تاریخ انتشار : ۳۱ خرداد ۱۳۹۱ - ۰۷:۵۴  ، 
کد خبر : ۲۴۰۱۴۴
سخنگوی دستگاه سیاست خارجی دولت اصلاحات:

خط قرمز دولت خاتمی نگرفتن قطعنامه بود

محمد رحمانی مقدمه: حمیدرضا آصفی در گفت وگوی چالشی پیش رو، عصبانی نشد و به مانند برخی به مصاحبه پایان نداد و برای تأیید مدیران وقت خود به رد مدیران حال نپرداخت؛ چنانچه حاضر به پاسخگویی درباره سؤالی نبود بی‌آنکه به حاشیه رود از پاسخ به سؤال امتناع می‌ورزید. سخنگوی هشت ساله دستگاه سیاست خارجی دولت اصلاحات البته در نقد صریح خاتمی کراهت داشت چراکه معتقد بود اگر وی در قدرت بود من راحت‌تر وی را نقد می‌کردم، نگاه این دیپلمات ارشد به دکتر احمدی‌نژاد هم برای نگارنده جالب بود. وی با وجود طرح نقدهای منصفانه خود قاطعانه گفت اگر یک خارجی پشت رئیس‌جمهور کشورم حرف بزند چشمانش را از کاسه در خواهم آورد. البته آصفی خود را نه اصلاح‌طلب و نه اصولگرا می‌دانست چراکه به اعتقاد وی دیگر این مفاهیم معنا ندارد. گفتنی است متن زیر که ناظر بر مسائل هسته‌ای کشور در دولت خاتمی است تنها قسمتی از مصاحبه طولانی آصفی در سال گذشته با نگارنده است .

* بسیاری از کارشناسان معتقدند که ریشه اصلی مشکلات ما در نزاع انرژی هسته‌ای به پذیرش دائم این پیمان بازمی‌گردد، شاه NPT را 10‌ساله امضا کرده بود و شرط امضای دائمی این قرارداد در حالی که هند و پاکستان و اسرائیل هنوز به این سلاح دست نیافته بودند را امضای این پیمان از سوی تمامی کشورهای منطقه و تعهد جامعه جهانی برای عدم انحراف کشورهای منطقه به سمت سلاح هسته‌ای مشخص کرده بود اما در دوران ریاست‌جمهوری هاشمی رفسنجانی بدون تأیید مجلس شورای اسلامی یا حتی تصویب هیأت دولت یا شورای عالی امنیت با یک دست بالا بردن سیروس ناصری بدون دریافت امتیاز یا تعهدی ما NPT را به‌صورت دائمی امضا می‌کنیم؛ شما توضیح بدهید که چرا این اتفاق رخ داد؟
** از من نخواهیدکه وارد این بحث بشوم.
* پاکستان وقتی به بمب اتم رسید هاشمی رفسنجانی با فرستادن پیام تبریک از این دستاورد به‌عنوان بمب اتم جهان اسلام یاد کردند، معنی این حرف چه بود؟
** خب اگر یک کشور اسلامی بمب اتمی داشته باشد در موازنه قدرت دست بالاتر را خواهد داشت؛ ما که با کسی شوخی نداریم این یک واقعیت است.
* خب پس چرا ما قدرتمان بالا نرود.
** خب فتوای رهبری به ما اجازه نمی‌دهد ضمن آنکه بمب اتمی برای ما تهدید می‌آورد و نه امنیت.
برای یک کشوری مانند پاکستان بمب هسته‌ای می‌تواند بازدارنده باشد چرا که جزو تیول امریکا به حساب می‌آید و با اسرائیل هم مشکلی ندارد اما دستیابی ایران به بمب هسته‌ای برای ما تهدید به حساب می‌آید.
یکی از دلایلی که جمهوری اسلامی جداً به دنبال بمب هسته‌ای نیست همین است. هم‌اکنون ناتو به دنبال ایجاد سپر دفاع موشکی در ترکیه، پرتغال و ... است و همه بهانه‌شان ایران است؛ آیا ایران تهدید است.
ریشه عدم حرکت ما به سمت سلاح هسته‌ای در همین تحلیل‌ها نهفته است.
* بعد از NPT ما CTBT را هم امضا کردیم.
** من را وارد این ماجراها نکن ...
* تحلیل آمریکایی‌ها از شرایط ایران بعد از درگذشت حضرت امام‌خمینی(ره) چه بود؟
** در تحلیل‌های رسمی خود که چیزی نمی‌گفتند.
* شما به سخنان رهبری خیلی استناد می‌کنید، لذا با توجه به سخنان معظم‌له و بررسی سخنان ایشان در چند سال اخیر خصوصاً در رابطه با انرژی هسته‌ای، می‌توان به سخنان ایشان در سال 86 در جمع مردم یزد و دیدار با هیأت دولت در سال 87 اشاره کرد. سخنان ایشان نشانگر عقب‌نشینی دولت وقت است از این جمله می‌توان به این فراز از صحبت ایشان مراجعه کرد که «خواستند وسیله‌ای بکنند برای اینکه اعتماد به نفس را از ما بگیرند. هی فشار آوردند که باید اینها را تعطیل کنید، باید آن را تعطیل کنید، باید آن را تعطیل کنید، رسیدند به کارخانه یو‌سی‌اف اصفهان، گفتند این را هم باید تعطیل کنید. آن مقدمات اولی است. بنده آن وقت به مسئولان گفتم که اگر این حرف را گوش کردید، فردا خواهند گفت باید معادن اورانیوم را هم که توی این کشور هست، کلاً یکجا جمع کنید بدهید به ما تا خاطر جمع شویم که شما نمی‌خواهید بمب‌اتم بسازید! ...»
«من همان وقت هم در جلسه‌ مسئولان که از تلویزیون پخش شد، گفتم اگر چنانچه بخواهند به این روند مطالبه پی‌درپی ادامه بدهند بنده خودم وارد میدان می‌شوم. همین کار را هم کردم. بنده گفتم بایستی این روند عقب‌نشینی متوقف شود و تبدیل به روند پیشروی و نخستین قدمش هم باید در همان دولتی انجام بگیرد که این عقب‌نشینی در آن دولت انجام گرفته.»
فکر کنم کلمه عقب‌نشینی به حد کافی گویا است؟
** این دیدگاه است دیگر، یک دولت خط قرمزش نگرفتن قطعنامه‌است و بر همین اساس برنامه‌ریزی می‌کند. دولت آقای خاتمی هم می‌خواست قطعنامه نگیرد.
* برای نگرفتن قطعنامه حد گذاشته بودند؟
** این مسائل کارشناسی هست و سخن‌گفتن درباره آن سخت است، دوستان هسته‌ای در این باره باید سخن بگویند. دیدگاه دولت گذشته نرفتن به سمت گرفتن قطعنامه و تحریم بود.
* در صورت امکان بفرمایید به چه بهایی؟
** به هر حال این هم یک دیدگاه بود.
* شما هم این سیاست را تأیید می‌کنید؟
** مقام معظم رهبری فقط این حرف را نزدند ایشان در جاهای دیگری گفتند، مصلحت انجام این‌کار بود تا بهانه را از غربی‌ها بگیریم، نباید با سخنان بزرگان نظام، گزینشی برخورد کرد. ما نباید بحث رهبری را وارد این قضایا کنیم. اما به‌طور روشن می‌توانم بگویم که دولت گذشته می‌خواست قطعنامه نگیرد.
* می‌توان گفت به هر بهایی؟
** نه بهای سنگین، آنها به سقوط نظام یا سقوط ولایت فقیه یا استقلال کشور که تن نمی‌دادند؛ نهایت این بها حداکثر از دست دادن انرژی هسته‌ای در کوتاه مدت بود.
* اما این سیاست هم جواب نداد و با عقب‌نشینی ما غرب هم به جلو پیش‌می‌رفت ...
شما به اولویت سیاست تنش‌زدایی یا کاهش تنش از سوی دولت دوم خرداد اشاره کردید. خب همان‌طور که ذکر کردید ما هرگز در ایجاد تنش نقشی نداشتیم پس چگونه می‌خواستیم تنش‌ها را کم کنیم؟
** نه، یک وقت به شما تهمت می‌زنند ولی شما باید حرف بزنید تا از خود دفاع کنید.
* این امر در جایگاه تدافعی قرار گرفتن نیست؟
** در همان ابتدای انقلاب به‌دستور حضرت امام(ره) عده‌ای برای معرفی و توضیح رفتند که مرحوم باهنر هم جزو همین‌ها بود.
* بیشتر شبیه روشنگری است تا تنش‌زدایی.
** نه، زیاد تفاوت نمی‌کند. یک وقت به ما تهمت می‌زنند ما باید جواب بدهیم، الآن هم شاخصه تنش‌زدایی رهبری هستند که درباره مسائل مختلف توضیح می‌دهند.
* در بحث عمل چی، اینها که حرف است؟
** قدم به قدم؛ به‌عنوان نمونه فتوای رهبری درباره حرمت استفاده از سلاح‌های هسته‌ای؛ روشنگر، تنش‌زدا و اعتماد افزاست.
بله، سیاست‌خارجی ابتدا در عرصه گفتار است بعد در حوزه عمل، اتفاقاً بخش عمده سیاست خارجی در حوزه گفتار و کلام است.
اصولاً جنگ چگونه آغاز شد با سخنان صدام مبنی بر اینکه ایران قصد فتح کشورهای عربی را دارد جنگ شروع شد.
* گویا تنش زدایی در دولت دوم خرداد به دادن یکطرفه امتیاز تعبیر شد؟
** نه همچین یکطرفه هم نبود.
* خب بفرمایید به غیر از تأخیر در ارسال پرونده کشور به شورای امنیت ما چه امتیاز دیگری را کسب کردیم؟
** ببینید بالاخره [سکوت] فضای مناسب بین‌المللی ایجاد شد، خانم آلبرایت اظهار تأسف کردند و بعضی از قدم‌ها برداشته شد که غیر قابل کتمان است. بالاخره فضای روابط ما با کشورهای عربی و اروپایی بهتر و فراگیر شد.
* مگر ما به ‌دنبال لبخند غرب بودیم؟
** اصلاً مگر کسی به‌دنبال لبخند بوده شما می‌پرسید چه شد من می‌گویم این اتفاقات رخ داد.
* اینها ظواهر هست، اینکه خانم آلبرایت اظهار تأسف کردند، به کشور ما منافعی را نخواهد رساند، کشورهای عربی هم که ...
** نه تفاوت کرد.
* یعنی حاصل امتیاز دهی به غرب را در بهبود روابط ارزیابی می‌کنید.
** من اسمش را بده بستان می‌گذارم ما چه امتیازی را دادیم. من سخنگوی دولت گذشته نیستم. من حمیدرضا آصفی هستم اینها را باید از سخنگوی دولت بپرسید نه من.
* به‌عنوان کارشناس پاسخگو باشید.
** در دولت گذشته ما با امریکا یک دور مذاکره دوجانبه هم نکردیم این به این معناست که ما چنان امتیازی نداده‌ایم.
* افغانستان ...
** تمامش چند جانبه بوده است، هیچ‌کدام دوجانبه نبوده.
* آقای جک استراو وزیر وقت امور خارجه انگلیس چندین بار به کشور ما سفر کردند، این سفر بالاترین سطح سفر یک مقام انگلیسی یا غربی به تهران از بعد از انقلاب محسوب می‌شود، دستاورد این سفر چه بود؟
** [سکوت] آخر این اشتباه است که از یک سفر به دنبال دستاورد باشیم. سیاست خارجی یک روند و پروسه‌ای است و اقدامی دفعی نیست.
* سفر که توریستی نبوده؟
** می فهمم، اگر فکر می‌کنید با یک سفر اتفاقی می‌افتد، اشتباه می‌کنید، بله با سفر بسترهایی برای اتفاق‌های بلند مدت رخ می‌دهد. سفرهای استراو و دیگران دستاوردهای کوچکی داشته، البته نمی‌شود اسمش را دستاورد گذاشت بلکه می‌توان تلطیف فضا در اثر رفت و آمد دانست.
اگر قرار باشد با سفر رویکرد یک کشور عوض شود ...
* جک استراو حدود سه مرتبه به ایران سفر کرده.
** شما بگو 20 ‌بار، آقای کریستوفر در عرض یک سال 17 بار به سوریه سفر کرد ولی سیاست‌های خاورمیانه امریکا در قبال سوریه تغییر نیافت.
* یعنی در این سفرها هیچ قرارداد و امتیازی دریافت نشده؟
** اگر خیال می‌کنید با چند سفر خارجی تغییر بنیادی حاصل می‌شود معلوم است که از سیاست خارجی هیچ چیز نمی‌دانید.
* اما عده‌ای معتقدند این سفرها بیشتر تبلیغاتی و در راستای فعال نشان دادن دستگاه سیاست خارجی دولت اصلاحات بوده است.
** الان هم از کشورهای مختلف به کشورهای دیگر سفر انجام می‌شود بدون اینکه اتفاق خاصی رخ بدهد.
* ما با انگلستان روابط حسنه‌ای نداشته و نداریم، اینکه وزیر امور‌خارجه این کشور با لب خندان به تهران سفر می‌کند نشانگر موفقیتی برای این کشور است.
** رفت و آمد در سیاست خارجه به این شکل نیست. بله ما با انگلیس مشکل داشته‌ایم و بعید هم هست که حالا‌حالا‌ها این مشکل مرتفع بشود اما سفر ابتدایی‌ترین حالت روابط است.
* همان‌طور که فرمودید من نام فردی را نمی‌آورم اما چند فرد شاخص در پرونده هسته‌ای متهم به جاسوسی شدند، کسانی که وزارت اطلاعات به‌کرات درباره آنان سخن به میان آورده است، آیا دستگاه‌های اطلاعاتی تذکری به دولت درباره این افراد داده بود؟
** من اصلاً در این رابطه اطلاعی ندارم.
* در دولت هفتم و هشتم به‌رغم سیاست تنش‌زدایی، گفت‌وگوی تمدن‌‌ها و کوتاه آمدن هسته‌ای، باز هم ما در محور شرارت قرار گرفتیم؟
** بله، اولاً امریکا یکدست نیست و تفکرات مختلفی در آن کشور وجود دارد، مواضع دموکرات‌ها و جمهوری خواهان بعضاً متفاوت است اما آنچه که امریکایی‌ها بیان کردند برآیند سیاست‌هایشان بود.
آن کار عین خباثت امریکایی‌ها بود، در حالی که ما در افغانستان کمکشان کردیم اینها این کار را کردند؛ این اتفاق تحلیل نخستین ما را تقویت می‌کند که مشکلات ما با امریکا ریشه‌ای‌تر و بنیادی‌تر است و امید به یک لبخند برای تحول در رابطه اشتباه است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات