به اعتقاد بسیاری از صاحبنظران مسائل خاورمیانه اگر چه سال ها از پایان جنگ سرد در جهان می گذرد، اما آنچه که اکنون در کشور کوچک سوریه رخ می دهد به نوعی جنگ سرد است که میان ایالات متحده آمریکا و رقبایش مانند روسیه و چین در جریان است.
یک نماینده مجلس از جناح توسعه و آزادی در پارلمان لبنان در مورد وضعیت سوریه براین باور است که آنچه که درحال وقوع است علاوه بر تاثیر بر لبنان، بر سایر کشورهای منطقه موثر خواهد بود.
این نماینده می گوید: ایستادگی و مقاومت دولت سوریه در مقابله با فتنه ها، مانع از گسترش توطئه ها در لبنان و سایر جهان اسلام خواهد شد.
به عقیده کارشناسان امور خاورمیانه عوامل متعددی باعث شده است که حکومت سوریه با وجود گذشت یک سال از حوادث این کشور، بتواند در مقابل توطئه های جهانی برای سرنگونی اش ایستادگی کند. به اعتقاد این کارشناسان عواملی مانند موضعگیری روسیه و چین و حمایت آنها از حکومت قانونی بشاراسد توانسته است به دولت و ملت سوریه در فایق آمدن براین توطئه ها کمک کند.
در کنار این موضوع، حمایت ایران از حکومت و مردم سوریه برای انتخاب مسیر سرنوشت خود و انجام اصلاحات موردنیاز سیاسی باعث شده است که رهبران این کشور کوچک بتوانند، با جدیت و تلاش بیشتری در قبال توطئه و فتنه گری بایستند.
توطئه گران برضدسوریه می دانند که اکثریت مردم آن کشور علاقمند به حکومت قانونی «بشاراسد» رئیس جمور هستند و در مناسبت های مختلف این علاقه مندی به اثبات رسیده است.
در تازه ترین نظر خواهی که از سوی یک موسسه نظرسنجی در قطر درمورد حکومت سوریه برگزار شد، اکثریت مردم این کشور حکومت بشار اسد را مورد تائید قرارداده و برحمایت خود از آن تاکید کردند. اما متاسفانه با وجود نتایج به دست آمده از این نظرخواهی، سردمداران قطر در کنار عربستان، آمریکا و ترکیه، برسرنگونی حکومت قانونی سوریه اشتراک نظر دارند.
برخی تحلیل گران در مورد حوادث سوریه معتقدند که سیاست جدید آمریکا در خاورمیانه براین پایه استوار است که خونریزی ها در منطقه باعث به وجود آمدن شرایط مناسبی برای دخالت استعمارگران خواهد شد و این شرایط می تواند مشابه وضعیت کنونی افغانستان و یا زمان اشغال عراق باشد.
مسلما این شرایط بسیار ایده آل و مورد دلخواه استعمارگران خواهد بود، چرا که از طرفی گسترش دامنه فتنه بسیاری از مسلمانان را به جان هم انداخته و آنها را از هدف اصلی (اسرائیل) دور خواهد کرد.
این تحلیل گران راه حل موجود برای پیروز شدن بر مشکلات در منطقه را هشیاری در مقابل این نقشه جهنمی می دانند، چرا که اگر نقشه جدید آمریکا در خاورمیانه شکل بگیرد دوره ای جدید از فتنه گری، جنگ و خرابی در منطقه به وجود خواهد آمد و واشنگتن برنده اصلی آن خواهد بود. هنگامی که از وضعیت منطقه و به خصوص سوریه سخن به میان می آید، نمی توان موضوع فلسطین را نادیده گرفت، اما درحال حاضر مشاهده می شود که نزاع فلسطینی ها با رژیم صهیونیستی به موضوع ثانوی تبدیل شده و سرنگونی حکومت سوریه در دستور کار بسیاری از حاکمان جدید جهان عرب قرار گرفته است.
یک کارشناس لبنانی چندی پیش هشدار داد که پرداختن جهان عرب به موضوع سوریه باعث شده است که رژیم صهیونیستی به دور از چشم جهانیان به تخریب خانه های فلسطینیان و اماکن مقدس در سرزمین های اشغالی ادامه دهد بدون اینکه با عکس العمل و یا واکنشی جدی از سوی مسلمانان مواجه شود.
