جعفر محمدزاده
هفته گذشته سایت اختصاصی موضوعات جنگی «strategy page» با انتشار گزارش قرار داد 6/1 میلیارد دلاری نظامی بین باکو و تل آویو، لیست سلاحهای خریداری شده از رژیم صهیونیستی را در حالی فاش کرد که وزیر دفاع جمهوری آذربایجان در سفر اخیر خود به تهران منکر هرگونه معامله نظامی با رژیم صهیونیستی حتی به اندازه یک فشنگ هم شده بود. بر اساس گزارش فاش شده اهم بندهای قرارداد مذکور به شرح ذیل است.
1. موشک زمین به دریای «x-522-Gabriel»
2. جنگنده بمب افکن «Heron» که چهار و نیم تن وزن دارد و قابلیت پرواز در بلندی 14000 متری دارد. این جنگنده میتواند یک تن وزن را با خود حمل کند و امکان وصل انواع سلاحهای موشکانداز را دارد و هواپیمایی در ردیف جنگنده امریکایی «MQ9Reaper» است و بهمدت 36 ساعت قدرت پرواز دارد.
3. جنگنده «Searcher» که دو و نیم تن وزن دارد با 20 ساعت قدرت پرواز، در 7500 متری پرواز میکند و 120 کیلو گرم وزن را با خود میتواند حمل کند.
4. سیستم Ramبا راکت انداز باراک که قیمت هر راکت6/1میلیون دلار ارزیابی میشود و وزن آن 98 کیلو، 10 کیلومتربرد دارد. هر سیستم Ram با مجموعه راکتها و رادارها جمعا 26 میلیون دلار قیمت دارد. این سیستم میتواند اهداف زمینی و دریایی را مورد هجوم قرار دهد.
5. سیستم دفاعی راداری«Green pine»که قابلیت مورد هدف قرار دادن راکتهای بالستیک تا برد 500 کیلومتری را دارد.
مقامات جمهوری آذربایجان قرارداد نظامی مذکور را در راستای تجهیز و نوسازی سلاحهای نظامی خود با صهیونیستها امضا کردند که با توجه به اوضاع اقتصادی و اجتماعی داخلی آذربایجان دور از انتظار بود. دولتمردان این کشور برای جلوگیری از واکنشهای احتمالی افکار عمومی داخلی و کشورهای منطقه نسبت به مفاد این قرارداد، هدف آن را تلاش برای دفاع از تمامیت ارضی در مقابل تهدیدات ارمنستان و بازپسگیری اراضی اشغالی عنوان کردند. استدلالی که با واقعیات ژئوپولتیکی منطقه سازگاری ندارد و ناسازگاری آن از مفاد و محتوای قرارداد کاملا مشخص و مشهود است.
نگاهی بر انواع سلاحهای خریداری شده از رژیم صهیونیستی به خوبی نیات واقعی و عدم صداقت و چندگانگی رفتار مقامات این کشور را نشان میدهد. دولت جمهوری آذربایجان هدف از خریداری این سلاحها را دفاع از تمامیت ارضی آذربایجان در مقابل تهدیدات ارمنستان عنوان میکند اما نگاهی اجمالی به ماهیت برخی از سلاحهای خریداری شده گویای واقعیتهای دیگری است.
از جمله این سلاحها، موشک زمین به دریای «x-522-Gabriel» است که موشک فوق همچنانکه از نامش پیداست در دریاها و آبهای آزاد کابرد نظامی دارد حال آنکه جمهوری آذربایجان با ارمنستان اصلا مرز آبی و دریایی ندارد که برای دفاع از تمامیت ارضی خویش آن را بهکارگیری نماید. لذا میتوان چنین نتیجهگیری کرد که آذریها نسبت به ارمنیها، سوداهای دیگری در سر دارند؟! که خود قابل بحث جدی است.
درباره میزان تلاش آذریها برای حل بحران قرهباغ در سالهای اخیر، ارزیابی غالب کارشناسان منطقه بر این است که آذریها علاقه چندانی برای حل این موضوع از خود نشان نمیدهند و نوع رفتار مقامات این کشور و مراودات تجاری و اقتصادی دو طرف را دلیل محکمی برای دیدگاه خود میدانند. در دو دهه اخیربا وجود اینکه نشستهای مختلفی از سوی سران دو کشور با میانجیگری کشورهای ثالث انجام شده اما این نشستها نتایج قابل ملاحظهای نداشته و دلیل آن عدم قاطعیت مقامات آذری در تلاش برای بازپسگیری اراضی خود است.
سران دو کشور که به جای مذاکره با یکدیگر درباره موانع موجود برای حل این بحران منطقهای، در پشت دوربینهای رسانههای خبری به بازی بیلیارد با یکدیگر میپردازند و قراردادهای مخفیانه تجاری برای فروش نفت به ارمنستان و واردات شراب و مواد الکلی از ارمنستان امضا میکنند در حقیقت هویت ملت خویش را به سخره گرفتهاند و بجای دفاع از منافع ملی خویش به تامین منافع شخصی و اطرافیان خود میاندیشند.
لذا با این نوع تعامل و رفتار آذریها با طرف مقابل که توان و تمایل لازم را برای رسیدن به خاک خویش از طریق دیپلماسی و مسیر کمهزینه ندارند پذیرش دلیل آذریها در انعقاد قرارداد با صهیونیستها امری بسیار خوشبینانه است.بررسی جغرافیایی و ژئوپولتیکی جمهوری آذربایجان با همسایگان خود – روسیه، گرجستان، ترکیه، ارمنستان و جمهوری اسلامی ایران - نشاندهنده این حقیقت است که آذربایجان با کشورهای ارمنستان، گرجستان و ترکیه هیچگونه مجاورت دریایی ندارد و لذا خرید موشک فوق هیچ کاربردی برای کشورهای مذکور ندارد.
در این میان آذریها فقط با روسیه و جمهوری اسلامی ایران دارای مرز مشترک آبی در دریای خزر هستند و خرید سلاح فوق برای این دو کشور قابلتوجیه است. با توجه به نوع روابط و تعاملاتی که دولت آذربایجان با روسیه دارد با وجود نگرانیهای جدی که مقامات آذری از برخی رفتارهای دولتمردان کرملین دارند بهویژه در نوع مناسباتشان با ارمنستان؛ آذریها همچنان خود را فرزند خوانده روسیه قلمداد میکنند و جرات و جسارت لازم را برای چنین اقدامی نداشته و ندارند.
عدم جرات و جسارت آنها در سکوتشان نسبت به تعامل و مناسبات روسیه با ارمنستان است که آذریها هیچ واکنشی نسبت به آن نشان ندادهاند در حالی که بدترین جو رسانهای را در داخل کشورشان به لحاظ مناسبات ایران با ارمنستان علیه کشورمان ایجاد کردهاند.
بنابراین جمهوری اسلامی ایران تنها کشوری است که میتواند هدف این موشکها باشد همچنانکه رسانههای گوناگون در نخستین واکنشها به قرارداد مذکور، ایران را هدف این قرارداد عنوان کردند و اعلام کردند که صهیونیستها برای گسترش نفوذ و سیطره خویش در آذربایجان، آذریها را مجبور به انعقاد این قرارداد نظامی کردهاند. اشتراکات دینی، مذهبی، زبانی، تاریخی و... ملت ایران با آذریها همواره بزرگترین تهدید برای جمهوری تازه استقلال یافته آذربایجان بوده است که همواره در سالهای پس از استقلال خود از بحران هویت و مشروعیت رنج میبرد و الگو بودن جمهوری اسلامی ایران برای مسلمانان جهان و ملتهای آزادیخواه بیشترین نگرانی را برای مقامات آذری در پی داشته است.
همین نگرانیها، آنها را به شانتاژ رسانهای و عملیات روانی سنگین رسانهای علیه جمهوری اسلامی ایران وادار کرده، به نوعی که چنین جوسازی رسانهای علیه جمهوری اسلامی ایران در هیچ جای دنیا وجود ندارد. صهیونیستها با بهرهگیری از فضای سرد حاکم بر مناسبات دو کشور و جدی جلوه دادن تهدیدات ایران، آذریهای نگران و شیفته غرب را وارد بازی خود ساختند تا از درآمدهای حاصل از قرارداد فوق در شرایط بد اقتصادی و بحران اقتصادی هم سرو سامانی به اوضاع اقتصادی خود بدهند و هم زمینه مشروعیت بخشی حضور بیشتر خود را در این کشور بیش از پیش فراهم سازند.
درباره نگرانی حقیقی مقامات آذری از الگو بودن جمهوری اسلامی ایران باید گفت که دیدگاههای آزادیخواهی و مبتنی بر عدالت همواره مخاطبان خود را در جای جای دنیا پیدا خواهد کرد و پشتگرمی به قدرتهای فرامنطقهای نمیتواند مانع الگوپذیری ملتهای آزادیخواه و استقلالطلب باشد لذا بهترین راه مقابله با گسترش الگوپذیری؛ احترام و توجه اساسی به حقوق ملتها است.
نکته دوم درباره تهدید جلوه دادن جمهوری اسلامی ایران از سوی حاکمیت آذربایجان این است که جمهوری اسلامی ایران براساس اصول و مبانی سیاست خارجی خویش هیچ تهدیدی برای کشورهای دیگر نیست و تهدید جلوه دادن ایران برنامه و سناریوی بازیگران فرا منطقهای برای اعتماد زدایی از کشورهای منطقه نسبت به یکدیگر و زمینهسازی برای حضور خود در منطقه است لذا کشورهای منطقه باید مراقب بازی قدرتهای بیگانه در منطقه باشند که حضور آنها در منطقه نه تنها به اختلافات موجود در منطقه کمک نخواهد کرد بلکه خود به تداوم و حتی افزایش درگیرها دامن خواهد زد تا آنها توجیه لازم را برای حضور در منطقه داشته باشند و در عین حال از منابع غنی نفت و انرژی در منطقه به سهولت بهرهبرداری نمایند.
و البته آذریها به این موضوع به خوبی واقف هستند که در طول سالهای پس از انقلاب اسلامی و تجربه 8 سال دفاع مقدس، هیچ قدرتی جرات و جسارت تهدید علیه ایران را نداشته و بازی در زمین دشمنان این ملت، همچون دشمن حقیقی برای ملت ایران تلقی خواهد شد و در اختیار گذاشتن پایگاههای نظامی برای سوختگیری هواپیماهای صهیونیستها به معنی کوبیدن بر طبل جنگ صهیونیستها و تلاش برای جنگافروزی در منطقه است که آثار و عواقب آن قطعا دامن آذریها را خواهد گرفت.