تاریخ انتشار : ۰۳ تير ۱۳۹۱ - ۱۰:۲۸  ، 
کد خبر : ۲۴۰۷۱۶
تحلیل روزنامه لبنانی السفیر از گزارش اخیر آژانس و تهدیدات تل‌آویو علیه ایران:

گزارش آژانس علیه ایران قانع کننده نیست

اشاره: روزنامه السفیر لبنان با باطل دانستن ادعاهای آژانس علیه فعالیتهای هسته­ای ایران، ضمن تشریح علل افزایش تهدید تل­آویو علیه تهران، این تهدیدها را مسخره و غیر قابل اجرا خواند.

به گزارش فارس، روزنامه السفیر لبنان در مقاله‌ای با اشاره به صدور گزارش جدید آژانس انرژی اتمی و افزایش تهدیدهای نظامی علیه ایران نوشت که کارشناسان تردیدی ندارند که دلیل‌های موجود در گزارش آژانس انرژی اتمی در مورد ابعاد احتمالی نظامی فعالیتهای هسته ای ایران با دلایلی که کالین پاول وزیر خارجه سابق آمریکا برای حمله به عراق در زمینه سلاحهای کشتار جمعی ارائه کرد، شباهت دارد، علاوه بر اینکه تردیدها در زمینه ابعاد نظامی برنامه هسته‌ای ایران در گزارشهای قبلی "یوکیو آمانو" نیز که بر اساس اسناد ویکی لیکس ارتباطات خوبی با آمریکا دارد، مزید بر علت در رد این اتهامات علیه ایران است.
انگیزه‌های اسرائیل برای افزایش تهدیدات نظامی علیه ایران
فواز طرابلسی نویسنده این مقاله در ادامه این سوال را مطرح می‌کند که چرا تهدیدات مقامات اسرائیلی در دوره اخیر بعد از مدتها سکوت آغاز شده است؟ پاسخ این سوال در این است که آمریکا می خواهد در شرایط کنونی ایران را برای استفاده از خلأ ناشی از عقب نشینی نیروهای خود از عراق بازدارد و ایران موفق نشود تا نفوذ منطقه ای خود را بویژه در عراق و کشورهای حاشیه خلیج فارس افزایش دهد، بعید نیست که آمریکا برای این منظور از اسرائیل کمک بگیرد، چرا که بنیامین نتانیاهو پیش از این بارها اعلام کرده است که عقب‌نشینی آمریکا از عراق تهدیدی برای امنیت اسرائیل به شمار می‌رود.
انحراف افکار عمومی از شرایط داخلی اسرائیل
السفیر می افزاید: از دیدگاه امنیت اسرائیل، نتانیاهو و باراک تمامی انگیزه های افزایش تهدیدها علیه ایران را دارا هستند، یکی از این انگیزه ها منحرف کردن افکار عمومی از جنبش‌های اجتماعی شدیدی است که در داخل سرزمین های اشغالی وجود دارد و به سطح بی سابقه ای رسیده است، اهمیت ورود در انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا از دیگر انگیزه های اسرائیل در این زمینه است، چرا که رقابت میان اوباما و جمهوری خواهان در زمینه پایبندی به برتری نظامی اسرائیل در منطقه در اوج خود قرار دارد، این علاوه بر این است که همواره سه پنجم کمکهای خارجی آمریکا به اسرائیل تخصیص داده می شود.
بازاریابی اسرائیل برای طرح دشمنی اعراب با ایران
این گزارش تاکید می کند که اما شاید بتوان گفت که مهم ترین انگیزه اسرائیل در این حمله تبلیغاتی علیه ایران سیاست ثابت جریان حاکم لیکود در اسرائیل است که می خواهد دشمنی اعراب با ایران را به عنوان جایگزینی برای دشمنی آنها با اسرائیل قرار دهد، این سیاست می تواند نتایجی را شامل عادی سازی روابط اسرائیل با کشورهای نفت‌خیز حاشیه خلیج فارس به دنبال داشته باشد.
از سوی دیگر در روزهای بهار عربی دیدگاه حاکمی که در عربستان و دیگر کشورهای خلیج فارس دیده می شود، این است که ایران در ورای انقلاب مردم بحرین علیه نظام دیکتاتوری این کشور و انقلاب مردمی یمن علیه رژیم علی عبدالله صالح رئیس جمهور این کشور قرار دارد.
نقش فلسطین در تهدیدات اسرائیل علیه ایران
تلاش برای از بین بردن تمامی موضوعات مذاکرات با تشکیلات خود گردان فلسطین نیز برای اسرائیل یکی دیگر از انگیزه هایی است که همین میزان اهمیت را برای تل آویو دارد، بویژه اینکه اسرائیل، آمریکا را تشویق کرده تا برای تنبیه یونسکو در قبول عضویت فلسطین به عنوان عضو دائم خود کمکهای مالی به این سازمان را قطع کند. البته از سوی دیگر اسرائیل به همین مناسبت از فرصت استفاده کرده و اعلام کرد که دو هزار واحد صهیونیست‌نشین جدید را در قدس اشغالی و کرانه باختری احداث می‌کند.
اسرائیل بدون اجازه آمریکا وارد جنگ جدید نمی‌شود
این گزارش در ادامه تاکید می‌کند که اسرائیل بدون چراغ سبز آمریکا خود را وارد جنگی نمی‌کند، این موضوع بویژه در حمله به لبنان در سال 2006 خود را نشان داد، چرا که در این جنگ، تصمیم از سوی آمریکا و ابزار اجرایی آن اسرائیل بود، اما از سوی دیگر هیچ نشانه ای وجود ندارد که تصمیم آمریکا برای حمله به تاسیسات هسته ای ایران را نشان دهد، شاید علت آن نیز در تردید آمریکا در فواید این حمله نسبت به هزینه های بالای این ماجراجویی است، این در حالی است که تمامی کارشناسان و تحلیلگران مسایل نظامی و امنیتی چه در داخل آژانس و چه در بیرون آن معتقدند که حمله نظامی تنها شاید بتواند چند ماهی فعالیتهای هسته‌ای ایران را به تاخیر بیندازد.
اسرائیل می داند که اتهامات گزارش آژانس قانع کننده نیست
"نتانیاهو دروغگو است" این تعبیری بود که نیکولا سارکوزی رئیس جمهور فرانسه در گفت‌وگوی محرمانه خود با باراک اوباما آن را مطرح کرد، گفت‌وگویی که البته به علت اشتباه سازماندهی کنندگان نشست گروه 20 در پاریس به گوش خبرنگاران رسید، آنها ایهود باراک را نیز دروغگو میدانند، چرا که هر دوی آنها از طریق تهدید نظامی ایران به دنبال باج خواهی هستند، نتانیاهو و اوباما به خوبی می دانند که آمریکا نمی‌تواند اجازه حمله نظامی به ایران را بدهد یا در آن مشارکت داشته باشد، آنها همچنین می دانند که آنچه که در گزارش آژانس انرژی اتمی به آن اشاره شده، قانع کننده نیست، آنها تنها به دنبال مبالغه در تهدید به حمله نظامی به تاسیسات هسته‌ای ایران هستند، تهدیداتی که البته قبل از اینکه در دل دشمن ترس و نگرانی ایجاد کند، خود آنها را ترسانده است، نشانه آن هم این است که ایهود باراک به سرعت هر گونه تصمیم اسرائیل در زمینه ورود به عملیات نظامی علیه ایران را رد کرد. او البته سعی کرد تا در زمینه تلفات حملات احتمالی و انتقام جویانه ایران به اسرائیل نیز شهرک نشینان را مطمئن کند، او سعی کرد در این سخنان شمارش معکوسی نسبت به بررسی های کارشناسان و رسانه های اسرائیل ارائه دهد و در حالی که رسانه ها آمار تلفات این حمله احتمالی را تا صد هزار نفر بر آورد کرده اند، وی این آمار را 500 تا هزار نفر برشمرده است.
تهدید ایران از سوی اسرائیلی مسخره است
السفیر می افزاید: موضوع هر چه باشد آیا در مورد سازمان ملل و آژانس هسته ای آن و باراک اوباما و همپیمانان آن که اولویت سیاسیت خارجی خود را در خلع سلاح هسته ای می دانند و آن را به عنوان توهینی علیه افکار عمومی جهان استفاده می کنند، آیا مسخره و مصیبت بار نیست رژیمی که بیش از 300 کلاهک هسته ای در اختیار دارد و امضای معاهده بین المللی منع اشاعه اتمی را نیز نمی‌پذیرد، تهدید به حمله نظامی علیه تاسیسات اتمی کشوری دیگر کند که هنوز برنامه هسته ای صلح آمیز خود را تکمیل نکرده و اصلا مشخص نیست که این برنامه را در راستای فعالیت‌های نظامی به کار برد یا نه؟
مشکل اصلی اسرائیل در ماهیت جنگ طلبی این رژیم است
اما در مورد منطقه این دلیل دیگری است که نشان می دهد ماهیت درگیریهای اعراب و اسرائیلی در مورد یک کشور و حقوق آنها نیست و از سوی دیگر این یک درگیری خارجی نیست که اعراب غیر فلسطینی بر اساس آن به دنبال حمایت از برادران فلسطینی خود باشند، بلکه درگیری با رژیم اشغالگر فلسطین است که آخرین دولت اشغالگر در دنیای کنونی به شمار می رود، این درگیری با گروه مسلحی است که در منظومه امنیتی امپریالیستی دنیا قرار دارد و همواره بر اساس جنگ و صنایع جنگی زندگی می کند و مأموریتهای نظامی که از وی خواسته می شود را انجام می‌دهد. این رژیم البته موفق شده تا میان منافع خود و منافع کسانی که در رأس قدرت امپریالیستی قرار دارند، مطابقت ایجاد کند، و این ترتیب است که زندگی بیش از 300 میلیون انسان در گرو تعریفی است که اسرائیل از آن ارائه میدهد و غرب همواره به برتری نظامی اسرائیل در منطقه پایبند است و تعریف‌های اسرائیل در زمینه امنیت ملی آن را قبول دارد.
السفیر در پایان این مقاله تاکید می کند: به این ترتیب است که اسرائیل خطری دائمی برای امنیت ملت‌های منطقه و تمامیت ارضی کشورها و آینده و استقلال آنها به شمار می رود، مسأله تنها در این نیست که این کشور پروژه صلح را قبول ندارد و نمی تواند روند سازش را تحمل کند و یا اینکه کسی حق ندارد از حقوق فلسطینی و عربی خود بگذرد، بلکه مسأله در این است که اسرائیل هیچ پروژه دیگری غیر از جنگ دائمی ندارد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات