پس از اتفاقاتی که در روز عاشورا در تهران رخ داد، اکثر چهرههای سیاسی موضعگیریهایی داشتند. برخی تحلیلگران معتقدند تغییراتی در مواضع این چهرهها صورت گرفته است.
میرحسین و تغییر مواضع
همه چیز از آخرین بیانیه میرحسین موسوی آغاز شد، بیانیهای که هفدهمین نوشتار نامزد انتخابات دهم بود و شامل چندین بند که از نظر میرحسین راهکارهایی مناسب برای خروج از آنچه او بحران میخواند، بود. از همه مهمتر اما آن بندی بود که بسیاری آن را تغییر و چرخش موضع نخستوزیر پیشین میدانستند. آنجا که او از دولت نوشت و آورد که «به یقین اگر دولت کارآمد و محق باشد، خواهد توانست جواب مردم و مجلس را بدهد»، جملاتی که صاحبان عقیده و نظر را به این تحلیل رساند که او دولت را پس از چندین ماه به رسمیت شناخته و به همین دلیل بود که برخی آگاهان از عقبنشینی طیف معترض خبر دادند و حتی بخشهایی از جریان اصولگرا این موضع را بهترین موقعیت برای پایان اختلافات موجود ارزیابی کردند. هر چند در این میان باز هم افرادی بودند که عقیده داشتند هیچ تغییری در مواضع نفر دوم نتیجه انتخابات دهم حاصل نشده است.
بار دیگر هاشمی
این بار هم مثل تمام برهههای مهم پس از انقلاب، باز هم یک چهره کاراکتر اصلی همه بحثهاست؛ هاشمی رفسنجانی، او که مردم برای اولین بار او را در کنار امام و هنگام قرائت حکم دولت موقت دیدند. از آن زمان تاکنون او همیشه و همواره در تمام مسائل مهم به عنوان چهره اصلی و تاثیرگذار و شاید برخی اوقات به عنوان یک طرف ماجرا مطرح بوده است. قبل و پس از انتخابات دهم نیز چنین اتفاقی افتاد. آن مناظره جنجالی، نامه پرنکتهاش به رهبری و دست آخر نماز جمعه معروف. هر سه مساله موجی ایجاد کرد و حرفهای زیادی به دنبال داشت. هاشمی شهره شد به اینکه حامی اصلی معترضان است و یک طرف ماجرا، هر چند او همواره کوشید با مواضعش دو طرف را تعدیل کند اما به باور بسیاری یک کفه بر کفه دیگر سنگینی میکرد.
او برای پایان اتفاقات پس از انتخابات چند راهکار در خطبههای نماز جمعهاش اعلام کرد که بر این پایه استوار بود: تداوم مناظرات و مذاکرهها، آزادی زندانیان سیاسی، دلجویی از آسیبدیدگان اخیر و رفتار متعادلتر با رسانهها. حالا که چند ماه از آن نماز جمعه جنجالی میگذرد او هنوز هم بر آن راهکارها پای میفشارد و میگوید: «در شرایط امروز نیز برای برونرفت از وضعیت فعلی راهحلهایی را با توجه به تجربیاتم که به ذهنم میرسید در خطبههای نماز جمعه مطرح کردهام و هنوز نیز در کلیات به آن معتقدم هر چند که ممکن است نواقص و زوایدی داشته باشد.» در عین حال هاشمی میگوید: «پس از پیروزی انقلاب، افراطیون هر گاه زمینه حضور و فعالیت پیدا کردهاند نتایج خوبی را شاهد نبودهایم و اقدامات اینگونه افراد برای ضدانقلاب جهت ضربه زدن به اسلام، نظام و رهبری فضا ایجاد کرده است.»
هاشمی اما بر این باور است که: «با کمک افراد معتدل از هر دو جناح موجود کشور و با تدبیر رهبری مسائل موجود قابل حل و فصل است.» اما یک نکته مهم در حرفهای اخیر هاشمی وجود دارد. او میگوید کارها و اقداماتی را برای وحدت انجام داده و میدهد اما خارج از مباحث و موج خبرهای رسانهای سوال مهمی که این روزها در ذهن و افکار عمومی وجود دارد این است که آیا این بار نیز این کهنهکار سیاست میتواند از پس این بحران سربلند بیرون آید؟ نگاههای بسیاری حالا به سمت اوست.
خاتمی از نگاه دیگر
رئیسجمهور دوران اصلاحات شاید هیچ وقت فکر نمیکرد در چنین موقعیتی قرار بگیرد. در اردوگاهی که روزی او پرچم آن را در دست داشت حالا اوضاع به گونهای دیگر است. آنان که عزمشان را جزم کرده بودند برای بازگشت مجدد به پاستور حالا دیگر راهی به دفاترشان هم ندارند. او مانده است و لشکری شکست خورده که امیدی به فردای سیاسیاش ندارد. وضع او متفاوت است با کروبی و میرحسین. طرفه آنکه بخشی از طیف مقابل که عقیده و نظرش حذف کامل جناح رقیب نیست قائلاند به اینکه خاتمی باید هدایت این لشکر شکست خورده را برعهده بگیرد و چه آنکه به باور آنان، او ردی قابل اعتماد است و هنوز به بسیاری از مسائلی که برایشان مهم است وفادار مانده. او اخیرا در یکی از سخنرانیهایش گفته: «هر حرکت ساختارشکنانه و خلاف قانون و گفتن حرفهایی که از ما نیست محکوم و مطرود است.»
عسگراولادی شرط دارد
حبیبالله عسگراولادی که پس از انتخابات و ابراز نظراتش بارها مورد هجمه و انتقاد طیفی از اصولگرایان قرار گرفته این بار میگوید: «من میتوانم برای وحدت در کشور پیشقدم بشوم همانطور که تاکنون بودهام اما تا زمانی که آزردگان انتخابات زیر خیمه نظام نیایند نمیشود کاری کرد. قهر ملی نداریم که آشتی ملی داشته باشیم اما میتوانم برای وحدت در بین گروهها پیشقدم شوم.» او بر این باور است که: «عدهای آزردهخاطر شدهاند اما قوانین کشور وضع را مشخص کرده. این افراد باید زیر خیمه ولایت و امت بیایند. آزردگان انتخابات اگر حرفی دارند باید زیر چتر نظام بزنند نه خارج از آن. من یک خادمم و تا الان پیشقدم بودهام و از این به بعد هم میتوانم باشم اما آزردگان نباید به حرکت خود ادامه دهند و در مقابل نظام بایستند. اگر آزردگان در مقابل نظام حرکت خود را ادامه دهند کسی نمیتواند کاری بکند و اگر آنان زیر چتر نظام بیایند میتوان برای وحدت تلاش کرد.»
کروبی خبرساز شد
شیخ اصلاحات هفته گذشته خبرسازترین چهره بود چرا که اولین بار سخنانی از جنس دیگر گفت: «رئیسجمهور را به رسمیت میشناسم.» او هر چند میگوید انتقاداتش پابرجاست اما تاکید میکند: «چون رهبر، آقای احمدینژاد را تنفیذ کرده ایشان رئیسجمهور قانونی کشور است.» فرزند شیخ هم بر صحت خبر تاکید کرده و گفته است: «پدرم تصمیم گرفته محمود احمدینژاد را به عنوان «رئیس دولت» به رسمیت بشناسد زیرا سمت او از سوی رهبری به وی تنفیذ شده است.» اما جملات کروبی تحلیلهای متفاوتی در پی داشت، گروهی بر این باور بودند که مذاکرات پشت پرده در جریان است و این اظهارات محصول همان مذاکرات است. هر چند مهدی کروبی سعی کرد اطمینانسازی کند که سازشی در کار نیست اما هرگز حرفی خلاف مصاحبهاش نزد.
رحیم صفوی: باید از تنش جلوگیری کرد
اما در این میان مواضع رحیم صفوی نیز درخور توجه است. او گفته: «مهمترین نیاز امروز ما ایجاد آرامش و جلوگیری از تنش و تندروی است و صحبت من صرف گروههای سیاسی نیست بلکه از جوانها چنین درخواست میکنم.» سرلشکر صفوی با اشاره به اینکه شنیدیم در مدت فتنههای اخیر به خانواده بعضی از شهدا اهانت شده، گفت: «وقتی آتش فتنه روشن میشود، تر و خشک با هم میسوزند و تشخیص حق و باطل از یکدیگر دشوار میشود، لذا نیاز امروز ما آرامش، وحدت و انسجام است.» مشاور عالی مقام معظم رهبری اظهار داشت: «دشمن میخواهد همانند سالهای 60 ـ 59 بحث و اختلاف را به درون خانوادهها و میان پدر، فرزند، زن، شوهر و برادر بکشاند.
در این شرایط به بصیرت سیاسی و فهم عمیق از مسائل کشور همراه با وحدت در همه نقاط به ویژه در شهرهای بزرگ نیاز داریم.» وی با بیان اینکه وحدت محور میخواهد و محور آن باید حول اسلام، قانون اساسی و ولایت فقیه شکل گیرد، ادامه داد: «رهبری صبور، هوشمند، دوراندیش، رئوف و بسیار حلیم داریم که جلوی خیلی از تندرویهای زیاد از حدی که قرار بود در این مدت رخ دهد را گرفتند.» وی گفت: «مقام معظم رهبری همواره تاکید داشتهاند به راحتی به افراد عناوینی همچون منافق و ضدولایت فقیه نچسبانید.» وی با اشاره به اینکه باید احترام مرجعیت و روحانیت را حفظ کرد و از آن تبعیت نمود، گفت: «شنیدم بعضی جاها به آنان اهانت یا کمتوجهی صورت گرفته که ضربه زدن به ولایت فقیه و مرجعیت دینی سبب تضعیف پایههای نظام خواهد شد.»
احمد خاتمی: هیچگاه معترضان را برانداز نخواندهایم
سیداحمد خاتمی خطیب نماز جمعه تهران هم این بار موضعی مهم را مطرح کرد. او گفته است: کسانی هستند که میگویند ما با نظام، اما معترض و منتقد هستیم. به هر ترتیب قانون اساسی ما اعتراض را پذیرفته و اصلا اعتراض حق شهروندی است و ما هیچگاه معترضان را برانداز نخواندهایم و اگر این افراد در چارچوب قانون اساسی حرکت کنند آنها را برانداز نمیدانیم. وی با تاکید بر اینکه در این میان حساب بقات، محاربین و کسانی که به جان و مال مردم میافتند از حساب مردم جداست و قانون تکلیف این افراد را مشخص کرده، افزوده است: «ما به گروههایی که معترض هستند میگوییم که شما کجای کارید، باید به هر ترتیب در یکی از این جبههها قرار بگیرید و راه سومی وجود ندارد.»