عقل حکم میکند که برای رفع و تامین هر نوع نیاز مشترک گروهی، اعضای گروه حق دارند با همدیگر اندیشیده نموده و پس از تفاهم و مشورت اندیشه خود را عملی کنند. حال اگر گروهی از سیاستمداران برای اداره سرنوشت یک ملت در جایگاه مدیریت جامعه تصمیمگیری نمایند، بنابراین گروههای دیگری هم ممکن است ایدهها و طرحها و برنامههای مناسبتر و مفیدتر و بهتری داشته باشند که با عرضه آن به افکار عمومی از استقبال بیشتری برخوردار شوند.
2- ضرورتهای سیاسی
در فضای بحث و تبادل نظر سیاسی که بطور معمول برای اداره امور جامعه انجام میگیرد، هزاران موضوع مختلف و متنوع مبادله میشود. در این میان گروههایی که با مشارکت همدیگر و یا بطور مشترک نظریات و دیدگاههای یکسان دارند، بصورت رسمی و یا غیررسمی نقش یک حزب را ایفا میکنند. علاوه بر این حوزه سیاست از نظر مبانی، ساختارها، کارکردها، راهبردها، شرایط پیرامونی، عوامل و عناصر بسیار وسیع و متنوع بوده که لازم است در این رابطه گروههای مختلفی در هر کدام از این موارد وارد شده و برنامهها یا مواضع خویش را اعلام نمایند.
چنانچه حزبی با هدایت آشکار و یا پنهان با کسب آرای مردم و دستیابی به قدرت حاکمه زمام امور را به عهده گیرد، بدون شک غالب مسئولیت اداره جامعه به عهده آن حزب خواهد بود و این تجربه در دنیا بارها تکرار گردیده است. البته شرایط جمهوری اسلامی با شرایط سایر نظامهای دنیا متفاوت است و این شرایط نظام ما را بینیاز از حزب نمینماید و بلکه با وجود احزاب آشکار و یا پنهان وابسته به دشمنان این نیاز صدچندان خواهد بود.
3- ضرورتهای اجتماعی
در مسایل اجتماعی که حوزههای وسیعی از موضوعات اجتماعی نظیر رفاه عمومی، اشتغال، درآمد، بهرهوری، مدیریت، کارآفرینی، مسایل و موضوعات شهری، ارتباطات، خانواده و مسایل پیرامون آن، ناهنجاریها، آموزش و دهها شاخص توسعه را در بر میگیرد، اگر هر حزبی بصورت مستدل، مستند، علمی یا کاربردی، تجربی و با ارایه الگوها در هر کدام از موضوعات مورد نظر به ارایه راهبردها و برنامهها و دیدگاههای خود بپردازد، تکلیف دولت و مردم را تا حدود زیادی مشخص مینماید. به هر حال هر دولتی باید الگویی برای برنامههای اجرایی خود داشته باشد این الگوها بدون شک از چند حالت خارج نیست.
الف ـ ممکن است بصورت پنهان و یا آشکار از یک حزب گرفته، شده باشد.
ب ـ ممکن است بصورت پنهان و یا آشکار از چند حزب گرفته شده باشد.
ج ـ ممکن است بصورت پنهان و یا آشکار از الگوهای کشورهای صاحب تجربه استفاده شده باشد.
د ـ ممکن است بصورت التقاطی و یا تلفیقی از هر الگویی تصویربرداری شده باشد.
و ـ ممکن است بدون الگو دولت و مجلس موضوعات را به اتفاقات و حوادث شرایط بسپارند.
هر کدام از حالتهای فوق ضمن اینکه بدون فایده نیستند، ولی پیامدهای بسیار ناگواری برای اداره امور جامعه دارند که هر کدام از این پیامدها تحت عنوان یک یا چند مشکل اجتماعی در حوزههای زندگی مردم متجلی میگردد. بنابراین اگر دولت بطور مشخص از الگوهای ارایه شده یک یا چند حزب همگرا استفاده کند، تکلیف خود و مردم را در گذر زمان مشخص مینماید. کمااینکه بدون تشبیه تا حدودی این رویه در کشورهای غربی پیشرفته با ساختار موردنظرشان اعمال میگردد.
ضرورتهای حاکمیتی
حاکمیت در هر نظامی در قبال جامعه مسئولیتهایی دارد و معمولا امور حاکمیتی امور کلانی هستند که با نگاه ملی به نیازهای جامعه مورد توجه قرار میگیرند. اگر در کشور احزابی با برنامههای وسیع و یا حتی محدود به فعالیت و رقابت بپردازند حاکمیت ضمن اینکه با استفاده از قوانین نظارهگر امور ملت، این قبیل فعالیتها را باید گامی به جلو بر اداره امور جامعه تلقی نماید زیرا احزاب بخشی از تکالیف و بار حاکمیتی را به عهده میگیرند و در این میان مردم هم بهتر میتوانند با دقت و هوشیاری انتخاب نموده و مطالبات خود را از این طریق پیگیری نمایند و اگر حاکمیت از این روش اجتناب نماید، صرفنظر از حاکمیت ولایت فقیه به مرور گرایش به استبداد شکل میگیرد. ادامه دارد...