دکتر محمد ملکزاده
اگر وضعیت تحولات سیاسی تا چند ماه اخیر در سوریه به دلیل پارهای ابهامها در مواضع بسیاری از دولتها و سران کشورها برای عدهای غبارآلود بود، اما امروزه پس از فروکش کردن غبار فتنه در سوریه و شفافتر شدن مواضع دولتها و قدرتها به راحتی میتوان سمت و سوی جریانهای سیاسی در این کشور را رصد نمود. شرح بیشتر این موضوع را در قالب چند نکته پی میگیریم:
1. به دنبال اوجگیری خیزشهای مردمی و بیداری اسلامی در منطقه، سران مرتجع برخی کشورهای عربی و رژیم صهیونیستی که پس از سرنگونی چند دیکتاتور در منطقه دچار وحشت شده بودند، با حمایت غرب و در رأس آن آمریکای جنایتکار تصمیم گرفتند برای مصون ماندن خود از ضربات سهمگین این امواج، افکار عمومی را منحرف سازند. انتخابات کشور سوریه برای عملی ساختن این تصمیم از آن رو برای اینان دارای اهمیت بود که سوریه اولا متحد سیاسی ایران و ثانیاً یکی از عوامل مهم مقاومت در برابر رژیم صهیونیستی به حساب میآمد و از آنجا که قیامها و انقلابهای مردمی در کشورهای عربی همگی ضد غربی و در مخالفت با اهداف شوم رژیم صهیونیستی در منطقه به شمار میآمد، انتخاب سوریه به منظور ایجاد آشوب و اغتشاش در این کشور میتوانست اقدامی حساب شده و دقیق تلقی گردد؛
چرا که از یکسو تا حدودی میتوانستند افکار عمومی را درباره ماهیت واقعی تحولات منطقه منحرف سازند و از سوی دیگر آمریکا، رژیم صهیونیستی و سران مترجع عربی تا مدتی فرصت مییافتند خود را از تیررس خیزشهای مردمی و اسلامی محافظت کنند. آنان در خوشبینانهترین وضع پیش بینی میکردند که حتی اگر نظام حاکم بر سوریه را هم نتوانند ساقط کنند، صرف ایجاد بلوا و آشوب در سوریه میتواند به تضعیف دولت این کشور انجامیده و به همان میزان فرصت مناسبی را در اختیار آنان قرار دهد. به همین دلیل متحدان غربی و عربی در کنار رژیم صهیونیستی به حمایتهای تبلیغاتی، مالی و تسلیحاتی از آشوبطلبان و فتنهگران سوری روی آوردند و با افزایش فشارهای داخلی و خارجی بر دولت سوریه، تضعیف و در صورت امکان شکست دولت این کشور را در دستور کار خود قرار دادند.
2. یکی از نکات ابهام آلود که تا چندی پیش مدنظر برخی قرار داشت، تفاوت حوادث اخیر در سوریه با انقلابهای منطقه میباشد. عدهای به اشتباه، حوادث سوریه و شورش و اختشاش در این کشور را از نوع قیامهای مردمی علیه دیکتاتورهای عربی معرفی میکردند، در حالی که عوامل متعددی جریانها و حوادث سوریه را از انقلابهای منطقه در سایر کشورهای عربی جدا میسازند. از جمله عوامل مزبور میتوان به این نکته اشاره کرد که دولتهای دیکتاتور در کشورهای تونس، مصر، لیبی، یمن، بحرین و عربستان همگی از متحدان غرب به شمار میآمده و قدرتهای غربی همواره حامی این دولتهای مرتجع در حاکمیت مستبدانه علیه مردم خویش بودهاند، در حالی که دولت سوریه در کنار ملت این کشور از دشمنان آمریکا و رژیم صهیونیستی به شمار میآید. به همین دلیل، انقلابهای مردمی در کشورهای عربی هرگز مورد حمایت شیوخ مرتجع و قدرتهای غربی قرار نگرفت؛ اما شورشهای سوریه به شدت مورد حمایت این جریان قرار گرفت. امروزه کمتر کسی است که به نقش آشکار رژیم صهیونیستی و حامیان اصلیاش در دامن زدن به شورشهای سوریه پی نبرده باشد و به همین دلیل اخیراً فرمانده صهیونیستی با ناامیدی از تلاشهای آمریکا و رژیم صهیونیستی در سرنگونی رژیم حاکم بر سوریه، اذعان نمود که ارزیابی آنان در سقوط نظام سوریه اشتباه بوده است.
3. سیاست یک بام و دو هوای مجامع به اصطلاح حقوق بشر در برخورد گزینشی و دوگانه با حوادث سوریه و سایر کشورهای عربی نظیر بحرین، حاکی از نفوذ گسترده غرب و رژیم صهیونیستی در این مجامع است.
این سازمانها در قبال حوادث بحرین نه تنها سکوت اختیار کردهاند که نقشی جانبدارانه از سرکوب ملت توسط دولت این کشور نیز در پیش گرفتهاند؛ در حالی که در مواجهه با حوادث سوریه از هیچگونه تبلیغات علیه دولت این کشور و تلاش برای سرنگونی آن خودداری نکردهاند. آیا این موضوع از توطئه مشترک آمریکا –رژیم صهیونیستی و شیوخ مرتجع عربی در حوادث سوریه پرده بر نمیدارد؟
4. نکته تأسفبار در اینباره، همراهی دولت ترکیه با این توطئه مشترک آمریکا، رژیم صهیونیستی و شیوخ مرتجع عربی است. گرچه هیچ کس مخالف ایجاد اصلاحات اساسی در سوریه نبوده و جمهوری اسلامی ایران نیز آن را هرگز انکار ننموده است اما بیگمان این اصلاحات با حمایت و فشار دولتهای غربی و رژیم صهیونیستی نمیتواند مصالح و منافع واقعی مردم سوریه را تحقق بخشد. از سران کنونی ترکیه که با شعارهای اسلامگرایانه به قدرت رسیدهاند، هرگز انتظار نمیرود در جبهه مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی وارد بازی شوند. به همین دلیل مشاهده میکنیم که مردم ترکیه به حمایت گسترده از دولت سوریه روی آوردهاند و این میتواند هشداری جدی برای دولتمردان ترکیه باشد تا هرچه سریعتر خود را از دام توطئه آمریکا و رژیم صهیونیستی و دولتهای مرتجع عربی برهانند.
5. شواهد موجود حاکی از آن است که همه تلاشها برای سرنگونی نظام سوریه و تحقق اصلاحات آمریکایی در این کشور به شکست انجامیده است. بیتردید، اکثریت مردم سوریه همچون سایر ملتهای مسلمان خواستار اصلاحات واقعی در این کشور میباشند و ملت و دولت ایران نیز همواره در کنار ملت سوریه قرار داشتهاند، اما اصلاحاتی که مورد حمایت غرب و رژیم صهیونیستی باشد، هرگز مورد قبول ملت سوریه نخواهد بود و به همین دلیل تاکنون دولتهای غربی بهرغم فشارها و تبلیغات گسترده نتوانستهاند در تحقق اهداف شوم خود موفقیتی بهدست آورند. بهرغم تداوم درگیری با برخی جریانهای انحرافی، دولت سوریه به تدریج بر اوضاع بحرانی خود مسلط گردیده و تلاش میکند در راستای ایجاد اصلاحات واقعی که منافع و مصالح ملت سوریه را تأمین نماید، حرکت کند. این امر به طور آشکار شرایط منطقه را به زیان آمریکا و رژیم صهیونیستی و همپیمانان آنان از شیوخ مرتجع عربی تغییر داده و توطئه شوم آمریکا را با شکست مواجه خواهد ساخت.