* به عنوان نخستین سوال آیا شما جنگ نرم را شست وشوی مغزی تعریف میکنید؟
** جنگ نرم یا جنگ روانی، جنگی نیست که در آن انواع سلاح های شناخته شده نظامی و تسلیحاتی مورد استفاده در گذشته، کاربرد داشته باشد بلکه عوامل و ابزارهای این نوع جنگ، تحریک اذهان، فکر، سلیقه، ذائقه و اندیشه افراد است. در مقطعی از تاریخ، جنگ نرم به شست وشوی مغزی نسبت داده می شد اما امروزه مشخص شده که ابعاد این جنگ از این تعبیر بسیار فراتر است و هدف نهایی جنگ نرم تصرف مغز و اذهان است.
هدف از جنگ های معمول و شناخته شده در سطح دنیا، تصرف زمین، دارایی ها، ساختمان ها و در نهایت حدود و ثغور جوامع است اما در جنگ نرم هدف، تسخیر ذهن و فکر است و طراحان آن از افراد و جوامعی که راه را برای اهداف مشابه شان هموار سازند، استقبال می کنند.
دولت ها برای استفاده از منابع سایر کشورها از دو راه، نخست تصرف به صورت تاراج و سرقت و دوم تسخیر ذهن مردمی که محافظان و نگهبانان قابلیت ها و امکانات جامعه خود هستند، استفاده می کنند، مادامی که این مردم راه را برای ورود به ذهن خود به راحتی آماده سازند، دولت ها از روش دوم بهره برداری می کنند. جنگ نرم دارای ابزار و وسایل خاص خود است و چون با فکر و ذهن انسان ها سر وکار دارد نهایتاً به مسخ ذهنی و فکری افراد یک جامعه با کمک ابزاری چون تبلیغات دست می یابند.
* ارتباط جنگ نرم با فرهنگ و سیاست را چگونه ارزیابی میکنید و آیا به این مطلب اعتقاد دارید که جنگ نرم صرفاً فعالیتی سیاسی است؟
** سروکار متولیان جنگ نرم عمدتاً با فرهنگ سایر جوامع است افرادی که دارای ضعف و تردید در باورها و اعتقادات خود هستند در معرض هجوم دشمنان جنگ نرم قرار دارند. برنامه ریزان جنگ نرم، باورها و اعتقادات فرهنگی و رفتاری سایر جوامع را مورد هدف قرار می دهند و اگر بتوانند تغییری در این باورها ایجاد کنند به راحتی آنها را تبدیل به دشمنان فرهنگ خودی می سازند و اما اینکه اعتقاد داشته باشیم مباحث جنگ نرم صرفاً سیاسی اند، این تفکر درستی نیست؛ چرا که جنگ نرم دارای ابعاد متنوع و متعددی است و علاوه بر بعد سیاسی و فرهنگی به سایر موارد نیز تاثیر گذاشته و از آنها تاثیر می پذیرد.
به طور مثال با مشاهده یک فیلم سینمایی، تمام رفتار استفاده کننده و مخاطب از تولیدات صنعتی، اقتصادی و تجملی چون وسایل منزل در آن فیلم تاثیر می پذیرد و همین فیلم می تواند باورهای گذشته مخاطبان را تغییر داده و با باورهای جدید روبه رو سازد، در نتیجه باورهای جدید گاه به مسخ شخصیتی افراد و تسلیم در برابر اهداف سازنده های فیلم می رسد.
* آیا متولیان جنگ نرم صرفاً دارای یک هدف برای تحت تاثیر قرار دادن جامعه دیگر هستند یا اینکه اهدافی فراتر دارند و در نهایت قربانیان این جنگها چه کسانیاند؟
** اینکه تصور کنیم جنگ نرم توسط یک کشور برای تحت تاثیر قرار دادن یک کشور دیگر طراحی شده، یک جنبه قضیه است؛ چراکه در مواردی مشاهده می شود، جنگ نرم برای افکار عمومی کشور خودی نیز طراحی شده است.
اسناد و اطلاعات بسیاری در دست است که نشان می دهد کشورهای صنعتی و غربی، کسانی که بسیاری از جنگ های نرم را هدایت می کنند با بزرگنمایی برخی رویدادها و اتفاقات درصدد ارائه اطلاعات نادرست و غیرواقعی به مردم جوامع خود هستند و در برخی از این موارد طراحان سعی می کنند تا ذهن سیاستمداران و نمایندگان مجلس سایر کشورها را به اهداف خود نزدیک کنند و از این طریق بتوانند راه را برای دستیابی به اهداف خود هموار سازند.
