بسماللهالرحمنالرحیم
اللهم عجل لولیک الفرج والعافیة والنصر واجعلنا من خیرانصاره و اعوانه والمستشهدین بین یدیه
خدای بزرگ را سپاسگزارم که یک بار دیگر توفیق زیارت جمعی از بهترین ملت ایران یعنی مردم نجیب، مؤمن، باصفا و دوست داشتنی مشکین شهر را عنایت فرمود.
حقیقتاً مشکین شهر کانون زیباییهای انسانی، نجابت، تلاش و معرفت و فداکاری و برکت برای همۀ ملت ایران است. خدا را سپاسگزارم که توفیق سفر و زیارت شما را عنایت کرد.
میخواهم دو مطلب را خدمتتان عرض کنم. مطلب اول درسی از مکتب پیامبر عزیز اسلام و مطلب دوم دربارۀ ساختن ایران و شهرستان عزیز و افتخار آفرین مشکین شهر خواهد بود.
از آنجا که نام مشکین شهر با برجستگیها و ویژگیهای بلند انسانی در هم آمیخته است، طبیعت بسیار زیبا، بر دامنۀ سبلان سر به آسمان کشیده و بهترین مردم، مردمی که اهل علم و معرفتاند و علمای بزرگ ازاین خطه به بشریت تقدیم شدهاند، من میخواهم درسی را از پیامبر عزیز میآموزیم، دربارۀ علم و معرفت باشد.
عزیزان من، میدانید که هدف نهایی هر انسان رسیدن به قلههای سعادت، آرامش قلب و روح و اوج کمال انسانی و الهی است. همۀ انسانها به دنبال کمال و سعادتاند.طلب کمال و سعادت خواست فطری انسانهاست. حتی فرعونها و طاغوتها هم به دنبال سعادتاند، اما از آنجا که تابع هواهای نفسانی خود شدهاند فطرت خود را به اشتباه و انحراف انداختهاند و مسیر گمراهی را انتخاب کردهاند.
یکی از بهترین راهها بلکه تنها راه سعادت و کمال انسان کسب علم و معرفت است. پیامبر عزیز ما کسب علم و معرفت را واجب فرموده زیرا شکوفایی، تجلی حقیقت و خلیفه الله شدن و عظمت و سعادت و جاودانگی انسانی در گرو کسب علم و معرفت است. خدای متعال همۀ این هستی را خلق کرده است که در خدمت انسان باشد تا انسان علم و معرفت پیدا کند. علم از اسماء خداست و خداوند عظمت و بزرگی خود را با بیان علم خودش توصیف میکند.
خدا خطاب به خود میفرماید: هوالعالم الغیب و الشهاده؛ خدا عالم است و غیبت و شهادت را میداند. خدا خودش را معلم معرفی میکند یعنی علم را تعلیم میکند. الذی علم بالقلم. خدا معلم است، یعنی علم را میاموزد. یا اینکه فرمود: علمه البیان. خدا بیان را به انسان آموخت. باز شأن معلمی و علمآموزی خداست و میفرماید: علم الانسان مالم یعلم. خدا هم معلم است و هم آنچه انسان نمیدانست را به انسان تعلیم کرد.
پیامبر عزیز ما هم معلم بود. اول معلم بشر پیامبران اند؛ یعنی رابطۀ پیامبر با مردم براساس علم، تعلیم و تربیت است؛ یعلمهم الکتاب و الحکمه. خدا میفرماید: پیامبران را فرستادیم تا به انسانها علم و حکمت را تعلیم بدهند؛ یعنی پیامبران معلماند و رابطه آنها با مردم تعلیم علم و حکمت است. پیامبر عزیز ما خزانۀ علم خدا بود. همۀ عظمت پیامبر به آن است که شهر علم خداست؛ یعنی همۀ علم خدا از طریق پیامبر قابل کسب است. پیامبر به دنبال معرفت خدا و انتقال این معرفت به انسانهاست.
عزیزان من، راه کمال و سعادت، کسب علم و معرفت است. علم و معرفت به خدا و انسان، حقایق عالم، رابطه انسان و خدا، اسماء الهی و همۀ زیباییهایی که خدای متعال برای انسان و سعادت او خلق کرده است. انسان منهای علم و معرفت با سایر موجودات تفاوتی ندارد، بلکه در مقاطعی بدتر از دیگران است.
عنایت کنید. علم و معرفت به انسان تواضع میبخشد. هرچه عالمتر، متواضعتر و هر چه معرفت او بیشتر، متواضعتر، هرچه عالمتر، آرامتر و حلیمتر. علم به انسان حلم، آرامش روحی، گذشت و تواضع میدهد. هر چه علم بیشتر باشد، محبت عالم نسبت به مردم بیشتر و بیشتر میشود. هر چه معرفت بیشتر باشد، محبت و عشق به انسانها و ارزشهای الهی بیشتر میگردد.
