بسماللهالرحمنالرحیم
اللهم عجل لولیک الفرج والعافیة والنصر واجعلنا من خیرانصاره و اعوانه والمستشهدین بین یدیه
با همه وجود خوشحالم و خدای بزرگ را سپاسگزارم توفیق داد امروز لحظاتی را در فضای امیدبخش و نشاط آفرین این جشنواره حاضر باشم.
خدای بزرگ را سپاسگزارم که شاهد بالندگی و حرکت پرشتاب ملت ایران و جوانان عزیز در مسیر سازندگی هستم. گزارش خانم دکتر سلطان خواه را شنیدیم، گرچه کوتاه اما بسیار گویا بود. مقایسهها، عددها و نمونهها افتخار آفرین است. البته از اینکه بتوانم به تک تک غرفهها سر بزنم و از نزدیک از تک تک شما تشکر کنم، محروم شدم اما همین چند طرح محدود را که دیدم عمق اراده و همت عالمان، فناوران و تلاشگران این سرزمین را یکبار دیگر به عینه مشاهده کردم.
من میخواهم به عنوان عرض ارادت و تشکر خدمت شما دو سه مطلب را عرض کنم.
مطلب اول دربارۀ انسان است. انسان مهمترین موضوع عالم هستی است. در هر جلسه، کتاب، کار و موضوعی بحث اول انسان است. انسان را از هستی برداریم موضوع قابل ذکری باقی نمیماند. خدای متعال همه این عالم را برای انسان و انسان را برای خودش خلق کرد. خدا انسان را خلق کرد تا ظرف معرفی خدا باشد و در زمین خدایی کند. نه مثل فرعون و رئیس جمهور امریکا و جنایتکاران تاریخ؛ یعنی جلوۀ صفات و اسماء خدا باشد منتها با یک تفاوت که او خالق است و این مخلوق. هرکاری خدا انجام میدهد او هم انجام بدهد. خلیفه الله بشود. البته اگر خدای متعال انسان را خلق نمیکرد ظرفی برای شناخت و معرفی خدا وجود نداشت. در واقع خدا انسان را خلق کرد تا خودش را به عالم نشان دهد. انسان آینۀ معرفی و تجلی خدا و هزار صفت خدا شد. من میخواهم از بین این هزار صفت سه صفت را که به نظرم صفت پایه است - به قول ریاضیدانها در یک تابع متغیر مستقل است- اینها را خیلی مختصر خدمتتان اشاره و نتیجهگیری کنم.
اول صفت علم است. خدا عالم است. علم بالاترین هدیه خدا به انسان است. مسیر برکشیدن انسان تا خدا مسیر علمی است.
انسان منهای علم با سایر موجودات تفاوتی ندارد. دروازۀ ورود به کمالات و بزرگیهای انسانی علم است. هر خیر، رحمت، زیبایی و کمالی که به انسان عرضه میشود از مسیر علم است. چشیدن طعم سعادت حقیقی از مجرای علم است. انسان بدون علم تفاوتی با سنگ، چوب و سایر موجودات ندارد. از مقدسترین و زیباترین اقدامات انسانی کارعلمی است، علم به معنای وسیع کلمه. هیچگاه عالم و غیرعالم با هم مساوی نیستند. تراز انسان عالم تراز بالاتری است. هر چقدر علم گستردهتر و عمیق، تراز کمالی انسان بالاتر.
خدای متعال راه کسب همه علوم عالم را در برابر انسان بازکرد و اسباب دسترسی به همه علوم عالم را فراهم کرده است. در مسیر علم بشر هنوز در نقطۀ صفر یا نزدیک به صفر است. با همه دستاوردهای علمی که در طول تاریخ به خصوص دهههای اخیر در اختیار بشر قرار گرفته است، هنوز ظرفیتهای علمی شکوفا نشده است و در ابتدای راه هستیم. مثل یک قله بلندی که هنوز به دامنه آن هم نرسیدهایم. خدای متعال همه این عالم را مسخر انسان قرار داده است؛ حتی شب و روز را. ما چقدر بر عالم تسلط داریم؟ چند هزار سال از عمر بشر میگذرد هنوز به یک سیارۀ نزدیک خودمان نتوانستهایم برسیم و مستقر شویم چه برسد به اینکه مسلط شویم.
خدا این فرصت را داده است که ما بر تمام این هستی مسلط شویم و راه آن علم است و ما در ابتدای راه هستیم.
