بسماللهالرحمنالرحیم
اللهم عجل لولیک الفرج والعافیة والنصر واجعلنا من خیر اعوانه و انصاره والمستشهدین بین یدیه
خدای بزرگ را سپاسگزارم و از صمیم دل خوشحالم این توفیق را عنایت فرمود که لحظاتی چهرههای نورانی شما عزیزان، کارگران و بازنشستگان جامعۀ کارگری را زیارت کنم. و باز خدا را شکر میکنم که توفیق داد امروز در جمع گروهی از بهترینهای ملت ایران باشم.
عزیزمان آقای صابر و جناب آقای احمدی با صحبتهای بسیار خوب، گرم و درستشان و همین طور خواهر عزیزمان خانم بردبار مطالب را فرمود. من هم میخواهم عرض ارادتی به جامعۀ کارگری کشور کنم و چند نکته را سعی میکنم کوتاه بیان کنم.
نکتۀ اول دربارۀ انسان است. خدا انسان را خلق نکرد تا در ذلت، گمراهی و ضعف زندگی کند. خدا انسان را خلق کرد تا عزیز و با کرامت زندگی کند و به اوج برسد. یک عمر این دنیایی را فرصت داد تا خودش را از خاک خود تا بالا بکشد. شاید بالاترین هدیۀ خدا همین حیات دنیوی است. این دنیا یک فرصت بینظیر برای انسان است.
خدا انسان را با کرامت خلق کرد و انتظار دارد که با کرامت زندگی کند. شاید مهمترین مأموریت جامعه، حکومت، دولت و آحاد مردم تأمین یک زندگی کریمانه و باعزت است. عوامل گوناگونی باید دست به دست هم بدهند تا کرامت انسانی تأمین بشود.
یکی از اصلیترین عوامل عدالت است. اگر عدالت نباشد هیچ حقی پایدار نمیماند، انسانیت انسان شکوفا نمیشود و معنای انسان تفسیر نمیشود. عدالت یعنی حق هرکس به خودش؛ یعنی توزیع عادلانۀ فرصتها، یعنی ایجاد شرایطی که انسانها بتوانند کریمانه، باکرامت و عزیز زندگی کنند.
دیگری، رفع موانع و مشکلات است. بالاخره مردی که دستش در جیب خودش نیست و به قول آقای صابر عزیز، مردی که جلوی زن و بچهاش شرمنده است، چطور میتواند طعم کرامت را بچشد؟
کسی که سه ماه کار میکند، شش ماه بیکار است، شش ماه دنبال کار میدود و سه ماه کار میکند، کسی که برای تأمین مایحتاج زندگیاش دچار مشکل است، کجا فرصت پیدا میکند به کرامت فکر کند؟
کسانی که در دنیا در گوشه و کنار و مجامع رسمی شعارهای گوناگون میدهند، اگر به دنبال عدالت، تأمین حداقلها و توزیع عادلانۀ فرصتها بودیم، درست میگوییم، والا حنجرهها را دربارۀ حقوق بشر و آزادی و ... پاره میکنند، اما همزمان بزرگترین ظلمها، بیعدالتیها و غارتگریها را امضا میکنند.
امروز دولت برای خود شما و در خدمت شماست. مهمترین مأموریت ما تأمین همین حداقلها و اجرای عدالت است. کار دیگری نداریم.
برنامههایی را تنظیم کردیم؛ هدفمندی یارانهها، سهام عدالت، مسکن مهر و افزایش حقوقها. ولی هنوز در اول راهیم و خودمان میدانیم. به خدا زیباترین صحنهای که یک انسان میتواند ببیند، صحنهای است که مردی دست زن و بچهاش را گرفته، دستش در جیبش است و همه شاد هستند. قشنگتر از این صحنهای نیست.
البته اجرای عدالت کمی سخت است. هشتاد مرتبه آدم را به سیخ میکشند و کباب میکنند. چون بالاخره قرار است حق برگردد. کسانی که با یک تلفن، ارتباط، مجوز و کانال، اصلاً تلفن کمتر از میلیارد ندارند، کسانی که دستشان در جیب ملت است و هر چه دارند از جیب ملت دارند، وقتی بناست این دستها قطع شود، چه میکنند. 124 هزار پیامبر را در حد دق دادن آزار دادند. 11 امام را شهید کردند و هزاران مجاهد و صالح را سر بریدند.
