شاهزاده بسمه دختر سعود بن عبدالعزیز میگوید تغییرات زیادی هست که دوست دارد در کشورش اتفاق افتد؛ از جمله آنها رانندگی زنان است، هرچند فعلا و در شرایط کنونی این مساله خیلی ضرورت ندارد. میگوید: من دختر ملک سعود هستم. کسی که نخستین دانشگاه زنان را در عربستان تاسیس و بردگی را لغو کرد. او کوشید تا نظامی پادشاهی و قانونی را تاسیس کند که جایگاه پادشاه را از نخستوزیر تفکیک کند.
او با اندوه میگوید: کشورم تا به امروز حتی وعدههای گذشته را عمل نکرده است. به گفته او فرهنگ قدیم ما ستایش میشود. البته ما هم به آن افتخار میکنیم اما احتیاج به قوانینی با ماهیتی شهروندی داریم که بر جامعه حاکم شود. او به عنوان دختر، همسر، مادر، زن تاجر، روزنامهنگار و غیره در جایگاههای مختلف جامعه عربستان حضور داشته است و اکنون میگوید مهمترین تغییراتی را که در این کشور انتظار دارد عبارتند از:
1- قانون اساسی؛ دراینباره شاهزاده بسمه میگوید: میخواهیم قانون اساسی مناسبی داشته باشیم که به مردان و زنان به صورت مساوی نگاه کند و نیز درباره قوانین شهروندی و فرهنگی و سیاسی دیدگاههای روشنی داشته باشد. برای مثال امروزه همه تصمیمها در دادگاههای سعودی مطابق تفسیر قرآن کریم است. البته این تفسیرها با دیدگاههای شخصی آنها انجام میشود. بنابراین بیشتر مبتنی بر اعتقادات شخصی افراد و نحوه شکلگیری شخصیت آنهاست، به جای اینکه مبتنی بر اصولی مشترک در سطح جهانی باشد.
این شاهزاده سعودی میگوید: من خواستار نظامی غربی نیستم بلکه میخواهم همین نظام موجود اصلاح شود. اصلاحاتی که متناسب با نیازها و فرهنگ ما باشد. از این رو باید قانون اساسی ما از قرآن الهام بگیرد. همچنین از اصولی مستحکم اخذشده باشد که مانند الان اجازه ندهد قضات بر مبنای تمایلات شخصی خود داوری کنند. بسمه معتقد است باید در مساله «حرام» تجدید نظر شود. به طور مشخص میگوید: دقیقا باید قانون اساسی از حقوقبشر و حقوق اساسی شهروندان صرفنظر از نژاد یا رنگ پوست یا وضعیت اجتماعیشان حمایت کند. باید همه در برابر قانون از حقوقی یکسان برخوردار باشند.
2- قوانین طلاق؛ دراینباره نیز بسمه میگوید «به اعتقاد من قوانین کنونی طلاق قوانینی ظالمانه است. امروزه در عربستان سعودی یک زن میتواند فقط در صورتی درخواست طلاق کند که دادخواست طلاق «خلع» را امضا کند. این یعنی اینکه باید مبلغ زیادی از سرمایههایش را به شوهرش ببخشد؛ یعنی دهها هزار دلار. یعنی خودش شخصا شهادت دهد که عامل این طلاق بوده است. این شرطی غیرممکن است.
وی توضیح میدهد «راه دیگری هم هست که زن را برآن میدارد تا برخلاف تمایلش در خانه همسر باقی بماند زیرا قانون فعلی در هرگونه طلاقی حق سرپرستی اولاد بالای ششسال را به صورت خودکار به همسر میدهد.» به اعتقاد این شاهزاده سعودی «تمام این قوانین با احکام قرآن تناقض کامل دارد. حال آنکه باید قوانین ما مبتنی بر آنها باشد. به اعتبار این قوانین حتی به دلایل سادهای زنان طلاق داده میشوند.»
3- اصلاح نظام آموزشی؛ نکته سومی را که شاهزاده بسمه بر آن انگشت میگذارد «روشی است که با زنان در عربستان برخورد میشود و این نتیجه مستقیم آموزشی است که کودکان در مدارس یا حتی دختران و پسران در سنین پایینتر دریافت میکنند.» به گفته او «محتوای روشهای آموزشی بسیار خطرناک است. برای مثال به بچهها در همان سنین کودکی آموزش میدهند که زنان از مردان در جامعه کمارزشتر هستند و نقش آنها فقط منحصر به وظایف خانواده و تربیت فرزندان است.»
به گفته او «آنها میآموزند که زن اگر باید به غیر خدا کسی را میپرستید این همسرانشان بودند و فرشتگان هم اگر تسلیم خواستههای همسرانشان نباشند مطرود خواهند شد. مطابق با این روشهاست که زنان به شدت از مشارکت در هرگونه فعالیت ورزشی و تربیتی در سطح جامعه محروم میشوند و اینها همه در نتیجه سوءبرداشت از قرآن است. به اعتقاد من این اندیشهها در مورد زنان کاملا ظالمانه است.»
وی در ادامه اظهاراتش میگوید: از اینها گذشته، تمرکز اصلی در سیستم آموزشی ما بر مطالب دینی مثل احادیث شریف و فقه اسلامی و علوم تفسیر و طبعا قرآن است. رویکرد اصلی این است که آموزش مواد غیردینی- فینفسه- آدمی را به بهشت نمیبرد و حتی وقت او را بیهوده تلف میکند. اما به اعتقاد من آموزش دینی باید صرفا محدود به آموزش قرآن و سنت نبوی باشد زیرا در این دو، اصول واقعی اخلاق اسلامی نهفته است. در عوض به جای اینکه به بچهها چیزهایی آموزش داده شود که حتی در اصول آنها هم تردید وجود دارد باید آنها را به اندیشیدن آزاد تشویق کنیم. به آنها نوآوری را بیاموزیم و اینکه برای بهبود اوضاع جامعهشان هرچه را در ذهن دارند طرح کنند و پیشنهاد دهند.»
بسمه میافزاید: «دوره تاریخ نخست اسلام دوره عظیم نوآوریها بود. به نحوی که دانشمندان اسلامی در عرصههای مختلف علمی و ادبی پیشرفت کردند. دین نباید به پردهای تبدیل شود که ما خود را پشت آن مخفی کنیم بلکه باید دین نیرویی پیشبرنده باشد که ما را تشویق به نوآوری و همکاری در محیط اطرافمان کند. روح واقعی اسلام با اینهاست که سازگاری دارد.»
4- خدمات اجتماعی؛ شاهزاده بسمه دراینباره میگوید «وزارت اموراجتماعی به جای حمایت از زنان درباره خشونت علیه آنان سهلانگاری میکند. حتی پناهگاههای اجتماعی که برای زنان اختصاص داده میشود خود با بدترین شکلی با زنان برخورد میکند بهخصوص پناهگاههایی که در اختیار دولت است.»
به گفته او: «درباره اینگونه پناهگاهها به صورت مستمر به زنان گفته میشود اگر به چنین مکانهایی بروند لکه ننگی برای خود و خانوادههایشان خواهد بود. در این میان اگر زنی متعلق به خانوادهای بزرگ و قوی باشد به خاطر اینکه کسی خشمگین نشود فورا او را به خانوادهاش برمیگردانند. بهخصوص آنهایی که مورد تجاوز قرار گرفته و باید به خانوادههایشان برگردانده شوند. با این حال ما در عربستان تعداد زیادی از حالتهای خودکشی را مشاهده میکنیم که حتی آدمهای تحصیلکردهای هستند و برای مثال پزشک یا آدمهای دانشمندی هستند.»
وی میافزاید: سعودیها نیازمند پناهگاههای مستقلی برای زنان هستند که حقوق آنها را رعایت کرده و از طریق قوانینی مستحکم بتواند فراتر از سنتهای خانوادگی عمل کرده و از زنان حمایت کند. به اعتقاد او «وزارت امور اجتماعی نه تنها حقوق زنان را نقض میکند بلکه یکی از دلایل گسترش فقر در عربستان است. سیستم فاسد این وزارتخانه نیازمند شفافیت است زیرا عامل 50درصد از فقر و نیازمندی جامعه به حساب میآید. این درحالی است که ما کشور ثروتمندی داریم و حتی میتوان گفت یکی از ثروتمندترین دولتهای جهان هستیم.»
5- اشخاص محرم؛ وی اظهاراتش را اینگونه پایان میدهد که «یک زن در عربستان بدون داشتن یک محرم نمیتواند سفر کند. یعنی باید معمولا یکی از مردانی که از نزدیکانش است او را همراهی کند. درست است که در زمان پیامبر باید مردی در سفرها زن را همراهی میکرد، اما این مربوط به زمانی است که عربستان یک صحرای مملو از راهزنان بود. امروزه تنها هدف قانون جلوگیری از آزادی زنان در رفتوآمدهاست.
این مساله نه تنها از شأن زنان میکاهد بلکه آنها را تبدیل به باری اضافی بر دوش مردان و حتی بر دوش جامعه میکند. امروزه به زنان در عربستان اجازه رانندگی داده نمیشود. این مسالهای است که بیشتر مورد توجه غربیها شده و حساسیت آنها را بر میانگیزد اما زنان در عربستان حقوق مهمتری دارند که ما باید در درجه اول به آنها دست پیدا کنیم.»
وی دراینباره توضیح داده و میگوید: «من هم موافق رانندگی زنان هستم. اما اعتقاد ندارم که الان زمان مناسبی برای صدور قوانینی برعکس این باشد. اگر زنان در چنین شرایطی رانندگی هم بکنند مورد آزار و اذیت یا حتی ضرب و شتم یا حتی اعمالی بدتر از اینها قرار میگیرند. به این دلیل است که من دادن حق رانندگی به زنان در چنین شرایطی را لازم نمیدانم و میگویم پیش از آن باید به اندازه کافی جامعه آموزش ببیند.
باید از قبل، قوانینی داشته باشیم که بتواند از زنان در برابر چنین اعمال جنونآمیزی دفاع کند. در غیر این صورت ما به برخی از افراطیها اجازه دادهایم که تعرضات بیشتری را علیه زنان اعمال کنند.» وی میگوید: «اگر در هنگام رانندگی به زنان تعرض شود آنها به دنیای اسلام خواهندگفت دیدید وقتی به زنان حق رانندگی داده شد چه اتفاقاتی افتاد. آنها مورد ضربوشتم و آزار و اذیت قرار گرفتند.
بعد به همین بهانه قوانین سختتری را برای تسلط بر زنان وضع خواهند کرد. این مسالهای غیرقابل تحمل است. برای همین میگویم ما در درجه اول نیازمند تغییراتی اساسی در قوانین هستیم. پیش از هرکاری باید در نحوه نگرش نسبت به زنان تغییراتی به وجود آید. البته اینها حقوق و آزادیهای مربوط به همه شهروندان است و باید در عربستان سعودی هم رعایت شود زیرا حقوق زنان نیز از اینها نشات میگیرد.»