اما با این وجود همانطور که قبلا به آن اشاره شد، اتخاذ تدابیری از سوی حکومت قانونی سوریه باعث شد، علاوه بر مقابله با جنگ نرم رسانه ای، با توطئه نظامی به صورت مهندسی شده برخورد و بسیاری از گروه های مسلح سرکوب و خلع سلاح شوند و مناطق مرزی نیز از دست افراد مسلح مورد حمایت بیگانگان آزاد شود.
تسلط حکومت سوریه و استحکام سیطره ارتش بر نقاط مرزی مجاور با ترکیه و لبنان باعث شد که نقشه دشمنان این کشور برای ایجاد پایگاه هایی نظامی (همانند لیبی در دوران مبارزه با قذافی) در این کشور هم مرز با رژیم صهیونیستی با شکست مواجه شود.
به گفته دولتمردان سوریه، آمریکا، ترکیه، فرانسه، عربستان و قطر در صدد ایجاد مناطقی در خاک این کشور بودند که با توسل به گروه های مسلح، ناآرامی و فتنه را در سوریه گسترش دهند و در نهایت مداخله نظامی را بهانه کنند.
پیش از اینکه دولت سوریه بتواند، به موفقیت های عمده نظامی در مقابله با گروه های مسلح در «بابا عمرو» و «حمص» نائل شود، بحث دخالت نظامی غرب به سرکردگی آمریکا در این کشور پیش آمد و اگرچه واشنگتن از این مداخله بدش نمی آمد، اما دست زدن به این اقدام برای آن بسیار گران تمام می شد.
آمریکا و برآورد دخالت در سوریه
یک گزارش منتشر شده از سوی مرکز پژوهش های خاورمیانه ای در ایالات متحده اعلام کرد: آمریکا برای اعزام نیروهای زمینی به سوریه احتیاج به 200 تا 300 هزار سرباز و بودجه ای معادل 300 میلیارد دلار دارد.
در این گزارش به شش روش برای دستیابی به این موضوع اشاره شده است بدون اینکه هیچ کدام از آنها مورد تأکید قرار بگیرد. از جمله این طرح ها، روش های دیپلماسی و نظامی است که هرکدام ساز و کارهای خاص خود را می طلبید.
جالب اینکه تحلیل گر سیاسی مسئول گزارش در بیان نقطه نظرات خود بر این باور است که «در نهایت سرنگونی رئیس جمهور بشاراسد بر مبنای آنچه که آمریکا در نظر گرفته است، امری غیرممکن است. این در حالی است که آمریکا طی ماه های گذشته همواره خواستار کناره گیری رئیس جمهور سوریه از منصب خود شده است. گرچه به نظر این تحلیل گر، تمامی روش های مورد استفاده آمریکا در زمینه سیاسی با بن بست مواجه شده است و حتی به کارگیری آنها از سوی دولت اوباما، به پیچیده تر شدن اوضاع در سوریه منجر شده است.
براساس این گزارش، برای انجام عملیات نظامی در ماه های اول آن احتیاج به 200 تا 300 هزار نیرو است و هزینه آن در طول مدت اجرا سالیانه 200 تا 300 میلیارد دلار خواهد بود در حالی که اقتصاد بحران زده آمریکا تحمل این مبلغ را ندارد.
در ادامه این گزارش آمده است: درسی که ایالات متحده از اشغال عراق گرفت این است که می توان به سرعت تعداد نیروها را کاهش داد اما با وجود این باید همچنان تعدادی از آنها برای سال ها در آن مکان باقی بمانند. اما با وجود این حتی افرادی همانند «جان مک کین» که به عنوان سناتور جنگ طلب جمهوری خواه شهرت دارند، حاضر به اعزام سربازان آمریکایی به چنین جایی نیستند.
