محمدکاظم انبارلویی / www.anbarloee.com
سخنان جناب آقای هاشمی رفسنجانی در مورد مذاکره با آمریکا را پنجشنبه گذشته نقد کردم . ایشان در دیدار با مسئولان فصلنامه مطالعات بین المللی بحثی هم در مورد روش اعتدالی خود در سیاست مطرح فرمودند که به نظر می رسد قابل نقد باشد .
آقای هاشمی رفسنجانی فرمودند : "همیشه معتدل حرکت کردم ... عقایدم هیچ وقت مرا تشویق به افراط گری نمیکند... با کارهای افراطی که هر دو جناح سیاسی موسوم به چپ و راست داشتند ناسازگار بودم ."
در مورد روش اعتدالی یا افراطی جناب آقای هاشمی رفسنجانی در حوزه سیاست ،فرهنگ و اقتصاد تا قبل از حوادث تلخ رقابت های دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری حرفی نمی زنم چون ممکن است حافظه تاریخی برخی به مصادیق آن قد ندهد . اما در انتخابات نهم و دهم ریاست جمهوری بویژه انتخابات دهم گفتار و رفتاری از این ایشان دیده شد که از مصادیق بارز افراطی گری در حوزه سیاست است .
انتشار نامه بدون بسم الله و بدون سلام خطاب به رهبر معظم انقلاب و صدور فرمان شورش خیابانی توسط همسر مکرمه شان در نخستین ساعات رای گیری روز انتخابات ، قطعا جزء افراطی ترین موضع گیریهای سیاسی ایشان محسوب می شود .
حضور برخی از فرزندان ایشان در اغتشاشات خیابانی پس از انتخابات نشانه تداوم این افراطی گری سیاسی است .
ایراد خطبه های آخرین نماز جمعه ایشان حمایت بی قید و شرط از افراطیون و افراطی گری سیاسی محسوب می شود که در گذشته در مقالات گوناگون به آن اشاره و نقد کردم و نیازی به تکرار آن نیست .
کارنامه و سابقه تاریخی چپ در ایران بویژه پس از انقلاب که به صورت منافقین یا جریان مارکسیسم یا لیبرالیسم و یا سکولاریسم ظهور داشت مشحون از افراطی گری است . نزدیک شدن به فرهنگ چپ نشانه بیماری افراطی گری است . پس از خرداد 1360 که چپ سنتی زیر بار خرد جمعی ملت ایران دفن شد و چپ نوین شکل گرفت متاسفانه آقای هاشمی همواره در این جریان دیده شده است . این حضور به گونه ای بود که در انتخابات سال88 به صورت رهبر این جریان ظاهر شد و خشن ترین و افراطی ترین رفتارهای سیاسی را در تاریخ معاصر به ثبت رساند. عبور از قانون ، عبور از رای مردم ، عبور از خطوط قرمز نظام و عبور از خطوط نورانی امام (ره) و ولایت فقیه خیلی سریع و صریح صورت گرفت و حوادث تلخی چون روز قدس ، روز 13 آبان ، روز 16 آذر و روز عاشورای سال 88 را شکل داد.
متاسفانه آقای هاشمی درتمامی این حوادث تلخ یا سکوت کردند یا مشوق عاملان آن بودند و مردم نجیبانه در برابر این رفتارها صبوری کردند . اما سرانجام در 9 دی سال 88 طاقت از کف مردم ربوده شد و آنجا که افراطیون به ساحت مقدس امام حسین (ع) و شعائر الهی عاشورا اهانت کردند به خیابانها آمدند و بی پرده با ذکر نام از کسانی که این افراطی گریها را شکل دادند تبری جستند . متاسفانه صدا وسیما هنگام پخش راهپیمایی عظیم 9 دی نام برخی را از این موضع تبری جویی حذف کرد . اما مردم خود می دانند از چه رفتاری و از چه کسانی تبری جستند و اقدامات افراطی آنها را محکوم کردند.
مردم انتظار داشتند اولین کسی که به میدان می آید و سینه سپر می کند و شرارت چپ و افراطی گری آنها را مهار و کنترل می کند آقای هاشمی باشد. اما نه تنها این انتظار برآورده نشد بلکه هنوز رگه هایی از حمایت از جریان افراطی گری و سران اصلی فتنه در رفتار سیاسی ایشان دیده می شود که واقعا تاسف انگیز است .
خط اعتدال و خط به دور از تفریط و افراط همان خط امام (ره) ، رهبری و خط مردم است .
همان خط قانون اساسی و قوانین کشور و رای نهادهای قانونی و فیصله بخش است . فاصله گرفتن از این خط انسان را به وادی افراط و تفریط می کشاند .متاسفانه آقای هاشمی هم در زمان امام و هم درزمان رهبری آیت الله خامنه ای و بویژه در حال حاضر مواضعی اتخاذ کرده و می کند که از خط اعتدال فاصله و درخط افراط قرار می گیرد .برای اثبات این ادعا کافی است یک نگاه کوتاه به تیتر اول روزنامه ها و سایتهای خبری چپ و سایتهای خبری ضد انقلاب و رادیوهای بیگانه بیندازیم. کسی این واقعیت را که مثل روز روشن است انکار میکند که معتقد است مواضع مردم و امام و رهبری اساسا و در پدیداری انقلاب اسلامی افراطی است.
البته حساب چنین افرادی با کرام الکاتبین است.