تاریخ انتشار : ۰۸ مرداد ۱۳۹۱ - ۰۴:۴۶  ، 
کد خبر : ۲۴۰۸۲۵
بایسته‌های نظری توسعه علوم انسانی

بسترسازی تئوریک الگوی مردم‌سالاری دینی


مجتبی حدادی
یکی از اصلی ترین مسائل در حوزه فرهنگ را باید در بحث تغییر و تحول در علوم انسانی جستجو کنیم. مسئله ای که سالهاست از سوی مقام معظم رهبری بر ضرورت آن تاکید شده است.علوم انسانی برخاسته از فکر و اندیشه انسان برای شناخت بیش از پیش خویش است. علوم انسانی تلاش بشریت برای درک حقایق خود و محیط پیرامونش است.
انسان به خود ، ذاتش و محیط پیرامون می نگرد ،می اندیشد و با کنجکاوی قابل تحسینی سعی در پی بردن به سررشته های اصلی دارد .می توانیم ادعا کنیم که علوم انسانی هرجامعه خاص و منحصر به فرد خویش است.در واقع علوم انسانی نتیجه فرهنگ و بینش یک جامعه و علی الخصوص نخبگان آن است و فرهنگ نیز اصالت وجودی خویش را از علوم انسانی به عاریه گرفته است. در واقع می توان با کمی تسامح فرهنگ را صورتی عام از علوم انسانی دانست .
این فکر و بینش نخبگان جامعه در خصوص کلیت و ماهیت انسان و جهان است که در لابه لای افکار مردم رسوخ پیدا می کند و آداب و رسوم و الگوهای رفتاری را پدید می آورد. در واقع علوم انسانی ستون های استوار تکوین ، رشد و نمو هر تمدن بزرگ به شمار می آید.اما در دنیای فعلی دیگر خبر از تمدن و فکر و اندیشه انسانی منحصر به فرد و خاص وجود ندارد . آنچه که در اقصی نقاط دنیا حتی در خود چین دید می شود علوم انسانی غربی مبتنی بر عقل مدرن است .
در تعریف پایه های فلسفی غرب مدرن می‌توان به اومانیسم ، سکولاریسم ، از خودبیگانگی، لیبرالیسم و نیهیلیسم اشاره کرد . اما به حتم و یقین وجه اشتراک تمامی این مفاهیم یک چیز است و آن عقل منقطع از وحی و علوم حصولی می باشد. پایه های غرب مدرن بر یک چیز بنا شده است و آن جدایی انسان از عالم معناست.
اما تجربه غرب مدرن نشان می دهد که عقل ابزاری هر گز نمی تواند سعادت و کمال و حتی آرامش را حداقل در این دنیا پدید آورد . از این روست که باید گفت تسری اندیشه غرب مدرن به سایر جوامع هیچ گونه عقبه عقلایی ندارد. حداقل اگربخواهیم با عقل ابزاری غرب نیز به این موضوع نگاه کنیم راهی که غرب پیموده است کاملااشتباه بوده و نتایج آن امروز در
پیش‌روی مان قرار دارد. از این روست که می‌توان گفت ضرورت دارد تا باردیگر ارتباط میان علوم انسانی و عالم معنا گشوده شود . عقل انسان بدون معنویت و وحی هیچ گاه نمی تواند راهی صواب را پیشنهاد دهد. امروز ایران اسلامی مهد تفکر دینی و عقلانیت متکی به وحی است .
تجربه ایران اسلامی یک تجربه جدید است که در مقابل دیدگان بشریت قرار گرفته است .
بی‌شک امروز وظیفه سنگینی بر دوش نخبگان و دانشگاهیان ایرانی ست چرا که ما باید به سرعت به نیازهای بشر قرن بیست و یک پاسخ دهیم .
از این روست که ضرورت می یابد تا در اولین گام تفکرات غربی در علوم انسانی را به کناری نهاده و از پشتوانه تئوریک خویش که بیش از هزار سال قدمت دارد و منشاآن نیز در دستان معصومین علیهم السلام است استفاده کنیم و به مقتضیات جهان امروز پاسخ دهیم.
تحول در علوم انسانی ضرورتی است که با هویت ایران اسلامی گره خورده است . اگر قرار است الگوی مردم سالاری دینی به یک الگوی منطقه ای و جهانی تبدیل گردد نیازمند کارآمدی در تمام حوزه هاست و این کارآمدی نیز صرفا متکی بر داشتن یک عقبه تئوریک غنی و قوی است. همین امروز نیز پایه های تمدنی غرب بر یک فلسفه کاملا خاص و متمایز از غیر بنا شده است و می توان گفت ریشه های پیشرفت و پسرفت های غرب مدرن را باید در عقبه تئوریک و فلسفه دانست.
از این رو ما نیز باید به دنبال ایجاد یک بستر تئوریک که مبتنی بر عقلانیت دینی است حرکت کرده و نیازهای فکری جامعه را پاسخ دهیم.
در این میان پشتوانه غنی تمدن اسلامی و هوش و نبوغ متفکران ایرانی می تواند بسیار راهگشا باشد و حداقل می توانیم بگوییم اگر عزم و اراده برای ایجاد یک تحول بنیادین و عمیق در علوم انسانی وجود داشته باشد بستر ها و امکانات اولیه آن به وفور در ایران وجود دارد.
البته تاکنون نیز برخی اقدامات در تغییر سر‌فصل های علوم انسانی و بازنگری در بخش هایی از کتب درسی صورت پذیرفته است.
پاییز سال گذشته بود که رئیس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی از اعلام و تحویل 38 رشته بازنگری‌شده علوم انسانی به وزارت علوم، تحقیقات و فناوری خبر داد. بر اساس این گزارش سرفصل دروس مدیریت مشاوره، تاریخ با دوگرایش کارشناسی آزاد، تربیت دبیر، زبان و ادبیات فارسی، فلسفه، امورتربیتی و مشاوره در دو شاخه، علوم اجتماعی، ارتباطات اجتماعی، برنامه‌ریزی اجتماعی، پژوهشگری اجتماعی، تعاون و رفاه اجتماعی، دبیری خدمات اجتماعی، دبیری علوم اجتماعی، علوم اجتماعی(ارتباطات اجتماعی و برنامه‌ریزی اجتماعی)، زبان و ادبیات انگلیسی، روانشناسی کودکان استثنایی و عمومی، روزنامه‌نگاری، روابط عمومی، اقتصاد -اسلامی، روانشناسی – اصلاح و تربیت، مدیریت و برنامه‌ریزی آموزشی، علوم تربیتی تکنولوژی آموزشی، حقوق، مطالعات خانواده، علوم اقتصادی، اقتصاد، پول و بانکداری، علوم اقتصادی(اقتصاد نظری، اقتصادبازرگانی، اقتصاد)، علوم سیاسی، علوم اجتماعی-مردم‌شناسی، مدیریت دولتی، مدیریت بازرگانی، مدیریت فرهنگی و هنری، فلسفه و ادیان(فلسفه و عرفان اسلامی -ادیان)، دوره کاردانی ارتباطات – ارتباطات اجتماعی، خبرنگاری – استراتژیک خاص، کارشناسی ناپیوسته تربیت معلم مطالعات اجتماعی، علوم اجتماعی (روزنامه‌نگاری و روابط عمومی) و ادیان و مذاهب بازنگری شده است.
اما باید دانست که بحث تحول در علوم انسانی یک بحث ریشه ای و عمیق است و صرف اتکا بر این بازنگری ها نیز نمی توان به مقصود کامل رسید. علی الخصوص آنکه ما در انقلاب فرهنگی در اوایل پیروزی انقلاب نیز بازنگری در برخی سرفصل های علوم انسانی را تجربه کردیم که چندان موفق نبود.
تحول در علوم انسانی نیازمند یک سیر تدریجی و یک ساختار هدفمند است که در طول زمان نیاز های جامعه اسلامی را پاسخ دهد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات