علی تتماج
دولتمردان کاخسفید در سالهای اخیر بهانه اصلی سیاست خارجی خود را بر اصل مبارزه با تروریسم تدوین نمودهاند! در این چارچوب گروههای تکفیری القاعده و طالبان مهمترین نقش را ایفا میکنند. در شرایطی که آمریکا برای شکست اتحاد جماهیر شوروی سابق در افغانستان به تشکیل و تقویت القاعده پرداخت، تلاش نمود تا از آن به عنوان ابزاری برای اجرای اهداف آینده بهرهبرداری نماید. این تحرکات که پس از حوادث 11 سپتامبر تشدید گردید بر چند محور استوار میباشد. تفرقهافکنی میان مسلمانان که جنگ شیعه و سنی را به همراه داشته باشد، تقابل اسلام و مسیحیت که سران کاخسفید آن را جنگ صلیبی نامیدند (در جنگ افغانستان بوش لفظ جنگ صلیبی را به کار بست) در حالی که هدف نهایی آن دوری جهان از جنایات صهیونیستها در عرصه بینالمللی بود، تخریب چهره جهان اسلام در میان افکار عمومی برای جلوگیری از رشد اسلام در غرب و واداشتن اعراب به دادن امتیازات اقتصادی و سیاسی به آمریکا، اجرای اهداف توسعهطلبانه در افغانستان، عراق، لبنان، سومالی، سوریه، سرزمینهای اشغالی فلسطین و... را میتوان از مهمترین کارکردهای القاعده برای آمریکا ارزیابی نمود. البته این نکته قابل ذکر است که بخشی از اعضای القاعده به جنگ با آمریکا میپردازند و بعضا فضای امنیتی آمریکا را با چالش مواجه میسازند اما در نهایت اقداماتشان در چارچوب اهداف واشنگتن مورد بهرهبرداری قرار میگیرد.
نکته مهم در سیاستها و مواضع سران کاخسفید در مقطع کنونی، تاکید دوباره آنها بر قدرتیابی القاعده و بعضا بیان فعالیتهای آینده آنها است. این مواضع در حالی اتخاذ میگردد که اولا در هفتههای اخیر نوارهای صوتی و تصویری و بیانیههای سران القاعده در رسانههای ایالات متحده (وابسته به دولت) انتشار مییابد که در آنها بر افزایش تحرکات در ماههای آینده تاکید شده است ثانیا در کنار القاعده در عراق و افغانستان و سومالی، در لبنان نیز گروه سلفی فتحالاسلام به رهبر «شاکر العبسی، در اردوگاه فلسطینیان بحرانهای شدیدی را در لبنان ایجاد کرده است. با عنایت به این حقیقت که ایالات متحده همواره از القاعده برای تحقق اهدافش بهرهبرداری نموده است، بررسی تحولات جهانی و سیاستهای آمریکا میتواند بار دیگر پرده از ائتلاف این گروهها با سران ایالات متحده پرده بردارد.
1- دولتمردان کاخسفید برای توجیه اشغالگری و درخواست بودجه 100 میلیارد دلاری در افغانستان و عراق با چالشها و انتقادهای بسیاری مواجه میباشند. از سوی دیگر آنها برآنند تا دامنه جنگ را از عراق و افغانستان خارج و افکار عمومی را به کشور دیگری معطوف سازند در حالی که حضور القاعده در سایر نقاط را نشانهای بر تنگتر شدن حلقه محاصره القاعده عنوان میدارند که آنها را به خارج از عراق و افغانستان سوق داده است.
2- از سیاستهای آمریکا، اشغال لبنان میباشد. آنها که با یورش صهیونیستها و حمایت از سینیوره در برابر مردم به این مهم دست نیافتند برآنند تا با تشکیل دادگاه بینالمللی ترور حریری و نیز فعالیتهای گروه سلفی فتحالاسلام برای اجرای این مهم بهرهبرداری نمایند عملکرد فتحالاسلام آشکار میسازد که آنها در چارچوب اهداف آمریکا و با نام القاعده لبنان برای ایجاد جبههای جدید در برابر حزبا... و در نهایت ایجاد زمینههای لازم برای ورود نظامیان آمریکایی (رسالت مبارزه با تروریسم) فعالیت میکنند.
زمینه دیگر فعالیت فتحالاسلام ایجاد زمینه برای دخالت آمریکا در سوریه میباشد چنانکه شاکر العبسی در اظهارات خود سوریه را نیز از مراکز القاعده در آینده دانسته است.
3- نکته مهم در مواضع القاعده در مقطع کنونی، تاکید آنها بر فعالیت در سرزمینهای اشغالی فلسطین است. آنها تاکید دارند که در کنار آمریکا به مبارزه با یهودیان میپردازند. این مواضع در شرایطی اتخاذ میگردد که رژیم صهیونیستی در اراضی اشغالی به توسعهطلبی، کشتار فلسطینیان ادامه میدهد. از سوی دیگر برای اعمال فشارهای بینالمللی بر مخالفان منطقهای و بینالمللی و با هدف تسریع در روند سازش با اعراب (براساس منافع تلآویو) و کوچ یهودیان به اراضی اشغالی فعالیت میکنند. این تحرکات در کنار اظهارات القاعده میتواند رسالت مبارزه با تروریسم و لزوم اجرای تحرکات صهیونیستها در اراضی اشغالی (توسعهطلبی و کشتار فلسطینیان) را به همراه داشته باشد.
4- در هفتههای اخیر ایالات متحده برای استقرار سیستم دفاع موشکی در اقصی نقاط جهان فعالیت میکنند. آنها در حالی این طرح را پیگیری میکنند که مخالفتهای داخلی و خارجی با آن ادامه دارد. با توجه به اینکه بهانه آنها امنیت بینالملل میباشد، عملکردهای القاعده میتواند توجیهی برای این مهم باشد. آنها با نام فعالیت گسترده در عراق و افغانستان و اکنون لبنان فضایی امنیتی را بر جهان حاکم میسازند تا در نهایت افکار عمومی برای اجرای طرح سپر موشکی اعلام رضایت نماید (این امر روسیه را نیز وادار به پذیرش طرح میکند).
5- ایالات متحده برای حضور در خاورمیانه، ایجاد رقابت تسلیحاتی، در میان کشورها به بهانه مبارزه با تروریسم، اجرای طرح سازش میان اعراب و رژیم صهیونیستی با اتکا به ادای دین مسلمان به امنیت جهان (القاعده را برگرفته از اسلام مینامند)، فعال نمودن اعراب در عراق و سیاستهای توسعهطلبانه آمریکا در خاورمیانه و... فعالیتهای بسیاری در خاورمیانه داشته است. این سیاستها در حالی پیگیری میشود که تشدید فعالیت القاعده تسریعکننده این توسعهطلبیها خواهد بود.
درنهایت میتوان گفت: ایالات متحده همچون سالهای گذشته بار دیگر القاعده را به بهرهبرداری اهداف منطقهای و بینالمللی مبدل نموده است در حالی که صدها تن قربانی این بازی میگردند. با تمام این تفاسیر حضور فتحالاسلام در لبنان و گروههای موسوم به القاعده در اراضی اشغالی و اعلام فعالیت حامیان القاعده در آمریکا و اروپا این حقیقت را آشکار میسازد که ایالات متحده به رغم ادعاهای خود، در امر مبارزه با تروریسم شکست را پذیرا شده است و اشغال افغانستان و عراق نه برای مبارزه با تروریسم بلکه صرفا برای سیاستهای توسعهطلبانه بوده است. البته آنها این شکستها را به بهانهای برای سیاستهای جدید خود مبدل نمودهاند هرچند که تحولات آینده این سناریوها را نیز به شکستی دیگر برای آنها مبدل خواهد نمود.