متعدد در خاورمیانه، منافعی برای آمریکا نداشته است، می‌نویسد: اینکه جنگ با مسلمانان در 20 سال گذشته منافعی را برای آمریکا به دنبال داشته است، مورد سئوال جدی است. ‏
وی با تاکید بر اینکه جنگی جدید در خاورمیانه برای آمریکا و اقتصاد جهانی فاجعه بار خواهد بود، می‌نویسد: نگاهی به منازعه و کشمکش‌هایی که آمریکا هم اکنون در منطقه خاورمیانه به راه انداخته، نشان می‌دهد که این کشور نظم منطقه را مختل کرده و خود نیز سودی نبرده است. ‏
بوکانان تصریح کرد: بدهی آمریکا هم اکنون بیش از 10 درصد تولید ناخالص داخلی آمریکاست، بنابراین آمریکا دیگر نمی‌تواند با اختصاص بودجه‌های هنگفت نظامی، حضور خود را برای دفاع از 40 تا 50 کشور دنیا، ادامه دهد. ‏
مشاور سابق رئیس‌جمهوری آمریکا تاکید کرد: ما باید سربازان خود را به خانه برگردانیم. لازمه حفظ آمریکا و جلوگیری از فروپاشی آن تا سال 2025، برچیدن این همه پایگاه نظامی در سراسر جهان و خلاص شدن از شر آنهاست.
جنگ صلیبی که آمریکا تحت عنوان پایان دیکتاتوری‌ها و رژیم‌های اقتدارگرا به راه انداخته، کاملاً تخیلی است. ‏
خطاهای اسفبار
از منظری دیگر« واشنگتن پست» نوشت: در نخستین سالگرد بهار عرب، آمریکا بهتر است به جای نوشیدن باده کامیابی با عربستان، به مسیر اصلی جاده تحولات تاریخی خاورمیانه بازگردد و بار دیگر مرتکب خطاهایی نشود، چرا که در آینده تاسف آن را خواهد خورد.‏
در نخستین سالگرد قیام‌های مردمی در جهان عرب، روزنامه واشنگتن پست در مقاله ای، به انتقاد شدید از سیاست‌های خاورمیانه‌ای آمریکا پرداخته و ضمن اشاره به این که در خیزش‌های به پا شده، حرکت آمریکا خلاف جهت موج است و در آینده مایه تاسف آمریکا خواهد شد، می‌نویسد:‏
همزمان با نخستین سالگرد جنبش بهار عرب، دولت اوباما در ماه دسامبر یک قرارداد نجومی فروش سلاح با عربستان امضا کرد که ارزش آن، بیشتر از درآمد ناخالص سالانه داخلی افزون بر نیمی از کشورهای جهان است.
اوباما این قرارداد را دستاوردی تاریخی و عامل تقویت روابط قوی و پایدار میان آمریکا و عربستان خواند.
این قرارداد در سالگرد جنبش ملل عرب، دریچه‌ای است به نوع برخورد آمریکا با این دوره تحول تاریخی منطقه خاورمیانه.‏
هرچند بهار عرب تحولات وسیعی را برای سراسر خاورمیانه به ارمغان آورد، اما واقعیت وجهی متفاوت دارد.‏
‏بهار عرب منطقه را به دو نیم تقسیم کرده است: یک نیمه فرو رفته در گرداب تحولات و نیمه‌ای دیگر پژمرده.‏
یک نیمه اراده‌ای قوی برای ایجاد اصلاحات دمکراتیک را به منصه ظهور می‌رساند ونیمه‌ای دیگر همچنان با دولت‌های غیر دمکراتیک کنار آمده است.‏
بسیاری از رژیم‌های مستبد منطقه شامل تونس، مصر،لیبی و یمن سرنگون شده‌اند و بسیاری دیگر هم مانند سوریه و بحرین در محاصره جدی قرار دارند.‏
به غیر از بحرین، تمامی حکومتهای پادشاهی و سلطان نشین منطقه در امن و امان بسر می‌برند.
پول نفت، افسار اعتراض این ملتها را به کنترل درآورده و برخی دیگر هم به لطف مشروعیت مذهبی، قدرت را حفظ کرده اند.‏
همه رژیمهایی که در منطقه سرنگون شده اند، تا لحظه سرنگونی در ثبات و آرامش خاطر بسر می‌بردند.‏
در این هنگامه سیاسی که تحولات، دفعتاً انجام می‌شود، شرط بندی کردن بر روی حکومت‌های پادشاهی خودکامه، خطر کردن است.‏
اوباما مدعی است از اصلاحات سیاسی در خاورمیانه استقبال می‌کند، اما در مورد کشورهایی که ثبات آنها هنوز دستخوش لرزش نشده، سیاست دولت آمریکا همان سیاست چندین دهه گذشته، مبتنی بر حمایت از دوستان دیکتاتور است که کمکشان در موضوعات امنیتی و اقتصادی بسیار برای آمریکا اهمیت دارد.
ولت اوباما در قبال سرکوب خشونت‌آمیز تظاهرات مردمی در بحرین، سکوت اختیار کرده است. اوباما هرگز علاقه‌مند نیست سرنوشت این کشور در حاشیه خلیج فارس که خانه ناوگان پنجم دریایی آمریکاست، به خطر افتاده و قربانی شعارهای او در حمایت از برقراری دمکراسی در جهان عرب شود.‏
عربستان نیز که در سرکوب تظاهرات مردمی بحرین مداخله نظامی کرد و این اعتراضات را در مرزهای خود با سرکوب پاسخ داد، هرگز از دایره دوستی آمریکا خارج نشد.
این رفتارهای ضد دمکراسی عربستان موجب نشد که آمریکا ذره‌ای از صمیمیتش در روابط مستحکم خود با این کشور بکاهد.‏
اردن هم که در مواجهه با اعتراضات پراکنده مردمی در خاک خود دست به هیچ اصلاحاتی نزد، نه فقط مورد بی مهری آمریکا واقع نشد بلکه مورد تقدیر و مشمول دریافت کمک‌های مالی واشنگتن قرار گرفت.‏
این رفتارها، دوگانگی در سیاست‌های آمریکا در خاورمیانه را برجسته می‌کند.
حفظ منافع متقابل از نفت گرفته تا مبارزه با تروریزم و ضدیت با ایران، وزنه سنگین ترازوی عدالت در تعیین رفتارهای آمریکا در منطقه است.‏
سال گذشته منطقه شاهد سرنگونی ناگهانی دوستان آمریکا، یکی پس از دیگری بود.‏
آمریکا که آمادگی پذیرش این تحول سریع تاریخی را نداشت، بابت از دست دادن دوستانش در منطقه، اظهار تاسف کرد، اما کار چندانی برای آماده کردن بستر مناسب به منظور ایجاد اصلاحات دمکراتیک در خاورمیانه به انجام نرساند.‏
آمریکا امروز نادم و پشیمان فرصتهای از دست داده در خاورمیانه است، فرصت‌هایی که می‌توانست با ملزم کردن دوستانش در منطقه به ایجاد اصلاحاتی جدی، حمایت از فعالان جامعه مدنی در این جوامع، افزودن بر سطح بینش و آگاهی خود از خواست توده‌های مردمی این جوامع و گفت گو با نیروهای اجتماعی، به بار نشیند.‏
آمریکا این فرصت را داشت که پادشاه و سلطان‌های مستبد منطقه را به وظایف و مسئولیت‌های سیاسی و اجتماعی شان واقف کند.
اینک در نخستین سالگرد بهار عرب و دوره تاریخی تحول منطقه، آمریکا بهتر است به جای آنکه باده کامروایی با عربستان بنوشد، از جاده انحرافی خارج شده و بار دیگر مرتکب خطاهایی نشود که در آینده تأسف آن را بخورد.
صبر برای رسیدن به دموکراسی
در چنین شرایطی، مدیر سابق شبکه تلویزیونی «الجزیره» با ابراز خوشبینی نسبت به آینده انقلاب‌های عربی، گفت: برای رسیدن به دموکراسی در جهان عرب باید صبور بود. ‏
«وضاح خنفر» طی سخنانی در دانشگاه لندن گفت: من به رغم چالش‌های متعددی که در مقابل بهار عربی وجود دارد، به آینده تحولات در منطقه خوشبین هستم و معتقدم که همه باید از تغییرات و اصلاحات جاری حمایت کنند. ‏
وی افزود: رژیم‌های دیکتاتور در جهان عرب طی شش دهه گذشته با حاکم کردن نظام‌های توتالیتر و سرکوبگر، همه چیز را تخریب کرده‌اند و در چنین شرایطی نمی‌توان انتظار داشت در عرض یکی دو سال همه چیز اصلاح شود و نظام‌های کاملاً دموکراتیک بر سر کار بیایند. ‏
وی این تعبیر برخی از رسانه‌های غربی را که بهار عربی به زمستان عربی رسیده است، رد کرد و اظهارداشت: نسل جوانی که موتور محرکه اصلی انقلاب‌های عربی بوده اند، همچنان در صحنه حضور دارند و در صورت نیاز و منحرف شدن انقلاب‌های عربی، مجددا به خیابان‌ها خواهند آمد. ‏
‏«اوضاع در جهان عرب از حالت سنتی سابق تغییر کرده و دیگر نمی‌توان تمامی تحولات را با مؤلفه‌های سنتی تفسیر کرد.»
مدیرکل سابق شبکه الجزیره سپس به نقش اینترنت و شبکه‌های اجتماعی نظیر یوتیوپ، فیس‌بوک یا توییتر اشاره کرد و گفت: نسل جوان در جهان عرب که عمدتا تحصیل کرده هستند با استفاده از این ابزارهای نوین از چند سال قبل و به دلیل ممنوع بودن هرگونه انتقاد و مخالفتی در جهان واقعی، در دنیای مجازی اعتراضات خود را شروع کردند. ‏
وی افزود: این جوانان به‌تدریج شبکه‌های در هم تنیده‌ای را در فضای مجازی ایجاد کردند که همچون شبکه‌های سنتی سابق، سلسله مراتبی نبود و کاملاً ساختار دموکراتیک داشت و از اصولی نظیر آزادی بیان، برابری و حقوق بشر دفاع می‌کرد. ‏
وی اظهارداشت: رژیم‌های دیکتاتور در کشورهایی نظیر تونس، مصر و لیبی تلاش کردند اینترنت و شبکه‌های اجتماعی را کنترل کنند، ولی موفق به این کار نشدند و از سوی دیگر تصور نمی‌کردند که این تشکل‌ها و ساختارهای جدید در فضای مجازی، روزی به فضای واقعی جامعه کشیده شود و هزاران معترض را به خیابان‌ها بیاورد. ‏
خنفر گفت: نقش شبکه‌های اجتماعی و جوانانی که با ابزارهای نوین ارتباطی آشنایی داشتند در اطلاع رسانی و پوشش خبری اتفاقات یک سال گذشته، بسیار مؤثر و تعیین‌کننده بود، به گونه‌ای که مردم به‌تدریج اعتماد بیشتری به تصاویر غیرحرفه‌ای که توسط مردم گرفته می‌شد، در مقایسه با تصاویر حرفه‌ای خبرنگاران شبکه‌های تلویزیونی پیدا کردند. ‏
وی تاکید کرد: دیکتاتوری، فساد اقتصادی و وابستگی، از جمله مواردی بود که نسل جوان و انقلابیون در جهان عرب با آنها مخالف بودند و تلاش می‌کردند دموکراسی، شفافیت و استقلال سیاسی را به کشور خود بازگردانند.
وی افزود: مشکلات اقتصادی کشورهایی که رژیم‌های دیکتاتور را سرنگون کرده‌اند، همچنان باقی است و کمک‌های وعده داده شده توسط جامعه جهانی و اتحادیه عرب، هنوز محقق نشده است. ‏
این کارشناس مسائل خاورمیانه بر ضرورت پرهیز قدرت‌های خارجی از دخالت در امور داخلی کشورهای عربی تاکید کرد و گفت: غرب، بخشی از تراژدی دیکتاتوری در جهان عرب بود و برخی از این کشورها همچنان از رژیم‌های دیکتاتور حمایت می‌کنند و به همین دلیل مردم جهان عرب، حق دارند منتقد دخالت غرب باشند. ‏
وی یادآور شد: کشورهای غربی سال‌ها با توجیهاتی نظیر ثبات و امنیت و پیشگیری از خطر حاکم شدن تندروها، از رژیم‌های دیکتاتور حمایت کردند، ولی با این حال مردم جهان عرب به دنبال انتقام نرفتند و ما در کشورهایی که رژیم‌های دیکتاتور سقوط کردند، شاهد حمله به سفارتخانه‌های غربی نبودیم. ‏
‏«وضاح خنفر» در بخش دیگری از سخنان خود که با عنوان «حفاظت از انقلاب‌های عربی» ایراد شد، به موضوع پیروزی احزاب اسلامی در انتخابات تونس و مصر اشاره کرد و گفت: یکی از دلایل اقبال مردم به احزاب اسلام‌گرا، این بود که آنان می‌خواستند به طور کامل از شر رژیم‌های سابق خلاص شوند. ‏
‏احزاب اسلام گرا از جمله تشکل‌هایی بودند که با رژیم‌های سابق یا اصلا ارتباطی نداشتند، و یا در مقایسه با دیگر احزاب و گروه‌ها، کمترین ارتباط را با ساختارهای قبلی داشتند و به همین دلیل توانستند نظر موافق مردم را به سوی خود جلب کنند.
وی افزود: من معتقدم که احزاب اسلام‌گرا با واردشدن به حکومتداری، بتدریج تغییر خواهند کرد. از سوی دیگر، خواسته‌های جوانان عرب هنوز در دوره پس از انقلاب و در انتخابات اخیر به‌خوبی منعکس نشده است، ولی در این زمینه باید صبور بود. ‏
مدیرکل سابق شبکه الجزیره به رغم مطرح‌شدن چندین سوال درباره وضعیت کشورهای حاشیه جنوبی خلیج‌فارس، از جمله بحرین، حاضر نشد اظهار نظر صریحی درباره آنها بکند و در عوض نسبت به بروز درگیری‌های فرقه‌ای در برخی از این کشورها هشدار داد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات