سرگه بارسقیان
تاریخ جمهوری اسلامی از دو روحانی به صفتهای "حزبساز" یاد خواهد کرد؛ یکی آیتالله سیدمحمد حسینی بهشتی و دیگری حجتالاسلام والمسلمین مهدی کروبی. نقطه اشتراک بهشتی و کروبی در برخاستن آنها از "جامعه روحانیت مبارز" است که گرچه زعمایش از به دوش کشیدن عبای حزبی پرهیز دارند، اما بسترش حزبخیز است؛ چه حزب «جمهوری اسلامی» باشد که هفتهای پس از انقلاب اعلام موجودیت کرد تا حزبی فراگیر برای ادارۀ کشور شود و چه حزب «اعتماد ملی» که روزهایی پس از انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری با خروج دو عضو مجمع روحانیون مبارز (که تشکیلش حاصل انشعاب از جامعه روحانیت مبارز بود) با هدف تبدیل شدن به حزبی "فراگیر و غیرحکومتی" شکل گرفت.
گرچه در شکلگیری هر دو حزب (جمهوری اسلامی و اعتماد ملی) انگیزه خروج از تشکلی صنفی و با محدودیت عضوگیری و تاسیس حزبی فراگیر و دارای پوشش وسیع اجتماعی ـ صنفی کارساز بود، اما برای کروبی پایهگذاری حزب اعتماد ملی ریشه در ناهمراهیهای حزب متبوعش با نامزدی وی در انتخابات ریاست جمهوری و رخدادهای روزهای آخر ستاد انتخاباتیاش داشت که «شیخ حزبساز» را به استعفا از مجمع روحانیون مبارز واداشت.
ستاد انتخاباتی کروبی در تهران در روزهای منتهی به انتخابات 27 خرداد 84 عملاً بیسرپرست اداره میشد؛ رئیسش ستاد را رها کرده و به قافله نامزد دیگری پیوسته بود و با ناهماهنگیهایی که بوجود آمد برخی همراهان کروبی در ساعات سرنوشتساز پایانی از یاری به او اجتناب کردند و چنین شد که با گذشت دو روز از انتخابات که کروبی بزرگترین مدعی آن بود، او از عضویت در مجمعین (روحانیون مبارز و تشخیص مصلحت نظام) کنارهگیری کرد و گفت: «حزبی فراگیر و غیرحکومتی تشکیل میدهم.»
حزبی که موسسین 14 گانهاش همه از اعضای ستاد انتخاباتی کروبی بودند؛ به همراه مهدی کروبی با سابقه عضویت در مجلس بازنگری قانون اساسی، سرپرست بنیاد شهید، سرپرست حجاج و نماینده امام در امور حج، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و نمایندگی مجلس در دورههای اول، دوم، سوم، ششم (و ریاست دو دوره مجالس سوم و ششم) 13 نفر دیگر درخواست تاسیس حزب اعتماد ملی را امضا کردند: رسول منتجبنیا، جواد اطاعت، محمدجواد حقشناس، ابراهیم امینی، الیاس حضرتی، عبدالحسین مقتدایی، غلامرضا اسلامی بیدگلی، اعظم سقطی، عبدالرضا سپهوند، رضا حجتی، سیدرضا نوروززاده، اسماعیل گرامیمقدم و محمود زمانیقمی. ترکیب هیأت موسس حزب اعتماد ملی متشکل از نمایندگان ادوار مجلس شورای اسلامی، مسئولان وزارت کشور، استانداران و اساتید دانشگاه است؛ جمع 55 نفره شورای مرکزی حزب هم با لحاظ اعضای موسس، اغلب یا نماینده مجلس بودند یا استاندار و مدیرکل وزارت کشور.
از این منظر حزب اعتماد ملی حزبی است که اعضایش در ساختار حکومتی یا مقنن بودند یا مجری سیاسی به اضافه برخی چهرههای دانشگاهی، از نظر جغرافیای سیاسی ترکیبی غیرمرکزی، یا از اعضای مجمع روحانیون مبارز، یا حزب همبستگی یا بدون تجربه فعالیت منسجم حزبی؛ از نظر جغرافیای طبیعی هم ترکیبی غیرمرکزی، اغلب از مناطق غربی، جنوب غربی و شمال شرقی کشور.
حزب اعتماد ملی نه در دوره قربت به قدرت که در دوره فراغت از قدرت شکل گرفت. اعتماد ملی، ستادی بود که حزب شد؛ صندوقی بود که سازمان شد؛ آرایی بود که باید تبدیل به اعضا میشد. کروبی دو روز پس از برگزاری مرحله اول انتخابات ریاست جمهوری وعده تشکیل حزبی فراگیر را داد و گفت: «خوشبختانه سفرهای چهار ماه اخیر، اینجانب را با میلیونها ایرانی متدین، خالص و دلسوز آشنا نمود که دغدغه اصلی آنها حفظ اصول و در عین حال رفع مشکلات فراوان جامعه است و اکنون مطمئن هستم اکثر آنها آمادگی دارند در تشکیل حزبی فراگیر با اینجانب همکاری نمایند.
حزبی که اینجانب تشکیل میدهم ـ و هرکس اکثریت اعضا خواستند دبیرکل آن خواهد بود ـ هم از حیثیت ملت بزرگ و شریف ایران دفاع خواهد کرد و هم برای شفاف شدن مواضع و تقویت مبانی تحزب اقدام مینماید و هم بشدت با دو گروه که دشمنان اصلی انقلاب و کشور هستند یعنی اقتدارگرایان متحجر و سکولارهای مخالف نظام مرزبندی خواهد داشت. حزب مورد نظر اینجانب بشدت در برابر کسانی که با رأی مردم مخالف هستند ـ و حتی از ابراز این عقیده متحجرانه ابا ندارند - ایستادگی خواهد کرد و اگر لازم باشد آنها را به مردم معرفی میکند.» در بیانیه اعلام موجودیت حزب اعتماد ملی گفته شده «باریکاندیشی و تامل در آنچه موجب توفیق آقای کروبی و جریان حامی وی شد» مبنای حزب را تشکیل میدهد.
از این جهت برخلاف احزاب پیشاانتخاباتی (احزابی که قبل از برگزاری انتخابات شکل گرفتهاند همچون مجمع روحانیون مبارز، حزب کارگزاران سازندگی و...) اعتماد ملی در دسته احزاب پساانتخاباتی جا میگیرد که شاخصه آن فراغت از قدرت است: «من بارها در سالهای گذشته از اینکه تعدادی از احزاب توسط قدرتمندان درست شده و رقابت را بر سایر احزاب و گروهها سخت کردهاند، انتقاد نمودهام. امروز برای آنکه خودم مشمول این انتقاد نباشم و شائبه هرگونه سوءاستفاده از قدرت سیاسی و اجرایی در تشکیل و ادامه فعالیت حزب منتفی شود، از کلیه مسئولیتهای سیاسی از جمله عضویت مجمع تشخیص مصلحت نظام استعفا میدهم.»
«احساس میکنم امروز نیاز به تشکیلات وسیع و گستردهای که همه اقشار در آن حضور داشته باشند، داریم و دیگر یک مجموعه صرفاً روحانی برایم اشباعکننده نیست و فکر میکنم با حضور در آن نمیتوانم آنچه دلم میخواهد را انجام دهم.» در این نگاه کروبی نیازی نهفته بود که حتی بانی مجمع روحانیون هم به ناچار برای رفع آن باید میکوشید؛ کروبی در ماههای اول پس از انتخابات تعریفش را از حزب "جدی و با استانداردهای پذیرفته شده" بیان کرد: «حزب اعتماد ملی بنگاه معاملاتی نیست و یک حزب جدی مانند احزاب متداول در دنیاست... اگر بخواهیم جمهوری اسلامی را حفظ کنیم، راهی نداریم جز تشکیل احزاب جدی.
قصد داشتم نام حزب را آرمان اسلامی بگذارم، این تصمیم زمانی که مسأله را به بحث گذاشتیم، به اعتماد ملی تغییر نام داد. من در نخستین گام برای آنکه نشان دهم حزب ما یک حزب جدی است نه یک حزب خانوادگی و رفاقتی حتی عضویت همسرم که سالها سابقه مدیریت داشته و فرزندم که هم جانباز است و هم در دانشگاه تدریس میکند، را نپذیرفتم.» حتی بر این نکته هم تاکید شد که حزب نباید هیاتی اداره شود: «هیات مقدس است اما حزب نباید هیاتی اداره شود. یعنی اصول تشکیلاتی آن باید کاملاً رعایت شود.
ما مسائل را برای شما دیکته نمیکنیم بلکه وقتی حزب به جایی رسیده، همه باید اطاعت کنند و حوادث تلخی که خودمان نیز داشتیم به یاری خدا نباید اتفاق بیفتد.» کروبی نگاهش را به سوی تشکیل حزبی «متناسب با شرایط حزب در دنیا و البته متناسب با فرهنگ بومی کشورمان» (مصاحبه با خبرگزاری ایسنا؛ 17/07/1384) دوخت که آمده است تا «به ناکامی احزاب ایران پایان ببخشد.» (اولین جلسه شورای مرکزی حزب 23/08/84)
از یک منظر تشکیل حزب اعتماد ملی برای کروبی و هوادارانش یک پیروزی بود، آن هم در شرایطی که «مکرر میشنیدیم که رای چه ارزشی دارد و یا دنبال حزببازی نروید. اما ما وارد این میدان شدیم و قصد داریم به فضل پرودگار، تا آخر این قضیه را دنبال کنیم» و از منظر دیگر جامعه عمل پوشاندن به یک آرمان قدیمی: «ما احساس کردیم یا باید سیاسی نباشیم یا تشکیلات داشته باشیم.
زمانی که رئیس مجلس بودم احزاب را مذمت میکردم و میگفتم آنها حزب نیستند. اما همواره برای آنها تلاش میکردم و در ذهنم این بود که اگر مدیر کشور شدم عده زیادی را جمع کنم و درباره تاسیس حزب و احزاب صحبت کنم و به عنوان یک مسئول اجرایی، آنچه که رهنمودهای امام بود به کار ببندم؛ چرا که امام(ره) هم در زمان حیات و هم در وصیتشان درباره چنین حضوری تاکید میکردند.» با این وجود حزب اعتماد ملی از همان ابتدا با یدک کشیدن نام "حزب کروبی" و فاصله نفر اول آن با دیگر اعضا و نیز محروم شدن از رقابت درون حزبی حتی بر سر کرسی دبیرکلی از آنچه در استانداردهای متداول و مرسوم احزاب دنیا است فاصله گرفت.
در اولین جلسه شورای مرکزی حزب، هیأت رئیسه قصد انتخاب دبیر کل را داشت و با اعضا مطرح کرد که نام منتخب خود را به شکل مخفی بر روی کاغذ بنویسند، اما هیچکس کاندیدای دبیرکلی نشد و همگی به نفع کروبی کنار رفتند در 21 خرداد 87 و با پایان مهلت دبیرکلی کروبی (که طبق اساسنامه دوساله است) باز هم وی با اتفاق آرا به دبیرکلی حزب رسید این دغدغه که حزب اعتماد ملی قائم به کروبی است محور پرسش خبرنگاری از وی قرار گرفت و پاسخ داد: «تشکیلات و هر کار دیگری، اگر قائم به فرد شود بد است چون با نبود او ضربه میخورد، بنا را باید به گونهای گذاشت و نوعی تعیین کرد که کار به سازمان، برنامهریزی و تشکیلات برگردد.»
در بیانیه اعلام موجودیت حزب اعتماد ملی که روز 19 اسفند 84 منتشر شد، این حزب با سه مشخصه تعریف شده است: «جمهوریخواه، اسلامگرا و میهندوست.» حزبی که خود را برآیند جریان فکری خط امام میداند که پشتوانه عظیمی از اندوختههای سیاسی و مبارزاتی پیش از انقلاب و تجارب مدیریتی بعد از انقلاب را به همراه دارد.
حزبی است قائل به عدالت اجتماعی اما معتقد به تسری عدالت به همه حوزههای حیات سیاسی، فرهنگی و اجتماعی و این خط تمایز حزب اعتماد ملی است با همگنان و رقبایش: «تاکید بر عدالت سیاسی در کنار عدالت اقتصادی، هم مرز ما را با مدعیان اخیر عدالت اجتماعی روشن میکند که هرگز از عدالت سیاسی و حاکمیت قانون و حقوق شهروندی سخن نمیگویند، و هم حد فاصل ما با رفتارهایی است که عدالت اجتماعی و اقتصادی را در عصر اصلاحات و توسعه سیاسی نادیده گرفتند.»
حزب عدالتمحوری که در عین حال با توجه به تامین اجتماعی معتقد است باید برای آموزش رایگان، بهداشت و نظام سلامت، مسکن و معیشت اقشار کمدرآمد، سیاستهای حمایتی به صورت هدفمند تثبیت و دوام یابد و رانتجویی، ویژهخواری و... به طور طبیعی از چرخه اقتصاد کشور حذف شود.
به تعامل مثبت و سازنده با اقتصاد جهانی و حضور فعال در سازمانها، نهادها و مجامع بینالمللی اقتصادی و سرمایهگذاری در امور زیربنایی و ارتقای صنعت جهانگردی باورمند است و در عرصه فرهنگی و اجتماعی در وجه ایجابی معتقد به کثرتگرایی فرهنگی است چنانکه بانی حزب گفته، مرز اعتماد ملی، امام و جمهوری اسلامی ـ نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد ـ است: «ما قصد داریم در چارچوب قانون اساسیای که با قرائت نظریهپردازان و بزرگان و تدوینکنندگان باشد و نه قرائت تفکر جامد و واپسگرا، برای دفاع از حقوق مردم، نظارت بر دولت و حضور در صحنههای سیاسی در چارچوب قانون اساسی حرکت کنیم.»
حزب اعتماد ملی در تعریف خود از پایگاه اجتماعی که آن را نمایندگی میکند، از یکسو میگوید: «نیروهایمان را از متن مردم جذب میکنیم.» (رسول منتجبنیا، قائم مقام حزب) و از سوی دیگر خود را حزبی نخبهگرا و تودهگرا میداند؛ بنا به تعریف کروبی: «ما معتقدیم اگر حزب تنها نخبهها را جمع کند، از جامعه جدا میشود و همینطور اگر در توده خلاصه شود از نخبهها جدا میشود. حزب اعتماد ملی حزبی همزمان نخبهگرا و تودهگرا خواهد بود. یعنی با شاخههای دانشآموزی، دانشجویی، روحانیون، بانوان، کارگران، اصناف، ارتباط خواهد داشت و واقعاً در جامعه پخش خواهد شد که امیدواریم در این زمینه خوب عمل کنیم وگرنه شکست میخوریم و میگویند نخبهگرا بودهایم.»
به رغم ایجاد کمیتهها و شاخههای مختلف صنفی ـ اجتماعی، عملکرد سه ساله حزب اعتماد ملی بیانگر تعریف حوزه هدف این حزب در بین تودههاست و نه نخبگان و از این جهت اعتماد ملی چه در شعارهای انتخاباتی (دوره نهم ریاست جمهوری) و چه پس از آن کوشیده بیشتر تودهها را جذب کند و نه نخبگان را.
در دایره اصلاحطلبان، اعتماد ملی حزبی است مرکز گریز؛ حزبی که در شکلگیری و فعالیت، از تمرکزگرایی جناحی به دور بوده و در رفتارشناسی سیاسی در گستره "استقلال" و "شکاف" میگنجد. پایهریزی این حزب، متاثر از محو مرکزیت منسجم اصلاحطلبان بود و در دوران مرارت هم چه بسا نسخههای ائتلاف و اجماع برای همراهی را اعتماد ملی کارگر نیفتاد دو ماه پس از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری، کروبی خطاب به مسئولین و اعضای ستادهای انتخاباتیاش میگوید: «شما کاری کردید کارستان.
در این انتخابات نه کارگزاران با ما بود، نه مشارکت و نه سازمان مجاهدین. حتی اینها در این انتخابات کاری کردند که یک سری از روحانیونی که 50-40 سال با ما رفیق بودند، میانهشان با ما به هم خورد.» این برداشت برگرفته از تجربه هفتماههای بود که کروبی پس از انتخابات مجلس هفتم برای اجماع اصلاحطلبان اندخته بود که در آن جلسات به گفته وی «عدهای به صورت رسمی و غیررسمی، مشغول فعالیت برای یکی از کاندیداهایی شدند که قبلاً با او رقیب بودند.»
کروبی منتقد ترک برداشتن ائتلاف اصلاحطلبان در آستانه انتخابات مجلس ششم و انتخابات ریاست جمهوری سال 80 بود، اما در انتخابات ریاست جمهوری نهم که خود یکی از کاندیداهایش بود، اصلاحطلبان با گرایش به کاندیداهای متعدد عملاً از هسته مرکزی منسجم محروم شدند و اعتماد ملی در چنین فضایی شکل گرفت: «بنده معتقدم اصلاحطلبانی که در خرداد 76 به شکل تشکلهای مختلف دور هم آمدند و کاندیدای خود را عرضه کردند و البته آن کاندیدا رای آورد امروز از هم پاشیدهاند. آنها در یک مقطعی با اشتراک بر سر کاندیداتوری خاتمی به میدان آمدهاند اما متأسفانه خیلی زود و در آستانه مجلس ششم اختلافاتشان زیاد شد و در انتخابات مجلس هفتم و نهم ریاست جمهوری به کل از هم پاشیدند.»
اینست که کروبی در انتخابات مجلس خبرگان و شوراهای اسلامی شهر و روستا و نیز انتخابات مجلس هشتم ترمینولوژی "تفاهم" را بجای "ائتلاف و اجماع" بکار برد؛ او گرچه در انتخابات شوراها لیست واحدی با اصلاحطلبان ارائه داد و در انتخابات مجلس لیست اعتماد ملی و ائتلاف اصلاحطلبان تقریباً در 80 درصد مشترک بود، اما قائل به این است که: «ائتلافاتی که بعضاً در جناح مرسوم به اصلاحطلب صورت میگیرد ائتلاف تصنعی است... اجماع اصلاحطلبان تنها اجماع سوتهدلان خواهد بود و نفعی برای هیچکس ندارد. به نظر من بهترین کار آن است که هر گروه اصلاحطلب، به صورت شفاف و بدون پردهپوشی برنامههای درازمدت و راهکارهای خود برای رسیدن به این برنامهها با مردم در میان بگذارد و در تحولات سیاسی آینده، این برنامهها در یک میدان رقابت جدی در معرض انتخاب مردم قرار گیرد.»
حزب اعتماد ملی با این دیدگاه، از فعالیتهای جبههای کناره گرفت، به گفته کروبی: «اصلاحطلبان دیگر نباید از تشکیل جبهه فراگیر حرف بزنند... تنها کسانی که از لحاظ فکری به هم نزدیکاند میتوانند حرف از جبهه فراگیر بزنند که البته در این رابطه باید دید حزب اعتماد ملی در آینده با چه کسانی از لحاظ فکری نزدیکتر است.» علاوهبر آن کروبی خود صراحتاً گفت: «جامعه روحانیت با ما به مراتب از جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین نزدیکتر بودند، اما از آنجا که با یکدیگر اختلاف سلیقه پیدا کردیم بدون هیچ دعوایی از یکدیگر جدا شدیم.»
یکی از بدیعیاتی که با حزب اعتماد ملی پدید آمد و دارای تاثیرات پیرامونی نیز بود؛ این گفته کروبی بود که: «دیگر راههای قدیمی جوابگو نیست و به همین دلیل به سراغ حزب و روزنامه و شبکه تلویزیونی رفتم و احساس کردم که باید حرفمان را با مردم بزنیم. البته روزنامه مخاطبین کمتری در جامعه ما دارد و شبکه از مشمولین بیشتری برخوردار است.»
بواقع حزب اعتماد ملی با وجود حفظ ارتباط خود با ابزارهای سنتی که تشکیلات از بعضا آن بهره میبرند (مساجد، هیاتها و...) سراغ ابزارهای جدیدی چون شبکه ماهوارهای و روزنامه رفت و حتی انتشار ماهنامه و فصلنامه نیز در دستور کار اولیه آن بود که از بین این رسانهها تنها روزنامه اعتماد ملی بود که به منصه ظهور رسید؛ این روزنامه در هفته پایانی فعالیت هیات نظارت دوره اصلاحات مجوز گرفت و اول بهمن 1384 به صاحب امتیازی مهدی کروبی و مدیرمسئولی محمدجواد حقشناس ـ عضو هیات موسس و شورای مرکزی حزب اعتماد ملی ـ آغاز بکار کرد.
اما شبکه ماهوارهای صبا که قرار بود شب یلدای سال 84 پخش برنامههای خود را با مدیریت بهروز افخمی کارگردان سینما آغاز کند؛ با درخواست تفسیر شورایعالی امنیت ملی (در دوره علی لاریجانی) از شورای نگهبان درباره اصل 175 قانون اساسی دال بر منع فعالیت هیچگونه شبکه کابلی، فیبری، نوری و... از فعالیت بازماند.
بنا به روایت کروبی: «آقایان داشتند کارشان را انجام میدادند، یکباره درباره شبکه، آقای افخمی را اطلاعات احضار کرده و میگویند نباید این کار را انجام بدهید، شورای امنیت ملی از طریق وزارت ارشاد به روزنامهها اعلام کرد که راجع به صبا چیزی ننویسید، به مراکز اقتصادی گفتند تبلیغاتی به صبا ندهید، معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد مصاحبه کرد و گفت صبا اجازه فعالیت ندارد و نمیتواند این کار را انجام دهد و خیلی صریح گفت باید اجازه بگیرد و اگر اجازه هم بخواهید بگیرد باید استعلام شود. علاوهبر این به صورت عملی هم وارد شدند و مانع ایجاد کردند، آقایی که نوار را به دبی میبرد در فرودگاه به او گفتند باید نوارها را تحویل دهید، او را 2 ساعت در هواپیما نگه داشتند و وقتی برگشت، باز او را اذیت کردند و از زمانی که آزادش کردند، هنوز وسایلش را ندادند.»
یکی از انتقاداتی که به کروبی شد تصمیم وی به ایجاد شبکه ماهوارهای در کشوری بود که صرف داشتن ماهواره در آن جرم است، اما کروبی در چندین جلسه و مصاحبه به این انتقاد پاسخ داد: «همان قانونی که ماهواره را ممنوع کرده است آن را برای عدهای به تناسب جایگاه و مقام و مسئولیتشان مجاز دانسته و به آنها اجازه داده که در خانهشان ماهواره داشته باشند... وقتی قانونی برای منع نیامده دیگر اجازه قانون لازم نیست.
بسیاری از شبکهها در ایران دفتر دارند و کارشان را انجام میدهند بنابراین هیچگونه مسالهای نبوده و نیاز به امتیاز دادن نداریم... این مثل آن است که شما بگویید باغ انگوری میزنید که ممکن است در آن باغ عدهای انگور خوب بخورند و عدهای هم مشروب درست کنند. بنده میخواهم ماهواره بزنم، عده زیادی دارند عدهای هم نروند بخرند و قانون را رعایت کنند... ما که نمیخواهیم کار قاچاق انجام دهیم و تلویزیون ساز و رقص راه بیندازیم... بگذارید فعالیتهای این شبکه آغاز شود، اگر برنامههای آن بهتر و مفیدتر از صدا و سیما نبود، حاضرم مرا در ملاءعام شلاق بزنید. مطمئن باشید در آن صورت خود، فعالیتهای آن را متوقف کنم.»
کروبی صاحب ماهواره نشد، اما این میل را در دیگر احزاب ایجاد کرد؛ چنانکه در همان روزها برخی اصلاحطلبان با تاکید بر ضرورت دفاع از تاسیس شبکه ماهوارهای توسط کروبی به فکر استفاده از ماهواره افتادند؛ احزابی چون جبهه مشارکت، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و حتی حزبالله ایران اعلام کردند که به سراغ شبکه ماهوارهای خواهند رفت. اخیراً هم سیدمحمد خاتمی برای اشاعه ایده گفتوگوی تمدنها ایده تاسیس شبکه ماهوارهای را مطرح کرده است.
گرچه اعضای حزب اعتماد ملی اعلام کردند که ثبت این حزب در دولت خاتمی برایشان خوشایندتر است (منتجبنیا) اما در عمل صدور مجوز برای حزب اعتماد ملی در دولت احمدینژاد صورت گرفت و حزبی که کروبی نام "آرمان اسلامی" را برای آن میپسندید اما از بین 200 نام پیشنهادی نام «اعتماد ملی» برگزیده شد، رسماً آغاز بکار کرد. پیش کنگره حزب در 4 شهریور 84 بزگرار شد، اوایل مهرماه بررسی اساسنامه حزب پایان یافت، اولین جلسه شورای مرکزی در 23 آبان برگزار و 19 اسفند 84 بیانیه اعلام موجودیت حزب اعتماد ملی منتشر شد یکی از مهمترین مواد اساسنامه 60 مادهای حزب اعتماد ملی، تشکیل شوراهای مرکزی در کشور و در استانهای مختلف بود که تعداد اعضای شورای مرکزی در کشور 31 نفر و 7 نفر نیز به عنوان اعضای علیالبدل انتخاب میشوند.
همچنین در هر استان باید 7 الی 9 نفر به عنوان عضو اصلی شورای مرکزی و 3 نفر به عنوان عضو علیالبدل انتخاب شوند. اعتماد ملی بسرعت ارکان حزب از جمله دفاتر، 6 کمیته و 11 شاخه را برپا کرد؛ دفاتر استانی را تاسیس و گردهماییهای مناطق و استانها را برگزار کرد. با این وجود تغییراتی در شورای مرکزی حزب اعتماد ملی، پیش از آنکه اولین کنگره آن در روزهای 25 و 26 مهر 87 اعضای شورای مرکزی 55 نفره را برگزیند ـ که با تغییراتی در ترکیب پیشین آن و خروج برخی چهرههای جوان ـ همراه بود، رخ داد.
مهدی آیتی از شورای مرکزی حزب استعفا داد که گرچه گفته شد استعفا متعلق به دو سال پیش بوده اما اختلافنظرهای انتخاباتی بر سر نامزدی کروبی و حمایت از کاندیداتوری خاتمی در آن موثر بود. پس از انتخابات مجلس هشتم هم روسای دفاتر سیاسی و اقتصادی که هر دو نیز از کاندیداهای حزب بودند، تغییر کردند. به هر طریق حزب اعتماد ملی گرچه به گفته بانیانش دغدغه گسترش و نهادینه کردن کار تشکیلاتی را دارد، اما نمود آن بیشتر در فعالیتهای انتخاباتی است؛ چنانکه کروبی گفته بود انتخابات خبرگان و شورای شهر و روستا در سال 85 اولین آزمایش و امتحان حزب اعتماد ملی است و اگر اتفاقی نیفتد این حزب در همه انتخابات شرکت میکند و حضور فعال خواهد داشت.