شما نگاه کنید مشکل بشر از روز اول تا الان به خاطر آن بوده است که بعضیها به خصوص کسانی که در مراکز قدرت جهانی مسلط شدهاند، دلها و اندیشههایشان خالی از علم و معرفت است. به همین دلیل مغرور و خودخواهاند و گردنکشی میکنند و بر بقیۀ بشریت فخر میفروشند و خودشان را از سایر انسانها برتر و بالاتر میدانند.
به همین دلیل به خودشان حق میدهند که دربارۀ سرنوشت و زندگی ملتها تصمیم بگیرند و روش خودشان را به زور تفنگ و بمباران بر سایرین تحمیل کنند. در حالی که انسانهای عالم و با معرفت از طریق محبت، تواضع، اخلاق و رفتار درست دیگران را به فرهنگ اسلامی، الهی و اخلاق انسانی دعوت و جذب میکنند.
شما وضع جهان را ببینید، رئیس جمهور قبلی امریکا آیا از علم و معرفت بهرهای برده بود؟ او ادعا میکرد که پیرو حضرت مسیح است، مقایسه کنیم که حضرت مسیح به دنبال چه بوده و او در پی چه بود؟ حضرت مسیح مردم را به خدا، پاکی، محبت و انسانیت دعوت کرد. رئیس جمهور قبلی امریکا بشریت را به کینهورزی، جنگ، تبعیض و اشغالگری فراخواند.
سلام خدا بر پیامبر ما و آل او و حضرت مسیح باد. او آمد با مردم با عشق و محبت رفتار کرد و وجودش خودش را فدای هدایت، آسایش، سلامت و رفاه انسانها کرد. اما رئیس جمهور قبلی امریکا چه کرد؟ جز جنگ، کشتار، تهدید، تحریم، تجاوز، بمباران و آدمکشی چیزی به ارمغان نیاورد. چرا؟ برای اینکه آدمی فاقد علم و معرفت بود که خدا، انسان، کمال، سعادت، عشق ومحبت را نمیشناخت.
خدای متعال دربارۀ چنین افرادی میفرماید: اولئک کالانعام بل هم اضل. این افراد گمراهتر و پست تر از بعضی حیوانات هستند، زیرا حیوانات در یک مسیر قطعی و تعیین شده حرکت میکنند و از آن مسیر تجاوز نمیکنند و امکان ندارد که حیوانی برای کسب ثروت دست به قتل عام سایر حیوانات بزند، اما رئیس جمهور امریکا برای پرکردن جیب سرمایهداران و دزدهای حرفهای عالم بهانه تراشی کرد و به منطقه ما حمله کرد و در دو کشور افغانستان و عراق بیش از یک میلیون انسان را به خاک و خون کشاند. به خدا تاریخ سراغ ندارد هیچ درندهای در طول عمر خودش یک میلیون از هم نوعان خودش را دریده و کشته باشد. بنابراین، امثال این آقا بل هم اضل، از حیوانات پستتر و گمراهترند.
راه انسانیت و کمال انسانی و صلح و آرامش کسب علم و معرفت است. کسانی که در مسیر علم حرکت میکنند، روحشان بلند و انسانیتشان شکوفا میشود. ما خدای بزرگ را سپاسگزاریم که ملت عزیز ایران و پیشاپیش آنان مردم مؤمن مشکین شهر اهل علم و معرفتاند و در دامان خودشان علما و دانشمندان بزرگی را تربیت کردهاند. بگذارید به یکی از آنها اشاره کنم شاید بعضی از شما مرحوم آیتالله مشکینی را از نزدیک ندیده باشید. من موفق شده ام چندین بار ایشان را از نزدیک زیارت کنم.
به خدا وقتی آدم به چهره ایشان نگاه میکرد به یاد خدا میافتاد. وقتی ایشان صحبت میکرد کانه نسیم رحمت دل انگیز بهاری روح انسان را مینواخت. او دوستدار همۀ انسانها بود. بسیار متواضع، ساده زیست و همراه و در کنار و عاشق مردم بود، زیرا عالم و عارف بود. خدا که علم، معرفت و حکمت مطلق است، عاشقترین عاشقان به انسان و خلق خودش است.
اگر میخواهید درجۀ ایمان، علم و معرفت افراد را اندازه بگیرید، نگاه کنید ببینید این افراد در برابر مردم چقدر متواضعاند و دل آنها چقدر عاشق مردم است.
عزیزان من، علم، نور و روشنایی است. انسان بی علم انسان بدون نور و تاریک است، در تاریکی حرکت میکند و تاریکی میآفریند. کسی که تاریک است و در تاریکی حرکت میکند، سرنوشتش معلوم است، به جایی نخواهد رسید.
البته راه دریافت علم و معرفت عقل و تعقل است. خدای متعال به انسان عقل عنایت کرده و از او خواسته است که تعقل کند. بین کسی که تعقل میکند و کسی که از عقل خودش استفاده نمی کند فاصله بسیار است. راه رسیدن به علم، معرفت و حکمت تعقل است و عقل هدیه الهی است.
البته چون شما اهل ولایت، امامت و عشق به خدا و اهل بیت پیامبرید، عقل، علم، حکمت و معرفت همه و همه در سایۀ عشق به پیامبر و آل پیامبر است.
اما مطلب دوم، امروز مهمترین کار همۀ ما ساختن ایران، اصلاح وضعیت اقتصاد، صنعت، کشاورزی و عمران و آبادی ایران است. هرکس انسانها، علم و معرفت خدا و ارزشهای الهی را دوست دارد، امروز باید به فکر ساختن ایران باشد. ایران امروز کانون نور، علم و معرفت و پرچم برافراشتۀ حقیقت انسان و توحید و عدالت است.
امروز ایران، پرچم برافراشتۀ آزادی و آزادگی ملتهاست. ساختن ایران در حقیقت کمک به همۀ بشریت، توحید و عدالت است. هرکس ایران را دوست دارد، باید در مسیر ساختن حرکت کند. هر کس هرجا هست، همزمان دو کار را انجام میدهد؛ اول کارهای مربوط به خودش، اشتغال، معیشت، زندگی و رفاهش را انجام میدهد. اما دوم، هر کاری که برای خودش انجام میدهد، به نوعی در سرنوشت کشور اثر میگذارد. دو نفر را مقایسه کنید، یک کشاورز زحمت کش که تلاش میکند تولید کشور را بالا ببرد. در حالی که دارد برای روزی و زندگی خودش تلاش میکند، درآمد و رفاه بیشتری پیدا میکند، کشور را هم به خودکفایی و استقلال میرساند.
او را با کس دیگری مقایسه کنید که با روشهای غیرصحیح، غیرمولد و غیرسازنده میخواهد روزی خودش را کسب کند. ممکن است ثروت فراوانی به دست بیاورد، اما در بخش دوم در خدمت پیشرفت کشور نخواهد بود، بلکه عمل او به ضرر کشور است؛ یعنی یک نفر ممکن است سود ببرد، اما همۀ ملت ضرر خواهند کرد.
ما زمانی به قلۀ پیشرفت خواهیم رسید که هر ایرانی در هر جای این سرزمین وقتی برای خودش کار میکند، کار برای خودش را در جهت منافع ملی قرار بدهد، یعنی کار مثبت، سازنده و مفید. کشاورز در مزرعه، کارگر در کارخانه و معلم و دانش آموز و استاد و دانشجو در مراکز آموزشی، کسبه و تجار در بازار و ادیبان و علما در مراکز علمی و هنری، و هرکس هر کاری برای خودش انجام میدهد، این کار را به گونهای تنظیم کند که به نفع کشور، ملت و آبادانی ایران عزیز باشد.
من خدای بزرگ را سپاسگزارم که مردم عزیز مشکین شهر زندگی خود را به گونهای تنظیم کردهاند که همۀ برنامههای آنها به نفع ایران و ملت ایران است. انصافاً همۀ وجود مردم مشکین شهر و شهرستان مشکین شهر برای ایران و ملت ایران خیر و برکت و نور و روشنایی است.
من همین جا از همۀ شما تشکر میکنم. سلام و درود خدا بر شما و بر پدران و مادران خوب و مؤمن شما. سلام و درود خدا بر علما، عرفا، ادیبان، هنرمندان و ورزشکاران مشکین شهری؛ سلام خدا بر شهیدان، جانبازان و آزادگان و ایثارگران؛ سلام خدا بر دستان پربرکت کشاورزان، عشایر، کارگران، کسبه و بازرگانان مشکین شهری؛ سلام خدا بر فرهنگیان، دانشگاهیان، دانشجویان و دانش آموزان مشکین شهری.
و بالاخره سلام خدا بر جوانان سربلند مشکین شهر، دختران عفیف و هنرمند و پسران شجاع و انقلابی و غیرتمند.
عزیزان من، دولت قبلا سه سفر داشته است. من میخواهم گزارشی کوتاه از این سه سفر بدهم و قسمت آخر عرایض هم کوتاه خواهد بود.
در دور اول برای مشکین شهر 39 مصوبه داشتیم که 37 مورد محقق شده یا در حال اجراست و برای دو مورد هنوز کاری نشده است.
در دور دوم چهل مصوبه داشتیم که 38 مورد یا اجرا شده یا در مسیر اجراست و برای دو مورد اقدامی نشده است.
در سفر سوم سیزده مصوبه داشتیم که سه مصوبه اجرا شده و سه مصوبه در حال اجرا و هفت مورد هم هنوز شروع نشده است. ما در جلسۀ دولت اولین کارمان این است که ببینیم چرا بعضی از مصوبات اجرا نشده است، ان شاءالله همۀ آنها را از جمله مواردی را که امام جمعه عزیز مطرح فرمودند، در مسیر اجرا خواهیم انداخت و به لطف خدا قبل از پایان دولت دهم اجرا خواهیم کرد.
هدف دوم سفر دولت آغاز یک کار بزرگ و انقلابی است. امروز همه میگویند جمعیت ایران جوان است. معنای این آن است که در یک دورۀ هفت هشت ساله رشد جمعیت ایران بالا بوده است. خدا را شکر که امروز در ایران خیل عظیم جوانان آماده کار دانشمند، تحصیل کرده، کار بلد، مؤمن و متعهد حضور دارند. اما معنای دیگرش این است که سالانه یک میلیون و دویست هزار جوان وارد بازار کار میشود و دنبال کار میگردد، یعنی باید هر سال حداقل یک میلیون و دویست هزار شغل درست بشود و دو و نیم میلیون نفر هم طی هفت هشت ده سال اخیر به نوبت در صف ایستادهاند.
دولت برای حل این مشکل تصمیم گرفته است در یک اقدام انقلابی ظرف دو سال به لطف خدا و با پشتیبانی ملت و بسیج همۀ امکانات دو تا دو و نیم میلیون شغل ایجاد کند تا به لطف خدا ریشۀ بیکاری از ایران کنده شود.
ما بر این باوریم که ایران بزرگ ظرفیت این کار را دارد. ما میتوانیم این کار مبارک را با کمک کارآفرینان، صنعتگران، کشاورزان، جوانان و همۀ دولت انجام بدهیم.
البته در گوشه و کنار هستند افرادی که وقتی یک اقدام انقلابی میخواهد انجام بشود، یا شروع به غر و نق زدن و ضعف آفرینی میکنند که چطور میشود؟ مگر میشود؟ پنج سال پیش یادتان هست در اوج نهضت هستهای به مشکین شهر آمدیم، عده ای در داخل میگفتند که مقاومت نکنید، تسلیم بشوید، زور دشمن زیاد است، محال است ایران هستهای بشود، اما وقتی اینجا آمدیم و دیدیم شما یک پارچه فریاد میزنید که انرژی هستهای حق مسلم ماست، یکباره همه ایران یک فریاد شد و دشمنان عقب نشینی کردندو دانشمندان امیدوار شدند و امروز به فضل الهی ایران هستهای شده و دشمنان هیچ غلطی نمیتوانند بکنند.
به خدا ایجاد دو ونیم میلیون شغل توسط ملت ایران سختتر و مشکلتر از هستهای شدن ایران نیست. میتوان بیکاری را از سرزمین ایران ریشهکن کرد. ملت ایران ملت بزرگی است، اما باید دست به دست هم بدهیم، وقتی ما میخواهیم برای خودمان خانه بسازیم، خانم خانه صرفهجویی میکند، پسر و دختر کمک میکنند و مرد خانه پیگیری میکند، از غذا و استراحت میزنند و بالاخره خانه ساخته میشود.
وقتی خانه ساخته شد زمان استراحت و آرامش است. ما باید دست به دست هم بدهیم و ان شاءالله کاری کنیم که همۀ جوانان عزیز بتوانند شغل مناسب پیدا کنند.
امیدوارم با همت جوانان و مردان و زنان مشکین شهر این شهرستان اولین شهرستانی باشد که به لطف خدا جشن ریشه کنی بیکاری در آن برپا خواهد شد.
عزیزان من، خدای متعال به ما جان، توان و آبرو داده است. به خدا بنده حاضرم تا آخرین قطرۀ جان و توان و آبروی خودم را صرف ساختن ایران و اشتغال جوانان عزیز کنم.
از مردم مشکین شهر سه تشکر میکنم. تشکر اول به خاطر همه خوبیهای شماست. در طول تاریخ مردم مشکین شهر همیشه خوب و با منفعت برای ملت ایران بودهاند. مردم مشکین شهر هیچ گاه به ملت ایران و ایران ذرهای آسیب و ضرر وارد نکردهاند، همهاش خوبی، لطف و مهربانی است.
تشکر دوم به خاطر لطف و بزرگواریتان نسبت به این خادم کوچک در انتخابات و صحنههای گوناگون است.
تشکر سوم به خاطر این اجتماع عظیم و حماسی است که آمدید و نشان دادید مشکین شهر زنده است و تا آخر زنده خواهد بود.
ای خدای بزرگ و مهربان این مردم مؤمن و عزیزند، آنان را به اوج عزت عالم برسان!
ملت ایران را به قلههای پیشرفت نائل بگردان!
موفق و پیروز و سربلند باشید