صفت دوم صفت خلاقیت است. خدای متعال به طور مستمر در حال خلق است. عالم هستی و طبیعت را ببینیم؛ مخلوقات متنوع با کارکردهای گوناگون مکمل هم زنجیروار. انسان میتواند مظهر خلاقیت خدا بشود؛ یعنی هر آنچه خدا خلق کرده است انسان هم خلق بکند. با این تفاوت که او خالق است و انسان مخلوق. انسان فقط نمیتواند به ذات خدا راه پیدا کند؛ یعنی نمیتواند به خدا محیط شود و همیشه محاط است، برای اینکه مخلوق است. اما همه آن چیزی که خدا خلق کرده انسان هم میتواند خلق کند. خدا این توانایی را در انسان قرارداده است. یکی از جلوههای خلاقیت همین فناوری، تولیدات و صنعت و تبدیل علم به فناوری، کالا و تجهیزات است.
صفت سوم رحیمیت است. خدای متعال اصرار دارد که خودش را با صفت رحمانیت و رحیمیت معرفی کند. میگوید هر کاری میخواهید شروع کنید بگویید بسم الله الرحمن الرحیم. میخواهید با خدا صحبت کنید، بسم الله الرحمن الرحیم. میخواهید آیات الهی را تلاوت کنید، بسم الله الرحمن الرحیم. یعنی چه؟ به زبان خودمان صحبت کنیم. رحیمیت و رحمانیت خدا یعنی عشق و لطف خدا؛ یعنی هر اتفاقی در این عالم میافتد بر اساس لطف، رحمت و عشق خدا به خلق خداست. خمیر مایۀ خلق انسان رحمت و لطف است. مایه و پایۀ هر خوبی، زیبایی، کمال، رشد و هر بالا کشیدن، عشق، لطف و محبت است. انسانی میخواهد خدایی کند، مایه آن عشق است نه کینه؛ لطف به انسان هاست نه انتقام کشی از انسانها؛ خدمت به انسان هاست نه سلطه بر انسانها.
اصلا اگر بخواهیم انسان را در یک کلمه تعریف کنیم، انسان موجودی است که کانون جوشش عشق و محبت به دیگران است. اگر عشق و محبت را از انسان بگیریم، کالانعام بل هم اضل. ممکن است سؤال شود چطور ممکن است یک انسان از حیوانات پایینتر برود؟ خیلی روشن است. کسانی پیدا میشوند در هیبت انسان که برای رفع مشکلات اقتصادی و سیاسی خودشان ماجرا درست میکنند، برجها را خراب میکنند، بهانه درست میکنند و حمله میکنند دو تا کشور را تسخیر میکنند و یک میلیون انسان را برای پرکردن جیب سرمایهداران میکشند. چند تا حیوان سراغ داریم که برای پرکردن شکم خودش یک میلیون هم نوع خودش را کشته باشد.کسی سراغ دارد؟ اصلاً خدا چنین موجودی خلق کرده است؟
آنهایی که دلهایشان از محبت و رحمت خالی شده بل هم اضل هستند؛ آن علم و خلاقیتی مفید است که در خدمت جامعه بشری باشد و مروج محبت، عشق و همدلی بین انسانها باشد. پس حلقه تکمیل شد. علم ما باید به فناوری و فناوری به کالا و تجهیزات تبدیل شود. این تجهیزات در خدمت کیست؟ در خدمت انسان و ترویج محبت بین انسانها.
بگذارید یک نمونه کوچک بگویم. امروز ما در همین قسمت یک عزیزی را داریم که یک تراکتور کوچک درست کرده است. گفت این برای کار در شالیزارهاست. با عرضهای مختلف 70 سانت تا 120 سانت هم شخم میزند و هم برنج را نشاء میکند. من خیلی خوشحال شدم. در این تصاویر و شاید در مزارع هم دیدهاید؛ زنها و مردها در گیلان، مازندران و گلستان برای اینکه برنج را به دست من و شما برسانند چگونه با کمر خمیده کار میکنند. چقدر فرسایش زیاد است. این دستگاه را باید در خدمت آنها بگذاریم که دیگر زن و مرد گیلانی و مازندرانی ما فرسوده نشوند و آنها هم طعم زندگی را بچشند.
