تاریخ انتشار : ۳۱ خرداد ۱۳۹۱ - ۱۰:۲۲  ، 
کد خبر : ۲۴۰۱۲۶

رسانه‌ها چه نقشی در بحران سوریه دارند؟


جلال صداقت
* بحران سوریه چقدر رسانه‌ای و چقدر واقعی است؟ وزن عامل رسانه در این موضوع چقدر است؟
** به نظر می رسد اگر یک مقداری ریشه بحران را بررسی کنیم، تحلیل آن آسان تر خواهد بود. طی دهه پایانی قرن بیستم، یک تفکر در دنیا حاکم بود که دو ستون داشت. یک ستون آن مبتنی بر اندیشه آقای فوکویاما یعنی پایان تاریخ بود و ستون دیگر هم بر اساس اندیشه توماس فریدمن در مقاله ای تحت عنوان زمین تخت است، می باشد.
هر دو اندیشه معتقد بودند بشریت وارد دنیای جدیدی شده که در آن اقتصاد بازار، جهانی سازی و دموکراسی حرف اول را می زند. اما در دهه نخست قرن بیست و یکم اتفاقی افتاد که باعث شده بر این اندیشه آمریکایی مهر باطل شد، بخورد. بنابراین غرب دچار نوعی غافلگیری راهبردی شده و این غافلگیری در سال گذشته در دو رویداد خودش را نشان داد. یک رویداد موج بیداری اسلامی از شمال آفریقا تا غرب آسیا بود و رویداد دیگر جنبش تسخیر وال استریت بود.
غرب در این هماوردی چالش هایی را پیش رو دارد که ناشی از نحوه مدیریت جهان به سرکردگی آمریکاست. یعنی غرب در حال کشتی گرفتن با سایه خودش است. بی تردید هم دچار شکست می شود.
وقتی عمق استراتژیک غرب، یعنی حسنی مبارک در مصر سرنگون شد، در تونس زین العابدین بن علی و در لیبی هم قذافی، اینها سعی کردند صحنه بازی را با طراحی انقلاب بدلی عوض کنند. چرا که متوجه شدند عامل غافلگیری آنها چیزی به نام اندیشه اسلام ناب در برابر اسلام آمریکایی یا مقاومت در برابر دریوزگی برخی دول عربی بوده است.
در این میان چون سوریه را یکی از کشورهای عضو محور مقاومت می دانند، بنابراین تلاش کردند این طرح را در سوریه پیاده کنند. حالا دلایل این ماجرا هم زیاد است و به طور کلی مقاومت را می خواستند دچار مشکل کنند. در لبنان ماجرای ترور رفیق حریری را برای ضربه زدن به حزب الله می بینیم. در سوریه این نا آرامی ها و در ایران هم فتنه 88 را داشتیم و در کنارش هم بحث های حقوق بشری و پرونده هسته ای. اینها مجموعه ای از سناریوهای غرب برای محور مقاومت است.
چرا؟ حداقل به چند دلیل. یکی اینکه جلوگیری کنند از سرمشق گیری مردم منطقه از الگوی مقاومت. کشورهای انقلابی منطقه الگوی حکومتی می خواهند و الگویی که مبتنی بر اندیشه های اسلامی باشد، در برابر اندیشه های آمریکایی و صهیونیستی سر تسلیم فرود نیاورد و مبتنی بر حقوق مردم هم باشد تنها در الگوی مقاومت که از ایران سرچشمه می گیرد، قابل مشاهده است. دلیل دیگر اینکه دیپلماسی مقاومت را منفعل کنند و محور مقاومت را ضد مردمی جلوه دهند ابزار رسیدن به این هدف هم فقط رسانه است. لذا می بینیم سرمایه گذاری غرب در زمینه رسانه در خاورمیانه طی 10 سال اخیر چندین برابر شده است.
مثلاً انگلیسی ها که مدت ها بود بی بی سی عربی را تعطیل کرده بودند و نیروهایشان جذب الجزیره و جاهای دیگر و به نوعی پراکنده شده بودند، آمدند و دوباره این شبکه را راه انداختند و نیروهایشان را جمع کردند.
در قضیه سوریه رسانه های بسیاری فعال هستند و الجزیره و العربیه در این میان نقش محوری دارند و عملیات روانی بر عهده این دو رسانه است. سایر رسانه ها از جمله رسانه های انگلیسی زبان مثل سی ان ان، فاکس نیوز، اسکای نیوز، بی بی سی و حجم انبوهی از رسانه های اینترنتی هم در این حوزه دخیل هستند.
هر رویدادی در دنیا برای تصویر سازی نیازمند رسانه است. در سوریه اما بیش از آنکه به میدان توجه کنند، رسانه ها فضا را می سازند. در سوریه یک گروه چند ده نفره تظاهرات می کنند اما رسانه های منطقه ای و فرامنطقه ای طوری آن را پوشش می دهند که گویا همه سوریه مخالف هستند و در مقابل تظاهرات های میلیونی مردم در حمایت از نظام حاکم سانسور شده و بازتابی پیدا نمی کند.
* محورهای اصلی این عملیات روانی چیست؟
** در سوریه باید ببینیم کشورهای مخالف چه رفتاری دارند و چگونه آن را بازتاب می دهند. باید از رسانه ها پرسید آیا شما مشغول حمایت از دموکراسی هستید یا یک انتقام گیری از مقاومت اسلامی؟
نکته دیگر اینکه طوری القا می کنند که دمشق بر سر یک دو راهی است. دو راهی پیوستن به غرب یا سقوط. نکته سوم اینکه سایر کشورها را متهم می کنند به رفتار دوگانه در برابر بیداری اسلامی. در صورتی که آنچه در سوریه در حال وقوع است موج بیداری اسلامی نیست. چرا که ما سه شاخصه در این قضیه داریم. اول اسلامی بودن اینها، در سوریه رهبر مخالفین یعنی آقای غلیون وابسته به فرانسه است و همه هم این را می دانند. دوم مسالمت آمیز بودن اینها. در همه کشورها رفتار مردم مسالمت آمیز است، جز در یک مقطعی در لیبی.
ولی مثلاً در بحرین علی رغم گذشت یک سال هنوز هم مردم مسالمت آمیز برخورد می کنند، در حالی که در سوریه از ابتدا مخالفین مسلح بودند و کشورهای مخالف هم اینها را مسلح و تجهیز می کنند. نکته سوم مردمی بودن است. در سوریه اگر چه رسانه ها سعی می کنند مخالفان را گسترده و مردمی جلوه دهند اما در صحنه عمل طور دیگری است. نا آرامی ها همه در شهرهای مرزی است. مثلاً در درعا که هم مرز اردن است، یا دیرالزور که هم مرز عراق است. البته دولت عراق مانع ارسال تجهیزات برای مخالفین است. یا لاذقیه و ادلب که هم مرز ترکیه است. یا قتل عامی که در جسرالشغور اتفاق افتاد که این شهر در نزدیکی ترکیه است. یا در طرطوس که هم مرز لبنان است. در واقع مخالفین از این طریق تجهیز و تسلیح می شوند و بحث مردمی بودن مطرح نیست. حتی ابایی هم از این ندارند که بگویند اینها وابسته هستند و در نشست های مختلف هم این را مطرح می کنند.
اگر یک کشور به مخالفین کشور دیگری یک سلاح بدهد می گویند به تروریسم بین الملل کمک کرده است اما در سوریه، رسانه ها ماجرا را کاملاً برعکس جلوه می دهند.
آقای رفیق ایلماز نماینده حزب جمهوری خلق در شهر خاتای ترکیه چند روز قبل با روزنامه حریت ترکیه مصاحبه کرده و گفته پایگاه هایی که در این شهر هستند و مخالفان حکومت سوریه در آن آموزش می بینند، توسط موساد و سیا اداره می شود. این یعنی دخالت مستقیم خارجی و تزریق خشونت اما رسانه ها اینها را نشان نمی دهند و طوری القا می کنند که رفتارشان بشردوستانه است.
* چند مورد از دروغ‌های فاحش این رسانه ها را می‌فرمایید؟
** یکی از موارد جالب و البته مضحک این است که کارت شهید احمد کاظمی که شش سال پیش به شهادت رسید و کارت هم مربوط به سال 59 است را نشان می دهند و می گویند ایران در سوریه دخالت دارد! پنج مهندس ایرانی را گرفتند. کارت پایان خدمت دو نفر از اینها را که در سپاه سرباز بوده اند را نشان می دهند و می گویند این سند دخالت ایران در سوریه است.
چند نفر از زائرین را دستگیر کرده اند که تعدادی از اینها هم پیرمرد و پیرزن هستند و می گویند اینها عوامل ایران در سوریه هستند.
مورد دیگر اینکه مدت مدیدی رسانه ها فردی را به عنوان یک مبارز سوری معرفی می کردند. این فرد یک سایتی داشت و تحت عنوان شاهد عینی از سوریه حجم انبوهی از اخبار را منتشر می کرد.
بعدها مشخص شد و خودش هم اعتراف کرد که طرف اصلاً سوری هم نیست و یک آمریکایی است که حتی یک بار هم به سوریه نرفته است. این فرد منبع تزریق تمام اخبار دروغ به فضای سایبری بود.
تصاویر متعددی از تظاهرات نشان می دهند به عنوان تصاویر روز در حالی که تصاویر برای مدت ها قبل است و فریب است.
یا شاهدان عینی که که با تغییر صدا گزارش های کذب از چند جا می دادند.
آنچه در میدان اتفاق می افتد درگیری میان افراد مسلح مورد حمایت برخی کشورهای همسایه سوریه است با حکومت اما در رسانه ها طوری وانمود می کنند که همه سوریه درگیر و مخالف هستند.
* لطفاً به طور مشخص درباره رفتار الجزیره در این قضیه توضیحاتی بفرمایید.
** شبکه الجزیره تا دو سال پیش یا بهتر است بگوییم تا زمان بیداری اسلامی در مصر رفتاری تقریباً حرفه ای داشت. الجزیره درباره مصر به دلیل چالش امیر قطر و حسنی مبارک، موضع منفی داشت. چون رسانه های مصری دائم درباره همسر امیر قطر مسائلی را مطرح می کردند. قرضاوی برنامه ای در الجزیره داشت و مخالف مبارک بود. وضاح خنفر که اصالتاً فلسطینی رئیس سابق الجزیره بود یک عرقی داشت و در ماجرای جنگ 22 روزه، به دلیل محاصره غزه توسط مصر باعث شده بود به مصر فشار وارد کند.
اما می بینیم در ماجرای بحرین و سوریه این رفتار عوض شد و حتی تعدادی از مسئولان و خبرنگاران دست به استعفا زدند. غسان بن جدو رئیس دفتر الجزیره در لبنان، خانم لونشیل که گوینده بود، خانم تمور که او هم گوینده بود، خانم زهرالدین و خیلی از افراد دیگر از جمله کسانی هستند که در اعتراض به این رویه الجزیره استعفا دادند و می گویند این رفتار در جهت تشدید خشونت‌هاست.
این افراد در حال راه اندازی یک شبکه جدید به نام میادین هستند.
امیر و نخست وزیر قطر کسانی هستند که بدون رای مردم حاکم شده اند. امیر قطر با کودتا علیه پدرش به قدرت رسید و چنین شخصی نمی تواند کشور دیگری مثل سوریه را متهم به نداشتن دموکراسی کنند.
در سوریه حداقل انتخابات برگزار می شود و در رفراندوم اخیر بیش از 60 درصد شرکت کردند.