از سوی دیگر، برخلاف وضعیت کشور لیبی که حملات هوایی ناتو، مردم لیبی را وادار به سرنگونی معمرقذافی دیکتاتور معدوم آن کرد، اما عملیاتی مشابه آن در سوریه بسیار سخت و مشکل آفرین خواهد بود. چرا که ارتش سوریه بسیار قوی و خودکفا است و در مقابل، مخالفان دولت پراکنده و جمع و جور کردن آنها دشوار است.
گزارش انستیتو «بروکینگز» در مورد مسائل سوریه حکایت از این دارد که دولت اوباما در قبال این کشور همچنین «دیپلماسی خشونت» را دنبال می کند و در کنار آن با تمسک به تحریم های اقتصادی و ارائه حمایت های تسلیحاتی به مخالفان در حال پیشبرد اهداف خود است.
به اعتقاد تحلیل گر این گزارش، به رغم تمامی این روش ها، نتیجه ای جز ایجاد یک بحران خونین درازمدت در منطقه برای آمریکا چیزی دیگر متصور نیست.
بر پایه گزارش انستیتو بروکینگز، راه حل دیپلماتیک که واشنگتن آن را دنبال می کند، بر این فرضیه استوار است که اگر سیاست های روسیه در قبال سوریه در سازمان ملل تغییر کند، امکان پیروزی روش های دیپلماتیک وجود دارد.
اما در مقابل این رویای آمریکایی ها، روسیه و چین طی ماه های گذشته به نحو مطلوبی از حق وتوی خود برای جلوگیری از تصویب قطعنامه های ضدسوریه استفاده کرده اند.
شکست جنگ رسانهای غرب در مقابل حقانیت سوریه
با اینکه جنگ رسانه ای دشمنان علیه سوریه بسیار دقیق و مهندسی شده است و رسانه های خبری غرب و جهان عرب هر روز با استفاده از ابزارهای خبری تلاش می کنند مردم آن کشور و جهانیان را به این نقطه از خاورمیانه جلب کنند، اما اقدامات آن ها تاکنون موثر واقع نشده است.
دولت سوریه با اینکه از لحاظ توانایی نبرد رسانه ای با دشمنانش در سطح بسیار پایین تری قرار دارد، اما با همان اندک بضاعت خود توانسته است با افشای ترفندهای خبری و شگردهای تبلیغاتی آنها در زمینه افزایش تعداد قربانیان، شهیدسازی و... مقابله کند. نبرد نرم رسانه ای دشمنان علیه سوریه باعث شده است که حتی حقایقی که وضوح آن بر همگان آشکار است، وارونه جلوه داده شود و آن را به رژیم حاکم نسبت دهند که انفجارهای تروریستی از جمله آنهاست.
مثلا در انفجارهای سال گذشته میلادی در پایتخت سوریه در دمشق، گزارش خبرگزاری فرانسه از این حادثه که از سوی شبکه خبری CTV کانادا پخش شد بسیار جالب توجه و حیرت انگیز بود.
در این گزارش خبری از انفجار دو خودروی بمب گذاری شده در میدان اصلی شهر دمشق که طی آن 27نفر کشته و 140نفر زخمی شدند، تناقض های بسیاری وجود داشت. در ابتدا گوینده خبر با لحن خاصی از دو انفجار تروریستی خبر می دهد که طی آن ساختمان تشکیلات امنیتی سوریه مورد هدف قرار گرفته است و پس از آن ادامه می دهد که دولت سوریه خود مسئول حمله به ساختمان های دولتی خودش است.
اما این سوال پیش می آید که چرا باید دولت سوریه این کار را بکند، اما از دیدگاه غربی ها پاسخ چنین است: انفجارها در مناطقی در دمشق صورت گرفته است که از تدابیر امنیتی بسیار شدیدی برخوردار بوده است، پس کار خودسوری ها است، در مقابل دمشق، انفجارها را بسیار دقیق و برنامه ریزی شده عنوان می کند و آن را به القاعده نسبت می دهد و بر این موضوع اصرار می کند که اعمال تروریستی در دمشق با حمایت قطر و عربستان از تروریست ها صورت گرفته است.