هر کس به پولهای مفت میلیاردی عادت کند، کمی گوشهاش کم شود، تحمل نمیکند. همه امکاناتی هم دارند. حنجره، بلندگو، کاغذ، آدم، شبکه و موجآفرینی دارند. دستش قطع میشود، میسوزد، فریاد میزند. نمیگوید این فریاد برای سوزش بریده شدن دست است، چیز دیگری را بهانه میکند. هر روز یک ماجرا و داستان.
اما بدانید این دولت به فضل الهی تا آخر ایستاده است تا همۀ حقوق ملت را استیفا کند و به جیب ملت برگرداند. امریکا و غیرامریکا و دنبالههایشان، خودخواهان و کسانی که مدتهای طولانی بر ثروت ملت چنبره زدند، خیال نکنند که با سر و صدا و تهمت و شلوغ کاری و جّوسازی کسی در این کشور عقبنشینی میکند. عقبنشینی در کار نیست.
یک گام را برداشتیم. طی 50 سال، 70 درصد یارانه در جیب 30 درصد میرفت. ضرب و تقسیم کنید ببینید چه ثروتی انباشته میشود. آنقدر آدم در این کشور داشتیم که فقط یارانههای دولتی را میگرفت و میفروخت. در حالی که متعلق به ملت است. حالا تازه یک قدم برداشتیم. با قیمت همین امسال بیش از 120 هزار میلیارد تومان یارانه دارد توزیع میشود. چقدرش را برگرداندیم؟ 40 هزار میلیارد را. یعنی جا دارد این را تا سه برابر بالا ببریم. این یک گوشهاش است. مجوزها، وامها و انواع گوناگون باید برگردند.
یکی از بخشهایی که باید به طور کامل به صاحبش برگردد، ثروت کارگری است که الان در سازمان تأمین اجتماعی متمرکز شده است. کارهای زیادی کردهاند و من از همهشان تشکر میکنم، اما آن چیزی که دل را راضی کند، نیست. من همین جا زمانی که آقای احمدی صحبت میکردند، از آقای شیخالاسلامی -وزیر مردمی و دلسوز کار که من امیدوارم با مدیریت ایشان و کمک شما، مسائل کارگری به طور ویژهای حل میشود- پرسیدم که این سازمان تأمین اجتماعی هیئت مدیره دارد، ایشان فرمودند بله. گفتم میشود در این هیئت مدیره یک نفر از بازنشستگان و یک نفر هم از کارگران بگذارند. ایشان گفتند بله، حتماً میشود و این کار را خواهیم کرد.
شرکت شستا متعلق به کارگران و بازنشستگان است. خیلی خوب است و زحمت کشیدهاند. من میخواهم از آقای شیخالاسلامی و ایشان هم پذیرفتهاند و در حضور شما این پذیرش را اعلام میکنم که در هیئت مدیرۀ شستا بالاخره باید یک نفر از بازنشستگان و یک نفر هم از کارگران بگذارید که درد کارگر و بازنشسته را بشناسد. ایشان هم پذیرفتند و انشاءالله در همین دو سه ماهه این کار را انجام میدهند.
میخواهم یک خواهش به اینها اضافه کنم. این شرکت شستا چند شرکت دارد؟ به نمایندگی از شما، از آقای شیخالاسلامی خواهش میکنم که در هیئت مدیره این 300 شرکت یا یک بازنشسته یا یک کارگر بگذارند که درد بازنشسته و کارگر را بشناسد و از منافع آنها حمایت کند.
آقای شیخالاسلامی هم پذیرفتند. همۀ این ثروت برای کارگر و بازنشسته است.
مجموعه متعلق به خودتان است، خودتان بالای سرش بیایید، ما هم پشتیبانی میکنیم و خودتان اداره کنید. شاید روشهای بهتری باشد و بشود درآمد بیشتری از اینها کسب کرد. من نمیدانم، احتمالاً قانون اجازه بدهد، اگر مجموعۀ سرمایهگذاریهای شستا و بقیه بتوانند درآمد بالایی کسب کنند، خدماتی به جامعۀ کارگری بدهند. فکر نمیکنم منع قانونی داشته باشد. شرکتی که سود ندارد، نباید برای خودشان پاداش بنویسند. یک هیئت مدیره بگذاریم که این اختیارات را از آنها بگیرد و محدود کند. اگر کسی کار کرد و زحمت کشید، متناسب با سودآوری و زحمتش، مخلصش هم هستیم و پاداش میدهیم. نمیگویم با جمع کردن این پاداشها همۀ مسائل کارگری حل میشود، خیر. اما اگر این سامان پیدا کند و در مسیر درستی قرار بگیرد، چرا نمیتواند؟ سازمان تأمین اجتماعی استعدادهای زیادی دارد.
یکی از بخشهایش هم، بخش درمان است. من البته گزارشگیری کردم. ما سه نوع بیمارستان در کشور داریم. بیمارستان تأمین اجتماعی، دولتی و بخش خصوصی. بیشترین ضریب اشتغال در بخش دولتی است؛ یعنی بیشترین مراجعه کننده به آنجاست. بعد بخش خصوصی و بعد تأمین اجتماعی است. معنایش این است که از بیمارستان، ساختمان و تجهیزات به اندازۀ کافی بهرهبرداری نمیشود. میخواهم بحث بیمۀ تکمیلی را بگویم که آقای احمدی گفتند.
انشاءالله خود آقای شیخالاسلامی عزیز وقت بگذارند. که بخش درمان نظم و نسقی پیدا کند. البته دوستان دارند زحمت میکشند. اگر موانع قانونی مقررات و مصوبات دولت دارد، برطرف کنیم، از ظرفیت بخش درمان حداکثر استفاده شود. به نظرم میرسد که آقای شیخالاسلامی میتوانند این بیمۀ تکمیلی را برقرار کنند. من همین جا به ایشان و شما عرض میکنم، بروید بررسی کنید، آن مقداری که از خود درآمد تأمین اجتماعی میشود، بگذارید. اگر هم کسری بود، دولت تأمین میکند تا انشاءالله بیمۀ تکمیلی بازنشستگان و کارگران را در کشور راه بیندازیم.
یک مقداری دولت تحت فشار است. دشمن از بیرون و کارهای زیاد، اما داریم تلاش میکنیم. به خدا آرزوی بنده و تک تک اعضای دولت این است که همۀ ملت ایران در بالاترین سطح رفاه و آسایش باشند و حتی یک نفر گرفتار در این کشور پیدا نشود.
داریم تلاشمان را میکنیم و شما هم کمک کنید. حضور خود شما در مراکز تصمیمگیری، سازمان تأمین اجتماعی، شستا و مؤسسات وابسته کمک میکند که شرایط بهتر از گذشته بشود. اگر مقداری دست و بال ما را نبندند که امیدوارم نبندند، که ما همین طرح هدفمندی یارانهها را به طور کامل اجرا کنیم و حق هر کس را در جیب خودش بگذاریم، بخش وسیعی از این مشکلات برطرف خواهد شد. ما دنبال آن هستیم، شما هم دعا کنید که انشاءالله کار انجام شود.
اما دربارۀ قراردادها. قانون کار، قانون خوبی است، اما اشکالاتی دارد. از جمله همین بحث قراردادیهاست. من میخواهم موضوع بالاتری را بگویم. ما داریم تلاش میکنیم اصلاحاتی را در قانون کار به نفع کار، کارگر و کشور انجام دهیم. اما خواهش میکنم به این نکته توجه بفرمایید. چرا کارگری که باید 500 هزار تومان بگیرد، 300 هزار تومان میگیرد، جرئت نمیکند به ادارۀ کار هم مراجعه کند؟ آیا فقط مشکل قانون است؟ قانون را محکم کنیم، دوباره راه دیگری پیدا میشود. ما باید به عنوان یک راه حل اساسی -اصلاح قانون را البته دنبال میکنیم- اقداماتی را انجام دهیم که ارزش کار و کارگر در کشور بالا برود.
الان یک جایی 10 نفر میخواهد، 100 نفر ثبت نام میکنند. معلوم است هر شرایطی بگذارند، مجبور است بپذیرد. باید کاری کنیم که ارزش بالا برود و دنبال کارگر بگردند. چه وقت این اتفاق میافتد؟ زمانی که اشتغال در کشور راه بیفتد. دولت پارسال با پشتیبانی ملت یک میلیون و 600 هزار شغل ایجاد کرد؛ امسال گفتیم دو میلیون و 500 هزار شغل، همه دست به دست هم میدهیم، هر کس در این کشور هست، این قوه، آن نهاد، سازمان، بانک و غیربانک و کارآفرین این دو میلیون و پانصد هزار شغل را درست کنیم. اگر نرخ بیکاری ما به صفر نزدیک شود، آن وقت این طوری نیست که اگر کسی کارگری را کنار گذاشت، بلافاصله دو کارگر دیگر پیدا کند. باید حق کارگر را بدهد تا کارگر برایش کار کند. اگر نداد، جای دیگری کار میکند.
الان کارگر ما باید تحمیلات را بپذیرد برای اینکه اگر این کار را از دست بدهد، کار بعدی بخواهد پیدا کند، معلوم نیست. حالا شکایت و ... سنوات را هم گرفتی، بعد چه؟
دولت هم دنبال اصلاح قانون کار و هم بالا بردن ارزش کار کارگر است. یعنی آنقدر باید اشتغال در این کشور درست کنیم، آن قدر کارخانه، سرمایهگذاری و مزرعه درست شود که کسی که میخواهد بخشی را اداره کند، دنبال کارگر بگردد. آن وقت ارزش کارگر در جامعه بالا میرود. نه ارزش معنوی که الحمدلله بالاست، کارگران، بهترین قشر جامعه در طول دورۀ انقلاب هستند. عاقلترین قشر جامعه کارگران بودهاند. در سختترین شرایط خط مستقیم را هیچ وقت گم نکردهاند. پای کشور ایستادند. زمانی که جنگ بود، به جبهه رفتند، جبهۀ تولید بود آن را حفظ کردند. امروز هم دارند کشو را میسازند. همۀ سختیها را تحمل کردند. منظورم ارزش معنوی نیست که بسیار بالاست. همین ارزش اقتصادی کار کارگر است که این را داریم دنبال میکنیم. همه باید کمک کنند و دست به دست هم بدهند.
عدهای البته شروع کردند به مسخره کردن و دل ما را خالی کردند که نمیشود، مگر میشود دو و نیم میلیون شغل درست کرد. و آیۀ یأس خواندن. چرا آیۀ یأس میخوانی؟ اینجا ایران است. ایران بزرگ با 75 میلیون نفر جمعیت است. تمام تاریخ و تمدن این دنیا را ایرانیها ساختند. چطور نمیتوانند دو و نیم میلیون شغل درست کنند؟ این همه پول و ثروت در این کشور است.
پول و ثروت هست، باید درست استفاده کنیم و جلو اضافهخوریها، مفت خوریها و بریز و بپاشها را بگیریم.
داریم تلاش میکنیم میگیریم، اما همه باید بگیریم. ما در حد خودمان میگیریم. در مبارزه با این مسائل، دولت معمولاً تنها میماند. شما هستید، ما با کمک شما کار جلو میبریم. بدانید دولت با کمک ملت به لطف خدا کار را تا آخر جلو خواهد برد.
میتوانیم اشتغال درست کنیم. چرا نتوانیم؟ چقدر نقدینگی در کشور هست؟ یک بازار مسکن را دولت کنترل کرد، پولها به بورس رفت؛ یعنی به تولید رفت. یک عدهای هم که دوست دارند با زد و بند میلیاردی شوند، کمک کنند از کار مفید و سازنده سود ببرند. کار، ایجاد، آبادانی و تولید برایشان میماند.
انشاءالله به فضل الهی، به لطف خدا و با همت کارآفرینان و همۀ بخشها و ملت و کارگران ما امسال 5/2 میلیون شغل را خواهیم داشت. سال دیگر هم در همین حدود، تا پایان سال آینده فضای کارگری کشور عوض میشود. آن وقت میشود قوانین خیلی بهتری نوشت که شأن، رفاه و حقوق کارگر و کار و ارزش کار به طور کامل محفوظ باشد و عدالت در این زمینه اجرا بشود.
من صمیمانه از همۀ شما تشکر میکنم. میخواهم میثاق خودمان را تجدید کنیم.
عزیزان من، مأموریت امروز ساختن ایران است. حق ملت ایران است که در بالاترین نقطۀ جهان بنشیند. ما نمیخواهیم دیگران را نفی و به آنها بیاحترامی کنیم. ما راجع به حق خودمان صحبت میکنیم. ملت ایران پرچمدار علم، تمدن، سازندگی، پیشرفت و توحید طی سدهها بوده است. امروز همۀ ملت باید برای رسیدن به جایگاه شایسته دست به دست هم بدهیم.
همۀ شیاطین عالم جمع شدهاند که بگویند شما نمیتوانید، همۀ شیاطین جمع شدهاند مانع تراشی کنند. اما من میخواهم از زبان شما بگویم: دنیا شاهد باشد که ملت ایران کارگر، معلم، کشاورز، اداری، بازاری و ... امروز مصمم هستند که با کار پیگیر، تلاش شبانهروزی، همت، وحدت، همدلی، عشق و ایمان انشاءالله ایران عزیز را بسازند و به بشریت و نسلهای آینده هدیه کنند.
موفق، سربلند و پیروز باشید