در برخی اسناد مربوط به جنگ نرم گاه مشاهده شده که نظامیان در کشورهای غربی با به راه انداختن جنگ، ذهن نمایندگان کنگره و پارلمان را به ضرورت حمله نظامی به سایر کشورها معطوف کرده اند.
* در این زمینه چه نمونهها و مواردی در دنیا مشاهده شده است؟
** به طور مثال نظامیان کشورهای غربی چون امریکا با ایجاد جنگ روانی در پارلمان، مجلس و کنگره های خود ضرورت حمله به عراق و افغانستان را زمینه سازی کردند. همین نمونه ها نشانگر این است که دامنه نفوذ جنگ روانی تنها مربوط به کشورهای ضعیف یا رو به توسعه نمی شود بلکه در بسیاری از موارد سیاستمداران یا مردم خود کشورهای غربی مورد هدف قرار می گیرند.
همچنین اکنون اسنادی به دست آمده که نشانگر وجود اطلاعات نادرست درباره حمله امریکا به عراق است. اکنون اسناد موجود دال براین است که در زمان حمله امریکا به عراق، اطلاعات نادرست درباره سلاح های کشتارجمعی چون سلاح های شیمیایی و هسته ای در عراق منعکس شد و اینها در تبلیغات مورد استفاده قرار گرفت و به حمله امریکا به عراق کمک کرد. تمام این موارد و اسناد نشانگر این مطلب است که هدف نهایی جنگ نرم تسلط بر اذهان و باور انسان ها است و ابزار آن نیز اطلاعات نادرست، مخدوش و ساختگی به شمار می رود.
* آیا برای مقابله با جنگ نرم راهکارها نیز باید غیرمستقیم انتخاب شود یا اینکه باید روشهایی چون جنگ تسلیحاتی یا نظامی را مورد توجه قرار داد؟
** برای مقابله با جنگ نرم باید از عملیات اعتقادی چون فرهنگ، ارزش ها و باورهای جامعه خود آغاز کرد. زمانی که در یک جنگ نرم اطلاعات نادرست، مخدوش و دستکاری شده به ذهن و فکر طرف مقابل هجوم می آورد و قصدش نیز پاک کردن باورها و اطلاعات موجود در ذهن و جایگزینی آن با اطلاعات نادرست است، باید مسیرهایی انتخاب شود تا در برابر حملات مقابله کرد، همان گونه که در برابر جنگ های هوایی از انواع ضدهوایی ها استفاده می شود، در برابر هر سلاح نیز باید به صورت متقابل جنگید. جنگ نرم دفاع مبتنی بر اطلاعات و فرهنگ است که با تقویت باورها، اعتقادات و ارزش های بومی مبتنی بر فرد ایجاد می شود و در برابر آن باید سپر دفاعی مشابه فراهم کرد.
* برای ارزیابی وضعیت ایران در حوزه جنگ نرم باید چه کار کرد و آیا تاکنون در این حوزه فعالیتی صورت گرفته است؟
** برای ارزیابی ایران باید به سیاست ها و برنامه های دفاع فرهنگی دست داشته باشیم و خوشبختانه در این حوزه فعالیت های بسیاری در کشور صورت گرفته و البته مهمترین بخش نیز فرهنگ کشور است که در آن روند جامع و کاملی در دست تدوین است.
* بــرای بــرداشتن گامهای موثرتر در حوزه جنگ نرم میبایست از کجا آغاز کنیم؟
** در ابتدا باید بتوانیم از رسانه ها آغاز کنیم و خوشبختانه این روند هموار شده است، نهادهای آموزشی چون مدارس بویژه در دوران دبیرستان، دانشگاه ها و سایر مراکز علمی و تحقیقاتی نیز می توانند کمک بسیار موثری به تربیت نیروهای زبده، آگاه و فهیم داشته باشند.
سپس موسسات فرهنگی چون موسسات انتشاراتی، موسیقایی و هنری چون تئاتر، تلویزیون و سایر رسانه ها چون رسانه ملی وظیفه مهمی برای مقابله با جنگ نرم دشمن دارند و می توانند از فرهنگ خود چون یک سپردفاع موشکی استفاده کنند. ایران اگر بتواند از همین ابزارهای ذکر شده به خوبی استفاده کرده و در تمام گام ها حساب شده عمل کند، طبعاً مشکلات و چالش های خود را به راحتی حل خواهد کرد.