البته ادعای مطرح شده از سوی حکومت سوریه، یک ادعای صرف دولتی نیست، بلکه بسیاری از مردم آن کشور هم همین اعتقاد را دارند و به نظر آنها اعمال تروریستی توسط مجموعه ای از گروهک های تروریستی مورد حمایت دشمنان در کشورشان و باهدف بر هم زدن امنیت و آرامش آن صورت می گیرد.
دستگیری و بازداشت تعدادی از جاسوسان فرانسوی، عربستانی و ترک در مرزهای سوریه با ترکیه به خوبی این موضوع را به اثبات می رساند که سازمان های جاسوسی غرب و برخی کشورهای عربی به صورت سازمان یافته، تروریست ها را برای انجام اعمال تخریبی در سوریه آموزش می دهند.
بی شرمی بوق های تبلیغاتی غرب در مورد انفجارهای سوریه به حدی فرا رفته بود که آنها گروهک تروریستی القاعده را مسئول هدف قرار گرفتن ساختمان های دولتی در دمشق عنوان کرده و آن را به دستور بشاراسد رئیس جمهور سوریه نسبت دادند. این ادعاها به قدری مضحک بود که بعدا هیلاری کلینتون وزیرخارجه امریکا در یک مصاحبه خبری تلاش کرد که حوادث تروریستی در سوریه را به گروه هایی نسبت بدهد که در عراق نیز فعالیت دارند.
همچنین در مورد اخبار اعمال تروریستی از جمله ترور شخصیت های مهم در سوریه توجه به زمان و نحوه انعکاس خبر بسیار مهم است. مثلا در مورد ترور فرزند مفتی کل سوریه، در سال گذشته میلادی در دمشق، هنوز خبر آن از سوی رسانه های رسمی سوریه اعلام نشده بود که به فاصله چند دقیقه شبکه خبری متعلق به عربستان به نام «العربیه» آن را پخش کرد.
نگاهی به مواضع دشمنان سوریه
هیچ فرد عاقلی دچار این توهم نخواهد شد که روزی ممکن است توطئه های غرب و کشورهای هم پیمان آن بر علیه سوریه به موفقیت برسد چرا که این کشور به عنوان پرچمدار مبارزه با صهیونیست ها اشغالگر و محور مقاومت طی دهه های اخیر به خوبی توانسته است در مقابل همه دسیسه ها ایستادگی کند.
اما برای شناخت توطئه های غرب و کشورهای طرفدار آنها بر علیه سوریه بررسی واکنش های آنها ما را در هرچه بهتر شناختن آن یاری خواهد کرد.
برای شناختن این دسیسه ها، نگاهی به مقاله مجله «اشپیگل» در مورد مواضع امریکا و غرب در مورد سوریه جالب توجه به نظر می رسد. اشپیگل با دروغ گو خواندن غربی ها در مورد مسالمت آمیز بودن تظاهرات در سوریه می نویسد: ما ادعا می کنیم که مردم سوریه با نظام حاکم خود مخالف هستند و در این مورد جارو جنجال به راه انداخته ایم، اما واقعیت این است که اعتراضات نه تنها جنبه مسالمت آمیز ندارد، بلکه مجموعه ای از اعمال تروریستی و آشوب را تشکیل می دهد. به هر صورت پس از گذشت یک سال از بحران سوریه، دشمنان ترفندهای مختلف نظامی و سیاسی را علیه این کشور محور مقاومت بکار بردند که علاوه بر اینکه نتوانست در عزم مصمم مردم برای مقابله با توطئه ها تأثیر بگذارد، بلکه باعث شد که بحران عمیق تر از گذشته شود.
برگزاری دو دور کنفرانس به اصطلاح «دوستان سوریه»، مسلح کردن مخالفان بشاراسد، ارسال سلاح و کمک های مالی، تحریم اقتصادی، فشارهای دیپلماتیک همه و همه از توطئه ای بزرگ برعلیه سوریه حکایت می کند که هدف آن ایجاد هرج و مرج در این کشور هم مرز با اسرائیل اشغالگر است.
همچنین با وجود شکست های پی درپی این توطئه ها و خنثی شدن بسیاری از آنها توسط دولت حاکم بر سوریه، آمریکا و غرب اکنون رویکرد جدیدی برای تحت فشار قراردادن دولت سوریه را در پیش گرفته اند. پس از اینکه دولت سوریه توانست، «حمص و باباعمرو» را که می رفت به عنوان پایگاهی برای مزدوران خارجی به کار گرفته شود به تصرف درآورد و توطئه را در نطفه خفه کند، اینک متوسل شدن به اعزام نیروهای بین المللی تحت عنوان ناظر، نخواهد توانست تغییر آنچنانی را در اوضاع داخلی این کشور به وجود آورد.
در زمینه منطقه ای کشور ترکیه در مرزهای مشترک خود با سوریه تلاش می کند، تحت عنوان کمک به آوارگان به مداخله خود در امور داخلی آن کشور ادامه دهد و با اعزام کارشناسان نظامی و امنیتی به توطئه های خود دامنه وسیع تری بخشیده است. اما با این حال این کشور که به عنوان بازنده بزرگ منطقه ای از آن نام برده می شود، نتوانسته است توطئه های خود را پیش ببرد و خللی در دیوار مستحکم امنیت سوریه وارد کند.
دولت حاکم بر ترکیه که تحت عنوان شعار کاهش مشکلات پا به عرصه تحولات منطقه گذاشت اکنون با شکست سیاست هایش در مقابل سوریه، سیاست «کاهش دوستان» را تجربه می کند و حتی نتوانست دو کشور همجوار خود (ایران و عراق) را در موافقت با خود، همراه کند.
این کشور همانند قطر و عربستان تلاش می کند، با طولانی کردن بحران در سوریه و با به وجودآوردن شرایطی برای دخالت نظامی، اهداف خود را در منطقه به اجرا درآورد.
قطر نیز به عنوان یک کشور عربی در جهت هماهنگی با سیاست های آمریکا و غرب از ابتدای بحران در سوریه تاکنون، همه امکانات مالی، خبری و دیپلماسی خود را برای وارد آوردن فشار به این کشور به کار برده است. این کشور که خوددارای سردمداران فاسدی است بدون توجه به خواسته های مردمش پول و سلاح به مزدوران تحت امر غرب در سوریه ارسال می کند و تغذیه خبری از آنها توسط شبکه های خبری تحت امر خود، به برجسته کردن اخبار جزئی مخالفان بشار اسد می پردازد.
عربستان نیز که با انحاء مختلف کمر به شکست محور مقاومت در سوریه بسته است، مسلماً در آینده ای نه چندان دور، نتیجه دخالت هایش را در این کشور پس خواهد داد. مسلماً با توجه به وضعیت داخلی در عربستان، اوضاع سیاسی این کشور نفت خیز، بیش از گذشته شکننده شده است و مردم این کشور که متوجه سیاست های ریاض در پرداختن به بحران های خارجی و منحرف کردن افکار عمومی از موضوعات داخلی شده اند، در مخالفت با ظلم و جور حاکمان آل سعود، دست به قیام زده اند.
با این همه باید گفت که هر چند، توطئه ها بر ضد سوریه روز به روز گسترده تر و پیچیده تر می شود، اما رفتار منطقه ای و سنجیده دولتمردان سوریه در عرصه منطقه ای و بین المللی توانسته است، پایه های این حکومت را بیش از گذشته مستحکم کند و با به صحنه آوردن مردم، نشان دهد که جایگاه مستحکمی در میان ملت خود دارد.
برگزاری تظاهرات چند صدهزار نفری در شهرهای «دمشق، حلب و «لاذقیه» نشان داد که اگر چه دولت حاکم بر سوریه، دچار مشکلات اقتصادی و سیاسی است، اما صبر و استقامت مردم، باعث شده است تا در این دریای توفانی با طمانینه خود را به ساحل آرامش برساند.
مسلماً در طی ماه های آینده شاهد آرامش بیشتری در تحولات داخلی سوریه خواهیم بود ومردم سوریه در یک چارچوب واحد به تلاش های خود برای سازندگی در کشورشان ادامه می دهند و همچون گذشته، دشمن اصلی خود را رژیم صهیونیستی دانسته و در کنار برادران فلسطینی به مقابله با آن بپردازند.