طی 60 سال گذشته تنها کشوری که به مقاومت کمک کرده سوریه است و هرگونه تلاش برای ضربه زدن به آن، کمک به رژیم صهیونیستی است ولی رسانه ها عمداً به این موضوع اشاره نمی کنند.
الجزیره در این دوران به عنوان یک اتاق فکر و هماهنگ کننده میان مخالفین مسلح عمل کرده است. در یک مقطعی چون به خبرنگاران اینها به دلیل همین رفتار مغرضانه مجوز ورود به سوریه نمی دهند، آمدند یک خانم ایرانی که مقیم غرب را فرستادند به سوریه. چون ایرانی ها نیازی به ویزا ندارند. یعنی حتی از ابزارهای غیرقانونی هم استفاده می کنند.
در واقع الجزیره و العربیه در حال نمایندگی سیاست های غرب در خاورمیانه هستند.
* مکانیسم تامین مالی این رسانه ها چطور است؟
** شبکه الجزیره توسط حکومت قطر تغذیه می‌شود و یک سبکه کاملاً دولتی است. العربیه هم وابسته به شاهزاده ای سعودی است به نام طلال و از دوبی پخش می شود.
عبدالرحمن راشد که الان رئیس العربیه است، از افراد غرب گرایی است که پیش از آمدن به العربیه نقش سردبیر روزنامه شرق الاوسط را بر عهده داشت.
* با این حساب میزان پیروی آنها از دولت های قطر و سعودی قابل حدس است.
** اینها اصلاً بازوی رسانه ای این حکومت ها هستند. مثلاً در مورد یمن چون هر دو دولت سعودی و قطر از طرح شورای همکاری خلیج فارس حمایت کردند، الجزیره و العربیه هم همین خط را در پیش گرفتند. در مورد سوریه هر دو مخالف حکومت هستند چون دولت هایشان این سیاست را دارند.
یا مثلاً در مصر الجزیره ضد مبارک بود اما العربیه نه. چرا؟ چون دولت سعودی حامی مبارک بود و دولت قطر علیه او.
بسیاری از افراد رسانه ای در جهان عرب به العربیه، العبریه می گویند. چون این شبکه سیاست رژیم صهیونیستی را به زبان عربی ترجمه و پخش می کند. مثل ایجاد جنگ مذهبی و طایفه ای، تضعیف مقاومت، جلوگیری از فراگیر شدن موج بیداری اسلامی و ...
* به طور کلی کارکرد رسانه های منطقه درباره انقلاب های اخیر را چطور ارزیابی می کنید؟ عملکردشان در مجموع مثبت بوده یا خیر؟
** ما باید این رسانه ها را تقسیم بندی کنیم. یکی فراملیتی مثل همین العربیه و الجزیره و النیل و چند مورد دیگر.
دوم شبکه های ملی و سوم شبکه های همسو با مقاومت مثل المنار، القدس، الاقصی و ...
رسانه های گروه اول برخورد دوگانه ای با انقلاب ها دارند. رسانه های گروه دوم بسته به سیاست دولت ها عمل می کنند و تابع اینها هستند و برای مردم خودشان را روایت می کنند.
این سه گروه تصویری که از رویدادها ارائه می دهند بسته به سیاست هایشان متفاوت است.
* سوریه در عرصه رسانه چقدر توانایی دارد؟
** سوریه تجربه و توان مقابله با چنین هجمه گسترده رسانه ای را در اختیار ندارد. الان دارند یک تلاش هایی می کنند اما چون قبلاً احساس نیاز نمی کردند، توانش هم نبوده است. البته این ضعف به طور کلی در دنیای اسلام وجود دارد.
دنیای غرب تجربه ای طولانی در این زمینه دارد اما در دنیای اسلام این تجربه عمر کمی دارد. البته بحث تجهیزات و نیرو هم مطرح است.
