بخش سیاسی داخلی: اگر چه بیش از یک سال تا انتخابات ریاست جمهوری یازدهم زمان باقی است و کشور حال و هوای انتخابات مجلس را دارد اما برخی رسانه های دوم خردادی تلاش دارند با تحویل و تغییر فضا به انتخابات ریاست جمهوری ترجمان ناقصی از اوضاع کشور را در افکار عمومی مطرح کنند. طی روزهای گذشته این رسانه ها کوشیدند اسامی برخی از افراد را به عنوان نامزد احتمالی اصلاح طلبان در انتخابات آینده ریاست جمهوری مطرح کنند و محمد خاتمی را به عنوان کانون وحدت اصلاح طلبان در دور آینده انتخابات رو و پشت پرده معرفی نمایند.
این در حالی است که در تحلیل پدیده خاتمی بین گروههای دوم خردادی این یک سئوال جدی است که خاتمی مایه اتحاد است یا اختلاف. خاتمی اگر چه با رای خود در دماوند تلاش کرد پلی برای بازگشت باقی بگذارد اما وی متعلق به گذشته است و این موضوع را بهتر از هر کسی شخص خاتمی میداند.
فتنه 88 محک سنگینی برای خاتمی و یارانش بود که مردم را نسبت به این جریان ساختارگریز برای همیشه بی اعتماد ساخت. دبیرکل جبهه پیروان خط امام و رهبری خاطر نشان کرد: اگر اصلاح طلبان یک آسیب شناسی ازعملکرد گذشته خود داشته باشند و بخواهند داخل نظام حرکت کنند کسی مانع آنها نیست ولی باید از همگرایی با آمریکا وغرب دست بردارند تا درنظر مردم جایگاهی داشته باشند.
حبیب الله عسکر اولادی تصریح کرد: خاتمی سعی میکند اصلاح طلبانی که درچارچوب نظام حرکت می کنند را سازماندهی کند ولی معلوم نیست که چقدر توفیق این کار را پیدا کند. وی با اشاره به اینکه خاتمی با مشکلات متعددی در جریان اصلاح طلبی روبهرو است گفت: وی بایستی موضع خود را با رفقای سابق خود که تا سر حد خصومت با نظام و مردم پیش رفتند مشخص کند و این در حالی است که او هنوز پاسخ این موضوع را نداده است.از سویی آنهایی که خاتمی را از قطار اصلاحات پیاده کردند امروز خواستار لوکوموتیورانی او هستند.
لوکوموتیوی که واگنهای آن نه در یک ریل بلکه هر کدام در چند ریل جداگانه قرار دارد. این یک انحراف ذهنی استراتژیک است که برخی به ظرفیتهای ازدست رفته خاتمی دل بستهاند مضاف براینکه تشخیص و تخمین جایگاه سید محمد خاتمی در افکار عمومی کشور مستلزم مطالعات گستردهای است که در صورت کوچکترین اشتباه حداقل سرمایه گروههای دوم خردادی را نیز به باد میدهد.
بسیاری از اصلاح طلبان اصیل مواضع غیر قابل قبول خاتمی در فتنه 88 را بر نمی تابند و خواستار موضع گیریهای صریح وی علیه سران فتنه بوده و هستند.
معمولا تا چند ماه به انتخابات مانده نمیتوان از یک افکار عمومی منسجم و واقعی سخن راند. تنها مسائل مهم وگفتمان ساز است که میتواند در یک دوره ده ساله یا بیشتر افکار عمومی را حول خود نضج دهد. از سویی در جوامع موزائیکی تشخیص جایگاه افراد و شعارهایشان در افکار عمومی به مراتب سختتر است.
واقعیت آن است که دوم خردادیها طی ده سال گذشته یک ارزیابی دقیق از جایگاه متغیر خاتمی در افکار عمومی نکردهاند وگمانهزنیهای فعلی مبنی بر حضور مجدد خاتمی و ظرفیتهای به اصطلاح ذاتی وی نمیتواند درموقعیت آتی اصلاحطلبان موثر افتد.از سویی با بلوغ سیاسی جامعه از میزان نفوذ عوامل شخصیتی کاسته شده و مردم بیش از آنکه تحت تاثیر افراد واقع شوند برنامهها و شعارهای انتخاباتی برایشان مهم است.
از آنجا که گروههای دوم خردادی هنوز بر یک مانیفست مشترک توافق نکردهاند خاتمی نمیخواهد وارد فازی شود که هیچ حرف جدیدی برای گفتن نداشته باشد. تز تحقق جامعه مدنی به سبک لیبرال دموکراسی سالهاست که در جامعه ایران شکست خورده و هنوز دوم خردادیها شعار جدیدی را از برای گفتمان سازی در جامعه مطرح نکردهاند. در واقع خاتمی به واسطه عوامل شخصیتی خود که در آن اما و اگر زیاد است آیا میتواند در پشت پرده مایه ائتلاف حداکثری اصلاحطلبان گردد؟
و آیا بحث های انتخاباتی زودهنگام دوم خردادی ها می تواند آنها را ازنقطه احتضار سیاسی برهاند و یااینکه این دست گمانه زنی های رسانه ها بیشتر شبیه به تنفس مصنوعی به یک میت سیاسی است؟ می گویند تو ممکن است درنگ کنی ، اما زمان ، درنگ نخواهدکرد و هیچ کس نمی تواند زمان را به عقب برگرداند. زمان آموزگار خوبی است اما از اقبال بد تمام شاگردان خود را می خورد.