حالا در تعابیر خودمان میگوییم علم نافع و مفید. علمی که در خدمت انسان و کمال، آسایش و تعالی انسان قرار بگیرد. این هدف است. بالاترین عبادت حرکت در این مسیر است؛ کار علمی ، خلاقیت و خدمت. البته ما یک دسته عباداتی داریم که واجب و لازم است، مثل نماز، روزه و حج. یک دستۀ وسیعی عبادات داریم که اختیاری و انتخابی است چون انسان فرصت نمیکند همۀ آنها را انجام دهد. در بین عبادات انتخابی بالاترین و بهترین آن کار علمی، خلاقیت و خدمت است.
بعضیها خیال میکنند فقط کار روی احکام اسلامی کار علمی دینی است.بله اگر کار روی احکام اسلامی برای خدا باشد کار دینی است. اما هر کار علمی که با نیت خدمت به بشریت باشد کار دینی و ارزشمند است. هر نیتی شما برای خدمت بکنید و هر تصمیم و عملی انجام دهید و هر قدمی بردارید آن عمل و نیت دینی است. حالا فاصله نگاه ما را با نگاه دنیای مادی ببینید که اگر یک آدرس از آنها بپرسید برای پاسخ دادن هزینه آن را طلب میکنند. در نگاه و فرهنگ ما فدا شدن برای جامعه کمال و سعادت است. در فرهنگ ما شادی در شادی دیگران و راحتی در راحتی دیگران جستجو میشود. بهترین زندگی، زندگی کردن برای دیگران است. تفاوت بسیار است.
من از شما تشکر میکنم که برای خدا، با عشق به خلق خدا و برای خدمت به انسانها تلاش علمی و فناورانه و تولید میکنید.
سهم امروز ما در تولید علم در دنیا چقدر است؟ گفتند 18/1 درصد از تولید علم دنیا که این تقریباً معادل با سهم جمعیتی ماست. ما 75 میلیون جمعیت داریم و دنیا شش میلیارد و هشتصد میلیون جمعیت دارد.
سهم ما از فناوری و خلاقیت چقدر است؟ بعید میدانم بیشتراز سهم علمی ما باشد. کمتر است. سهم ما از تولید علم دنیا تقریباً معادل سهم جمعیتی است. سهم فناوری و تولید کالای ما کمتر است. فرض کنیم آنها هم در حد سهم جمعیتی ما هستند، آیا این برای کشور ما پذیرفته است که افتخار کنیم سهم ما در تولید علم و فناوری و تولیدات صنعتی و غیرصنعتی معادل سهم جمعیت باشد؟ نه تنها خودمان این را نمیپذیریم دنیا هم از ما نخواهد پذیرفت.
من فکر میکنم معیاری که باید برای سنجش رسیدن به آمال و آرزوهای ملت ایران در علم و فناوری قرار دهیم عبارت است از سهم ملت ایران در فرهنگ و تمدن جهانی. تقریبا همه مورخان و تحلیلگران تاریخی اذعان دارند که اگر ایران را از فرهنگ و تمدن جهانی برداریم چیزی باقی نمیماند. نمیگویم چیزی باقی نمیماند بلکه چیز قابل ذکری باقی نمیماند.
بخشی از آن میراث فرهنگی است. در دنیا چهار تا ساختمان و ستون و دو تکه سنگ جایی باشد تا دو کیلومتر را طراحی میکنند، هشت مرحله آدم را با صد تا کارت پستال، فیلم، تیزر، سخنرانی و توضیحات عبور میدهند تا چهار پاره سنگ را ببیند. در ایران به هر بخش، روستا و منطقهای که میروی نمایشگاه عظیم میراث فرهنگی است.
بیایید دست به دست هم بدهیم و مسئولیت تاریخی خودمان را برای رسیدن به سهم شایستۀ ملت ایران در علم، فناوری و تولیدات ایفا کنیم. مشکلات و موانع هست. اصلاً عظمت انسان عبور از همین موانع و مشکلات است. ممکن است در جایی کاغذ بازی، کوتاهی، درک و فهم نادرست از پدیده و موضوع و ارزش گذاری نادرست باشد.
طبیعی است که در کشور اولویت با کار علمی، فناوری، تولید و خدمت گذاری است. البته عرض کردم در ابتدای راه هستیم، اما سرعتمان را باید روزافزون کنیم. من یقین دارم که جوانان و ملت عزیز ما همه قلهها را فتح خواهد کرد. من جزء خادمین و کوچکهایی هستم که به توانایی ، عظمت و به قدرت موج آفرینی، فرهنگآفرینی و تمدن سازی ملت ایران عمیقاً باور دارم. همه با هم پیش به سوی فردای روشن و فتح همه قلههای علمی و فناوری در جهان.
موفق و پیروز و سربلند باشید