هر شبکه ای که مغایر سیاست های غرب باشد علی رغم همه شعارها درباره گردش آزاد اطلاعات، حذف می شود. نمونه اش العالم یا پرس تی وی. آمریکا اجازه نمی دهد پرس تی وی وارد شبکه کابلی اش بشود. یا محدودیت هایی که برای خبرنگاران ما به وجود می آورند در حالی که خبرنگاران آنها در اینجا آزادانه فعالیت می کنند.
کشورهای محور مقاومت از داشتن ماهواره مستقل رنج می برند و یکی از پاشنه آشیل های کشورهای مستقل است.
* رسانه های ما در قضیه سوریه چقدر موفق عمل کردند؟
** رسانه های ایرانی در این ماجرا دچار تزلزل در سیاست گذاری نیستند و در چارچوب مشخصی حرکت کردند.
ما بر اساس فرموده حضرت آقا، شاقول مردمی، اسلامی و ضدآمریکایی و صهیونیستی بودن انقلاب ها را در اختیار داریم. رسانه های ما بر اساس طیف و میزان مخاطبین خود عملکردی قابل قبول داشتند.
این در حالی است که رسانه های ایرانی محدودیت های خیلی زیادی هم در این زمینه دارند. ما در خیلی از کشورها هنوز خبرنگار نداریم و مجبوریم از خبرنگاران محلی استفاده کنیم چون به ما اجازه فعالیت نمی دهند. رسانه های رقیب با چنین موانعی روبرو نیستند.
در رسانه های ایرانی به بحرین به عنوان کشوری شیعی نگاه نمی شود بلکه مردمی هستند که در چارچوبی منطقی دنبال حقوق خود هستند. حال آنکه رسانه های رقیب اینطور نگاه نمی کنند و از دیدگاه طایفه ای و این مسائل می نگرند.
* به عنوان آخرین سوال از پشت صحنه مصاحبه با آقای اردوغان بفرمایید. معمولا مصاحبه ها پشت صحنه شان از خودشان جذاب تر است.
** معمولاً در حوزه تلویزیون، خبرنگاران تمایل دارند مردم همان چیزی را که پخش شده مبنا قرار دهند تا اینکه خبرنگار خود را به سوژه سنجاق کند و توضیح بدهد.
مصاحبه قرار بود ساعت 6 انجام شود اما با 5 ساعت تاخیر انجام شد. مشاورین آقای اردوغان می گفتند باید محلش در طبقه 12 باشد که از نظر فنی کار سختی بود و انرژی زیادی صرف شد تا متقاعد شوند.
مشاورین رسانه ای نخست وزیر ترکیه همراهش بودند و در طول مصاحبه گاهی مطالبی را می نوشتند و از پشت صحنه نشانش می دادند.
وقتی شما در استودیو هستید باکس ترجمه دارید اما آنجا این نبود. اول قرار بود مترجم از آنها باشد اما در دقیقه 90 گفتند مترجم از طرف شما باشد و ما از فردی که فقط برای هماهنگی کارها همراهمان بود به عنوان مترجم استفاده کردیم.
سوالات در چنین مصاحبه هایی باید برای مخاطب قابل قبول باشد. شاید مخاطب حس کند باید خبرنگار روی برخی سوالات ایستادگی کند اما در یک مصاحبه نیم ساعته نمی شود مانور زیادی داد و روی سوال ها ایستاد. مثلاً من گفتم البرادعی گفته رژیم صهیونیستی 250 سلاح اتمی دارد و موضع شما چیست؟
اردوغان گفت نه این رقم زیاد است و من جواب دادم این که حرف من نیست ، البرادعی می گوید. اما در برگشت و در هواپیما به خبرنگاران گفت اسرائیل 300 کلاهک اتمی دارد و این قابل قبول نیست! یعنی از آن رقمی که من گفتم هم 50 تا بیشتر گفت.
یا مثلاً از موضوع بحرین سوال کردم که گفت اصلاً در آنجا خبری نیست. بالاخره مخاطب هوشمند است و خودش می فهمد و نیازی به بحث اضافی نیست.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات